eitaa logo
متن مداحی
328 دنبال‌کننده
17 عکس
5 ویدیو
3 فایل
.
مشاهده در ایتا
دانلود
|⇦•چهل منزل کتک خوردم.. و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شبِ سوم محرم۱۴۰۰ به نفس استاد حاج منصور ارضی •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه خدا جلوه‌اش در دل عارفین من الاولین بوده و الاخرین بنازم به نازی که از ما کشید بنازم به این احسن الخالقین مرا آفریده برای حسین لک الحمد، حمد همه شاکرین یکی گفت در گوش من یاحسین شنیدم دو یا ارحم الراحمین به قرآن، بهشتِ خدا بی حسین شود بدتر از اسفل السافلین به مستی من لحظه‌ای شک نکن که جوشیده‌ام در چهل اربعین سرشته شده با رقیه گلم منم بندهء آن خرابه نشین ندارم به زهرا کسی را جز او ندارم به شخصی بجز او یقین اگر روز محشر به زهرا نشد مرا می سپارد به اُم البنین پناه رقیه فقط زینب است سپرده است جان را به جان آفرین تصور کن آغوش زینب شده رکابی که بی او ندارد نگین طبَق آمده با سری غرقه خون سری آمده از تنور، آتشین نشست و پدر را به دامن گرفت سپس گفت؛ ای ماهم، ای نازنین؛ شده لکنتم بیشتر، بین شام شده حرف من نقطه چین نقطه چین ورم داشت دستم که بالا نرفت نشد رو بپوشانم از آستین روی صورتم جای یک بوسه نیست خبر داری از سیلی آن و این؟! لگد خورده‌ام بس که خوردی لگد زمین خورده‌ام بس که خوردی زمین نخوردی اگر چوب، در تشت زر چرا شد لب تشنه‌ات این چنین شنیدی چرا دخترت شد مریض کنیزی صدا کرده من را کنیز شاعر: با ادب این سرُ از تو تشت برداشت .. رحمتِ خدا بر این گریه ها .. [زبان حال بگم :] به بچه ها گفت من امشب میرم .. شما مواظب عمه باشید .. خیلی زحمتِ منو کشید .. اگر کربلا رفتید جای منم زیارتِ بابام برید .. بگید انقدر دلش میخواست بیاد .. چهل منزل کتک خوردم نبودی به زیر دست و پا مُردم، نبودی منی که غنچه بودم، تشنه ماندم توانم رفت و پژمردم، نبودی چرا وقتی که بد ترسیده بودم چرا نام تو را بردم، نبودی؟! شب تاریک، در بین بیابان من از محمل زمین خوردم نبودی نپرس از پهلویم، تقصیر زجر است *نامرد اول با لگد زد .. گفت یه کاروان رو معطل کردی .. موهای دختر رو گرفت ..* نپرس از پهلویم، تقصیر زجر است به ضرب چکمه آزردم، نبودی چرا ساکت، چرا اینگونه سردی؟! مگر با دختر خود، قهر کردی؟! سه ساله بودم و قدم کمان شد تسلای غمم، زخم زبان شد نبودی جان بگیرم در کنارت رقیه از یتیمی نیمه جان شد حجابم را نشد محکم بگیرم دو دستم بسته بین ریسمان شد چه دستان بزرگی دارد این شمر تمام صورتم زهرا نشان شد حواسم بود روی نیزه بودی سرت بالاسر من سایه بان شد سرت را می گذارم روی شانه که گویم حرف های دخترانه اگرچه درد دارم قدر کافی نمی خوابم که مویم را ببافی نپرس از وضع موهایم که دیگر ندارد حاجتی بر موشکافی پر پروانه وارم را شکستند ندارم استطاعت بر طوافی شدم خسته ازین سربار بودن خودم حس می کنم هستم اضافی مرا با خود ببر، با من بگو که دگر از این مصیبت ها معافی بیا امشب به قول خود عمل کن مرا در لحظه ی آخر بغل کن شاعر : لب ها رو گذاشت بر اون لب های ورم کرده و چوب خورده .. دیدن دیگه صداش نمیاد .. گفتن عزیزمون خوابش برده .. بی بی اومد بالاسرش یه مقدار تکونش داد .. رقیه جان .. صدا زد امام چهارم رو عرض کرد آقاجان خواهرت از دنیا رفت .. به خدا هیچ نمازی مثه نماز امام چهارم بر خواهرش نبوده .. بدن شستشو شد نمیدونم! کفن شد نه والله ! با همون رخت اسیری بدن رو گذاشت جلوش صدا زد اَللّهُمَّ اِنَّ هذِهِ أَمَتُک وَ ابْنَةُ عَبْدِک وَ ابْنَةُ أَمَتِک.. نیمه شب چه نماز میتی خواند .. اَللّهُمَّ اِنّا لا نَعْلَمُ مِنْها اِلاّ خَیراً .. ای حسین .. پیچیده در عالم چاووشِ محرم با ناله بگوید مادر با قدی خم ای مذبوح عریان، ای آقای عطشان مانده پیکرِ تو بی سر در بیابان واویلا حسین جان .. در کنج خرابه محزون و غمینم گرچه دختِ شاهم، ویرانه نشینم چشمم گشته روشن با قدی خمیده آمد دینِ من شاهِ سر بریده ای بابا حسین جان .. با اشک دو دیده شستم خون زِ رویت با لب های زخمی میبوسم گلویت میسوزد وجودم، سر تا پا کبودم چون مادر اسیرِ سیلیِ یهودم ای بابا حسین جان .. پهلویم شکسته، بازویم شکسته سنگین بوده سیلی، اًبرویم شکسته دارم یک سوالی از تو ای عزیزم با این رخت پاره من مثلِ کنیزم ای بابا حسین جان .. ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
سیاهی عزاتو چایی روضه هاتو آقا محرماتو نبینم مریض میشم –—/♬♩/–— ای لطف بی نهایت با تو ام تا قیامت وقتی میام تو هیئت میشینم عزیز میشم –—/♬♩/–— خالصم کن منو خاک قدم های عابثم کن آقا نوکر پابند مجالسم کن خالصم کن –—/♬♩/–— شاید این آخرین محرمم باشه باید این بهترین محرمم باشه –—/♬♩/–— من روم اگه سیاهه اشکم آقا گواهه روضه برام پناهه نمک گیر تو هستم –—/♬♩/–— میخوام که رو سفید شم مث حر و سعید شم تو راه تو شهید شم که خالی دو دستم –—/♬♩/–— آدمم کن دلمو به دستت دادم محرمم کن آقا شعله ای از داغ محرمم کن آدمم کن –—/♬♩/–— شاید این آخرین محرمم باشه باید این بهترین محرمم باشه
به کربلا ۱۴۰۱ می رسد از کربلا هم بوی عشق هم بوی خون می رسد بر گوش دل اِنّا اِلیه راجعون زینب اینجا با نظر بر روی محزون حسین می شود بیتاب و دارد اضطراب و شور و شین گشته او دلواپس و گوید حسین اینجا کجاست؟ بر مشام جان من اینجا چرا بوی بلاست؟ خاک این صحرا ، حسینم ، بوی ماتم می دهد. بوی هجران و اسارت ، بویی از غم می دهد خیمه ها اینجا چرا بوی عجیبی می دهد؟ بوی جانسوز یتیمی و غریبی می دهد زبانحال برادر : خواهرم اینجا زمین لاله های پرپر است زینب اینجا وعده گاه ناله های مادر است اکبر من در همین جا اِرباً اِرباً می شود پیکر قاسم همین جا فرش صحرا می شود سرزمین کربلا گهواره ی اصغر شود در همین جا مقتل عباس آب آور شود دشمنم اینجا اسیرت می کند ای خواهرم میشوی تو همسفر منزل به منزل با سرم هم رقیه هم سکینه رویشان نیلی شود مونس آنها در این آوارگی سیلی شود این زمین وادیِ غم یعنی زمین کربلاست چون سر ما در همینجا بر فراز نیزه هاست
🌾🌾🌾🌾🌾 مراسم سفره ابوالفضل ع اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً ، بِرَحْمَتِکَ‏ یااَرْحَمَ الرَّاحِمینَ اَللّهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ ... همه قرار من این است یارِ تو باشم قرار سوزِ دلِ بی قرارِ تو باشم به غیرِ اشک ندارم متاعِ بالایی که مرهمِ نگهِ اشک بارِ تو باشم برایِ یاریِ دین روز و شب دعایم کن که روزِ یاریِ عترت کنارِ تو باشم غم غریبیِ آلِ تو می کُشد مارا دلم خوش است که من جان نثارِ تو باشم تویی اسیرِ غمِ اهل بیتِ پیغمبر و من اسیرِ غمِ قلبِ زارِ تو باشم تو در مدارِ حسینی و من به دنبالت بگیر دستِ مرا در مدارِ تو باشم در آن زمان که شعارِ تو یالثارات است الهی از کرمت پایِ کارِ تو باشم در آن سحر که می آیی به یاریِ زهرا خدا کند که من ای یار ، یارِ تو باشم اگر چه با تو ام امروز در مقامِ حرف سزاست هم قدمِ روزگارِ تو باشم به خونِ سرخِ حسین انتقام می آید خدا نوشته که چشم انتظارِ تو باشم *حضرت فرمود هر جا روضۀ عموجانم خوانده بشه ، من سراسیمه میام ... آقا و مولاتون رو همه صدا بزنید ؛ یا صاحب الزمان ....... دلم تنگ است و غم بسیاردارم من امشب با ابوالفضل کاردارم من امشب از ابوالفضل توشه گیرم زیارت کردن شش گوشه گیرم در اینجا عطر بوی یاس گیرم من امشب دامن عباس گیرم غریق منتم کرده ابوالفضل که اینجا دعوتم کرده ابوالفضل دراینجا با دلی محزون و خسته نشسته بانوی پهلوی شکسته بدستش شاخه های یاس دارد به لب هم ذکر یا عباس دارد شنیدم دستهایت را بریدند شنیدم چشم نازت را دریدند چون طفلان این سخن ها رو شنیدند همه از هم خجالت می کشیدند وای بمیرم برات آقا جان اومد دم خیمه طفلان دید بچه ها شکمشون رو روی زمین مرطوب گذاشتند تا از تشنگی شان کم بشه غیرتش به جوش آمد صدا زد:سیدی ، مولای من ، سینه ام تنگ شده اجازه بده برم میدان امام حسین فرمود: می خواهی بروی برو ، اما اول برای بچه هایم قدری آب بیار خودش را به طرف شریعه فرات رسانید مقداری اب به کف دست گرفت اما یاد لب تشنه برادر ، یاد تشنگی بچه های برادر افتاد اب را روی اب ریخت به سوی خیمه ها حرکت کرد اما دشمنان دستهای نازنینش را جدا کردند اما هنوز امید داره هنوز اب داره وای بمیرم امان از اون لحظه ای که تیر به مشکش زدند وقتی تیر به مشک اباالفضل اصابت کرد همه اب روی زمین ریخت امیدش نا امید شد الهی امیدت نا امید نباشه عزیز دلم یک عمود اهن هم به فرق نازنینش زدند از روی اسب به زمین افتاد صدا زد : برادر برادرت را در یاب اه امان از اون لحظه ای که حسین امد علقمه دید دستهای علمدارش و بریدن تمام بدن قطعه قطعه صدا زد برادرم کمرم شکست الهی هیچ کسی داغ برادر نبینه الهی غم برادر نبینی عزیز دلم 🌾🌾🌾🌾🌾
روضه و توسل جانسوز _ ویژۀ سیدالشهدا علیه السلام _ حاج حیدر خمسه ⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️➖⚫️⚫️⚫️⚫️ اللهمَّ صلِّ علي صاحبِ الدَّعوَةِ النَّبَويَّةِ، والصّولَةِ الحَيدَريّةِ، والعِصمَةِ الفاطِميَّةِ، والحِلمِ الحسَنيَّةِ، والشُّجاعَةِ الحُسَينيَّةِ دم تو گرم نَبُوَد آدمی نمی ماند نه آدمی که ملک هم دمی نمی ماند نیازمند دو عالم به یک اشارۀ تو ست *این یعنی چی؟ یعنی کربلام دستِ توِ ... یعنی اربعینجا نمونم ... این یعنی عاقبت بخیریم با تو ...من اینُ خیلی وقته فهمیدم ، سرِ همینم هست دیدی قبلِ محرم شدم روز شمارِ مُحَرَمت ... از اولِ محرمم پا به پایِ تو و بچه هات اومدم ... من ده اولی نبودما ... من از شبی که خواهرت گرفتار شد منم گرفتار شدم .... آقا قولت میدم پایِ کارت وایسادم ... اربعینم اگه اسیریِ خواهرت تموم میشه من تازه میخوام برا امام حسن گریه کنم ....* نیازمند دو عالم به یک اشارۀ تو ست اگر تو ناز عالمی نمی ماند به گریۀ شب هجران کشیدگان سوگند اگر دمی تو بخندی غمی نمی ماند ... حسین ... دلم یه کربلا می خواد .... حسین ... یه گنبدِ طلا می خواد .... (راست میگم آقا ... من تا حالا به تو دروغ نگفتم .... آقا روم حساب کن ، به دردت میخورم ... اگه زرنگ باشی همین الان اربعینتُ می گیری ... گفت تو این بازارِ تهرون دیدید دسته ها و هیئتا میان غوغاییِ شهادتا ، محرم و صفر خیلی شلوغ میشد از همۀ شهر میومدن ؛ یه قانونی گذاشتن فقط هیئتایِ محلۀ بازار بیان اوضاع نظم گرفت ، یه هیئت بود گفتن ما بازار نیایم میمیریم ... گشتن دنبالِ خونه ای جایی برا این که پا ثابتشون بشه ، یه خونه بزرگ پیدا کردن اومن پیشِ صاحبش ، حاجی سالی چند شب ما مهمونِ خونت باشیم ... بازار اعلام کنیم ما جامون بازارِ ... بعدِ روضه بیایم یه غذایی بدیم و یا علی ... گفت اصلا ، من جوونیمو تو این خونه گذاشتم، باغچه و باغُ وگل .... هر کاری کردن حریف نشدن ، رفتن ، فردا صبح دو سه نفر رو اجیر کرد ، اینا رو پیدا کنید بیان .... این ور اون ور پیداشون کردن تا رسیدن دم در افتاد رو پاشون غلط کردم ..... دیشب شما از اینجا رفتید یه خانمی رو دیدم تو عالم رویا ، گفت ایوالله ، نگرانِ چهارتا گل هاتی ؟؟ انگار خبر نداری کربلا ، یه گل برا من نزاشتن .... دونه دونه گل هامو سر بریدن ....) آرامِ جانِ خسته دلان پیکرت کجاست ... (وداعِ آخر رو که کرد این طور اومده تو مقاتلُ و روایات گفت خواهرم اینا که منو کشتن آب رو آزاد میکنن ... اگه تو نخوری بچه ها هم نمی خورن ... گفت برو خیالت راحت ... لذا آب رو که آوردن همه رو جمع کرد گفت ببینید من عمۀ شمام ، من آب میخورم همتون بخورید ... همه خوردن .... رباب هم خورد ... شب اومد بره گودال دوسه قدم رفت یه وقت دید صدایِ ضجۀ یه زنی بالا گرفت ... برگشت ... کیه بچه هامو بیدار کرد ؟ .... خانم ، ربابه ... اومد بالاسرش ، رباب عوضِ اینکه کمکم کنی بچه هام بیدار شدن ... گفت خانم تقصیرِ من نیست ، گفتی آب بخور ، آب خوردم الان یادِ بچه م افتادم ... آخ لباش بهم میخورد .... آرام کرد ربابُ ... اومد گودال ... شبِ جمعه ست همه اموات ، پدر ، مادرامون ، امام و شهدا و مدافعانِ حرمِ زینبی فیض ببرن ... اومد گودال ... ) آرامِ جانِ خسته دلان پیکرت کجاست ... جانم به لب رسید برادر سرت کجاست ؟ از ما هر آنچه بود به تاراج برده اند (من دیگه نگم چی بردن .. کار به جایی رسید امام سجاد فریاد زد ، با اسب تو خیمه نرو ... اون خیمۀ زن هاست ... زن ها بیرون دویدن ... نجمه ، رباب ، سکینه ....) از ما هر آنچه بود به تاراج برده اند خاکم به سر عمامۀ پیغمبرت کجاست ... حسین ... صدات کربلا برسه ... ان شالله وعدۀ منُ و تو اربعین حرمش ... میریم ان شالله ... برا اینهمه آدم جا داری ... گفت داداش : ما را میان این همه نامحرمان ببین دیگر مگو که خواهرِ من معجرت کجاست؟ یه جور ناله بزن دلِ امام زمان آرام بشه ... حسین ... سرمایه سری هست فدایِ سر ارباب چیزی که ندارم ببرم محضر ارباب از کودکی ام یاد گرفتم که بگویم مادر پدرم نذرِ پدر مادر ارباب .... اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج ....
حسین حسین حسین حسین حسین حسین حسین!♫! شبا که خوابتو میبنم تو خواب چشام میسوزه!♫! بابا اگه منو ببینی دلت برام میسوزه!♫!!♫! شبا که خوابتو میبنم تو خواب چشام میسوزه بابا اگه منو ببینی دلت برام میسوزه!♫! بابا دعا کن تموم شه دردم شب تا صبح از درد خون گریه کردم بیا بغلم کن تا من دورت بگردم!♫! بابا دعا کن تموم شه دردم شب تا صبح از درد خون گریه کردم بیا بغلم کن تا من دورت بگردم!♫! بابام به قولش عمل میکنه میاد و منو باز بغل میکنه امشب مهمون دارم مهمونم ماهه امشب مهمون دارم مهمونم ماهه!♫! تا سحر بیدارم بابام تو راهه امشب مهمون دارم مهمونم ماهه امشب مهمون دارم مهمونم ماهه!♫!♫!! تا سحر بیدارم بابام تو راهه شبا که خوابتو میبنم تو خواب چشام میسوزه!♫!!♫! بابا اگه منو ببینی دلت برام میسوزه!♫! شبا که خوابتو میبنم تو خواب چشام میسوزه!♫! بابا اگه منو ببینی دلت برام میسوزه!♫! بابا دعا کن تموم شه دردم شب تا صبح از درد خون گریه کردم!♫!!♫! بیا بغلم کن تا من دورت بگردم!♫! امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫! امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫!!♫! حسین حسین حسین حسین حسین حسین حسین دشمن با دختر تو کاری به جز غضب نداره بیا منو ببر که این زجر اصلا عدد نداره!♫! مویی نداره حتی یه انگشت از بس کشیدن موهامو از پشت!♫! دونه دونه ی این زخما بابا منو کشت!♫! کاشکی بیاری برام روسری میدونم امشب منو میبری!♫!!♫! خوابم برده بابا یا که بیدارم دارم!♫! امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫! امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫! لرزش بی امون پاهام چرا تموم نمیشه نگو شده چه شکلی موهام نگو که روم نمیشه!♫! عمه با گریه معجر سرم کرد یه کاری این زجر با معجرم کرد!♫! حالا دیگه چشمام بستس از بس ورم کرد کنار مایی نمیبینمت بگو کجایی نمیبینمت!♫! از دست سنگینه دنیام تاریکه این صورت برا سیلی خیلی کوچیکه امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫!!♫! امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫! ای ناز مرا آخ به ضربت سیلی کشید خصم بابا گمان نبر که نوازشگرم نبود!♫! امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫
حسین حسین حسین حسین حسین حسین حسین!♫! شبا که خوابتو میبنم تو خواب چشام میسوزه!♫! بابا اگه منو ببینی دلت برام میسوزه!♫!!♫! شبا که خوابتو میبنم تو خواب چشام میسوزه بابا اگه منو ببینی دلت برام میسوزه!♫! بابا دعا کن تموم شه دردم شب تا صبح از درد خون گریه کردم بیا بغلم کن تا من دورت بگردم!♫! بابا دعا کن تموم شه دردم شب تا صبح از درد خون گریه کردم بیا بغلم کن تا من دورت بگردم!♫! بابام به قولش عمل میکنه میاد و منو باز بغل میکنه امشب مهمون دارم مهمونم ماهه امشب مهمون دارم مهمونم ماهه!♫! تا سحر بیدارم بابام تو راهه امشب مهمون دارم مهمونم ماهه امشب مهمون دارم مهمونم ماهه!♫!♫!! تا سحر بیدارم بابام تو راهه شبا که خوابتو میبنم تو خواب چشام میسوزه!♫!!♫! بابا اگه منو ببینی دلت برام میسوزه!♫! شبا که خوابتو میبنم تو خواب چشام میسوزه!♫! بابا اگه منو ببینی دلت برام میسوزه!♫! بابا دعا کن تموم شه دردم شب تا صبح از درد خون گریه کردم!♫!!♫! بیا بغلم کن تا من دورت بگردم!♫! امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫! امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫!!♫! حسین حسین حسین حسین حسین حسین حسین دشمن با دختر تو کاری به جز غضب نداره بیا منو ببر که این زجر اصلا عدد نداره!♫! مویی نداره حتی یه انگشت از بس کشیدن موهامو از پشت!♫! دونه دونه ی این زخما بابا منو کشت!♫! کاشکی بیاری برام روسری میدونم امشب منو میبری!♫!!♫! خوابم برده بابا یا که بیدارم دارم!♫! امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫! امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫! لرزش بی امون پاهام چرا تموم نمیشه نگو شده چه شکلی موهام نگو که روم نمیشه!♫! عمه با گریه معجر سرم کرد یه کاری این زجر با معجرم کرد!♫! حالا دیگه چشمام بستس از بس ورم کرد کنار مایی نمیبینمت بگو کجایی نمیبینمت!♫! از دست سنگینه دنیام تاریکه این صورت برا سیلی خیلی کوچیکه امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫!!♫! امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫! ای ناز مرا آخ به ضربت سیلی کشید خصم بابا گمان نبر که نوازشگرم نبود!♫! امشب مهمون دارم مهمونم ماهه تا سحر بیدارم بابام تو راهه!♫
متن روضه 1 🔸الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم 🔸نه تنها سر برایت بلكه از سر بهتر آوردم شب دوم محرمه... یواش یواش کاروان ابی عبدالله به کربلا نزدیک میشه... مثل فردایی... روز دوم محرم... وقتی کاروان به سرزمین کربلا رسیدن ابی عبدالله فرمود... نام این سرزمین چیه؟ عرضه داشتند آقا... به این سرزمین قاضریه میگن... آقا فرمود آیا این سرزمین... نام دیگه ای هم داره یا نه؟... بله آقا جان... به این سرزمین نینوا هم میگن... یکی یکی اسم ها رو گفتند... اما ابی عبدالله هنوز به اسمی که میخواد نرسیده... حضرت فرمودند آیا نام دیگه ای هم داره یانه؟... آقا... به این سرزمین... کربلا هم میگن... تا نام کربلا رو شنید... صدا زد... اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ (خدایا به تو پناه مى‏برم از اندوه‏ و بلا) اینجا همون سرزمینیه که... جدم رسول خدا بهم خبر داده بود... انْزِلُوا هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا وَ مَسْفَکُ دِمَائِنَا از مرکبهاتون پیاده بشید همینجا منزلگه ماست... اینجا همون جاییکه خون ما رو میریزند... وَ هُنَا مَحَلُّ قُبُورِنَا (لهوف ص 116) اینجا محل دفن ماست 🔸بار بگشائید کاینجا از عذاب 🔸میشود لبها کبود از قحط آب مردم... اینجا همونجاییکه... دستهای عباسم رو قطع میکنند... اینجا همونجاییکه علی اکبرم قطعه قطعه میکنند... اینجا همونجاییکه علی اصغرمو با تیر سه شعبه پرپر میکنند... 🔸یَا دَهْرُ أُفٍّ لَکَ مِنْ خَلِیلٍ‏ 🔸کَمْ لَکَ بِالْإِشْرَاقِ وَ الْأَصِیلِ نميدونم وقتی خانم زینب کبری فهمید به کربلا رسیدند... چه حالی پیدا کرد... اومد کنار برادر صدا زد حسین جان... نمی دونم چرا وقتی به این سرزمین رسیدیم... دنیایی از غم به دلم نشسته... برادر جان حسین... اینجا چه سرزمینیه؟... 🔸خواهرم اینجا زمین کربلاست آماده ای بگم یا نه... امشب برات کربلات رو از آقا بگیری... 🔸خواهرم اینجا زمین کربلاست 🔸این زمین غصه و درد و بلاست 🔸خواهرم اینجا اسیرت میکنند آماده باش زینبم... 🔸خواهرم اینجا اسیرت میکنند 🔸در همین ده روز پیرت میکنند زینبم... طاقت داری بگم یا نه... 🔸می برن اینجا گلو و حنجرم 🔸پیش تو بر روی نی، آید سرم یکدفعه صدای ناله ی خانم زینب کبری بلند شد... چی میگی برادر... جلوی من حرف از مردن میزنی... مگه نمیدونی... زینب بدون تو میمیره... ابی عبدلله خواهر رو آروم کرد... اصلا هر کجا زینب بی تاب میشد... ابی عبدالله خواهر رو آروم میکرد... دلداریش میداد... اینجا یک جایی بود که زینبش رو آروم کرد... 🔻گریز یک جای دیگه هم روز عاشورا... وقتی ابی عبدلله ميخواست بره میدان... دید خواهر خیلی بی تابی میکنه... هی دور برادر میگرده... میگه حسین... میخواهی بری میدان... زینبت رو تنها بگذاری... تو یادگار مادرمی... من بدون تو میمیرم حسین... خدا.. اگه دست ولایت حسین نبود... زینب کربلا جان میداد... صدا زد... خواهرم... انقده بی تابی نکن... من میرم میدان... اما تا صدای تکبیر منو میشنوی بدون هنوز زنده ام... مبادا صبرت رو از دست بدی خواهر... خدا به داد دل زینب برسه از اون لحظه ای که دیگه... صدای تکبیر برادر رو نشنید... بی تاب شده زینب... هی توی خیمه میشینه رو زمین... بلند ميشه... میگه حسین... چرا دیگه صدای تکبیرت نمیاد داداش... چیزی نگذشت صدای ذوالجناح رو شنید... تا فهمید ذوالجناح برگشته... اما حسین نیومده... دیگه طاقت نیاورد... دوان دوان... به سمت گودی قتلگاه... (حالا میخواهی ناله بزنی بسم الله...) از بالای بلندی یک نگاه کرد... دید دور بدن برادر رو گرفتند... یک نفر با سنگ میزنه... یک نفر با نیزه میزنه... جلو چشمانش برادر رو قطعه قطعه کردند... یک نفر هم خنجر گرفته... داره میره به سمت حسین... من ميگم شاید اینجا هم ابی عبدلله به فکر زینبه... اشاره کرده باشه... ارجعی... زینبم برگرد... نبینی خواهر... 🔸سوی خیمه برگرد، خواهر حزینم 🔸تا به زیر خنجر، ننگری چنینم 🔸رو به خیمه خواهر، تا که خود نبینی 🔸وقت جان سپردن، آه آتشینم (و سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ. سوره: شعراء آیه: 227) فایل صوتی👇
🔳 شب دوم محرم 🔳 🎤 سلام ای زیباترین صحرا رسیده تنهاترین مولا رسیده فرزند ابراهیم رسد عطر کعبه و رکن و زمزم و بطحا خوش آمد میگوید اینک هر بوته‌ی خاری هر سوی صحرا خوش آمد میگوید امواج تیغ و تیر و شمشیر و خنجرها خوش آمدی اکبر! خوش آمدی اصغر! خوش آمدی ای مهربان عباس! بخاطر زینب، بخوان قل هوالله، بخوان قل أعوذ برب الناس نگاه رباب است و آب فرات چه خوانده مگر در کتاب فرات چه رمزی و رازی چه سوز و گدازی نهفته در این پیچ و تاب فرات «سلام ای تنهاترین مولا» قرار این کاروان اینجاست قدمگاه عاشقان اینجاست شود کم‌کم خیمه‌ها برپا چه غوغاهایی به پا خواهد شد در این صحرا بیا خواهر تا بگویم من خواب پیغمبر دیده‌ام اکنون خدا میخواهد مرا بیند کشته در راهش غوطه‌ور در خون دمی که ببینی، برادر خود را، در این دل صحرا، فتاده به خاک فقط به نگاهی، به نغمه‌ آهی، بگو که الهی، رضاً برضاک دمی که رود خون ز حنجر من دمی که رود روی نی سر من تویی و صبوری، در این غم و دوری، پیمبر صبری، تو خواهر من امان ز دل زینب کبری
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم ای گریه‌های هرشبِ یکریز  جان حسین باران هر نگاهِ غم‌انگیز  جان حسین زد صیحه فاطمه که بمیرم حسین جان زهرا که گفت ، شد دَمِ ما نیز  جان حسین ما آمدیم چای خوریم آبرو بریم جانم بگیر و چایِ مرا ریز جان حسین از عشق توست لب به لبِ این سینه‌های سرخ می‌ریزد  این پیاله‌ی سر ریز جان حسین ای عاشق تهجد عشاق بی نشان از جنس توست اشکِ سحرخیز جان حسین دیدم خدا که خط به گناهان من کشید تنها خرید از منِ ناچیز جان حسین با آهِ آتشین سرِ راهم نشسته عشق از پنبه است خِرقه‌ی پرهیز جان حسین آقای ما بیا جگری شرحه شرحه‌ایم تا بشنویم از آن لبِ خونریز جان حسین (حسن لطفی ۴۰۱/۰۵/۰۸)
🏴 اشعار من ندانم چه حساب است، بیا برگردیم که دلم در تب و تاب است؛ بیا برگردیم نام این دشت زد آتش به غم آباد دلم این چه خاک است؟ چه آب است؟ بیا برگردیم جلوه ی روی تو در مردمک چشم من است تا که این عکس به قاب است، بیا برگردیم نکند بی تو از این معرکه برگردم من هجر، سرگرم شتاب است، بیا برگردیم بین اینان که ز صخره دلشان سنگ تر است سنگ بر آینه باب است، بیا برگردیم ما همه تشنه ی دیدار تو و طرح عطش نقشه اش نقش بر آب است، بیا یرگردیم دخترت چشم به من دارد و گوید: عمّه تا عمو پا به رکاب است، بیا برگردیم دوش در گوش دلم خواند رفیقی بیتی با ردیفی که چه ناب است: بیا برگردیم طاقت تیر ندارد گلوی اصغر تو تا در آغوش رباب است، بیا برگردیم 🔸شاعر:
AUD-20220729-WA0003.mp3
3.92M
🔘🔘🔘 ✅بنداول امیرم ببین که سفیرت برات بیقراره حسین جان ببین که دل من چقد غصه داره آقاجون ببین که چشام مثل ابره بهاره حسینم 🔘 امیرم نمی دونی اینجا چه زجرا کشیدم امیرم چه زخم زبونایی که من شنیدم امیرم تواین شهربه جز بی وفایی ندیدم حسینم 🔘 حسینم میگم با هزار اشک وآه و تمنا عزیزم بیا حذر کن نیا تو به اینجا عزیزم نیا شهر نامردا و بی حیاها عزیزم 🔘 ببین که شدم من اینجا اسیر امیری حسین و نعم الامیر 🔘➖➖➖➖➖🔘 ✅بنددوم امیرم می خونم برای تو امن یجیبی ببین که داره کوفه حال و هوای عجیبی حسین جان نمیدونی دارم چه حس غریبی امیرم 🔘 حسینم نمیدونی اینا چیده نامردن همینا، همینا که گفتن به پورت میگردن نبودی نبودی ببینی که بامن چه کردن حسینم 🔘 امیرم دل اهل کوفی شده بد تر از سنگ نیا که دارن می شن اماده اینا واسه جنگ فدات شم برا کشتن تو شدن چه هماهنگ امیرم 🔘 می شم اخرش از غمای تو پیر امیری حسین و نعم الامیر 🔘➖➖➖➖➖🔘 ✅بندسوم امیرم دل کوفیا تاریک و بی فروغه میدونی همه وعده هایی که دادن دروغه می دیدم بازارای نیزه فروشا شلوغه شلوغه 😭 امیرم نمیدونی اینا چقد رند و پستن امیرم همه بیعتاشون و آقا شکستن بمیرم برای گلوی تو نیزه به دستن حسینم 😭 حسینم خودم هیچ برای تو دل بیقراره تو کوفه سرم رو میبرن رو دارالعماره تو بازار تنم رو میبندن رو میخ قناره 😭 میای میدونم شده خیلی دیر امیری حسین و نعم الامیر 💠💠7⃣8⃣1⃣💠💠 🔘➖➖➖➖➖🔘 رضا نصابی. مجید مراد زاده به نفس کربلا