و من واقعااا عزیز کرده خالم بودم و قشنگ یادمه ۶ سالم بود و وقتی همه توجه ها رو سه تا نوزاد جدید بود من دیگه به مامان بابام نگاه نمیکردم...منتظر توجه خالم بودم ولی خب اونم بچه اولش رو داشت :)
خیلی دوران مسخره و بدی بود چون حسودی نفرت میاره و اون موقع من رو خیلی حسود کردن