🔷💠🔷💠🔷
باز هم مورد تکفیر قرارم بدهید
باز بر تیغه ی شمشیر قرارم بدهید
باز هم هر چه که خواهید مرا خوار کنید
دلتان خواست اگر باز هم آزار کنید
من همانم که دلم غربت مولاست در او
داغ نامردی کوفه است که برپاست در او
تیغ در دست به امید تقاص آمده ام
کوفیان جان علی بهر قصاص آمده ام
تا که کینه است علی خانه نشین خواهد بود
چارده قرن دگر نیز همین خواهد بود
تا که قرآن سر نیزه ست علی غمگین است
صلح با آل معاویه خدا ننگین است
آی زنهارکه من زنگی و مست آمده ام
سرکشی کرده ام و تیغ به دست آمده ام
شعر من تیغ برهنه است، غلافش نکنم
حامل یک غم کهنه است غلافش نکنم
من به خونخواهی اولاد علی آمده ام
چارده قرن گذشته است، ولی آمده ام
نخل ها غربت مولای مرا می دانند
راز سی سال سکوتش همه را می دانند
کوفیان هر چه که ذلّت همه از آن شما
لعن و نفرینِ علی گونه به پیمان شما
کوفیان گر چه به جز تیغ جهازم ندهید
و به من مهلت یک قبله نمازم ندهید
یا اگر باز به من تهمت عصیان بزنید
کوفه در کوفه همه خار مغیلان بتنید
پست نامردم علی را تک و تنها بنهم
کافرم جز به وصایای علی پا بنهم
آی زنهار که من زنگی و مست آمده ام
سرکشی کرده ام و تیغ به دست آمده ام
هر چه در حق علی ظلم نمودیم بس است
هر چه از زلف و لب یار سرودیم بس است
هر چه ابلیس صفت پرده دریدیم بس است
درد و آتش به تن خویش خریدیم بس است
این نه عشق است برادر که به پیشانی ماست
ور نه مهری ست که تأیید مسلمانی ماست
داغ یک عمر گناه است که پنهان کردیم
سجده بر دوست که نه سجده به شیطان کردیم
هی گنه کرده و گفتیم خدا می بخشد
عذر آورده و گفتیم خدا می بخشد
آخر این بخشش و این عفو و کرامت تا کی؟
او رحیم است ولی ننگ و خیانت تا کی؟
هی گنه کرده و گفتیم خدا می بخشد
عذر آورده و گفتیم خدا می بخشد
آخر این بخشش و این عفو و کرامت تا کی؟
او رحیم است ولی ننگ و خیانت تا کی؟
بخششی هست ولی قهر و عذابی هم هست
آی مردم به خدا روز حسابی هم هست
نکنیم این همه بد در حق مولا نکنیم
کوفیان هر چه که کردند بیا ما نکنیم
این که دزدان سر گردنه باشیم خطاست
چشم و گوش کر هر مأذنه باشیم خطاست
نکند بیوه زنی نیمه شب آهی بکشد
دوش ما بی خبران بار گناهی بکشد
آه دل سوختگان راه به جایی دارد
به خداوند که این ملک خدایی دارد
نکند این که حسین از برمان دور شود
ز شفاعت گری قافله معذور شود
مرگ بر ما اگر از امر ولی دست کشیم
یا ز دامان حسین بن علی دست کشیم
نکند آخر الامر سرافکنده شویم
نزد سیدعلی خامنه شرمنده شویم
ای برادر گنه ماست علی گر تنهاست
و اگر فاطمه این بنت مطهر تنهاست
گنه ماست حرم صحن جنون می گردد
و دل ضامن آهو همه خون می گردد
همه تقصیر من و توست برادر برخیز
شیعه یعنی که من و تو تو دلاور برخیز
شیعه یعنی که شرابی ز خدا نوشیدن
شیعه یعنی کفن سرخ بلا پوشیدن
شیعه یعنی به سر دار ملامت بودن
شیعه یعنی که سر دار سلامت بودن
هر که در عین بلا شیعه بماند مرد است
هر که یک موی بلغزد به علی نامرد است
یادمان رفته که میراث شهادت داریم
یادمان رفته که ما حق رسالت داریم
مردم این خواب حرام است هلا برخیزید
جاده پیداست به جان شهدا برخیزید
هر که در عین بلا شیعه بماند مرد است
هر که یک موی بلغزد به علی نامرد است
ننگمان باد اگر عهد به یک سو فکنیم
و بگویند که ما امت پیمان شکنیم
آی هشدار دمی قافله را گم نکنیم
تا که امکان وضو هست، تیمم نکنیم
ما یلانیم برادر بلا می نوشیم
و خطر پشت خطر تا به خدا می نوشیم
من به خونخواهی اولاد علی آمده ام
چارده قرن گذشته ست، ولی آمده ام
حرف همین بود وَلا قوّه الاّ باللّه
هر که مرد است قدم رنجه کند بسم اللّه
خداوند ان شاءالله ما را پیروان صدیق ولایت قرار دهد و شهادت رو در رکاب ولایت نصیب همه ی ما گرداند صلواتی محکم ختم کنید.
شاعر: منیژه درتومیان
💠💠💠
واي محراب علي مقتل خونين علي است
سبب قتل علي عدل علي دين علي است
كعبه زادي كه بجز بيت خدا خانه نداشت
آخرين جاي علي جاي نخستين علي است
گفت در سجده ی خود فزت و ربّ الكعبه
حسرتي تلخ دراين گفتة شيرين علي است
حالتي خوبتر از سجده نباشد به نماز
این چنين كشته شدن حاجت ديرين علي است
دادخواهی که پناه همه مظلومان است
شادی غم زدگان مایه ی تسکین علی است
ناشناسی که کشد نان یتیمان بر دوش
ماه شب گرد انیس دل غمگین علی است
آن که از یاد فقیران شده بی خواب و قرار
آیت لطف خدا چشم جهان بین علی است
از حسين و حسنش عرش خدا زيور يافت
قسمت زينب او زیور و آذين علي است
ماتم پر غم حيدر پدر عاشورا است
كربلا صحنهاي از مقتل خونين علي است
در شب قتل علی داد خدا قرآن را
ثقل قرآن عوض وزنه ی سنگین علی است
گريد و سوزد وآرام گدازد چون شمع
تا سحر زينب كبري كه به بالين علي است
واي محراب علي مقتل خونين علي است
سبب قتل علي عدل علي دين علي است
💠💠💠
ای کشته در محراب حق مولا علی مرتضی
فزت و رب الکعبه ات آتش زده بر جان ما
ای کشته در محراب حق مولا علی مرتضی
فزت و رب الکعبه ات آتش زده بر جان ما
ای بر رسول الله وصی وی ابن عم مصطفی
قرآن ناطق بودی و ای نیت عدل خدا
ای ذوالفقارت صف شکن در ظلمت جهل و جفا
از کعبه تا محراب حق از کعبه تا محراب حق
کردی عیان اسطوره ها
ای کشته در محراب حق مولا علی مرتضی
فزت و رب الکعبه ات آتش زده بر جان ما
ای در حضور فتنه ها اسلام را حصن و حصین
در یوم خندق ضربه ات احیاگر دین مبین
شد لا فتی الا علی آوای جبریل امین
مهر فروزان ذره ای از نورت ای شمس الضحی
ای کشته در محراب حق مولا علی مرتضی
فزت و رب الکعبه ات آتش زده بر جان ما
بگرفتی از روح الامین سبقت تو در قرب خدا
شد از شعاع علم تو تیره همه اندیشه ها
عمق کلامت را کجا دریابد این ادراک ما
ای معدن اسماء حق وی باب علم مصطفی
ای کشته در محراب حق مولا علی مرتضی
فزت و رب الکعبه ات آتش زده بر جان ما
از صبر سرخت یا علی آکنده شد صبر زمان
خاری که در چشم تو بد خون شد به چشم ما ازآن
شد استخوانت در گلو کامد زجور غاصبان
بغض ستمهای قرون بغض ستمهای قرون
افسرده شد در کام ما
ای کشته در محراب حق مولا علی مرتضی
فزت و رب الکعبه ات آتش زده بر جان ما
🔷🔷🔷
علیا وا علیا وا علیا
علیا وا علیا وا علیا
اماما وا اماما وا اماما
علیا وا علیا وا علیا
شهیدا وا شهیدا وا شهیدا
علیا وا علیا وا علیا
علیا وا علیا وا علیا
علیا وا علیا وا علیا
وای علی کشته شد
وای علی کشته شد
💠🔷💠
💠💠💠
باز تکرار غدیری دیگر است،
حیدر ما نیز شیری دیگر است
با علی ما فتح خیبر داشتیم
فتنه را از پیش رو برداشتیم
راه حق همواره راه ایمن است
هر کجا خورشید باشد روشن است،
استخوان در چشم خاری در گلوست
فتنه های دیگری در پیش روست
ناگهان این جاده دست انداز شد
یک مسیر انحرافی باز شد
یک طرف نیرنگ عمر و عاص ها
یک طرف اما سکوت خاص ها
هر دو بی رحمانه بر ما تاختند
قلب مولا را به درد انداختند
یا علی ای مقتدای خاص و عام
یا علی حجتت بر ما تمام
عده ای راه از تو کج کرده اند
باز با تو،نه با خویش لج کرده اند
باز از نفس افتاده در رخوت شدند
تا اسیر قدرت و ثروت شدند
خواب یا بیدار قُر قُر می کنند
مهدویت را تمسخر می کنند
وای بر آنها که پیمان بشکنند
هم نمک خورده نمکدان بشکنند
حوریان دیو سیرت کیستند؟
این خواص بی بصیرت کیستند؟
غرق در خواب زمستانی شدند
پیرو اسلام ایرانی شدند
کیستند اینان علی را منکرند
هم ولایت هم ولی را منکرند
کیستند این نارفیقان، کیستند؟
ظاهراً از ما و با ما نیستند
شهوت قدرت به دل گر ریشه کرد،
کی خدا را می شود اندیشه کرد
حال ای ناباوران خیره سر
ای کج اندیشان از خود بی خبر
شاخه ای بودید و آخر خم شدید
شیره بی یار و اشکم شدید
گر که حزب الله یاری کرد تان
ذیل بودید و به سر آوردتان
گر بسیجی ها به میدان آمدند
مردم از هر قشر هم پیمان شدند
جمله از مهر ولایت بود و بس
نه شما ، نه دیگران ، نه هیچ کس
خلق با امر ولی شد یارتان
تا گره را باز کرد از کارتان
تا شما این گونه قدرت یافتید
وای من روی از علی بر خواستید
زخم خورد از تیغ تان احساس ها
شرمتان باد ای نمک نشناس ها
قلب مولا را نشاید خونی دید
پنبه را از گوش بیرون کنید
جز با ولایت راه دیگر باطل است
هر که از این ره بیرون شد آخر در گل است
یا علی صفین را تکرار کن
باز هم این جاده را هموار کن
یا علی مستان سلامت می کنند
امر فرمایی قیامت می کنند
سر خوش از جام الستت می شوند
خورده وناخورده مستت می شوند
یا علی جان با تو پیمان بسته ایم
عهد با شیرازه ی جان بسته ایم
با سرانگشتت به جوش آئیم ما
مثل طوفان در خروش آئیم ما
چون تمام مقصد ما مکتب است
راه ما راه حسین و زینب است
پس نه جای خوف باشد والسلام
این دو روز تلخ هم گردد تمام
شاعر:محمدزمان گلدسته
🔷🔷🔷💠💠💠
خال لب دوست
من که با دست بت میکده بیدار شدم
از دم رند می آلوده مددکار شدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
آی دلسوخته گان نیمه ی خرداد آمد
نوبت مرثیه و موسم فریاد آمد
غمی از سوگ پدر در دل اولاد آمد
پیر من مرشد من رفت که تبدار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
در غم غربت او دشت و دمن می سوزد
زهر نوشید و دلش همچو حسن می سوزد
از دل سوخته اش سینه ی من می سوزد
باز از جان و دل این قافله را یار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
پیر من زهر که نوشید دلش پر خون شد
دل یاران جگر سوخته اش محزون شد
اشک چون سیل روان، چشم چنان جیحون شد
در خود آنقدر فرو ریختم آوار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
روح حق عازم دیدار خدا شد پر زد
امت سوخته دل، خاک عزا بر سر زد
غم هجران پدر، شعله به خاکستر زد
سالها در غم این فاجعه تکرار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
رفت پیغمبر، اما خللی نیست مرا
هیچ راهی بجز از راه علی نیست مرا
جز ولایت هم خیرالعملی نیست مرا
سرّ حق بود که مجبور به اقرار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
ای که در صحن و رواقی و به گوهرشادی
زائر کوی رضا از دو جهان آزادی
پیش جدش کنم از سوگ خمینی یادی
تو هم آواز شو با من که سبکبار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
من که فرزند همین خاک شهادت خیزم
جاده و اسب مهیاست که تا برخیزم
نیست از مرگ به یک ثانیه هم پرهیزم
بار بربستم و آماده ی پیکار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
به رضا و حرم و گنبد پاکش سوگند
به حسین و عطش و تربت و خاکش سوگند
به شهیدی که به جا ماند پلاکش سوگند
فاش می گویم و چون میثم تمار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
به علی بن ابی طالب اگر جنگ شود
کربلا و یمن و شام هماهنگ شود
عرصه بر آل سعود از همه سو تنگ شود
پاسدار حرم حیدر کرار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشمم ابری ست که اندیشه ی باران دارد
داغی از خاطره ی پیر جماران دارد
مثل پاییز که سودای بهاران دارد
جامی از شهد شهادت زده سرشار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
داعش آن دولت اسلامی آمریکایی
صهیونیسم آتش افروخته ی هرجایی
فتنه بر پا شده در عالم ازین رسوایی
عصر بیداری اسلامی ست... بیدار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
رهبرا امر کن آماده ی جنگم لبیک
به زمین شیر و به دریا چو نهنگم لبیک
مست از شوق شهادت دل تنگم لبیک
مست مینای ولایت شده هشیار شدم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
شعر: محمد زمان گلدسته
💠🌷🌷💠
السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یا انصار ابی عبدالله
خوش آمدید ای انصار حسین خوش آمدید ای سربازان حسین از هر شهری اومدید از راه دور اومدین خوش آمدید.اومدین برای زیارت قبر امیر مومنان. اومدین برای زیارت قبر اباعبدالله خوش آمدین خوش آمدین خوش آمدین
امشب امیر مومنان با حالت ضعف در خانه نشسته حسن کنار او نشسته حسین کنار او نشسته زینب کنار او نشسته یک دست در دست حسن یک دست در دست حسین با اونها وداع می کنه
.به چهره ی اباعبدالله نگاه می کنه.از چشمانش اشک سرازیر میشه آخه می دونه مصیبت مولا حسین سخت تر از مصیبت خودش است.
ای یاران حسین چند صباحی بیشتر به آخر عمر بعضی از شمانمونده قدر همدیگه رو بدونید.قدر این جمع ها رو بدونید.آخه چند روزی دیگه بیشتر با هم نیستید.
یا اباعبدالله پاکان به سوی تو می آیند. این شبها در دل شب بلند بشید با خدای خود راز و نیاز کنید.همدیگه رو بغل کنید.به همدیگه قول بدید که هر کدوم رفت همدیگه رو شفاعت کنید. ای محاسن سفیدها بعضی از شما به پیش حبیب بن مظاهر می رین. ای نوجوانها بعضی از شما به پیش علی اکبر می رین.بعضی ها به پیش قاسم می رین.بعضی ها به پیش ابالفضل می رین.سلام مردم ایران رو به اونها برسونین.سلام این ملت رو به اونها برسونین.
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدار حسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدار حسین
جان به کفان کربلا فدائیان نینوا
ز کربلای ما روان به سوی دربار حسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدار حسین
صبا برو به خیمه ها به دختران فاطمه
بگو به سوز و ناله و به اشک و آه و زمزمه
که می رسد ز خاوران بدون ترس و واهمه
لشکر سردار خمین از پی دیدار حسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدار حسین
رهبرشان خمینی آن پور حسین، روح خدا
کرده بسیج ملتش در خط سرخ انبیا
سراسر وجودشان خلوص و وحدت و صفا
آمده اند تا شوند از دل و جان یار حسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدار حسین
ارتشیان قهرمان، سپاهیان پر توان
بسیجیان جان به کف مصممند آنچنان
برون کنند ز کربلا سپاه کفر و بعثیان
اگر که جان خود کنند یکسره ایثار حسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدار حسین
لشکریان حق ببین چه پر تلاش و پر خروش
هوای عشق کربلا از سرشان ربوده هوش
خون مطهر حسین در رگشان بُود به جوش
آمده اند که غرق خون شوند چو انصار حسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدار حسین
آمده اند ز جبهه ها رو سوی کربلا کنند
چو زاهدان در دل شب به همدگر دعا کنند
به عهد با امام خود ز شوق جان وفا کنند
چون شهدای کربلا شوند فداکار حسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدار حسین
فتح کنند کربلا رو به سوی نجف کنند
حاجت خود طلب از آن خسرو لوکشف کنند
سپس نجات قدس را ز شوق جان هدف کنند
شب شهادت علی شوند عزادار حسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدار حسین
گهی روند در نجف بر سر قبر مرتضی
ز دل کشند علی علی گهی روند به کربلا
زنند به سینه با حسین، زنند به سر چو مجتبی
لشکر حق عرض ادب کنند به دربار حسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدار حسین
گوش به رمز یا علی کنند ز شوق و شور و جان
در شب ماتم علی زنند به سینه با فغان
عزا کنند چو جبرئیل به همره فرشتگان
ناله کنند از این عزا، همچو علمدار حسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدار حسین
شاعر: حاج حبیب الله معلمی
علی جان علی علی
ولی خدا علی
علی جان علی علی
ولی خدا علی
مکه و منا علی
زمزم و صفا علی
علی جان علی علی
ولی خدا علی
برآمد زآسمان
ز قتلت ندا علی
علی جان علی علی
ولی خدا علی
حسن می زند به سر
از این ماجرا علی
علی جان علی علی
ولی خدا علی
به زینب خبر دهید
که گشته فدا علی
شاعر: حاج حبیب الله معلمی
🌷🌷🌷
کردی سر نی جلوه جانانه برادر جان
بر شمع رخت گردم پروانه برادر جان
هم سینه ام از داغت آتشکده گردید
هم دل شده با یادت غم خانه برادر جان
در کوفه که ما روزی یار همگان بودیم
با ما همگان گشتند بیگانه برادر جان
چشم از سر نی واکن ما را تو تماشا کن
در سلسله ی پور مرجانه برادر جان
با این همه سوز دل ، خندیده به هر محفل
بر گریه ی ما قاتل مستانه برادر جان
افسوس که شد ، گلگون در دشت بلا با خون
مویی که بر آن زهرا ، زد شانه برادر جان
اطفال تو در هر گام وحشت زده نا آرام
چون جوجه که افتد دور از لانه برادر جان
بین فاطمه ات بی تاب از غصه دلش شد آب
بر گو سخنی با آن در دانه برادر جان
شد مزد رسالت این ، کین امت بی تمکین
بر قتل تو بگرفتند بیعانه برادر جان
شاعر: حاج غلامرضا سازگار(میثم)
🌷🌷🌷
شهید عزیزم، برادر رجایی
تو رفتی عزیزم شدم بی برادر
در این دار دنیا ایا ماه انور
ز داغت بمیرم برادر رجایی
شهید عزیزم، برادر رجایی
تو گشتی شهید و غمت مانده بر دل
چرا رفتی از ما شدی خفته در گل
جدا گشتی یکدم ز اهل و ز منزل
ز داغت بمیرم برادر رجایی
شهید عزیزم، برادر رجایی
بگو باهنر را سلامی ز ماها
تو بودی امید امام توانا
چرا کشته گشتی تو رفتی ز دنیا
تو کردی غمینم برادر رجایی
شهید عزیزم، برادر رجایی
سلامی ز ماها رسان بر شهیدان
بگو حال ما را به آن اهل رضوان
کنیم خونتان را نگهداری از جان
عزایت بگیرم برادر رجایی
شهید عزیزم، برادر رجایی
شاعر: حاج حبیب الله معلمی
🌷🌷🌷
عشق کربلا داریم شور نینوا داریم
بهر آخرین حمله رو به جبهه ها داریم
شاگرد دبستان سالار شهیدانیم
خوفی به دل ما نیست تا پیروقرآنیم
مانند حسین هستیم چون شیر به میدانیم
تا بر سر پیمانیم ترسی زکجا داریم
عشق کربلا داریم شور نینوا داریم
بهر آخرین حمله رو به جبهه ها داریم
ما عازم پیکار با این دشمن بدنامیم
در جنگ پی دفع این بعثی بدکاریم
جان بر کف و آماده در جبهه ی اسلامیم
عاشقانه در میدان رو سوی خداداریم
عشق کربلا داریم شور نینوا داریم
بهر آخرین حمله رو به جبهه ها داریم
باید به سوی دشمن ما روی کنیم امروز
تا دین خدا گردد بر روی زمین پیروز
جان دشمنان سوزیم با شراره ای جانسوز
تا سر به کف غیرت از صدق و صفا داریم
عشق کربلا داریم شور نینوا داریم
بهر آخرین حمله رو به جبهه ها داریم
مادر تو که چون زینب با مهر و فداکاری
یاد همگی دادی آیین وفاداری
در کرب و بلا داریم ما لحظه ی دیداری
ما ز کعبه ی جانان رو سوی منا داریم
عشق کربلا داریم شور نینوا داریم
بهر آخرین حمله رو به جبهه ها داریم
یا رب برسان امروز آن حجت پنهان را
در حمله سوی دشمن فرمانده ی یاران را
صاحب الزمان ما آن ماه درخشان را
ما به انتظار او ذکر مهدیا داریم
عشق کربلا داریم شور نینوا داریم
بهر آخرین حمله رو به جبهه ها داریم
همواره سلامت دار این امام ما یارب
تا رسد به پیروزی این قیام مایارب
در طریق خود بنویس جمله نام ما یارب
با امید تو امروز رو به جبهه ها داریم
عشق کربلا داریم شور نینوا داریم
بهر آخرین حمله رو به جبهه ها داریم
ٰآمده وقت جدایی
ای برادر ای حسین جان
با غریبی آشنایی
ای برادر ای حسین جان
آمده وقت جدایی
ای برادر ای حسین جان
ای تن بی سر حسین جان
غرق خون پیکر حسین جان
جسم تو صدپاره شد از
نیزه و خنجر حسین جان
بی کفن در کربلایی
ای برادر ای حسین جان
آمده وقت جدایی
ای برادر ای حسین جان
ای عزیز جان زینب
هستی و جانان زینب
اشک خون بر تو ببارد
دیده ی گریان زینب
کشته ی عطشان چرایی
ای برادر ای حسین جان
آمده وقت جدایی
ای برادر ای حسین جان
ای به قربان وفایت
ای به قربان صفایت
دین حق را زنده کرده
عاشورا کربلایت
ای که محبوب خدایی
ای برادر ای حسین جان
آمده وقت جدایی
ای برادر ای حسین جان
صید در خون آرمیده
حنجرت از کین بریده
کشته ی لب تشنه عطشان
بر لب دریا که دیده
پاره پیکر سر جدایی
ای برادر ای حسین جان
آمده وقت جدایی
ای برادر ای حسین جان
از چه بر تن سرنداری
در کف انگشتر نداری
وای من در این بیابان
یک نفر یاور نداری
بهر حق گشتی فدایی
ای برادر ای حسین جان
آمده وقت جدایی
ای برادر ای حسین جان
می روم تا شام ویران
همره این خیل طفلان
قسمت من شد اسیری
جسم تو افتاده عریان
ده مرا از غم رهایی
ای برادر ای حسین جان
آمده وقت جدایی
ای برادر ای حسین جان
می گذارم اکبرت را
آن امیر لشکرت را
خیز و در هنگام هجران
بدرقه کن خواهرت را
یادگار مصطفایی
ای برادر ای حسین جان
آمده وقت جدایی
ای برادر ای حسین جان
شاعر:غلامعلی رجایی
💠💠💠