eitaa logo
مطرود🇮🇷
161 دنبال‌کننده
834 عکس
171 ویدیو
38 فایل
هُوَ الطَّریدُ الشَّریدُ؛ اوست آن طردشدهٔ آواره تلگرام: t.me/matroud77 بله: https://ble.ir/matroud77 صفحهٔ بهخوان: https://behkhaan.ir/profile/msalehi77?inviteCode=G24sChf8BAkY
مشاهده در ایتا
دانلود
در بسیاری از جاها گفته یا نوشته می‌شود که در شب عاشورا چراغ‌ها را خاموش کردند و چند نفر از اصحاب رفتند. خواستم در معرفی کتاب‌هایی که در این چند وقت باقی‌مانده، این مطلب را تذکر بدهم؛ ولی حالا که شب عاشورا رسیده، به نظرم فرصت مناسبی است. در منابع معتبر، ذیل وقایع شب عاشورا، هیچ چیزی دربارهٔ خاموش کردن چراغ‌ها و فرار برخی نوشته نشده؛ فقط نوشته شده که امام(ع) پیشنهاد دادند که منطقه را رها کنند و بروند؛ ولی واکنش اصحاب این بود که این پیشنهاد را نپذیرفتند و با امام(ع) تجدید عهد کردند. شهادت‌نامهٔ امام حسین علیه السلام، بنا بر منابع معتبر، ج ۱، ص ۳۸-۴۰.
شب عاشورا: شب راز و نیاز أنساب الأشراف: هنگامى كه شب بر حسين عليه السلام و يارانش، سايه افكند، آنان، همۀ شب را به نماز و تسبيح و آمرزش‌خواهى ايستادند و دعا و گريه و زارى كردند.¹ مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: شب، در رسيد و حسين عليه السلام، شب عاشورا را به ركوع و سجود و گريه و آمرزش‌خواهى و تضرّع و زارى پرداخت و يارانش، زمزمه‌هايى [بدون وقفه] مانند آواى زنبور عسل داشتند.² المَلهوف: حسين عليه السلام و يارانش، آن شب را به راز و نياز و ركوع و سجود و قيام و قعود و زمزمه‌هايى مانند زنبور عسل گذراندند. نماز فراوان و داشتن كمالات، شيوۀ حسين عليه السلام در طول زندگى‌اش بود.³ ۱. أنساب الأشراف، ج ۳، ص ۳۹۴؛ المُنتَظَم، ج ۵، ص ۳۳۸. ۲. مقتل الحسین خوارزمی، ج ۱، ص ۲۵۱؛ الفُتوح، ج ۱، ص ۹۹. ۳. الملهوف، ص ۵۷؛ بحار الأنوار، ج ۴۴، ص ۳۹۴. شهادت‌نامهٔ امام حسین بر پایهٔ منابع معتبر، ج ۱، ص ۷۷۷.
خطبهٔ امام حسین(ع) در شب عاشورا در جمع یاران علىّ‌ بن حسين[ع] مى‌فرمايد: ... دم غروب بود كه حسين[ع] يارانش را جمع كرد ... شنيدم پدرم به يارانش مى‌گفت: أُثْنِي عَلَى اللهِ - تَبَارَكَ وَ تَعَالَى - أَحْسَنَ الثَّنَاءِ، وَ أَحْمَدُهُ عَلَى السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَحْمَدُكَ عَلَى أَنْ أَكْرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّةِ، وَ عَلَّمْتَنَا الْقُرْآنَ وَ فَقَّهْتَنَا فِي الدِّينِ، وَ جَعَلْتَ لَنَا أَسْمَاعاً وَ أَبْصَاراً وَ أَفْئِدَةً، وَ لَمْ تَجْعَلْنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ. أَمَّا بَعْدُ؛ فَإِنِّي لاَ أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْلَى وَ لاَ خَيْراً مِنْ أَصْحَابِي، وَ لاَ أَهْلَ بَيْتٍ أَبَرَّ وَ لاَ أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، فَجَزَاكُمُ اللَّهُ عَنِّي جَمِيعاً خَيْراً. أَلاَ وَ إِنِّي أَظُنُّ يَوْمَنَا مِنْ هَؤُلاَءِ الْأَعْدَاءِ غَداً، أَلاَ وَ إِنِّي قَدْ رَأَيْتُ لَكُمْ فَانْطَلِقُوا جَمِيعاً فِي حِلٍّ، لَيْسَ عَلَيْكُمْ مِنِّي ذِمَامٌ، هَذَا لَيْلٌ قَدْ غَشِيَكُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلاً ثُمَّ لِيَأْخُذْ كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ بِيَدِ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، [وَ] تَفَرَّقُوا فِي سَوَادِكُمْ وَ مَدَائِنِكُمْ حَتَّى يُفَرِّجَ اللَّهُ، فَإِنَّ الْقَوْمَ إِنَّمَا يَطْلُبُونِّي، وَ لَوْ قَدْ أَصَابُونِي لَهَوْا عَنْ طَلَبِ غَيْرِي. ستايش مى‌كنم به بهترين ستايش، خدايى را كه برتر و بلند مرتبه است و در راحتى و سختى او را سپاس مى‌گويم، خدايا تو را سپاس مى‌گويم از آنكه ما را با نبوت [فرستادن پيامبرت] گرامى داشته‌اى و قرآن را به ما آموختى و ما را در دين فقيه و دانا نموده‌اى و گوشها و چشمها و قلبها را براى ما قرار داده و ما را از مشركين قرار نداده‌اى. من يارانى برتر و بهتر از ياران خويش، و أهل بيتى نيكوكارتر و پرهيزكارتر از اهل بيت خود نمى‌شناسم، خداوند به همۀ شما جزاى خير عطا كند. آگاه باشيد، گمان مى‌كنم فردا روز [برخورد] ما با اين دشمنان است. آگاه باشيد، نظرم اين است كه شما همگى با آزادى برويد. از ناحيۀ من عهدى بر گردن شما نيست. شما را [تاريكى شب] [از ديد دشمن] مى‌پوشاند، آن را مركب خود قرار دهيد [و برويد]. هر مردى از شما دست يكى از مردان أهل بيتم را بگيرد، و در آبادی‌ها و شهرهايتان پراكنده شويد، تا اينكه خداوند گشايشى ايجاد كند. اين قوم [سپاه عمر بن سعد] مرا مى‌طلبند، و اگر به من دست يابند از تعقيب ديگران صرف نظر مى‌كنند. [ابتدا] عباس بن على[ع] سخن را آغاز كرد و گفت: لِمَ نَفْعَلُ [ذَلِكَ]؟ لِنَبْقَى بَعْدَكَ؟! لاَ أَرَانَا اللهُ ذَلِكَ أَبَداً! چرا اين كار را بكنيم‌؟ آيا براى اينكه بعد از تو باقى بمانيم‌؟! خدا هرگز چنين روزى را نياورد! نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا (ترجمهٔ وقعة الطف لأبي مخنف)؛ جواد سلیمانی امیری، ص ۱۳۷-۱۳۸.
قبلاً هم کتاب «مَلهوف» رو مطالعه کرده‌م؛ امّا از روی نسخهٔ همراه با تصحیح ناقص. نمی‌دونم از روی این تصحیح، ترجمهٔ فارسی انجام شده یا نه. مصحّح کتاب (استاد ما آقای صادقی کاشانی) غیر از تصحیح متن اصلی عربی، توی ذیل متن، ترجمهٔ گزارش‌گونه هم ذکر کرده‌ن؛ امّا هدفشون ترجمهٔ کامل کتاب نبوده.
مطرود🇮🇷
قبلاً هم کتاب «مَلهوف» رو مطالعه کرده‌م؛ امّا از روی نسخهٔ همراه با تصحیح ناقص. نمی‌دونم از روی این
ولی فکر کنم می‌شه گفت از مَلهوف سید بن طاووس هم بهتر، همین کتابه؛ ترجمه‌ای از «وَقعَة الطف»، مجموعه‌ای بازسازی‌شده از گزارش‌های تاریخی اَبومِخنَف، بزرگِ تاریخ‌نگارهای کوفه، دربارهٔ واقعهٔ عاشورا. ترجمه‌های دیگه‌ای هم از گزارش‌های ابومخنف موجوده؛ اما ظاهراً آخرین و جدیدترین ترجمه، همین هست.
voice.ogg
زمان: حجم: 396K
سحر روز دهم شد مکن ای صبح طلوع‌‌ ...
📚 محدّث قمی(قُدِّسَ سِرُّه) در مفاتیح‌الجنان، اعمال روز : روز دهم [محرّم]، و در این روز سزاوار است شیعیان مشغول کارى از کارهاى دنیا نگردند، و براى خانهٔ خود چیزى ذخیره نکنند، و مشغول گریه و نوحه و مصیبت‌ باشند، و عزادارى حضرت امام حسین علیه‌السّلام را بر پا کنند، و اشتغال به ماتم داشته باشند به صورتى که در ماتم عزیز‌ترین اولاد و اقوام خود اشتغال مى‌‌ورزند، و آن حضرت را به زیارت عاشورا که پس از این در باب زیارات‌ بیاید، زیارت کنند. در نفرین و لعن بر قاتلان آن حضرت سعى نمایند، و یکدیگر را در مصیبت آن وجود مقدّس به این جملات تعزیت گویند: أَعْظَمَ اللهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ. [خدا مزدهای ما را به خاطر سوگواری‌مان برای حسين (درود بر او باد) بزرگ گردانَد، و قرار دهد ما و شما را از خونخواهانش به همراه ولیّ‌اش امام مهدی از خاندان محمّد (درود بر ايشان باد)] و سزاوار است در اين روز مقتل [كتابهایی كه پيرامون واقعهٔ كربلا نگاشته شده است] بخوانند، و يكديگر را بگریانند.
أعظَمَ اللهُ اجورَنا بمُصابِنا بِالحُسَینِ، وَ جَعَلَنا و ایّاکُم مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَع وَلیّهِ الامامِ المَهدیِّ مِن آلِ مُحَمَّدٍ...
نقل‌شده از امام سجاد(ع): لَمّا صَبَّحَتِ الخَيلُ الحُسَينَ عليه السلام، رَفَعَ يَدَيهِ و قالَ‌: صبح [عاشورا]، چون امام حسين عليه السلام چشم گشود و لشكر [دشمن] را ديد، دستانش را بالا برد و گفت: اللّهُمَّ أنتَ ثِقَتي في كُلِّ كَربٍ‌، و رَجائي في كُلِّ شِدَّةٍ‌، و أنتَ لي في كُلِّ أمرٍ نَزَلَ بي ثِقَةٌ وعُدَّةٌ‌، كَم مِن هَمٍّ يَضعُفُ فيهِ الفُؤادُ، و تَقِلُّ فيهِ الحيلَةُ‌، و يَخذُلُ فيهِ الصَّديقُ‌، و يَشمَتُ فيهِ العَدُوُّ، أنزَلتُهُ بِكَ و شَكَوتُهُ إلَيكَ رَغبَةً مِنّي إلَيكَ عَمَّن سِواكَ‌، فَفَرَّجتَهُ و كَشَفتَهُ‌، و أنتَ وَلِيُّ كُلِّ نِعمَةٍ‌، و صاحِبُ كُلِّ حَسَنَةٍ‌، و مُنتَهى كُلِّ رَغبَةٍ‌. «خداوندا! تو تكيه‌گاه من در هر سختى، و اميد من در هر گرفتارى هستى. در هر رويدادى كه براى من اتّفاق مى‌افتد، تو تكيه‌گاه و ساز و برگِ منى. بسى پريشانى[ها] كه دل، در آن[ها] سست مى‌شود و چاره، اندک مى‌گردد و دوست، انسان را وا مى‌گذارد و دشمن، شماتت مى‌كند كه من، از سرِ رغبت به تو، و نه ديگران، شكايتش را نزد تو آورده‌ام و تو در آن، برايم گشايش قرار داده‌اى و آن را برطرف ساخته‌اى! تو، ولىّ هر نعمت و صاحبِ هر نيكى و نهايتِ هر مقصودى هستى». الإرشاد، ج ۲، ص ۹۶؛ تاریخ الطبري، ج ۵، ص ۴۲۳؛ دانش‌نامهٔ امام حسین(ع)، ج ۶، ص ۸۹
شدت جنگ در نیمهٔ روز عاشورا شمر بن ذى الجوشن، حمله كرد؛ ولى در برابرش ايستادگى كردند. ياران [سوارهٔ] حسين عليه السلام، با آن كه تنها ٣٢ سوار بودند، به شدّت مى‌جنگيدند و بر هيچ سويى از لشكر كوفه حمله نمى‌بُردند، جز آنكه آن را مى‌شكافتند. پس عمر بن سعد، حُصَين بن نُمَير را با پانصد تير انداز، فرا خواند. آنان، جلو آمدند تا به نزديک حسين عليه السلام و يارانش رسيدند و آنان را تيرباران كردند. اندكى نگذشت كه مَركب‌هايشان را از پاى در آوردند و با آنان جنگيدند تا ظهر، فرا رسيد و كار جنگ، بالا گرفت؛ امّا ياران ابن سعد، نتوانستند جز از يك جبهه، بر آنانْ وارد شوند؛ زيرا خيمه‌هايشان، گِرد هم و به يكديگر، نزديك بود. از اين رو، عمر بن سعد، پيادگان را فرستاد تا خيمه‌ها را از چپ و راستشان ويران كرده، از هم جدا كنند و سپس به محاصرۀ خود در آورند؛ امّا ياران حسين عليه السلام، در دسته‌هاى سه، چهار نفرى، ميان خيمه‌ها پنهان مى‌شدند و بر هر يك از آنها كه مشغول ويران كردن خيمه‌ها و غارت آنها بود، يورش مى‌بردند و از نزديک، او را مى‌زدند و مى‌انداختند و مى‌كُشتند. پس عمر بن سعد، فرمان داد كه خيمه‌ها را با آتش بسوزانند. حسين عليه السلام نيز به يارانش فرمود: دَعوهُم فَليُحرِقوها، فَإِنَّهُم لَو قَد حَرَّقوها لَم يَستَطيعوا أن يَجوزوا إلَيكُم مِنها «بگذاريد تا آنها را بسوزانند، كه اگر چنين كنند، نمى‌توانند از آن بگذرند و به شما برسند». آن‌ها خيمه‌ها را سوزاندند و همان گونه شد كه حسين عليه السلام گفته بود. تاریخ الطبري، ج ۵، ص ۴۳۷؛ الکامل في التاریخ، ج ۲، ص ۵۶۶؛ شهادت‌نامهٔ امام حسین بر پایهٔ منابع معتبر، ج ۲، ص ۸۴۳.
نماز جماعت در ظهر عاشورا به امامت حسين(ع) هنگام نماز ظهر شد. حسين عليه السلام به زُهَير بن قَين و سعيد بن عبد الله، فرمان داد تا با حدود نيمى از يارانش، جلوى ايشان بِايستند. سپس امام عليه السلام با آنان، نماز خوف گزارد. به سوى حسين عليه السلام، تيرى پرتاب شد. سعيد بن عبد الله حنفى، جلوى امام عليه السلام ايستاد و با جانش از او محافظت كرد، بى آن كه به چپ و راست برود، تا آنكه بر اثرِ تيرهايى كه خورده بود، به زمين افتاد، در حالى كه مى‌گفت: اللّهُمَّ العَنهُم لَعنَ عادٍ وثَمودَ، اللّهُمَّ أبلِغ نَبِيَّكَ عَنِّي السَّلامَ‌، وَ أبلِغهُ ما لَقيتُ مِن ألَمِ الجِراحِ‌؛ فَإِنّي أرَدتُ ثَوابَكَ في نَصرِ ذُرِّيَّةِ نَبِيِّكَ‌. خدايا! آنان را همچون عاد و ثمود، لعنت كن. خدايا! سلام مرا به پيامبرت برسان و از درد و رنج زخم‌هايم، به او خبر ده كه هدفم از يارىِ فرزندان پيامبرت، [كسب] ثواب تو بوده است. سپس، شهيد شد -كه خشنودى خدا بر او باد- و افزون بر جاى ضربه‌هاى شمشير و زخم نيزه‌ها، سيزده تير در [بدن] او يافتند. الملهوف، ص ۱۶۵؛ مقتل الحسین (خوارزمی)، ج ۲، ص ۱۷؛ شهادت‌نامهٔ امام حسین بر پایهٔ منابع معتبر، ج ۱، ص ۸۴۶.