eitaa logo
نوای آئینی متن نوحه و شعرهای آئینی
94 دنبال‌کننده
71 عکس
6 ویدیو
2 فایل
نوحه هایی که در کانال منتشر میشود بعضی ازمتنها و شعر در دسترس نوحه در اینجا قرار داده میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
ای نوگل زهرای اطهر برادر حسین جان جویم کجا بین شهیدان تو را من حسینم با پیکری عریان و بی سر برادر حسین جان ای قافله سالار راه حقیقت ای پیشوای عاشقان شهادت سرباز قرآن و فروغ هدایت قربانی الله اکبر برادر حسین جان خونت معطر کرده دشت بلا را گلشن نمودی وادی کرببلا را برخیز و کن جمع آوری کشته ها را همراه عباس دلاور برادر حسین جان ای وای دیگر یار و یاور نداری فرمانده و سردار لشکر نداری میر سپاه عباس و اکبر نداری داغت به دل افکنده آذر برادر حسین جان پرچم فراز دشت کرب و بلایی خو.ن خدا فرزند خون خدایی غلطان به خون صد پاره پیکر چرایی بر سینه ات بنشسته خنجر برادر حسین جان تو جان نثار قد اقمت الصلاتی نور هدایت بر همه ممکناتی عطشان شهید اندر کنار فراتی ای وارث ساقی کوثر برادر حسین جان افتاده در خون از جفا پیکر تو ببریده اند انگشت و انگشتر تو شد خاک گرم کربلا بستر تو ای راکب دوش پیمبر برادر حسین جان کی بر تو این اندازه جور و جفا کرد لب تشنه رأست را جدا از قفا کرد بر قلب تو تیر سه شعبه رها کرد مجروح اعضایت سراسر برادر حسین جان نوشیدی آخر جام فیض شهادت تو کشته من آماده بهر اسارت رفته مرا دیگر ز کف صبر و طاقت از خون دل شد دیده ام تر برادر حسین جان از داغ تو ای سرور و میر احرار ذرات عالم گشته یک سر عزادار معلمی افسرده با چشم خونبار هر دم زند بر سینه و سر برادر حسین جان 🌷🌷🌷
می بارد اشک غم از دیده بر امام صادق بر امام صادق آن جسم .نحیف و دلخسته آن قامتِ خم و بشکسته پایِ پیاده می کشیدند آن پیرِ ما را دسته بسته چندین بار در کوچه غلطیده یا امام صادق یا امام صادق می بارد اشک غم از دیده بر امام صادق بر امام صادق از این غم جان به لب رسیده یا امام صادق یا امام صادق می بارد اشک غم از دیده بر امام صادق بر امام صادق ای داد، خانه و آتش ای داد ریسمان، بر دست پاکَش ای داد یادِ آتش و مادر و مسمار بُرده طاقت و تابش ای داد بی تاب از، یاد میخ و سینه یا امام صادق یا امام صادق می بارد اشک غم از دیده بر امام صادق بر امام صادق از این غم جان به لب رسیده بر امام صادق بر امام صادق می بارد اشک غم از دیده بر امام صادق بر امام صادق نگذاشت عبایش را بردارد پیر است، عصایش را بردارد باز این ظالمان کاری کردند داغِ.زهرایش را بردارد از این غم جان به لب رسیده بر امام صادق بر امام صادق می بارد اشک غم از دیده بر امام صادق بر امام صادق شاعر : شهید سید مجتبی ابوالقاسمی دومین شهید مدافع حرم شهرستان دزفول
ما راهیان راه کربلاییم دلداده ی سردار سر جداییم در کربلا با ذکر یاحسینیم سوی نجف ما یار مرتضاییم تکرار تاریخ است و کربلایت عیان شد هفتاد و دو گردان به سویت اینک روان شد غوغا به پا از یاوران پیر و جوان شد ما با غم عشق تو آشناییم دلداده ی سردار سر جداییم رو سوی تو از هر طرف روانند حسین جان پای پیاده خیل عاشفانند حسین جان هم مرد و زن هم پیر و هم جوانند حسین جان ما جمله بر عشق تو مبتلاییم دلداده ی سردار سر جداییم قربان اشک دختر یتیم سه ساله باید شوم مدافع حریم سه ساله بنما دعا بر درگه کریم سه ساله از بهر این دردانه جان فداییم دلداده ی سردار سر جداییم روشن کن از نورت چراغ چشم ترم را برگیر در آغوش نازنینت سرم را یاری نما اینک مدافعان حرم را مدافع حریم کبریاییم دلداده ی سردار سر جداییم ما یاوران صاحب الزمانیم حسین جان از برکت شش گوشه قهرمانیم حسین جان بهر حریمت از مدافعانیم حسین جان از عشق تو راضی به این رضاییم دلداده ی سردار سر جداییم زنده یاد : محمد زمان گلدسته
🔹‌«در ما قیامت کن قیامت سید ابراهیم ای صاحب جود و کرامت سید ابراهیم 🔹‌ما را خبر از خویش بی خود کرده اما تو اما تو راحت باش راحت سید ابراهیم 🔹‌تو شاد از دیدار با ما مردم دلتنگ ما خسته از دنیای غربت سید ابراهیم 🔹‌از ابتدا هم تو شهید زنده ای بودی سهم تو شد آخر شهادت سید ابراهیم 🔹‌دیدار با تو بار دیگر آرزوی ماست دیدار ما روز قیامت سید ابراهیم ♦️شعر علیرضا قزوه در سوگ شهید آیت‌الله رئیسی
نوحه حضرت رقیه 🔹🔹🔹 بسوز ای دل بگو با آه و ناله به یاد یک گلستان یاس و لاله اگر کرب و بلا می خواهی امشب بریز اشک روان بهر سه ساله فدای شور و آوایش شده پُر آبله پایش دلش شد تنگ بابایش ولی امشب به پایان این سفر آید دل شب کنج ویرانه پدر آید آه واویلا واویلا واویلا رسیده شام هجران رقیه ملائک دیده گریان رقیه بسوزید و بنالید سینه زنها به لب آمد دگر جان رقیه کجا بودی بابای من ببینی زخم پای من خرابه گشته جای من ببین بابا گرفته غم گلویم را چرا با خود نیاوردی عمویم را آه واویلا واویلا واویلا بیا عمه گلِ خود را کفن کن کفن با پاره پاره پیرهن کن رسیده شام هجران عمه زینب برایم رخت ماتم را به تن کن همین جا کنج ویرانه تو خاکم کن غریبانه بسوزد شمع و پروانه بسوزید ای یتیمان در عزای من شده کنج خرابه کربلای من آه واویلا واویلا واویلا سبک: شاعر:
یاد آفتاب سالگرد رحلت امام به سیما دیدم آن سیمای ماهت به دستت آینه محو نگاهت محاسن شانه می کردی به شوقی که گویی دلبرت مانده به راهت تو رفتی قائدا یارت ولی شد محمد رفت و مظلوم علی شد به نام تو چه تهمت های ناحق نصیب این فقیه مرسلی شد مثال برگ زردی در پی نور به سویت رو کنم در شام دیجور عزیز فاطمه من بی پناهم به فریادم برس در ظلمت گور
خوشا از دل نم اشکی فشاندن به آبی آتش دل را نشاندن . خوشا زان عشقبازان یاد کردن زبان را زخمه ی فریاد کردن . خوشا از نی خوشا از سر سرودن خوشا نی نامه ای دیگر سرودن . نوای نی نوایی آتشین است بگو از سر بگیرد ، دلنشین است . نوای نی نوای بی نوایی است هوای ناله هایش ، نینوایی است . نوای نی دوای هر دل تنگ شفای خواب گُل ، بیماری سنگ . قلم ، تصویر جانکاهی است از نی علم ، تمثیل کوتاهی است از نی . خدا چون دست بر لوح و قلم زد سر او را به خط نی رقم زد . دل نی ناله ها دارد از آن روز از آن روز است نی را ناله پرسوز . چه رفت آن روز در اندیشه ی نی که اینسان شد پریشان بیشه ی نی ؟ . سری سر مست شور و بی قراری چو مجنون در هوای نی سواری . پر از عشق نیستان سینه ی او غم غربت ، غم دیرینه او . غم نی بند بند پیکر اوست هوای آن نیستان در سر اوست . دلش را با غریبی ، آشنایی است به هم اعضای او وصل از جدایی است . سرش بر نی ، تنش در قعر گودال ادب را گه الف گردید ، گه دال . ره نی پیچ و خم بسیار دارد نوایش زیر و بم بسیار دارد . سری بر نیزه ای منزل به منزل به همراهش هزاران کاروان دل . چگونه پا ز گل بردارد اشتر که با خود باری از سر دارد اشتر ؟ . گران باری به محمل بود بر نی نه از سر ، باری از دل بود بر نی . چو از جان پیش پای عشق سر داد سرش بر نی ، نوای عشق سر داد . به روی نیزه و شیرین زبانی ! عجب نبود ز نی شکر فشانی . اگر نی پرده ای دیگر بخواند نیستان را به آتش می کشاند . سزد گر چشم ها در خون نشینند چو دریا را به روی نیزه بینند (قیصر امین پور) 🏴🏴
مگر ای گل از ما تو رنجیده ای که رفتی و اینجا نگنجیده ای تو را جان زهرا چه دیدی ز ما که کوچیدی و دل بریدی ز ما تو بودی و آلام و صبر و شکیب تو بودی ، تو بودی در اینجا غریب تو خود مرگ می خواستی از خدا و ما بی تو ماندیم نفرین به ما ز روح بلند تو شرمنده ایم که اینگونه از بغض آکنده ایم دریغا دلت را نفهمیده ایم که اینگونه داغ تو را دیده ایم نگاه جهانی به چشم تو بود که خورشید از آن چشم پر می گشود تو رفتی و اولاد ماندند و داغ اسیران بغداد ماندند و داغ همانان که می خواستند از خدا به پابوست آیند از کربلا سبکبار سوی خدا می روی به مهمانی لاله ها می روی ببین لاله های تو باز آمدند شهیدان تو را پیشباز آمدند بهشت از نگاهت چراعانی است خدا خود مهیای مهمانی است 🔸🔸🔸