مرا هنگام رفتن در بغل کردی ولی این کار
دقیقا مثل بسم الله یک قصاب میماند!
- حسین جعفری
هدایت شده از آخـرشکہچۍ؟!
از دید بقیه روی پاهام وایستادم، حالم خوبه و واقعا قویام. اما حقیقت اینه که خستم، تیکه تیکه شدم، میخام فرار کنم، میخام برم و ناپدید شم.
به خواب هایم یک شب بخیر بدهکاری!
به لب هایم یک بوسه،
به شانههایم یک آغوش..
[سر جمعِ حسابمان میشود.. بودنت]