eitaa logo
نوای آئینی متن نوحه و شعرهای آئینی
94 دنبال‌کننده
71 عکس
6 ویدیو
2 فایل
نوحه هایی که در کانال منتشر میشود بعضی ازمتنها و شعر در دسترس نوحه در اینجا قرار داده میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
-مقدس ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک بر زعم ظلمت پرتو افروزی مبارک ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک فجرآفرینان سینه ی شب را دریدند در فجر هشتم فتح دیگر آفریدند فاو از ظلام نعر بندگی وارهیدند این مژده ی تجدید پیروزی مبارک ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک فجرآفرینان حمله بر اشرار کردند در این تهاجم دل به نصر حق سپردند از فاو زنگار سیه روزی ستردند با خشم و آتش اهرمن سوزی مبارک ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک پیکارتان ای شب شکاران بی امان باد برق سلاح گرم تان آتشفشان باد بازوی تان بر رزم دشمن پرتوان باد فتح خدایی بهرتان روزی مبارک ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک فتح شما شایان مجد و افتخار است با این ظفر دشمن به فکر انتحار است بر رزم تان فتح نهایی آشکار است جند خدا را شوکت اندوزی مبارک ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک ای شب شکافان بر سپاه شب برانید ما را به مرز فتح و پیروزی برانید ملک عراق از جور بعثی وارهانید از بهر دشمن این سیه روزی مبارک ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک اوضاع دشمن می رود رو بر وخامت صدامیان را نیست تاب استقامت باشد بلند از نای شان بانگ ندامت بر جان دشمن آتش افروزی مبارک ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک دشمن گرفتار شکست و انهدام است بی شبهه عمر ظلمت بعثی تمام است خصم سیه دل در جهان رسوای عام است از ما عدو را عبرت آموزی مبارک ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک والفجر هشتم می گشاید کربلا را از دل کند وا عقده ی دیرین ما را ظاهر نماید آیت لطف خدا را بر کربلا ما را نظر دوزی مبارک ای شب شکاران فجر پیروزی مبارک
پاسدار رهبرم... عاشقم گر چه نشسته برف پیری بر سرم درد عشق و انتظارت را به جانم می خرم پیرو راه امامم در سپاه کشورم پاسداری می کنم من جان فدای رهبرم وای اگر دشمن بخواهد آتش افروزی کند پیکرش را مثل شیر حیدر از هم می درم سرباز جانباز توأم من شاهدی آزاده ام سردار بی سر می شوم فرمان بده آماده ام عشق خمینی بر دلم شور حسینی در سرم یک بوسه از روی تو را با قیمت جان می خرم فرزند جانباز توأم اینک به میدان می روم رؤیای صادق دیده ام سوی شهیدان می روم با جاودان کربلا با جان نثاران حرم از جان سلامت می دهم با جان پیامت می برم مانند طوفان بی امان همچون شهاب از کهکشان بر قلب دشمن میزنم از آب و خاک و آسمان 🌷🌷🌷
محب آل ختم المرسلینم فدایی امیرالمومنینم منم ام الابالفضل دلاور کنیز فاطمه ام البنینم بگویم با چشمان تر همه هستم نذر دلبر فدای زهرا و حیدر اگر چه در حریم الله عزیز هستم به کلثوم و به زینب هم کنیز هستم آه، واویلا واویلا واویلا مدینه محشری کبری به پا شد خبر از کاروان کربلا شد بشیر آمد به من گفتا پریشان که عباست لبِ تشنه فدا شد فدای سوز احساست شده پرپر گل یاست جداشد دست عباست چو دستانش ز کینه بر زمین افتاد سر و کارش به گُرز آهنین افتاد آه، واویلا واویلا واویلا بگفتم والِهِ روی حسینم اسیر و بنده ی کوی حسینم من و عباسم و هرچه در عالم همه قربان یک موی حسینم گُلم گشته فدا آخر فدای مقتدا آخر شدم حاجت روا آخر خداروشکر که عباسم فدایی شد فدای آن شهید کربلایی شد وای، حسین وای حسین وای حسین وای سبک: شاعر: 🔴🔴☫☫🟢☫☫🔴🔴
علیه السلام کریم سفره دار این دیارم ولی یک یاور و همدم ندارم شده تصویری از غمهای کوچه تمام زندگی گریه دارم منم سردار بی لشگر خودم دیدم با چشم تر زمین افتادن مادر دلم محزون ، لبم پر خون ، جگر پاره ندارم من ، به جز رفتن ، ره چاره وای، حسن جان حسن جان حسن جان نگاهم سوی چشمان حسین است سرم بر روی دامان حسین است پریشانم برای لحظه ای که همه عالم پریشان حسین است امان از ماتم عظمی امان از خاک کربلا امان از عصر عاشورا دهم جان و ، کس و کارم ، به دور من نشد یک دم ، تنم بازیچه ی دشمن وای، حسن جان حسن جان حسن جان ببین افتاده لرزه در صدایم بیاور خواهرم تشتی برایم شده خونین لب و دندانم اما فقط فکر تو در شام بلایم تو را می بینم بی تابی اسیری در اضطرابی میان بزم شرابی به یک ضربه ، لب یار ، تو می بندند به اشک تو ، به غمهای ، تو میخندند وای حسن جان سبک: شاعر: 🔘🔘🔘🔴🔘🔘🔘
متن کامل مثنوی انتخاب.doc
حجم: 38.4K
متن کامل مثنوی انتخاب (لبیک یا حسین...) سروده محمد زمان گلدسته
نمیشه سرگردون نمیشه آواره کسی که تو دنیا حسین و دوست داره تو حرم بازم گره گشایی کرده محاله گدا بره گدا برگرده قلبم رو دُر کن دستام و پُر کن (حسین وای) حرف حرم شد باز دلم مسافر شد خوش به حال اونکه دوباره زائر شد هرچی کربلا بری بازم جا داره واسه دلشکسته ها حرم جا داره چشم انتظارم دل بیقرارم (حسین وای)
علیها سلام ما در دو جهان فاطمه جان دل به تو بستیم محبّان تو هستیم نظر کن ز عنایت به فردای قیامت ای شاه عرب نیمه ی شب جسم منِ زار در خاک تو بگذار نبینی رخ نیلی تو از ضربت سیلی سبک:
علیها سلام جز غصه ندارم به لب دیده کلامی زهرا و جنایات لعینان حرامی بین شرر افتاد در پشت در افتاد بدتر بوَد این واقعه از داغ گل و داس مسمار زده بوسه به گلبرگ گل یاس ذکر دل مولا واویلا واویلا بر فاطمه شد بعد نبی ظلم و جنایت شد محسن او کشته به اثبات ولایت زهرای حزینه مجروحه ی کینه یا فاطمه جان ما به حریم تو فقیریم ای کاش که از داغ غمت جمله بمیریم ای نور حمیده بانوی شهیده تاریخ ز تو درس خوش عشق گرفته ایزد ز ازل مدح تو را خوانده و گفته ای عصمت کبری یا حضرت زهرا سبک: شاعر:
جانباز شهید حاج فریدون غلامی ای گُلِ خوشبوی حسینی مرام حاج فریدونِ غلامی ! سلام ای یلِ برگشته ز میدانِ جنگ بر تنِ تو زخمِ فراوان جنگ ای ز فراقِ شهدا بیقرار عبدِ شکیبای خداوندگار بندِ نخاعت اگر از هم گسست قامتِ سَروَت اگر از پا نشست دستِ ستم قدِّ تو را خم نکرد ذرّه ای از عشق تو را کم نکرد گشت پس از جنگ به عِزّ و وقار تکیه گَهت صندلی چرخدار صبر ، تو را بوسه به بازو نهاد پیش قدمهای تو زانو نهاد حاج فریدون ! دل ما جای توست شهر پُر از عطر نفسهای توست رفتی و ما پیرِ غمت گشته ایم بستۀ زنجیرِ غمت گشته ایم تا ز قفس روحِ تو پرواز کرد عرش به روی تو بغل باز کرد عشق نشان داد سرافرازی ات نمرۀ (صد) داد به جانبازی ات با تنِ مجروح و رخ زرد خویش شِکوه نکردی ز غم و درد خویش رنجِ تو بیهوده نشد هیچوقت روحِ تو فرسوده نشد هیچوقت گر چه نبودی به سرِ پای خویش هم ، ننشستی به سرِ جای خویش قافله را سلسله جُنبان شدی مَردِ پرانگیزۀ میدان شدی با دلِ راضی به قضا و قَدَر عُمر گرانمایه ندادی هَدَر در همه جا محور وحدت شدی شمعِ فروزندۀ هیأت شدی ای شهدا را همه آئینه دار مردِ فداکارِ ولایتمدار ای که نصیب تو زیارت شده مست ز مینای شهادت شده بود به گلزارِ وفا ریشه ات صبر و رضا بود در اندیشه ات دستِ توانای تو ای یارِ خلق باز نموده گِره از کارِ خلق هر چه به دل درد و غم انباشتی روی لبت خندۀ غم کاشتی هیچکسی آه تو را حس نکرد غصۀ جانکاه تو را حس نکرد شمع شدی تا به سحر سوختی بر همه پروانگی آموختی ای به فدای تنِ مجروح تو خسته نشد در تنِ تو روح تو غرقِ غمم ، سالِ عروج تو را بوسه زنم بالِ عروج تو را حال که از رنج و غم آسوده ای راهِ غمِ علقمه پیموده ای ای که ابالفضل شد الگوی تو زد عَلَمِ خود به سرِ کوی تو ای که ابالفضل ز جام بلا کرده تو را مستِ مِیِ کربلا حال که در ساحلِ آرامشی کاش که دستی به سر ما کِشی ای تو قرارِ دلِ دلتنگ ما کاش که بر سینه زنی سنگ ما ای که به دیدار خدا نائلی ای که به بزم شهدا واصلی کاش که ای روشنیِ شهر ما فیض شهادت طلبی بهر ما ای زده در عرشِ خدا آشیان ای به ابالفضل شده میهمان در حق ما کاش عنایت کنی پیش ابالفضل شفاعت کنی نام تو ای ختمِ کلامِ همه بر تو و عباس سلامِ همه 🔹🔹🔹 علی اکبر شجعان « محزون اصطهباناتی»