Mirdamad-Shab3Moharram1395[01].mp3
17.49M
/ 7:09
دانلود
متن اشعار
روضه سر بسته تر بهتره
گریه پیوسته تر بهتره
وقتی که روضه دختره
روضه خون خسته تر بهتره
ای سادات می بخشید که روضه سنگینه
چشمای سه ساله دیگه تار میبینه
لال بشه روضه خون رقیه
سیلی برده امون رقیه
یا رقیه
روضه خون گفت و من زار زدم
هی سرم رو به دیوار زدم
یاد بی بی خودم روتوی
روضه کوچه بازار زدم
ای سادات می بخشید که روضه مکشوفه
خاکستر میریختن رو سرش تو کوفه
لال بشه روضه خون رقیه
داره لکنت زبون رقیه
یا رقیه
روضه خون عمه قافله
روضه هم روضه فاصله
وای اگه دختری نیمه شب
گم شه با پای پر ابله
ای سادات می بخشید که این روضه داغه
افتاده سه ساله با سر از رو ناقه
لال بشه روضه خون رقیه
مرده با تازیونه رقیه
یا رقیه
❣﷽❣
🖤#سبنه_زنی_امام_حسین_ع
💔#سینه_زنی_حضرت_زینب_س
🖤#واحد
💔#زمینه
ای تل زینبیه2
ای جای پای زینب
از ذره های خاكت
آید صدای زینب
💔🖤حسین غریب مادر
ای تل زینبیه
زینب چگونه دیده
هم تیغ و تیر دشمن
هم حنجر بریده
💔🖤حسین غریب مادر
ای تل زینبیه
دیدی كه باغبان را
لب تشنه سر بریدن
در پیش چشم گلها2
💔🖤حسین غریب مادر
ای تل زینبیه
در قتلگه چه ها شد
ریحانه ی پیمبر
سر از تنش جدا شد
💔🖤حسین غریب مادر
زینب قدش ز قلب
زهرا شكسته تر بود
چشمش به سوی گودال
دستش به روی سر بود
💔🖤حسین غریب مادر
یک شب میون قلبم
یک قتلگه کشیدم
میون اون قتلگه
ای ناله رو شنیدم
💔🖤حسین غریب مادر
🖤هدیه به خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات💔
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
۞﴾﷽﴿۞
#یاساقیالعطاشاღ
علقمه موج شد، عکسِ قمرش ریخت به هم
دستش افتاد زمین، بال و پرش ریخت به هم
تا که از گیسویِ او لختۀ خون ریخت به مشک
کیـسویِ دختـرکِ منتـظرش، ریخت به هم
تیـر را با سـرِ زانـوش کشیـد از چشـمش
حیف از آن چشم، که مژگانِ ترش ریخت به هم
خواهرش خورد زمین، مادرِ اصغر غش کرد
او که افتاد زمیـن، دور و برش ریخت به هم
قبـل از آنیـکه بـرادر بـرسـد بـالیـنش
پـدرش از نجف آمـد، پدرش ریخت به هم
به سـرش بـود بیـاید به سـرش ام بنـین
عوضش فاطمه آمـد به سرش ریخت به هم
کِتـف ها را کـه تکان داد، حسیـن افتـاد و
دست بگذاشت به رویِ کمـرش، ریخت به هم
خواست تـا خیمه رساند، بغـلش کـرد، ولی
مـادرش گفت به خیـمه نبرش، ریخت به هم
نـه فقط ضـرب عمـود آمـد و ابـرو وا شد
خورد بر فرقِ سرش، پشتِ سرش ریخت به هم
تیـر بود و تبـر و دِشـنه، ولـی مـادر دید
نیزه از سینه که ردّ شد، جگرش ریخت به هم
بـه سـرِ نیـزه ز پهـلو سرش آویـزان بود
آه بـا سنگ زدنـد و گـذرش ریخت به هم
❣﷽❣
🌾#زمزمه_امام_حسین_ع
🥀#سینه_زنی_امام_حسین_ع
🌾#سنتی
🥀#حاج_منصور_ارضی
ای آرزوی دلها، یاحسین یابن الزهرا
یا سیدی و مولا، یاحسین یابن الزهرا
ای آفتاب عالم، خورشید ذبح اعظم
ای نور طور سینا،یاحسین یابن الزهرا
🥀یا حسین یابن الزهرا
هر جا كه خیمهٔ توست، دل تحت قبهٔ توست
ای روضه ات مهیا،یاحسین یابن الزهرا
دشمن هر آنچه كوشد، خون خدا بجوشد
خون تو رگ ما، یاحسین یابن الزهرا
🥀یا حسین یابن الزهرا
از مجلست حسین جان، شیطان شود گریزان
این است فتح عظمی، یاحسین یابن الزهرا
هر روز روز ماتم، هر ماه ما محرم
چون كربلاست هرجا، یاحسین یابن الزهرا
🥀یا حسین یابن الزهرا
تو با همین محرم، آموختی به عالم
فرمودهٔ خدا را، یاحسین یابن الزهرا
با ظلم در ستیزی، خون ستم بریزی
ماییم و فتح دنیا، یاحسین یابن الزهرا
🥀یا حسین یابن الزهرا
ای ناخدای ِكشتی، ما را ز عشق كُشتی
موج الحسین و دریا، یاحسین یابن الزهرا
🥀یا حسین یابن الزهرا
🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
❣﷽❣
❤#زمزمه_امام_حسین_ع
🌹#حاج_منصور_ارضی
❤#اربابحسینجآنمღ
اگر که عمر زیادم دهد خدای حسین
هزارسال بسوزم فقط برای حسین
حسینی ام!به دوعالم چکار دارم من!
گذشته ام ز دوعالم به اتکای حسین
حسین روحنماز است و پنجنوبت را..
سر نماز میوفتم بدست و پای حسین!
براش سینه زدم سینه ام حسینیه شد
نوشته روی دلم مجلس عزای حسین
همیشه مادر دلخسته ام به من میگفت
مباد خرده بگیری به روضه های حسین
رفیق!کرببلا دعوتی ست!پولی نیست!
برات کرببلا چیست؟یک دعای حسین
نیابتا ز حسن کربلا برو امسال
ببر سلام حسن را به کربلای حسین
هنوز فاطمه در عرش روضه میخواند
تنور خانه خولی نبود جای حسین💔
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
در سوگ پدر و مادر:
دست دنیا در میان نالهها رو میشود
قصه گویی با سکوت خاک هم خو میشود
آن صدایی که درونش قصهها جان میگرفت
قصههایی که فقط با عشق پایان میگرفت
پیش چشم ما درون خاک پنهان میشود
دستهای قصه گو، ای وای، بی جان میشود
قصه گوی خوب ما رفتی به خواب، اما بدان
خواب دیدم خانهای داری میان آسمان!
===========
در سوگ پدر:
از میان جمع ما نام آوری خوشنام رفت
وی بزرگ خاندان بود، چه خوش فرجام رفت
بود مولایش، علی، در لحظه های عمر او
جانب پروردگارش، با دلی آرام رفت
===========
در سوگ پدر
مهربان بابا تو رفتی جان ما را سوختی
آتشی از هجر خود بر جان ما افروختی
تا که هستیم در فراقت اشک ریزیم همچو شمع
چون که با رنج فراوان شمع ما افروختی
==========
در سوگ پدر:
در دل باغ محبت گل بی خاری بود
مظهر صدق و صفا و سرور و سالاری بود
آه از این داغ که بر خانه دل سایه فکند
رفت مردی که در این دایره پرگاری بود
آن که امروز به این خاک سیه مهمان است
اسوه ی غیرت و پاکی و وفاداری بود
=========
نشستهام تک و تنهاو، اشک میریزم
پدر تو رفتی واین روزگار بی تو گذشت
تو در مسیر طلوعی و من اسیر غروب
بیا ببین چگونه شب تار بی تو گذشت
========
در سوگ پدر:
بیوجودت ای پدر، مهر و وفا از خانه رفت
قمری شیدای ما، از بام این کاشانه رفت
تا که ما شیدای مهر آن پدر گشتیم، او
دل ز ما برکند و رخ برتافت، چون پروانه رفت
ای فلک با من اگر مهر و وفا داری چرا
مهر تابانم، چنین از جمع ما بیگانه رفت
شادمان بودیم ما در سایهی مهرش ولی
قصه آخر شد، سر آمد دور و این افسانه رفت
گوییا او با خدای خویش پیمان بسته بود
دل برید از ما چنین و بر سر پیمانه رفت
ما همه مشتاق دیدار رخش بودیم و او
رخ ز ما پوشید و این سان، عاشق و مستانه رفت
در شگفتم او چه از حق دید که این سان با شتاب
همچو دانایی که بگریزد ز هر میخانه رفت
شکر لله چون که عمری با خلوص و خیر بود
عاقبت چون سرکشد این باده شکرانه، رفت
تکیهگاه خانهی ما بود اما عاقبت
از میان خانهی ما اُستُن حنانه رفت
همچنان «سیمرغ» زیر سایهی آن دولتش
رنگ و رویی داشتیم، آن دولت فرزانه رفت
========
فلک ربود و ببرد از جهان جلال مرا
به باد داد بیک لحظه ایده آل مرا
نکرد رحم به حال پریش و غربت من
گسیخت رشته امید بیزوال مرا
خیال من که همه عمر با پدر هستم
محال کرد به من فکر لامحال مرا
==========
پدر ای روی ماهت، اختر من
چهل روزه که رفتی، از بر من
پس از یک اربعین، ای دیده بسته
نگشته داغ مرگت، باور من
=====
ز داغت، دیدهام دریاست بابا
دلم چون لاله صحراست بابا
بپا خیز و ببین کاشانه ما
ز هجرت، ساکت و تنهاست بابا
@khatmkhanimajma
ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
تِره اینتی نِشون هَسته »
تِـه جـان قَـد کَمـون هَستــه
تِـه چِش هـا مِهـرِبـون هَستـه
تِــه دِل دریـــای اُ واری
زِلال هَستــه، رَون هَستـــه
« تِره اینتی نِشون هَسته »
تِـه دَست مِـه سایـه وُن هَستـه
تَـه هِمـت کَـهـکِشـون هَستـه
اگـر صـد سـال بوئـه مِـه عمر
تِـه یـاد اینجـه جِـوون هَستـه
« تِره اینتی نِشون هَسته »
بِـرو تِـه خَستــه دوش دور
مِـره هـاکُـن دَره جِـه یـور
کـه مِـن خاشکِ زمین هَستمو
تِـه بخشش آسِمــون هَستـه
« تِره اینتی نِشون هَسته »
مِـه دِل تاریـک مـاهـهِ شـو
تِـه ای استـاره ی سـو سـو
بِـرو مِـه دست بَیـر اَمــرو
مِـه دِل بی همزِبـون هَستـه
« تِره اینتی نِشون هَسته »
شاعر: ام کلثوم عالیشاه ( جویا )
#مازنی
@khatmkhanimajma
ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
براي مجالس ختم
در مرگ فرزند
افسوس که زیبا پسرم، تاج سرم رفت
امید و چراغ دل و نور بصرم رفت
زد آتش سوزان اجل، بر گل عمرم
ناگاه از این باغ، گل نو ثمرم رفت
===============
حجله ام شد قبر و مادر رخت دامادی کفن
غم مخور ای جان مادربوده این تقدیر من
آرزویت بود و مادر بهر من بندی حنا
مادرم زحمت نکش با خون خود بستم حنا
==============
ای گل نشکفته ام بابا چرا پژمان شدی؟
میوه قلبم چرا از دیده ام پنهان شدی؟
از برم رفتی، نگفتی بار دیگر یک سخن
همچو شمع از درد و غم سوزان شدی
=========
هر كه در وصف جوان خود سخنها گفته است
من زبانم الکن از توصیف این رنج گران
مهربانیهای تو آتش به جان ما فکند
وه چه جانسوز است، داغ مرگ فرزند جوان
========
ببوسم دستت ای بابا که پروردی مرا آزاد
بیا مادر تماشا کن که فرزندت شده داماد
به جاي حجله ميخوابم درون گور سرد اينجا
کفن رخت عروسي ام شده مادر مباركباد
=======
آفتابی بودوخوش تابید و رفت
عمر کوتاهش جهان را دید و رفت
دست گلچین فلک با دست خود
غنچه امید ما را چید و رفت
====
گه رخت، گاه لبت، گاه سرت میبوسم
دلم آرام نگیرد، چه کنم؟ چون پدرم
==
شقایق بودی و دیری نماندی
سرود زندگی را نیمه خواندی
شتابان سوی جانان پر کشیدی
عزیزان را به سوک خود نشاندی
=======
بعد پرپر شدنت، ای گل زیبا، چه کنم؟
من به داغ تو، جوان رفته ز دنیا، چه کنم؟
بهر هر درد، دوایی است، مگر داغ جوان
من به دردی که بر او نیست مداوا، چه کنم؟
=====
نو گلی پرورده بودم، خاک از دستم ربود
آنچنان در بر گرفت، انگار در عالم نبود
سالها زحمت کشیدم، تا گلم پرورده شد
چيد گلچين ودلم را خانه غمها نمود
======
پسرم دست اجل، زود تو را پرپر کرد
مادرت گریه کنان، خاک عزا بر سر کرد
دوستانت همگی، از غم تو مأیوسند
اشک چشم همگان خاک مزارت، تر کرد
======
@khatmkhanimajma
ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
هفتم پدر
الان هفت روزه دنیعه مه عزیز
بمیرم شه باباسه بیعه مریض
بمیرم ونه تن خله کرده درد
دم مرگ ونه دیم خله بیعه زرد
الهی بمیره بابا ته کیجا
چه نکندی مره ته دیگه صدا
نخوانی ته بابا کیجاره مگر
اگه خوانی چه نعیرنی مه خور
مریضِ تن داشتی بگردم ته دور
مره ته جدایی کور هاکرده کور
خله خسّه بعی بخردی دوا
الهی بمیرم نهیتی شفا
چتی بیّه بوردی دیر هاکردی دیر
شه کیجاره بابا هاکردی صغیر
الهی نمیره هیچ کسِ بابا
نوینه داغ کیجا سخت هسّه ولا
بابای داغ هرگز نانه فراموش
برمه ونه چش جه روش بکشه روش
#مازنی
@khatmkhanimajma
ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
رفتی و رفته صبر وقرارم
بودی تمام دارو ندارم
با بودن تو من غم نداشتم
گره فتاده دیگر به کارم
ای داد از این غم /فریاد ازاین غم
بابای خوبم ۲
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✔️✔️✔️✔️✔️
کاشانهٔ ما گردیده خاموش
چند روزه ناید صوت تو درگوش
گشتیم به داغت افسرده بابا
دست اجل کرد مارا سیه پوش
ای داد از این غم /فریاد ازاین غم
بابای خوبم ۲
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✔️✔️✔️
شبهای جمعه گردیده کارم
پیش مزارت من اشک وبارم
باغم خزان و شد لاله پر پر
هردم زسینه آهی بر آرم
ای داد از این غم /فریاد ازاین غم
بابای خوبم ۲
➖➖➖➖➖➖➖✔️✔️✔️✔️
خانه ندارد بی تو صفائی
ای معدن عشق جانا کجایی
سوزد زهجرت پا تا سرمن
براین شراره نیست و دوایی
ای داد از این غم /فریاد ازاین غم
بابای خوبم ۲
شاعر قاسم جناتیان قادیکلائی
@khatmkhanimajma
ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
مه سر سایه و مه دارو ندار / مه پی یر بیعه برار
هرچی داشته هاکرده مِسّه نثار/ مه پی یر بیعه برار
صواحی تا نماشته وه کرده کار /تانواشه شرمسار
راحتی ندیعه وه به روزگار/مه پی یر بیعه برار
اگه صدتا بالِ ماس دَوْون ته ور /نبونه جای پی یر
اونکه عشق بی ادعا کِرده نثار/مه پی یر بیعه برار
رنج بدیعه تا ته مردی بواشی / دلِ خشی بواشی
رسم زندگی یاد هدا بیعه یار /مه پی یر بیعه برار
پینه بزّو ونه دس نون بیاره/ با دل خون بیاره
چرخ زندگی نهیعه ونهِ یار /مه پی یر بیعه برار
اسب زندگی ره بواشم سوار /درس هدا مره هزار
مه معلّم و مربّی و مه یار/مه پی یر بیعه برار
اتّا عمر سایهٔ رحمتِ مه سر /مره بیته زیر پر
ونه اسم و اوازه مه اعتبار /مه پی یر بیعه برار
اونکه مهر علی دکرده مه دل/ سرشته بیّه مه گل
من از این نوکری کمبه افتخار /مه پی یر بیعه برار
چنده مهربون و دل رحم با وفا/ نشونه یاده (صفا)
مه پناه زندگی مثل مه مار/ مه پی یر بیعه برار
ته نومِ دور من ته قربون بواشم / خامبه مجنون بواشم
چند سالِ ( چند روزه )بورده مه کار بهیعه زار /مه پی یر بیعه برار
#مازنی
@khatmkhanimajma
ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
اَمان از سینۀ پُر دردِ زینب
« دوتاتشت»
بسوزای دل که زینب بی حسین شد
اسیری رفته و در شور وشین شد
اسیری می رود منزل به منزل
بسوز از سوز آه زینب ای دل
اگرچه شد اسیری هم اسیرش
ولی داغ برادر کرده پیرش
هزاران مرتبه اُف بر تو دنیا
شکستی قلب فرزندان زهرا
الا دنیا ز بس که بی وفایی
نیاید از تو کاری جز جدایی
حسن را از حقش مغموم کردی
بدست مَحرَمَش مَسموم کردی
حسین که بهترین خلق خدا بود
دریغا یکدم از دستت نیاسود
چه کردی با حسین و جان زینب
که خون باریده از چشمان زینب
تو دیدی زینبش در شوروشین است
همیشه ناله هایش یاحسین است
میان این همه فرزند آدم
به زینب ازچه دادی این همه غم
خدایا زینب زهرا غریب است
همانند حسینش غم نصیب است
برادر بود تا که در کنارش
به هر درد ومصیبت بود یارش
زسر تا پای زینب غم ببارد
برادر چون حسین دیگر ندارد
از آن روزی ز زینب بخت برگشت
که دیده در پریشانی دوتا تشت
یکی نا باورانه در وطن دید
درون آن جگرهای حسن دید
یکی در غربت و درشور وشین بود
در آن تشت دگر رأس حسین بود
میان هر دو تشت از دو برادر
یکی پاره جگر دید و یکی سر
کنار هر دو ناله کرد زینب
اَمان از سینۀ پُر دردِ زینب
تمام لحظه ها را روز تاشب
بخوان«مداح»برای داغ زینب
علی اکبراسفندیار«مداح»