eitaa logo
متن مداحی
328 دنبال‌کننده
17 عکس
5 ویدیو
3 فایل
.
مشاهده در ایتا
دانلود
الهی کم نشه سایت از سرم الهی برات بسازم یه حرم با کبوترا به دورش بپرم شبای فاطمیه از غربتت سینه ام کبوده مثل صورتت سینه میزنم برا مصیبتت ای مادر کرم بی بی بی حرم شب روضت شب معراج منه بانی روضه حسین و حسنه جبرئیل به سینه و سر میزنه مادرم چند روزه که مسافره بارشو بسته دیگه میخواد بره مثه یه پرستوی مهاجره مادر ما از بابا رو میگیره زیر چادر دست به پهلو میگیره .
شکر می گویم خدا را چون که خوان فاطمه باز هم گسترده شد بر شیعیان فاطمه    فاطمیّه آمد و دست مرا زهرا گرفت تا که باشم چند روزی میهمان فاطمه    در میان مصحفش نام مرا هم او نوشت روزی ام شد نوکری آستان فاطمه    با همه روی سیاهم آبرویم را نبرد شد نصیبم موج عفو بی کران فاطمه    بر تنم رخت سیاه نوکری پوشیده ام تا کمی باشم شبیه کاروان فاطمه    ما همه فرزند و او هم مادر ما شیعه هاست شکر حق هستیم ما از دودمان فاطمه    آمدم هیئت برای مادرم گریه کنم گریه بر عمر کم و قدّ کمان فاطمه    بسته ام احرام اشکم را که باشم مرهمش در طوافم من به دور آشیان فاطمه    چند روزی می شود که مادرم در بستر است بوی آتش می دهد باغ جنان فاطمه    انتقام او به دست ذوالفقار مهدی است مهدی زهرا بیا... آقا... به جان فاطمه   با ظهور تو گره از کار شیعه وا شود می شود پیدا مزار بی نشان فاطمه  محمد فردوسی
نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها ...........‌‌ ماه گوید فاطمه با آه گوید فاطمه بی تو حیدر خم شود با چاه گوید فاطمه یار گوید فاطمه بیمار گوید فاطمه بین دود و شعله هم مسمار گوید فاطمه لاله گوید فاطمه آلاله گوید فاطمه بر سر قبرت علی با ناله گوید فاطمه خاک گوید فاطمه افلاک گوید فاطمه زینبِ غمدیده ی غمناک گوید فاطمه خسته گوید فاطمه پیوسته گوید فاطمه بازوی خونین شده بشکسته گوید فاطمه چاره گوید فاطمه بیچاره گوید فاطمه مجتبی هم با دلی صدپاره گوید فاطمه مست گوید فاطمه سرمست گوید فاطمه ساقی لب تشنگان بی دست گوید فاطمه یاس گوید فاطمه احساس گوید فاطمه در کنار علقمه عباس گوید فاطمه کوه گوید فاطمه نستوه گوید فاطمه شاه دین با پیکری مجروح گوید فاطمه تیر گوید فاطمه شمشیر گوید فاطمه بین گهواره علی بی شیر گوید فاطمه دیده گوید فاطمه نادیده گوید فاطمه زیر خنجر حنجری خشکیده گوید فاطمه شاعر:
AUD-20220823-WA0029.mp3
2.77M
نوحه شهادت حضرت رقیه سید رضا نریمانی دعای تو بی برو و برگرده تجربه هم اینو ثابت کرده مثل عموت باب الحوائجی ذکر تو آرامش هر درده عشق ارباب و عمه ساداتی مثل بارونی منشأ خیراتی کرمت شاه و گدا نمی‌شناسه اشفعی لی فی جنه یا مولاتی رقیه ضربان دل عاشق شیدا رقیه نمک سفره حضرت دریا رقیه تویی تو بهترین دختر دنیا مولاتی یا رقیه @majmaozakerine
abasi..alatashe....mp3
948.2K
نوحه حضرت ابوالفضل امیر عباسی العطش خیمه ها ناله و اشک رباب ساقی لب تشنه رفت در پی یک قطره اب زاده ام البنین رفت ولی بر نگشت سوخت دل مادری اب میسر نگشت امید زینب شد نا امید جی بالمای لسکینه ای شهید موج دریا مشک سقا اشک زهرا یا ابالفضل مشک و علم یک طرف دست قلم یک طرف العطش کودکان بین حرم یک طرف ناله ادرک اخاک میرسد از علقمه زاده ام البنین شد پسر فاطمه ابروی پیوسته شد جدا کربلا تازه شد کربلا ای تشنه لب عشق زینب کاشف الکرب یا ابلفضل زائر کوی حسین گشته دل و جان ما بسته به موی حسین حال پریشان ما دل خوشی عاشقان روضه خون خدا جنت ما هیئتت مقصد ما کربلاست مولایم اربابم یا حسین از عشقت بی تابم یا حسین فریاد هل من ناصرت در یاد ماست یا لیتنا کنا معک فریاد ماست در پی روح خدا سوی خدا می رویم همچو شهیدان سوی کرب و بلا می رویم جان و دل عاشقان نذر رضای ولی نذر علم دار عشق حضرت سید علی همراز گل های پرپرم سرباز گمنام رهبرم اخر شهیدم می کند عشق ولی چشم من و فرمان تو سید علی یا ابالفضل دریافت سبک
4_5922505166673677252.mp3
2.77M
‍ ❣﷽❣ ⚜ @roze_daftari صاحب عزا سری بزن به روضه های مادرت که تسلیت بگیم به تو برا عزای مادرت بیا که مادرت در انتظاره امید اون به تیغ ذوالفقاره یابن الحسن بیا که زخم سینه به جز ظهورت مرهمی نداره ⚜یابن الحسن یابن الحسن کجایی ⚜بیا که مادرت شده فدایی مثل علی غریبی کسی طرفدار نداری یار علی فاطمه بود یه دونه هم یار نداری کاشکی یکی برای تو سپر شه از غصه و غم تو خونجگر شه کاش یه نفر فدایی پیدا کنی تو راه تو شکسته بال وپرشه ⚜یابن الحسن یابن الحسن کجایی ⚜بیا که مادرت شده فدایی بیا خودت روضه بخون از ماجرای پشت در آتیش بزن دومیو با هیزمای پشت در در پشت در فاطمه ناله ها زد*۱ با حالتی خسته تو رو صدا زد بیا و بشکن دست نامردیو که مادرو سیلیه بی هوا زد ⚜یابن الحسن یابن الحسن کجایی ⚜بیا که مادرت شده فدایی هزار و چارصد ساله که شبات با غم سحر شده از مادرت فاطمه هم دلت شکسته تر شده *۲ طناب و دست حیدرو می بینی پهلو شکسته مادرو می بینی به یاد زخم سینه خون میباری هر دفعه که میخ درو می بینی ⚜یابن الحسن یابن الحسن کجایی ⚜بیا که مادرت شده فدایی (مرتضی کربلایی) ✅پی نوشت : *۱ - از علامه امینی نقل شده که مادر سادات در پشت در چند ناله زدند : یا ابتاه ... یا علی ...یا فضه خذینی ... ولدی مهدی ! *۲- علامه میرجهانی صاحب کتاب نوائب الدهور در عالم رویا مادر سادات را دیدند که حضرت این بیت شعر را به فارسی خواندند: دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود در این زمان دل فرزند من شکسته تر است @roze_daftari ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
Sh: متن روضه •-----🖤═✾🌺✾═🖤-----• 🔸دلم میخواد یه شب مدینه باشم 🔸زائر اون شکسته سینه باشم 🔸دلم میخواد پشت بقیع بشینم 🔸قبر غریب مادر و ببینم ان شاءالله وعده منو و شما مدینه... کنار قبرستان بقیع... ایام عزای زهرای مرضیه... بریم خانه امیرالمومنین... بریم عیادت مادرمون زهرا... مادری که چند ماهه تو بستر بیماریه... ان شاءالله هر كی مادر داره... خدا براش نگه داره... خدا نکنه ببینی مادرت بیمار شده... اگه یه روزی بری خونه... ببینی مادرت حالش خوب نیست... دست و پات رو گم میكنی... اگه یه روز ببینی مادرت... به سختی داره نفس میکشه... دست و پات رو گم میكنی... انگار همه غصه های عالم رو دلت میآد... امروز بعد از چند ماه... بلاخره زهرای مرضیه از بستر بیماری بلند شد... بچه ها تا مادر رو دیدند... خوشحال شدند... الحمدلله... مادر ما خوب شده... 🔸چون روز ِ آخر بود كار ِ خانه كردم 🔸گیسوی ِ فرزندان خود را شانه كردم کمی کارهای خونه رو انجام داد بی بی... فرمود اسماء... من ساعتی استراحت می کنم منو صدا بزن... اگه جواب ندادم اسماء... بدون به بابام پیغمبر ملحق شدم... اسماء میگه... دل نگران شدم... ساعتی بعد صدا زدم... عرضه داشتم... یا بنت رسول الله... دیدم جواب نیومد... خدایا ...چه خبر شده... چرا بی بی جواب نمیده... دوباره صدا زدم: (یَا قُرَّهَ عَیْنِ الرَّسُولِ ) جواب نیومد... وارد حجره شدم... پوشیه صورت رو کنار زدم... دیدم ای وای... بی بی جان به جانان تسلیم کردند... عرضه داشتم بی بی جان... سلام منو به پیغمبر خدا برسونید... خدایا... حالا جواب امیرالمومنین رو چی بگم... جواب بچه ها رو چی بگم... حسنین وارد شدند... تا اومدند فرمودند اسماء... مادرمون زهرا کجاست... دوان دوان وارد حجره شدند... کنار بدن بی جان مادر نشستند... حالا میخوای گریه کنی بسم الله... امشب برا یتیمان زهرای مرضیه گریه کن... این بچه ها خودشون رو انداختند روی جنازه مادر... نميدونم تاحالا بچه یتیم کنار بدن مادر دیدی یا نه... امام حسن خودش رو انداخت روی بدن مادر... صدازد: یَا أُمَّاهُ كَلِّمِينِي قَبْلَ أَنْ تُفَارِقَ رُوحِی بَدَنِی مادرجان من حسنم... با من حرف بزن مادر... الان روح از بدنم جدا میشه مادر... ابی عبدالله اومد... آی کربلایی ها... آقاتون اومد... صورت گذاشت کف پاهای مادر.. هی کف پاهای مادر رو میبوسه... صدا میزنه... يَا أُمَّاهْ أَنَا ابْنُكِ الْحُسَيْنُ كَلِّمِينِي قَبْلَ أَنْ يَتَصَدَّعَ قَلْبِي فَأَمُوتَ مادر... من حسینتم... با من حرف بزن... مادر... اگه با من حرف نزنی میمیرم... مادر... مادر... 🔸اسماء چرا چشم از ما پوشیده مادر 🔸وقت اذان مغرب خوابیده مادر اسماء اومد بچه ها رو با احترام... از روی جنازه مادر بلند کرد... •-----🖤═✾🌺✾═🖤-----• اما‌... لا یوم یومِک یا اباعبدالله خوب شد اسماء تو بودی... بچه ها زهرای مرضیه رو... از کنار جنازه مادر بلند کردی... اما کربلا... فَاجْتَمَعَتْ عِدَّةٌ مِنَ الْأَعْرَابِ حَتَّى جَرُّوهَا عَنْهُ چند نفر مرد اَعرابی با تازیانه... کشان کشان... دختر رو از کنار بدن بابا جدا کردند... 🔸ای خصم بد منش تو مزن تازیانه ام 🔸من از کنار پیکر بابا نميروم •-----🖤═✾🌺✾═🖤-----• کانال روضه دفتری👇 ایتا وتلگرام ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
⚫️ 🔘 🔹بر نورخدا عصمت کبری صلوات 🔸بر دخت نبی ام ابیها صلوات 🔹بر آن که بود شفیعه در روز جزا 🔸همتای علی حضرت زهراصلوات ومولاتنا..... ✨گر نگاهی به ما كند زهرا ✨درد ما را دوا كند زهرا ✨بر دل و جان ما صفا بخشد ✨گوشه چشمی به ما کند زهرا ✨كم مخواه از عطای بسيارش ✨آنچه خواهی عطا كند زهرا ✨روز محشر كه ازشفاعت خويش ✨حشر ديگر به پا كند زهرا ✨همچو مرغی كه دانه بر چيند ✨دوستان را جدا كند زهرا...2 ⬅️دلارو روونه کنیم مدینه ... کنار قبر مخفی حضرت زهرا ... کنار قبر بی زائر زهرا... الهی تو مجلسمون کسی داغ مادر جوون ندیده باشه.... داغ مادر سنگینه.... مخصوصا اگه جوون باشه.. آرزو به دل باشه.... (آی اونایی که اولاد دارید ) (خدا سایه تونو از سر اولادتون کم نکنه....) مادر دوست داره بچه شو بزرگ کنه قدوبالاشو ببینه.... یه دل سیر خنده و شادی بچه شو ببینه .... آخ دختر داره عروسش بکنه... پسر داره دامادش بکنه.... اما من بمیرم برای بانوی جوون مدینه زهرا.... من بمیرم بمیرم برا اون خانومی که جوون بود .. خودشم ناز مادرو ندید... سایه مادر ندید 💔💔امان امان ⬅️مجلس مجلس جوونِ .. تو مجلس جوون بلند بلند گریه میکنند... ⬅️دیدید وقتی خانمی جوون از دنیا بره مهمونا میان میگن مادرش کجاست ... خواهرش کجاست.... ( خانم جوان از دنیا بره مادر داره خواهر داره....) اما من بمیرم برا اون خانمی که نه مادر داره نه خواهر... امروز تو روضه خانم فاطمه زهرا هم مادری کن ... هم خواهری کن.... با زینبش هم ناله شو... ◾️آخ خدا مادرم را کجا میبرند ◾️گمانم برای شفا میبرند ◾️کجا می برندش کجا میبرند ◾️چسان زیر تابوتُ گیرد پدر ◾️خدا یا کمک کن نمیرد پدر ◾️کجا میبرندش کجا میبرند2 ✨روضه برات بخونمو التماس دعا وقتی‌ بدن مادر رو به خاک میسپارند.... میگن صبر کنید عزیزاش بیان بعد بدن نازنین مادررو برداریم..... اما من بمیرم برای بانوی غریب مدینه زهرا .... من بمیرم برا اون خانمی که صدا زد... «يا علي غَسِّلْني فِي اللَيل....كِفِْني فِي الليل.... دَفِّني فِي الليل.. ولا تَُعْلِن اَحَداً» ⬅️ علی جان شبانه بدنمو غسل بده... علی جان شبانه بدنمو کفن کن... علی جان شبانه بدنمو به خاک بسپار.... 🖤 (تو رو خدا برای خود تجسم کن امیرالمومنین تو دل شب داره از زیر پیراهن بدن زهرا شو غسل میده) 🍂 اسما بریز آب روان.. 🍂 بر روی گلبرگ گلم... 🍂 ولی آهسته آهسته ..2 🍂آخ ببین بشکسته پهلویش... 🍂سیه گردیده بازویش ... 🍂بریز آب روان رویش... 🍂ولی آهسته آهسته... (اسما میگه...) 💔میگه دیدم یتیمان زهرا حسن و حسین یه گوشه آستین دهان گرفتن آروم آروم دارن گریه میکنند... زینب یه گوشه زانوای غم بغل گرفته 💔آخ فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد 💔وای به طفلی رخت ماتم در برم کرد 💔الهی بشکنه دست مغیره 💔میوون کوچه ها بی مادرم کرد ⬅️میگه امیرالمومنین سفارش کرده بود بچه ها نکنه صدای نالتون رو بلند کنید... میگه یه مرتبه دیدم علی سر گذاشت به دیوار بی کسی... بلند بلند داره گریه میکنه... (سردار بدر و حُنینه علی ...) پرسیدم آقا جان شما به بچه ها سفارش کردید بلند بلند گریه نکنند ... آقا چرا خودتون دارین بلند بلند گریه میکنید.... (سوز) صدا زد اسما...دست از دل علی بردار اسما... اسما فاطمه ام رفت، اما درد دلشو به منِ علی نگفت اسما... 🍁آخ تو میبینی علی را زار و خسته... 🍁وای نمیبینی تو پهلوی شکسته.... (گریز..) ⬅️(ناله داری دلتو ببرم کربلا ).. آی کربلائیا... ⬅️بگم یا امیرالمومنین آقا جان ... تو تاریکی دل شب بازوی ورم کرده زهرا رو ندیدی حس کردی، سر گذاشتی به دیوار بی کسی بلند بلند گریه کردی.... ⬅️آقا میخوام بگم کجا بودی کربلا... اون لحظه ای دیدن حسین اوند کنار نهر علقمه یه چیزی از زمین برمیداره میبوسه به رو چشم میزاره... راووی میگه گفتیم حسین قرآن پیدا کرده .. اما خوب که نگاه کردیم دیدیم دستای بریده ابالفضله.... 💔به ناله های دل یتیمان زهرا ... به اون لحظه ای که نتونستند بلند بلند مادر مادر بگن و بلند بلند گریه کنند دستتو بیار بالا از سویدای پلت ناله بزن بگو یا زهرا.....💔
|⇦•قصد سفر داری.... و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده در ایام فاطمیه سال۱۴۰۰ به نفس حاج اسلام میرزایی•✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ بیا بیا گل نرگس، عزای مادر توست صفای فاطمیه از صفای مادر توست اگر چه سائلم و نوکرِ همیشگی ام فقط به خاطر لطف و عطای مادر توست *مادر بهت نظر کرده، امام زمام مَحرمت دونسته اومدی تو این مجلسِ روضه، خیلی ها نمی دونن این ایام، چه ایامی است...* تمام عزتِ شیعه رحینِ منتِ توست تمام زندگی ما فدایِ مادر توست * هر کس محبت حضرت زهرا تو دلش باشه میتونه به حضرت زهرا بگه مادر!...* قسم به مادر و آن اِحتجاج مادری اش دوام خدمت ما با دعای مادر توست ز نور چادرِ او ما همه مسلمانیم که اصل طینت ما خاک پای مادر توست به وقت مرگ که دستم به هر دری کوتاست امید و دلخشوی من، وفای مادر توست بیا که با تن خونین هنوز منتظر است که انتقام تو تنها دوای مادرِ توست *یابن الحسن!...* قصد سفر داری، یار و پرستارم شک نکنی بی تو، دَوُوم نمیآرم نگو که با حیدر، قهری و دلگیری یه گوشه کِز کردی و روتو میگیری کی دیده گُل به آتیش خو بگیره مادری ز دخترش رو بگیره دست نذار رو دلی که خونه زندگی بی تو برام زندونه غصه ی محسن و زخمی شدنت تا ابد حیدر و میسوزونه *خانومم! حلالم کن، دیدی که دستامو بستن، کاش به جای دستام چشمامو می بستن...* وای من، وای من، ای مادر! کنج قفس داری هی میزنی پر پر بالِ تو زخمی کرد لعنت به میخِ در * از آیت الله کمپانی سئوال کرد: گفت: آقا! پشت در چه اتفاقی افتاد؟ فرمودند: وَ لَستُ اَدرِي خَبَرَ المِسماري سَل صَدرَها خَزِينة الاَسراري فرمود: چرا از من می پرسی؟ برو از سینه ی زهرا بپرس... امام صادق فرمود: خدا رحمت کنه اونایی که برا مادر ما بلند بلند گریه میکنند.. بذار روضه رو از زبون امام باقر بخونم، همه ناله بزنن، فرمود: مادرم شب ها از درد خواب به چشماش نمی اومد، چرا آقا؟ نمی تونست به بازو بخوابه، نه به پهلو...گاهی نفساش به شماره می افتاد، نفس نفس که میزد خون از جای زخم سینه اش جاری میشد...* شب و روزت شده، آه و ناله صورتت نیلی، چشات خون داره * مقداد میگه: روز بعد از دفن حضرت زهرا سلام الله علیها از خونه اومدم بیرون، بی حیایِ دومی راهم رو گرفت، گفت: مقداد! کجا داری میری؟ بیا میخواهیم بریم فاطمه رو تشییع کنیم... گفتم: علی دیشب زهرا رو به خاک سپرد، زهرا رو غریبانه توی خاک گذاشت... تا اینو گفتم، عصبانی شد، چنان سیلی به صورتم زد... مقداد گریه میکرد، میگفتن: مقداد! تو مرد جنگ هستی، پهلوونی تو، داری برای یه سیلی خوردن گریه میکنی؟ گفت: برا خودم گریه نمیکنم، نامرد دستش خیلی سنگین بود، با همین دست زهرا رو زده... امام مجتبی میگه: یه جوری مادرم رو زد، دیدم مادرم روی زمین نشست، گفتم: مادر! پاشو بریم... فرمود: حسنم! چشمام جایی رو نمی بینه... ای زهرا... یه روزی هم عمه ی سادات زینب کبری سلام الله علیها می فرمایند: ما رو که وارد مجلس یزید که میکردن، من و امام سجاد رو به یه طناب بسته بودن، این بچه ها هم بین ما بودن، ما رو از درهای مختلف وارد میکردن، یه عده دَم درها با چوب ایستاده بودن مارو میزدن... امام سجاد میگه: دیدم عمه جانم زینب روی زمین نشسته، دارن بچه هارو هم میزنن، گفتم: عمه جان! پاشو دارن بچه هارو میکُشن... فرمود: عزیزِ برادر! چنان چوب به سرم زدن، دیگه چشمام جایی رو نمی بینه... حسین...* به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سر تو دعوا بود ناله کشیدم من سر تو رو بردن دیر رسیدم من پنجه گذاشته توی موت خنجرش و گذاشته رو گلوت بمیره خواهرت که اینطوری با نوک نیزه کرده زیر و روت أَلسَّلامُ عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّمآء السَّلامُ عَلَى مُقطَّعُ الأعْضَاء * هر کی کربلا میخواد بلند صدا بزنه: حسین!...* @majmaozakerine
در پیش من آتش نزن بال و پرت را محمود کریمی در پیش من آتش نزن بال و پرت را خونین مکن جان پدر چشم ترت را فردا همین که جمع کردی بسترم را آماده کن کم کم عزیزم بسترت را *–* آماده کن از آن کفن ها دومین را بیرون بیاور یادگار مادرت را بگذار روی سینه ام باشد حسینت بگذار بر قلبم حسن را دخترت را *–* بگذار با طفلان تو قدری بسوزم حالا بگویم حرف های آخرت را زاری مکن بر حال من با حال و روزت خاکی نکن دنبال بابا معجرت را *–* تو بار شیشه داری و میترسم از تو خیلی مواظب باش طفل دیگرت را وقتی که میریزند هیزم روی هیزم وقتی که میسوزاند آتش سنگرت را *–* بابا حواست باشد آنجا محسنت را بابا مواظب باش پشت در سرت را ای کاش میشد روضه بازو نمیشد وقتی علی آهسته میشوید پرت را *–* این جمله آخر عزیزم با حسین است با خود مبر در قتلگه انگشترت را محمود کریمی در پیش من آتش نزن بال و پرت را
غریب گیر آوردنت تشنه سر بریدنت غریب گیر آوردنت با اسبا رفتن رو تنت غریب گیر آوردنت چقدر با نیزه زدنت غریب گیر آوردنت با نیزه زد تو دهنت غریب گیر آوردنت رو نیزه ها نشوندنت غریب گیر آوردنت -- رو خاکها کشوندنت وای بمیره خواهرت لشگری ریخت روی سرت تو رو خیلی بد زدن با نیزه چقدر زدند به پهلوت چقدر زدن یکی بی هوا می زد یکی با عصا می زد یه مادری صدا می زد رو خاک های کربلا نداری کفن چرا به غیر از یه بوریا لشگریان خیره سر چند نفر به یک نفر فاطمه می کند نظر به قتلگاه کشوندنت جلو چشای خواهرت جلو چشای مادرت به پیش دیده خواهرت به قتلگاه کشوندنت کو تن و پیرو همن
غریب گیر آوردنت؛ تشنه سَر بُریدنت غریب گیر آوردنت! با اسبا رفتن رو تَنت غریب گیر آوردنت ، چقدر با نیـزه زدنت!! ( با صدای بسیار زیبای نریمان پناهی ) غریب گیر آوردنت ؛ با نیزه زد توو دهنت غریب گیر آوردنــت… رو نیزه ها نشوندنت غریب گیر آوردنت!! رو خاک ها کِشوندنت واااای بمیره خواهرت، لشگری ریخت رویِ سرت تو رو خیلی بد زدن، با نیـزه چقدر زدند به پَهلوت چقدر زدن!! یکی بی هوا میزد یکی با عصا میزد، یه مادری صدا میزد رو خاک هایِ کربلا، نداری کفن چرا؟!!! به غیر از یه بوریا، لشــگریان خیره سر چند نفر به یک نفر؟! فاطمه میکند نظر به قتلگاه کشوندنت، جلو چشایِ خواهرت جلو چشایِ مادرت، به پیش دیده خواهرت به قتلگاه کشوندنت!! کو تن و پیـرو همنت؟!