يَا اِبْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ اَلثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اُسْتُشْهِدَ مَعَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقُلْ مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ «يٰا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً»
يَا اِبْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي اَلدَّرَجَاتِ اَلْعُلَى مِنَ اَلْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ اِفْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلاَيَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلاً تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللهُ مَعَهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ.
اى پسر شبيب! اگر مىخواهى پاداش شهيدان كربلا را به دست آورى، هرگاه ياد حسين(عليه السّلام كردى)، چنين بگو: «كاش با آنان بودم و به كاميابى بزرگ نايل مىگشتم»
اى پسر شبيب! اگر علاقه دارى همراه با ما اهل بيت در مرتبههاى بلند بهشت جاى گيرى، براى اندوه ما اندوهگين شو و براى شادى ما شادمان شو و همواره التزام قلبى و عملى به ولايت ما داشته باش [که همانا اگر انسان سنگی را نیز دوست داشته باشد، خدا در روز قیامت وی را با همان سنگ محشور میکند].
امام خمینی (س) در هفتم اردیبهشت ماه سال ۶۸ در نامهای خطاب به مرحوم آیتالله علی مشکینی (رئیس وقت مجلس خبرگان رهبری و عضو جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم) بر عدم تندروی طلاب جوان تاکید کردند.
این نامه در پاسخ به نامهٔ آیتالله مشکینی دربارهٔ انتخابات حوزه علمیه قم بود. متن نامه امام به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجتالاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ علی مشکینی، دامت افاضاته
پس از سلام و آرزوی موفقیت، إنشاءالله موفق و مؤید باشید. نامهٔ جنابعالی در مورد انتخابات حوزۀ علمیۀ قم رسید. از جنابعالی و سایر دستاندر کاران تشکر می نمایم.
شما از قول من به فرزندان انقلابیام بفرمایید که تندروی عاقبت خوبی ندارد. اگر آنان جذب حضرات آقایان جامعهٔ محترم مدرسین نشوند، در آینده گرفتار کسانی خواهند شد که مروّج اسلام آمریکاییاند.
من باز میگویم اگر طلاب انقلابی و مدرسین طرفدار انقلاب هماهنگ کار نکنند، هر دو شکنندهاند. باید تمام تلاش را نمود که به این نقطۀ مهم رسید. آقایان به روشنی دیدند که دشمن از نقاط ضعف چه ضربهای به اسلام و روحانیت زد. مؤمن از یک سوراخ دو بار نباید گزیده شود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
۱۳۶۸/۲/۷
روحالله الموسوی الخمینی
صحیفهٔ امام، ج ۲۱، ص ۳۶۷
اعتبار_سنجی_جمله_«مِثلِی_لا_یُبایِعُ_لِمِثلِه»؛_بررسی_منبع_شناختی.pdf
حجم:
595K
#مقاله
عنوان: اعتبار سنجی جمله «مِثلِی لا یُبایِعُ لِمِثلِه»؛ بررسی منبع شناختی
نویسنده: روح الله صمدی
سخن تاریخ، سال ۱۷، تابستان ۱۴۰۲، شمارهٔ ۴۲
چکیده:
گفتار و جملات شخصیتهای تاریخی گاه میتواند به مثابه بروز باورها و عقاید واقعی و درونی آنان تعبیر شود، در همین راستا برای فهم برخی از حقایق تاریخی میتوان از مسیر کشف مفهوم و تفسیر این جملات گذر کرد. در این میان، مداقه پیرامون جملاتی که به معصومین(ع) منتسب میگردد، به جهات مختلف دیگر اعم از علم و عصمت، ضرورتی دوچندان مییابد. این جستار با روش توصیفی-تحلیلی و با رهیافت های تاریخی، حدیثی و کلامی، بررسی جمله «مثلی لا یبایع لمثله» که به باور طیفی از علما در واقعه بیعتگیری از امام حسین(ع) در نزد حاکم مدینه و در مواجهه با تهدیدات مروان بن حکم بر زبان امام(ع) جاری شده و پیامدها و آموزهای که از دل آن جمله بدست میآید، را بر عهده دارد. بر اساس یافتهها و با توجه به گمانههای متفاوت در این زمینه، میتوان به صحت صدور این جمله کلیدی با دیده تردید نگریست بدون آنکه ملتزم به بیعت امامان(ع) با خلفا باشیم؛ زیرا پذیرفتن جمله، مستلزم توجیهات مختلف تاریخی و کلامی خواهد بود.
مطرود🇮🇷
#مقاله عنوان: اعتبار سنجی جمله «مِثلِی لا یُبایِعُ لِمِثلِه»؛ بررسی منبع شناختی نویسنده: روح الله ص
از اونجا که رهبر شهید در سخنانشون، از این جمله (مثلي لا یبابع مثله) استفاده کردن و ابن مقاله در نقد اعتبار این جمله هست، لازمه کلامی رو از رهبر شهید دربارهٔ اختلاف نظر با ولیّ فقیه بیان کنم.
این بیان، مطابق با نظری هست که بهصراحت در بعضی از منابع بحث ولایت فقیه بیان شده و خلاصهش اینه که ادلهٔ ولایت فقیه، دلالت بر لزوم التزام به نظرات ولیّ فقیه نداره، بلکه تنها بر لزوم «التزام عملی» دلالت داره؛ به همین علت هم در جمهوری اسلامی، «التزام عملی» به ولایت فقیه لازم دونسته شده، نه «التزام نظری».
به هر حال، بحث دامنهداریه.
17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠دیدگاه رهبری پیرامون اختلافات علمی کارشناسان با نظر ایشان
🟢 رهبر شهید:
♦️گفته شد که بعضیها نظرات کارشناسی میدهند، با نظر رهبری مخالف است، میگویند آقا این ضد ولایت است.
🔷من به شما عرض بکنم؛ هیچ نظر کارشناسی ای که مخالف با نظر این حقیر باشد، مخالفت با ولایت نیست؛ دیگر از این واضحتر؟! نظر کارشناسی، نظر کارشناسی است.
🔷کار کارشناسی، کار علمی، کار دقیق به هر نتیجهای که برسد، آن نتیجه برای کسی که آن کار علمی را قبول دارد، معتبر است؛ به هیچ وجه مخالفت با ولایت فقیه و نظام هم نیست.
🔹البته گاهی اوقات میشود که این حقیر خودش در یک زمینهای کارشناس است؛ بالاخره ما هم در یک بخشهائی یک مختصر کارشناسی ای داریم؛ این نظر کارشناسی ممکن است در مقابل یک نظر کارشناسی دیگر قرار بگیرد؛ خیلی خوب، دو تا نظر است دیگر؛ کسانی که میخواهند انتخاب کنند، انتخاب کنند. در زمینههای فرهنگی، در زمینههای آموزشی - در بخشهای مخصوصی - بالاخره ما یک مختصری سررشته داریم، یک قدری کار کردیم؛ این می شود نظر کارشناسی.
👌🏻به هر حال هیچگاه اعلام نظر کارشناسی و نظر علمی، معارضه و مبارزه و مخالفت و اعلام جدائی از رهبری و ولایت و این حرفها به حساب نمیآید و نباید بیاید.
📲بیانات رهبری در دیدار دانشجویان؛ هفدهم رمضان المبارک ، ۱۴۳۳، ۱۳۹۱/۰۵/۱۶.
https://eitaa.com/sufi110
🔹چه کربلاست امروز؟
🔸در کتاب حزن المؤمنین منقول است که مقبل درعهد شباب جوانی بود ظریف، و در ظرافت به غایت لطیف. اتفاقا ایام محرم، به جمعی رسید که سینه زنان در عزای شاه شهیدان مشغول بودند. به طریق استهزاء چیزی خواند که جمع عزاداران را متالّم و نالان نمود.
🔹پس از چندی به مرض جذام مبتلا گردید، به حدّی که مردم از وی تنفّر جسته، در گلخن حمام قرار گرفت.
🔸اتفاقا سال دیگر شد. روزی در زاویه خرابه ای با دل شکسته نشسته بود که ناگاه جمعی از شیعیان سینه زنان و یا حسین گویان می خواندند:
چه کربلاست امروز!
چه پربلاست امروز!
سر حسین مظلوم،
از تن جداست امروز
🔹مقبل را آتش در نهاد افتاد، و به نظر حسرت در ایشان نگریست، و گریست و گفت:
روز عزاست امروز،
جان در بلاست امروز،
فغان و شور و محشر،
در کربلاست امروز
🔸در همان شب حضرت پیغمبر را در خواب دید. وی را نوازش فرمود و از تقصیرش گذشت.
🔹و گویند که مسمّی به محمد شیخا بود، و جناب ختم الرسل او را به مقبل ملقّب نمود.
🔸این بود که شروع نمود به ذکر واقعات و شرح حکایات سید الشهداء علیه السلام.
https://t.me/bazmeghodsian2
بهطور خلاصه:
کتاب دربارهٔ عوامل گوناگون انحراف از امام حق و ولیّ الله هست. موضوه جالبیه و تتبع نویسنده، نسبتاً بالا بوده؛ اما بهعلت اینکه فیشبرداریهای نویسنده برای تبلیغ و سخنرانی بوده، در خیلی مواضع، استناددهی و ارجاع مناسبی وجود نداره. تکرار مطالب هم گاهی پیش میاد. بخش راههای پیشگیری از انحراف و مقابله باهاش هم خیلی کوتاه و خلاصه و فهرستوار بود. نظم بخش ملحقات هم خیلی ضعیف بود. غلط املایی هم گاهی به چشم میخورد. بعضی جاها، حرکتگذاری متون عربی هم خالی از اشتباه نبود. ترجمهٔ متون هم روش واحدی نداشت؛ گاهی ترجمه در متن اومده بود، گاهی توی پاورقی، و گاهی هم متن عربی فاقد ترجمه بود.
فکر کنم چاپ جدیدی داره و شاید اونجا، بهتر شده باشه
#مطالعه
#معرفی_کتاب
بعضی از گزارشهای معتبر دربارهٔ شهادت حضرت علی اصغر ( گزارش سید بن طاووس در کتاب مَلهوف و گزارش ابومِخنَف). گزارشهای دیگهای هم بعد از این ذکر شده؛ ولی من به همین دو تا بسنده میکنم.
شهادتنامهٔ امام حسین علیه السلام بنا بر منابع معتبر، ج ۲، ص ۱۷۱-۱۷۲.
یه نکتهٔ کوتاه دربارهٔ ذکر مصیبت حضرت علی اصغر.
(گروهی از تاریخپژوهان، گزیدهٔ تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهدا علیه السلام، مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ص ۲۶۲، پاورقی ۲)
علاوه بر این، توی کتاب شهادتنامهٔ امام حسین علیه السلام بر پایهٔ منابع معتبر که به همّت مرحوم آیتﷲ ریشهری و پژوهشگرهای دارالحدیث تهیه شده هم به این نکته تصریح شده که سه شعبه بودن و مسموم بودن تیری که حرملة بن کاهل به سمت حضرت علی اصغر پرتاب شده، سند و منبع محکمی نداره و فقط توی منابع متأخّر دیده میشه (ج ۱، ص ۳۳، پاورقی ۴ و ص ۳۷، پاورقی ۱).
ظاهراً سه شعبه بودن تیری که حضرت علی اصغر(ع) رو به شهادت رسوند، از نظر تاریخی، محلّ اشکال و مناقشهس.
#محرم
#برش_کتاب
#نقد_مشهورات
#مطالعات_عاشورایی
اینکه ۱۰ رجب رو بهعنوان تاریخ ولادت حضرت علی اصغر(ع) ذکر میکنن، مطلقاً هیچ سند معتبری نداره. وجهِ این تاریخ، ظاهراً این بوده که بعضیها تصوّر کردن وقتی توی کربلا ایشون «شش ماهه» بوده، یعنی تاریخ تولّدشون ۶ ماه قبله. ۶ ماه قبل از ۱۰ محرّم هم میشه ۱۰ رجب. پس روزِ دهمِ رجب میشه تاریخ ولادت حضرت علی اصغر(ع)!
در حالی که شش ماهه بودن ایشون هم مستندی نداره و اهل فن دربارهش نوشتهن:
آنچه مكرّر شنيده مىشود كه آن كودک، شش ماهه بوده، سند معتبرى ندارد. منشأ این سخن، احتمالاً نسخهٔ منتشرشدهٔ مقتل ضعیف منسوب به اَبو مِخنَف (ص ۱۲۹، چاپ مکتبة الشریف الرضي) باشد که در آن آمده: «از عمر او (علی اصغر) شش ماه گذشته بود». گفتنی است که این سخن در هیچ منبع معتبری و حتّی در نسخهٔ خطّیای از این کتاب -که در کتابخانهٔ تخصّصی حدیث (قم، دار الحدیث) موجود است- نیامده.¹
توی منابع معتبر، در وصف حضرت علی اصغر، واژههای دیگهای به کار رفته؛ مثال:
- وَلَدِيَ الصَّغیر: کودک خردسالم²
- صَبِيٍّ: کودک³
- صَبِيٍّ لَهُ صَغیرٍ: کودک خردسالش⁴
- اِبنِاً لَهُ: پسرش⁵
- اِبنِهِ ... وَ هُوَ طِفلٌ: فرزندش ... که خردسال بود⁶
- اِبنُهُ الصَّغیرُ: پسر خردسالش⁷
- صَبِيٍّ صَغیرٍ مِن أَولادِهِ: کودک خردسالی از فرزندانش⁸
- طِفلٍ لَهُ یَبکي/یَتَلَظّیٰ (بنا بر اختلاف نسخه) عَطَشاً: کودکی [از فرزندان امام حسین(ع)] که از تشنگی میگریست⁹
- وَ ابْنٌ آخَرُ في الرِّضاع: و پسری دیگر، که شیرخوار بود¹⁰
- وَ أُمُّهُ الرُّباب ... قَتَلَهُ حَرمَلَةُ ... وَ کانَ وُلِدَ لِلحُسَینِ بنِ عَلِيٍّ في الحَرب: مادرش رباب ... او را حرمله کشت ... و در هنگامهٔ نبرد [در روز عاشورا] به دنیا آمد.¹¹
و وصفهای دیگهای که هیچکدوم بیانگرِ سنّ این کودک شهید نیستن.¹²
۱. شهادتنامهٔ امام حسین(ع) بر پایهٔ منابع معتبر، ج ۲، ص ۱۶۹.
۲. اللهوف علی قتلی الطفوف (همراه با ترجمهٔ سیداحمد فهری زنجانی)، ص ۱۱۷.
۳. تاریخ الطبري، ج ۵، ص ۴۴۸؛ وقعة الطف، ص ۲۴۵.
۴. الأخبار الطوال، ص ۲۵۸.
۵. تاریخ الطبري، ج ۵، ص ۳۹۰.
۶. الإرشاد، ج ۲، ص ۱۰۸؛ مثیر الأحزان، ص ۷۰.
۷. مقاتل الطالبیین، ص ۹۵.
۸. البدایة و النهایة، ج ۸، ص ۱۸۷.
۹. تذکرة الخواص، ج ۲، ص ۱۶۴.
۱۰. الإحتجاج، ج ۲، ص ۱۰۱، ح ۱۶۸.
۱۱. الأمالي (شجری)، ج ۱، ص ۱۷۱.
۱۲. برای مطالعهٔ اوصاف دیگه، ر.ک: شهادتنامهٔ امام حسین(ع) بر پایهٔ منابع معتبر، ج ۲، ص ۱۶۸-۱۷۹.
#نقد_مشهورات