eitaa logo
نوای آئینی متن نوحه و شعرهای آئینی
94 دنبال‌کننده
71 عکس
6 ویدیو
2 فایل
نوحه هایی که در کانال منتشر میشود بعضی ازمتنها و شعر در دسترس نوحه در اینجا قرار داده میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
✨✨✨ بیا سنگینیِ بارِ گناهم را نبین امشب مقدّر کن برایم بهترین‌ها را همین امشب برای استجابت فرصتی بهتر نخواهم یافت گره خورده‌ست احیا با امیرالمؤمنین امشب تمام عمر با خود، گرمِ جنگی تن به تن بودم به دیدارت می‌آیم از جدالی سهمگین امشب پناهِ من همین سجاده و تسبیح و قرآن است نگاهی کن به این درماندۀ گوشه‌نشین امشب شب قدر است و جا خوش کرده بغضی در گلوی من مقدّر می‌شود آیا برایم اربعین امشب؟ به فردایم امیدی نیست، اکنون دستگیری کن همین حالا، همین حالا، همین امشب، همین امشب شاعر: رضا ابوذری 💠💠💠
💠🌷🌷🌷 بارالها شب قدر است مرانی ما را کاش می شد به وصالت برسانی ما را شب قدر است که قرآن به سرم می گیرم تا مقدر شود از لطف خودت تقدیرم ابتدا دست توسل به پیمبر دارم بک یا فاطمه(س) گفتم غم مادر دارم به حسین و به حسن نیز توسل کردم دل گواه است که باید به علی برگردم 💠♣️♣️♣️
🌷شام غریبان مولا امیرمومنان حضرت علی علیه السلام🌷 💠♣️♣️♣️ کجا می برید ای ملائک تن مرتضی را شبانه چرا پیکر اطهر او چنین می رود مخفیانه غریبانه تابوت او بر سر دوش روانه شده در شبی سرد و خاموش شده آسمان در عزایش سیه پوش چرا مثل زهرای اطهر ، شده مقصدش بی نشانه کجا می برید ای ملائک تن مرتضی را شبانه چنان تیر فتنه شراری برافروخت که از آتشش هستی دین حق سوخت زمین و زمان را به هم آن چنان دوخت کشد آتش کینه جویی ، سوی آسمان ها زبانه کجا می برید ای ملائک تن مرتضی را شبانه غریبی که نان آور کودکان بود دلش غرق اندوه غمدیدگان بود به پهنا ‌و با وسعت آسمان بود دل دختری بی قرار از ، ز بی مهری این زمانه کجا می برید ای ملائک تن مرتضی را شبانه 💠🔘🔘🔘
✨✨در رثای سرداران شهید جبهه مقاومت🔅➖ 🌷🌷🌷 پرواز خون کردند یاران شهیدم پروازشان را در حریم عرش دیدم آنان که تا عرش شهادت می رسیدند معراج خود را دیده و پر می کشیدند پرواز در خون از زمین تا عرش اعلاست زیباترین حالات انسان ها همین جاست آنکس که شد آیینه دار صبح روشن پیراهن سرخ شهادت کرده بر تن دیشب گلاب از باغ جان آورده بودند بهر ملائک میهمان آورده بودند هفت آسمان با هفت یاس بی قراری می کرد از گل های خود آیینه داری بنگر میان باغ گل ها زاهدی را بردند در اوج تمنا زاهدی را پیچیده بود از پیکرش عطر نسیمی پرپر شده در راه دین ، حاجی رحیمی افتاده بود آنجا شقایق وادی عشق جسم امان اللهیان ، قربانی عشق نور جلالت داشت در خود بی نهایت مهدی ز نسل سبز گل های ولایت محسن که حسنش آسمان را در نوردید بر گرد شمع عاشقی پروانه گردید دیدند لبریز از افق باغ علی(ع) را در شام اندوه علی ، داغ علی(ع) را جایی که گلگون تر ز خون روی چمن بود سیدعلی صالحی خونین بدن بود ... 💠🌷🌷🌷
🌷🌷🌷 .یارب از لطف به این بنده عنایت کن باز رمضان است مرا غرق هدایت کن باز ماه مهمانی ات این چند سحر خواهد بود سفره چون جمع شد افسوس و اگر خواهد بود های ای شب زده بشتاب اذان در راه است آخرین جمعهء ماه رمضان در راه است در شب قدر علی را که صدا می کردم بود قرآن به سرم یاد خدا می کردم در شب قدر دلم قطره ای از دریا بود بی قرار سر بشکافتهء مولا بود در دلم غلغله بود و به لبم زمزمه بود نوبت ذکر علی و حسن و فاطمه بود نیست اما نمک مرثیه جز عشق حسین نرسیده است به ما ارثیه جز عشق حسین آی مردم به خدا نیست صراطی جز او نیست هرگز به خدا راه نجاتی جز او جهل شیری است که امروز به جنگ آمده است با وضو و دهن روزه به جنگ آمده است وقت آن است که با هوش و درایت باشیم همه آمادهء دستور ولایت باشیم یا علی گویم و دشمن عددی نیست مرا یا علی گویم و جز او مددی نیست مرا یا علی گویم و انگار مرا می خوانند به دفاع از حرم یار مرا می خولنند اهل عشقیم بدینگونه علامت باشد در دمشقیم که مشهد به سلامت باشد در دمشقیم که ایران نشود سوریه خاک شیران و دلیران نشود سوریه " کلنا عباسک " اهل ولاییم همه درس آموختهء کرب و بلاییم همه بوی پیراهن یوسف همه جا پیچیده است بوی مهدی است که در ارض و سماء پیچیده است پسر فاطمه برخیز غم دین داریم جگری سوخته از داغ فلسطین داریم پسر فاطمه برخیز علم برداریم پا به پایت همه تا قدس قدم برداریم آی مردم به صف عشق و شرف پیوندید به سپاه پسر شاه نجف پیوندید لب فرو بستن و در خانه نشستن تا کی؟ حرمت امت اسلام شکستن تا کی؟ 🌷🌷🌷
💢🌷🌷🌷 وقت آن است که با هوش و درایت باشیم همه آمادهء دستور ولایت باشیم یا علی گویم و دشمن عددی نیست مرا یا علی گویم و جز او مددی نیست مرا یا علی گویم و انگار مرا می خوانند به دفاع از حرم یار مرا می خولنند اهل عشقیم بدینگونه علامت باشد در دمشقیم که مشهد به سلامت باشد در دمشقیم که ایران نشود سوریه خاک شیران و دلیران نشود سوریه " کلنا عباسک " اهل ولاییم همه درس آموختهء کرب و بلاییم همه بوی پیراهن یوسف همه جا پیچیده است بوی مهدی است که در ارض و سماء پیچیده است پسر فاطمه برخیز غم دین داریم جگری سوخته از داغ فلسطین داریم پسر فاطمه برخیز علم برداریم پا به پایت همه تا قدس قدم برداریم آی مردم به صف عشق و شرف پیوندید به سپاه پسر شاه نجف پیوندید لب فرو بستن و در خانه نشستن تا کی؟ حرمت امت اسلام شکستن تا کی؟ پای پر آبله بر ریگ بیابان باید همگی تا حرم قدس شتابان باید گفتگو کردن با گرگ چه معنا دارد؟!!! گر که خنجر به غلاف است بگو بردارد باید این ننگ ز پیشانی دین برداریم نسل اسراییل از روی زمین برداریم شانه زیر علم قدس بگو بسم الله مقصد ما حرم قدس بگو بسم الله 💢💠💠💠
عمه جان زینب چرا عموی آب آور نیامد پاسدار خیمه های آل پیغمبر نیامد شیرمرد کربلا عباس نام آور نیامد ناله ی لب تشنگان بر طارم گردون رسیده لاله رویان حسین را رنگ از صورت پریده اشک ها از تشنگی خشکیده خون ریزد ز دیده رفته بود آب ٱورد عمو چرا دیگر نیامد کودکان و دختران فاطمه در اضطرابند سینه سوزان دیده گریان زالتهاب قحط آبند در نوا آن بلبلان بینوای انقلابند تشنگان در انتظار آب و آن سرور نیامد اصغر بی شیر غش کرده به حال احتضار است مادرش از اشنگی افسرده حال و بی قرار است از حرم چشمش به میدان و دلش در انتظار است کز کنار علقمه سقای مه منظر نیامد ساقی لب تشنگان خود تشنه کام از نزد ما رفت در پی آوردن آب او سوی دشت بلا رفت زاده ی ام البنین اسطوره ی مهر و وفا رفت پشت و پهلوی برادر میر سرلشکر نیامد کو عموی مهربان کز ما پرستاری نماید بهر بابایم حسین از نو علمداری نماید حجت حق را در این دشت بلا یاری نماید مرد میدان شجاعت گرد فرخ فر نیامد جوشش دریای غیرت اسوه ی مهر و عطوفت قهرمان نیک نامی روح ایثار و مروت پیشتاز جان نثاران مظهر لطف و محبت آنکه بودش در کنار خیمه ها سنگر نیامد آنکه سرباز حسین بود و همین بود افتخارش خواب دشمن را نه بود از خوف تیغ آبدارش اشک چشم تشنه کامان برده بود از کف قرارش جان به لب آمد عزیز ساقی کوثر نیامد نور دایده عمویت قربانی راه خدا شد دستهایش از بدن در یاری قرآن جدا شد پاره پاره پیکرش در سرزمین کربلا شد شد شهید عباس و آبی بر لب اصغر نیامد در تحیر عالم و امکان ز ایثار ابالفضل کس نداند جز خداوند ارج و مقدار ابالفضل تا دم آخر معلم هست عزادار ابالفضل  یادش آید چون ز میدان آن بلند اختر نیامد
ای نوگل زهرای اطهر برادر حسین جان جویم کجا بین شهیدان تو را من حسینم با پیکری عریان و بی سر برادر حسین جان ای قافله سالار راه حقیقت ای پیشوای عاشقان شهادت سرباز قرآن و فروغ هدایت قربانی الله اکبر برادر حسین جان خونت معطر کرده دشت بلا را گلشن نمودی وادی کرببلا را برخیز و کن جمع آوری کشته ها را همراه عباس دلاور برادر حسین جان ای وای دیگر یار و یاور نداری فرمانده و سردار لشکر نداری میر سپاه عباس و اکبر نداری داغت به دل افکنده آذر برادر حسین جان پرچم فراز دشت کرب و بلایی خو.ن خدا فرزند خون خدایی غلطان به خون صد پاره پیکر چرایی بر سینه ات بنشسته خنجر برادر حسین جان تو جان نثار قد اقمت الصلاتی نور هدایت بر همه ممکناتی عطشان شهید اندر کنار فراتی ای وارث ساقی کوثر برادر حسین جان افتاده در خون از جفا پیکر تو ببریده اند انگشت و انگشتر تو شد خاک گرم کربلا بستر تو ای راکب دوش پیمبر برادر حسین جان کی بر تو این اندازه جور و جفا کرد لب تشنه رأست را جدا از قفا کرد بر قلب تو تیر سه شعبه رها کرد مجروح اعضایت سراسر برادر حسین جان نوشیدی آخر جام فیض شهادت تو کشته من آماده بهر اسارت رفته مرا دیگر ز کف صبر و طاقت از خون دل شد دیده ام تر برادر حسین جان از داغ تو ای سرور و میر احرار ذرات عالم گشته یک سر عزادار معلمی افسرده با چشم خونبار هر دم زند بر سینه و سر برادر حسین جان 🌷🌷🌷
می بارد اشک غم از دیده بر امام صادق بر امام صادق آن جسم .نحیف و دلخسته آن قامتِ خم و بشکسته پایِ پیاده می کشیدند آن پیرِ ما را دسته بسته چندین بار در کوچه غلطیده یا امام صادق یا امام صادق می بارد اشک غم از دیده بر امام صادق بر امام صادق از این غم جان به لب رسیده یا امام صادق یا امام صادق می بارد اشک غم از دیده بر امام صادق بر امام صادق ای داد، خانه و آتش ای داد ریسمان، بر دست پاکَش ای داد یادِ آتش و مادر و مسمار بُرده طاقت و تابش ای داد بی تاب از، یاد میخ و سینه یا امام صادق یا امام صادق می بارد اشک غم از دیده بر امام صادق بر امام صادق از این غم جان به لب رسیده بر امام صادق بر امام صادق می بارد اشک غم از دیده بر امام صادق بر امام صادق نگذاشت عبایش را بردارد پیر است، عصایش را بردارد باز این ظالمان کاری کردند داغِ.زهرایش را بردارد از این غم جان به لب رسیده بر امام صادق بر امام صادق می بارد اشک غم از دیده بر امام صادق بر امام صادق شاعر : شهید سید مجتبی ابوالقاسمی دومین شهید مدافع حرم شهرستان دزفول
ما راهیان راه کربلاییم دلداده ی سردار سر جداییم در کربلا با ذکر یاحسینیم سوی نجف ما یار مرتضاییم تکرار تاریخ است و کربلایت عیان شد هفتاد و دو گردان به سویت اینک روان شد غوغا به پا از یاوران پیر و جوان شد ما با غم عشق تو آشناییم دلداده ی سردار سر جداییم رو سوی تو از هر طرف روانند حسین جان پای پیاده خیل عاشفانند حسین جان هم مرد و زن هم پیر و هم جوانند حسین جان ما جمله بر عشق تو مبتلاییم دلداده ی سردار سر جداییم قربان اشک دختر یتیم سه ساله باید شوم مدافع حریم سه ساله بنما دعا بر درگه کریم سه ساله از بهر این دردانه جان فداییم دلداده ی سردار سر جداییم روشن کن از نورت چراغ چشم ترم را برگیر در آغوش نازنینت سرم را یاری نما اینک مدافعان حرم را مدافع حریم کبریاییم دلداده ی سردار سر جداییم ما یاوران صاحب الزمانیم حسین جان از برکت شش گوشه قهرمانیم حسین جان بهر حریمت از مدافعانیم حسین جان از عشق تو راضی به این رضاییم دلداده ی سردار سر جداییم زنده یاد : محمد زمان گلدسته