متن روضه حضرت رقیه (س) -
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
با این همه زخم، دست کمی از مادرت زهرا ندارم
تنها نشستم، حتی به قول دختران بابا ندارم
داری میایی، باید که چادر که سر کنم اما ندارم
شرمنده بابا، غیر ازخرابه من برایت جا ندارم
یا عمه یا تو، یا آرزوی مرگ دارم یا ندارم
اما دلت قرص، یک لحظه هم ترس از حرامی ها ندارم
دیدی خمیدم، اینقدر سیلی زد که جایی را ندیدم
بعد از تو بابا، با دامن آتش گرفته می دویدم
من مثل عمه وقتی که قاتل می برید و میبریدم
با خنده می گفت با دست خود از پشت سر سر را
جای تو خالی با حرمله با شمر چه زجری کشیدم
رنگین کمانم، بازو کبود و روی زرد و مو سفیدم
کنج خرابه خوابیده بودم با لگد از جا پریدم
بازار شام و حرف کنیزی و نمی گویم چه دیدم
قربان لبهات من پیر چوب خیزرانی یزیدم
آماده هستم عمه حلالم کن که دیگر سر رسیدم
+دختر داری یا نه؟ خواهر کوچیک داری یا نه؟ یاد اون پدربزرگ ها و مادربزرگ هایی به خیر که وقتی می فهمیدن میخوای بری حرم بی بی میدیدی یه عروسک بهت میدادن، میگفتن رفتی ببر حرم رقیه؛ معناش میدونی چی بود؟ یعنی دختر بچه بهونه میگیره باید با این چیزا ساکتش کنن؛ نامرد یه دفعه گفت کیه که نمیزاره من بخوابم؟ گفتن: صدای دختر حسینه، گفت: چی میخواد؟ گفتن: بهونه باباش رو گرفته، گفت: این که کاری نداره سر بریده رو براش ببرید، دختری که دلش برا باباش تنگ شده همچین که تشت آوردن روپوش کنار زد، تا چشمش به سر افتاد، آروم آروم شروع کرد رو این لبا دست می کشید یه مرتبه دادش بلند شد بابا کی رگ های گردنتو بریده....
رسیدن به خیر سر و روی خونی
یه دردایی دارم بعیده بدونی
وای سرم، ای کرم
تو از زخمای من نداری خبر
وای سرم، حنجره
به من گفته بودی که رفتی سفر
تو تو سفر، چی شده
چه زخم لب از همه است تازه تر
چیزی از من نپرس
که گوشواره هامه همین دور و بر
نمیبینه چشمام یا اینجا بی نوره
این عطر بابامه یا بوی تنوره
وای ببین، رو زمین
با چه حالی از هوش رفته رباب
وای ببین، دستمو
اینا جای سنگه اینا هم طناب
جون من غم نخور
اصلا ما نرفتیم به بزم شراب
هر چی شد بسته
روی پای من دیگه راحت بخواب
بابا بابا بابا بابا
+وقتی پسر بچه زمبن میخوره، میگن: بلند شو، گریه نکن، مرد که گریه نمیکنه، زودی میاد کس کارش پیدا میکنه، اما دختر زمین میخوره بلند نمیشه اینقدر صبر میکنه تا باباش بیاد... گفت بابا یه نصف شب از ناقه افتادم، هر چی صدات زدم نیومدی.... شنیدم صدای قدمی میاد گفتم بابام کع اینحور تند تند راه نمی رفت، بابام هیچ وقت با عجله قدم بر نمی داشت، همچین که دستم رو سرم بود حس کردم یه دستی موهام گرفت... یک ضربه زد...
بابای مهربونم.چندوقته هروقت میگم بابامومیخوام.بهم سیلی میزنن.بابایتیمی وغریبی بددردیه
گفتم غریبی.آی غریب نوازآقام.یاامام حسن..درسته شماغریب بودین.ولی غریبترازشماحسین توکربلابود.اگه بدن امام حسن وتیرباران کردن.راوی میگه ۷۲ تیربه بدن وتابوتش زدن..ولی مولاابی عبدالله بودتیرهاروازتابوت وبدن شمابکشن.ولی کربلا کسی نبودکناربدن مولاکاری کنه..زینب اومدبالای بلندی.وای حسین....😭😭😭😭😭
❣﷽❣
🔘#زمزمه_حضرت_رقیه_س
🔘#پیشنهادم👌👌😭😭
یواش یواش نگاشو
به نیزه ها میدوزه
بابا رو روی نیزه
میبینه و میسوزه
یواشی اشک میریزه
یه دختر سه ساله
دشمن اگه ببینه
سیلی میشه حواله
به زیر لب میخونه
دعا برای لب هاش
قصه میگه به بابا
قصهٔ تیغُ پاهاش
میگه بابا دوباره
بشین تو دامن من
نه گوش برام گذاشتن
نه گوشواره نه پیرهن
میگه دوباره بابا
بشین تو دامن من
نه گوش برام گذاشتن
نه گوشواره نه پیرهن
معجرمو میخواستن
موهامو کَندن اما
نبودیُ جا موندم
تو شب میون صحرا
بابا بیا که تو شام
منو یتیم میدونه
دستامونو میبندند
تو کوچه میکشونند
منو دل گرسنه
محلهٔ یهودی
بوی غذا تو کوچه
کرده ببین چه دودی
بابا
چند وقتی که نبودی
لب به غذا نبُردم
به غیر تازیانه
هیچی دیگه نخوردم
حالا که سر گذاشتی
جای قدم رو چشمام
خون لختهٔ لباتو
میشورمش با اشکام😭😭
🔘هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🔘
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
|⇦•کجا بودی ای سرِ زخمی..
#روضه و توسل به سه سالۀ حضرت اباعبدالله حضرت رقیه سلام الله علیها به نفس آقا سید مهدی حسینی •✾•
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
کجا بودی ای سرِ زخمی
کجا بودی صبحِ اُمیدم
کجا بودی من بدونِ تو
با گریه شب ها میخوابیدم ..
شاید من رو نشناسی ای بابا
آخه سنِ من خیلی رفت بالا
یه روز من رو پاهات ، الانم تو
بخواب رویِ پاهام لالا لالا ..
*مرحوم دربندی میگه پاهاشو دراز کرد سر رو گذاشت رو پاهاش*
لالایی چرا گردنت زخمه؟..
لالایی چرا صورتت زخمه؟..
لالایی نگو اینو میدونم
برا چی بابا رو لبت زخمه؟..
کجا دیدی دختری باشه
رو دستاشم یک سری باشه
کجا دیدی رو سر دختر
جلو باباش روسری باشه
*مگه بابات نامحرمه ؟.. نه عمه موهام کمی نامرتبه ..*
یادم رفته با دیدنش غم هام
یادم رفته شیرین زبونی هام
ان شالله بابامم یادش رفته
یه روزی بلند بود چقدر موهام
*من اگه محرم نبود اینو نمیگفتم به خود بی بی قسم..*
دیگه من موهامُ نمی بندم
واسه دندونامه نمی خندم
کجا بودی بابا تو راهِ شام
میدیدی که زخمامُ می بندم
نبودی من غصه ها خوردم
تو رفتی من ضربه ها خوردم
نبودی اون شب تک و تنها
کتک از اون بی حیا خوردم
دیگه مُردم
رقیه ات حالا خیلی غمگینه
به سختی جلو پاشو میبینه
صداش میکنن برنمیگرده
گوشام بعد از اون ضربه سنگینه
*عرض روضۀ منو التماسِ دعا .. دختربچه باباییِ .. سر وقتی اومد تو خرابه دست انداخت تو موهایِ سر بابا .. گفت عمه این موهایِ بابای منه؟.. دست انداخت به سر و صورت .. گفت عمه این سر و صورت بابایِ منه ؟.. اما یه وقت دید عمه عقب عقب رفت رقیه .. تا دستش خورد به لبایِ بابا گفت عمه این لبای بابای منه؟.. ( تعجب کرد.. ) دست انداخت به دندونای سر بریده .. کی چوب به لبات زده بابا .. غوغایی کرد تو خرابه دستاشو مشت کرد اینقدر زد تو دهن خودش .. لب و دهان خون آلود شد ..
هی گفت بابا بابا .. اینقدر گفت بابا یه وقت خانوم هرچی تکونش داد دید بچه صدا نمیزنه .. امام سجاد اومد جلو دست گذاشت رو قلبش گفت عمه کارش تموم شد عمه .. دیگه صدا نفسش بالا نمیاد عمه .. هی تکونش داد دید جواب نمیده .. آخ لباس و کنار زد دید همۀ صورتش غرقِ خونه ...*
#کربلایی_سید_مهدی_حسینی
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله
#شب_سوم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
#ویژه_ایام_صفر
•┄┅══༻○༺══┅┄•
سلام ما به لبخند شهیدان
به ذکر روی سربند شهیدان
سلام ما به گمنامانِ لشکر
به تسبیحات یا زهرای معبر
همانهایی که عمری نذر کردند
اگر رفتند دیگر برنگردند
یاد کنیم شهدا را با صلوات
🌹اللهم صل علی محمد
🌹و آل محمد و عجل فرجهم
4_5931584487019250714.mp3
5.57M
زمینه | هوای زیارت کرب و بلا سرمه بازم
#کربلایی_حمید_علیمی
#پیشنهاد _دانلود
#زمینه
هوای زیارت کرببلا سرمه بازم
حرمتو دیدمو حسرت من حرمه بازم
پای تو بزارم اگه جونم رو کمه بازم
هوای زیارت کرب و بلا سرمه بازم
حرمتو دیدم و حسرت من حرمه بازم
پای تو بذارم اگه جونم رو کمه بازم(2)
میرم ایشالا از روضه ت جنت الاعلی
پابوس شاه دو عالم ؛اربابم حسین
بگو یا زهرا؛ راضی شه حضرت مولا
وعده ی؛ ما سینه زن هات؛ بین الحرمین
حسین جان ای جانم حسین(3)
(بلا نبینی کربلایی)
(ای مهربونم مهربونم مهربونم)
نوکرم و از تو گرفتم؛ آقا مدالم رو(2)
تویی که میدی توی قبر جواب سوالم رو
تویی که میدی همه برکت و خرجی سالم رو (2)
تو چشام بارون، شدم از عشق حرم مجنون
هستم با ایل و تبارم ،مجنون حسین
منم آقا جون، اونی که دادی سرو سامون
از دنیا هرچی که دارم ،مدیون حسین
(حسین جان ای جانم حسین)(4)
یه کویر تشنه ام و؛ تومثه اقیا نوسی
نابلد راهمو،تو واسه من ،مثه فانوسی
حرمتو ارزومه ،واسه نوکری پابوسی(2)
میمونم آخر ،زیر سایه ی چادر مادر
مینامند مارو خلایق، نوکر حسن
منم اون نوکر،خاک پای قاسم و اکبر
میگیرم من، اربعین و ، از دست حسن
حسن جان ای جانم حسن(2)
#هدیه_به_امام_زمان_عج_صلوات
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#التماس_دعای_فرج_وعاقبت_بخیری
بسم الله الرحمن الرحيم
#امام_حسین_ع_مناجات_اربعین
#مرضیه_عاطفی
▶️
باید که داغت پا بگیرد
در کنج قلبم جا بگیرد
ایکاش در چشمم پس از بغض
کار غمت بالا بگیرد
@hosenih
باید برای روضه اشکم
یک چشمه از دریا بگیرد
با دستِ خالی رو زدم تا
سائل شدن معنا بگیرد
زائر برای اربعین کاش
از مادرت ویزا بگیرد
تا جرعه ای چایِ عراقی
از دستِ موکب ها بگیرد
گریان و لب تشنه بیاید
یک روضه در صحرا بگیرد
تا روضۂ شش ماهه ات را
با حضرت زهرا(س) بگیرد
محض شهادتنامۂ خود
در کربلا امضا بگیرد
@hosenih
آقا نگاهی کن که قلبم
آرامشی زیبا بگیرد
یک بیت ازاین ابیات ایکاش
یکروز چشمت را بگیرد!
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
❣﷽❣
🎧#زمزمه_حضرت_رقیه_س
🎤#غساله
بیا غساله در ویران
بشوی این پیکر بی جان
🎧ولی آهسته آهسته
سه ساله نو گل پژمان
بود طفل شه عطشان
که شد راحت از این دوران
بشویش کنج این ویران
🎧ولی آهسته آهسته.
در اینجا بلبلی خسته
پرش از جور بشکسته
روانش از بدن جسته
بیا غساله در ویران
🎧ولی آهسته آهسته
پدر بوده برش دیشب
که جانش آمده بر لب
🎧ولی آهسته آهسته
رقیه مرق خوش الحان
چو بلبل کنج این زندان
نثار گل نموده جان
بگردش عمه ها گریان
🎧ولی آهسته آهسته
بیا غساله در ویران
بشوی این پیکر بی جان
🎧ولی آهسته آهسته
🎧هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🎧
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
۶
(ورود اهل بیت ع به شام)
#نوحه
#شام
#اسارت
استاد سعید صادقی
پر ازدهام است،دروازه ی شام
شد کار مردم،شادی و دشنام
امان از شام۴
بسوزد از غم،دل اسیران
به روی نیزه،سر شهیدان
امان از شام۴
خونین دل از غم،شد ام کلثوم
سرش به نیزه،امام معصوم
امان از شام۴
دستان بسته،در غم نشسته
از جور دشمن،دل ها شکسته
امان از شام۴
زینب شد از غم،قامت خمیده
بر روی نی بود،سر بریده
امان از شام۴
ظلم فراوان،در شام ویران
ای وای از این غم،شد بر اسیران
امان از شام۴
سکینه سوزد،زین ظلم و بیداد
شد دیده گریان،امام سجاد
امان از شام۴
امام سجاد،خون شد دل او
دشمن شرر زد،بر حاصل او
امان از شام۴
در شام ویران،شد روزشان شام
زدند بر آنان،سنگ از لب بام
امان از شام۴
دشمن یتیمان،را بی بهانه
گه کعب نی زد،گه تازیانه
امان از شام۴
در شام ظلم و،کینه فزون شد
از استقامت،دشمن زبون شد
امان از شام۴
#نوحه_ورود_به_شام
#مشهد_مقدس
بسم الله الرحمن الرحيم
#امام_حسین_ع_مناجات_اربعین
#مرضیه_عاطفی
باید که داغت پا بگیرد
در کنج قلبم جا بگیرد
ایکاش در چشمم پس از بغض
کار غمت بالا بگیرد
باید برای روضه اشکم
یک چشمه از دریا بگیرد
با دستِ خالی رو زدم تا
سائل شدن معنا بگیرد
زائر برای اربعین کاش
از مادرت ویزا بگیرد
تا جرعه ای چایِ عراقی
از دستِ موکب ها بگیرد
گریان و لب تشنه بیاید
یک روضه در صحرا بگیرد
تا روضۂ شش ماهه ات را
با حضرت زهرا(س) بگیرد
محض شهادتنامۂ خود
در کربلا امضا بگیرد
آقا نگاهی کن که قلبم
آرامشی زیبا بگیرد
یک بیت ازاین ابیات ایکاش
یکروز چشمت را بگیرد!
بسم الله الرحمن الرحيم
#محکومیت_اهانت_نشریه_فرانسوی_به_پیامبر_اعظم_ص
#شعر_اعتراضی #شب_جمعه
#مجید_تال
▶️
دست ابوسفیان کماکان در کمین است
اما جواب دوستان در آستین است
نسل سرابند و نمی فهمند بی شک
اینجا بیابان نیست دریای یقین است
این شهر ، در ، دارد نمیدانند آیا...
آیا گمان کردند خاتم بی نگین است
هر کس که از روی عناد اینجا بتازد
قطعا جوابش با امیر المومنین است
اما جواب ابلهان تنها سکوت است
امروز هم در بین ما قصه همین است
امروز هم عالم اگر نامهربان شد
او تا قیامت رحمة للعالمین است
در پاسخ توهین محبت کرد عمری
پیغمبر رحمت مرامش این چنین است
یا مصطفی رفتی نبودی تا ببینی
قوم نمک نشناس تو لبریز کینه ست
تو بر گلو بوسه زدی آنها بریدند
گفتندباخود کشتن او حکم دین است
او هم، سرش مانند تو خاکستری شد
آری تنور روضه هایش آتشین است
ای کاش ماهم زائر شش گوشه بودیم
امشب که زهرا زائر آن سرزمین است
در چشم ماجاماندگان دنیا خرابه ست
تا دختر جامانده ویرانه نشین است
ما با رقیه عالمی داریم امسال
در سینه ما آرزوی اربعین است...
❣﷽❣
☑️#روضه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
🔘#آقای_نریمانی
🔳#پیشنهادم
🌾فاطمه روضه گرفته، ای خدا لطفی کنُ
🌾بهر یاری کردنش، چشم مرا سرباز کن
⬅️حالا مادررمیخواد روضه بخونه، روضه خون بی بیِ ما هم گریه کُنش
🌾سنگ هم خوردی عزیزم، پیروهن بالا مزن
🌾چاره ای بر تیر آن، ملعون تیرانداز کن
🌾دستبافم را، به غارت بردند ای بی کفن
🌾چادر من را بگیر و زود رو انداز کن
⬅️آخه همچین که سنگ به پیشانی زدن، دامن عربی رو بالا رزد
خون پیشانی رو بگیره سفیدی این سینه نمایان شد
نانجیب تیر شعبه رو برداشت
چنان به سینه آقای ما زد
آقام آقام...
اما زینب داره این صحنه ها رو داره میبینه
بالا تل ایستاده داره میبینه
🌾چشامو باز دوباره گریه میگیره
🌾مگه میشه، مگه از یاد من میره
حسین جانم..
🌾خودم دیدم جَوونت غرق غمها شد
🌾توی میدون چطوری اربا اربا شد
🌾خودم دیدم که اصغر با لبای سرد
🌾غریبونه پیش چشمات تلذی کرد
حسین جانم
.صدا زد داداش
🌾خودم دیدم، علم از دست ماه افتاد
🌾یه لشکر گرگ به سمت خیمه راه افتاد
🌾خودم دیدم، میدیدی آسمونو دود
🌾توی گودال یه نامرد روی سینت بود
🌾خودم دیدم، تو مقتل جستجو میکرد
🌾تو مقتل تنت رو جستجو مبمکرد
🌾جلو چشمات تنت رو پشت و رو میکرد
⬅️آخه یه عبارتی شیخ جعفر شوشتری تو مقتل آورده، این یه بیتی که میگم سندش اونجاست
شیخ جعفر میگه
کاری کردند پشت روی بدن معلومه نبود
آآنت اخی... آیا تو برادر منی
دو معنا داره...
شاید داره میگه تو حسین منی
نه نه تو حسین نیستی
حسینی که من فرستادم اینطوری نیود
از یه طرف یه عبارت میگه اومد ولی بدن رو نشناخت
همچین که برگشت دید از حلقوم بریده صدایی میادأُخیَّ الیه
میگم و رد میشم
🌾خودم دیدم، قدمهایی که شد تندُ
🌾تو دستای یه نامرد جنچر کندُ
🌾خودم دبدم داره قطع میشه امیدم
🌾خودم دیدم 12 ضربه رو دیدم
آخه هر ضربه ای که میزد آقامون
یه ذکری میگفت
ضربه اولُ که زد گفت یا محمدا
ضربه بعدی واعطشا
یه ضربه یه حرف دیگه
اما ضربه آخرُ صدا زد وا اُماه
وای مادرم....
(مادر اومد)
🌾قدم به قدم من اومدم
(صبر کن حسین)
🌾باقامت خم من اومدم
🌾تو قتلگاه چه خبره
🌾کجاست پسرم من اومدم
آی حسین...
(داداش داداش نفسم بالا نمیاد)
🌾تو رو کشتند، می اومد نغمه تکبیر
🌾تو رو کشتند، به دستم بسته شد زنجیر
🌾حسین جانم، فدای جسم بی تابت
🌾تو رو کشتند، ندادند قطره ای آبت
(اما داداش اونی که منو میکشه اینه)
🌾تو رو کشتند، غنائم رو سوا کردند
🌾تنت رو وای توی صحرا رها کردند
🌾تو رو کشتند، سرت رو نیزه ها میرفت
🌾بدون تو آخه زینب کجا میرفت
حسین جانم....
ا⬅️این روضه رو بارها گوش دادین ومد گودال نیزه شکسته ها رو کنار زد،
اول نشست کنار این بدن، شروع کرد به حرف زدن
داداش قرارمون این نبودتو بری و زینب بمونه
ما رو میخوای تو دست کی بسپری بری
حسین جان یهذنگاه کن. هنوز خون گلوت خشک نشده ریختن خیمه هارو محاصره کردند
همه رو این حرفا رو زدم برا این جمله و روضم تمام یه مرتبه یه کاری کرد دوست و دشمن همه گریه کرد
این بدن رو تو بغل گرفت
حسین جان کجاتو ببوسم
جایی برای بوسه که پیدا نمیشود
اما یه مرتبه دیدن
اما چادرو انداخت رو این بدن
تا سرو برداشت دیدن لبا خونیه،
همه فهمیدند این لبارو گذاشته به رگهای بریده
آی حسین...
🔳هدیه به خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها (صلوات)🔳
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
زمزمه
(به سبك داداش هدیه هام و برات آوردم)
حسین ، شد لحظه ی آخر خواهر
دوخته شده چشام به این در ، کنار من بیا برادر
داداش ، ببین که زینب غمینه
گرفته با دلی حزینه ، پیرهن خونتو رو سینه
داداش اگر بیایی ، جون دادنم آسونه
صدای قلب زینب ، حسین حسین می خونه
یک سال و نیمه که من ، رنگ خوشی ندیدم
کابوس قتلگاه رو ، هرشب تو خواب می دیدم
حسین غریب مادر
**
داداش ، یادته اومدم تو گودال
میزدی توی خون پرو بال ، یه دفعه دیدم شدی بی حال
داداش ، زمین کربلا می لرزید
دختر کوچکت می ترسید ، یه بی حیا سرت رو دزدید
لبات ترک ترک بود ، تشنه یک جرعه آب
تنت به روی صحرا ، به زیر برق آفتاب
یک سال و نیمه که من- با روضه هات مأنوسم
کاشکی بیای دوباره ، حنجرتو ببوسم
حسین غریب مادر
**
داداش ، من موندم و یه مشت حرامی
از ما گرفتن احترامی ، مردای دست سنگین شامی
داداش ، ما رو نشوندن تو خرابه
چیزی که فکرشم عذابه ، خاطره ی بزم شرابه
نمی دونی بعد تو ، چه غصه ها کشیدم
بعد یه عمر عزیزی ، چی شنیدم چی دیدم
تو موندی و اکبرت ، من موندم و دخترت
هنوز توی گوشمه ، ناله های مادرت
حسین غریب مادر
شاعر : محمد مهدی روحی
 دانلود سبک