eitaa logo
مطرود🇮🇷
161 دنبال‌کننده
836 عکس
171 ویدیو
38 فایل
هُوَ الطَّریدُ الشَّریدُ؛ اوست آن طردشدهٔ آواره تلگرام: t.me/matroud77 بله: https://ble.ir/matroud77 صفحهٔ بهخوان: https://behkhaan.ir/profile/msalehi77?inviteCode=G24sChf8BAkY
مشاهده در ایتا
دانلود
هر وقت خطبهٔ آغازین شرح لمعه رو می‌خونم، یادم می‌افته که شهید ثانی (۹۱۱-۹۶۵ ق) دو بار برای شهید اول (شهادت به سال ۷۸۶ ق) از لفظ «امام» استفاده کرده (شیخنا و إمامنا؛ الإمام السعید). این هم یادم میاد که خوبه یه تحقیق بشه دربارهٔ لفظ «امام» توی اجازاتی که علمای شیعه برای همدیگه می‌نوشتن (مثل اجازاتی که توی مجلدات پایانی بحار الأنوار درج شده). حدس می‌زنم که استفاده از لفظ «امام» بین علما رایج بوده، برخلاف فکر و تصور امروزینِ بعضی‌ها که استفاده از این لفظ رو برای غیر معصوم قبیح و زشت و ناروا می‌دونن.
قبلاً گفته می‌شد «بر منکر حضرت رقیه(س) لعنت». تازه یه پیام دیدم که بر منکر ملکیهٔ لبنان، حضرت خوله بنت الحسین(س) لعنت*. توی خیابون معلّم قم هم یه موکب هست به اسم «شریفة بنت الحسن(س)»، که توی بنرش نوشته شده که ایشون همراه کاروان اسرا بوده و در نزدیکی شهر حله به شهادت رسیده. حالا غیر از ماجرای حضرت رقیه(س) که قبلاً بهش اشاره کردم توی کانال، واقعاً برای کسی توی دو تا دختر بعدی سؤال پیش نیومده؟ مثلاً دربارهٔ حضرت خوله گفته می‌شه موقع عبور کاروان اسرا از بعلبک لبنان، ایشون توی اونجا از دنیا رفت. آخه چطور کاروان اسرا از بعلبک که شمال دمشق هست، عبور کرده‌ن؟ یعنی از دمشق هم رد شدن و رفتن بالاتر؟ اون هم در حالی که طبق گزارش‌های تاریخی، نهایت جایی که کاروان اسرا رفت، دمشق بود و بعد از یه مدت اقامت توی اونجا، دوباره به سمت مدینه برگشتن. یا دربارهٔ شریفة بنت الحسن، واقعاً بعضی‌ها تصوّر کرده‌ن که کاروان اسرا موقع برگشت، بر فرض که توی اربعین اول (سال ۶۱ ق) به کربلا رفته باشن (چون اصلِ این مسئله، محلّ اختلاف و مناقشه‌س)، به جای اینکه از کربلا به سمت مدینه برن، بیش از ۴۰ کیلومتر به سمت شرق کربلا رفته‌ن؟! خوبه یه کم پژوهش‌های جدید دربارهٔ هویت واقعی شریفة بنت الحسن(س) هم ملاحظه بشه؛ وگرنه شاید سال‌های بعد، کار به لعن منتقدان روضه‌های حضرت شریفة بنت الحسن(س) هم برسه... برای مطالعه: https://t.me/AlMostabin/669 https://t.me/AlMostabin/670 *نقل از سایت ویکی شیعه: مرقد خوله دختر امام حسین زیارتگاهی در جنوب بعلبک در لبنان منسوب به خوله دختر امام حسین(ع) است. به باور اهالی بعلبک، هنگام عبور کاروان اسیران کربلا از این منطقه، دختری از امام حسین(ع) به نام خوله در این مکان دفن شده است، اما منابع تاریخی دختری با نام خوله به امام حسین(ع) نسبت نداده‌اند. مردم بعلبک بویژه در ایام محرم برای عزاداری و زیارت در این مکان گرد هم‌ می‌آیند.
إن‌شاءالله بر حجّت نبودن خواب، پافشاری کنیم، تا باب چنین کلماتی بسته بشه.
‌محبوبم! عشقِ شما نباشد، خرابی از دور می‌رسد. آسمان جمع می‌شود. بال‌ها نمی‌جنبد.
یه جا نزار قبانی میگه: عشق یعنی بینِ او و دیگران از چند جهت تفاوت قائل شوی؛ حدیثاً، شعوراً، اهتماماً
منتظرم... برای آینده‌مون نمیدونی چه نقشه‌ها کشیدم غزل؟ ترانه؟ مثنوی؟ هیچکدوم فقط تو رو می‌خوام شعر سپیدم
‌به‌جای همه‌ی آن‌ها که تو را دیدند و گذر کردند نیز، دوستت دارم.🤎
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻یک غالی چگونه غالی می‌شود 🔻ابتدا روایتی را می‌خواند که وجود خارجی ندارد و در هیچ منبع و مصدر حدیثی و تاریخی، حتی با سند ضعیف نیز نقل نشده است. 🔻تا اینجای قضیه هنوز اتفاق ترسناکی نیفتاده است. چرا که استناد به روایات موهوم و خیالی، از سنت‌های ثابت در میان غلاه و نواخباریان است. 🔻سپس در اقدامی محیر العقول (که عادت همیشگی غلاه است) برداشتی فضائی و غالیانه می‌کند از همین روایت خیالی و در آخر هم به این نتیجه می‌رسد که حضرت عباس، بر جمیع علوم اولین و آخرین احاطه داشت. 🔻یک جوانمردی هم پای منبرش پیدا نمی‌شود که بگوید دقیقاً از کجای همین عبارت موهوم «إنّ العبّاس بن علي زُقَّ العِلمُ زقاً» علم به جمیع علوم اولین و آخرین را برای حضرت عباس استنباط کردی؟! 🔻گفتی است روایت مجعول و واهی «إنّ العبّاس بن علي زُقَّ العِلمُ زقاً» عمدتاً از کتب برخی از معاصرین مانند کتاب «العباس» سید مقرم و «فرسان الهیجاء» ذبیح الله محلاتی نقل می‌شود و آنها نیز این مطلب خود را از کتاب متأخر و فاجعه بار «اسرار الشهاده» اخذ کرده‌اند. t.me/sarabe_akhbarigari
مطرود🇮🇷
🔻یک غالی چگونه غالی می‌شود 🔻ابتدا روایتی را می‌خواند که وجود خارجی ندارد و در هیچ منبع و مصدر حدیث
اشاره به این عبارت از کتاب «أسرار الشهادة»: ما وَرَدَ في بَعضِ الأخبَارِ مِن إِنَّهُ قَد زُقّ‌َ مِنَ العِلمِ زُقّاً (دربندی، أسرار الشهادة، ص ۳۲۴). در خودِ أسرار الشهادة، منبعی برای نسبت این جمله به امیر المؤمنین(ع) دیده نشده و کتاب‌های بعدی، به خودِ أسرار الشهادة نسب داده‌ن (به‌عنوان نمونه: بحر العلوم، مقتل الحسین علیه السلام،‌ص ۳۱۲، پاورقی؛ دُخَیِّل، العبّاس بن علي، ص ۲۰-۲۱) البته، چنین عبارتی دربارۀ اهل بیت (نه حضرت عباس) نقل شده، آن هم از زبان یزید بن معاویه: وَ رُوِيَ: أَنَّ يَزِيدَ أَمَرَ بِمِنْبَرٍ وَ خَطِيبٍ، لِيَذْكُرَ لِلنَّاسِ مَسَاوِئَ لِلْحُسَيْنِ وَ أَبِيهِ عَلِيٍّ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ، فَصَعِدَ الْخَطِيبُ الْمِنْبَرَ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ، وَ أَكْثَرَ الْوَقِيعَةَ فِي عَلِيٍّ وَ الْحُسَيْنِ، وَ أَطْنَبَ فِي تَقْرِيظِ مُعَاوِيَةَ وَ يَزِيدَ. فَصَاحَ بِهِ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ: وَيْلَكَ أَيُّهَا الْخَاطِبُ! اشْتَرَيْتَ رِضَا الْمَخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخَالِقِ؟ فَتَبَوَّأْ مَقْعَدَكَ مِنَ النَّارِ، ثُمَّ قَالَ: يَا يَزِيدُ! ائْذَنْ لِي حَتَّى أَصْعَدَ هَذِهِ الْأَعْوَادَ، فَأَتَكَلَّمَ بِكَلِمَاتٍ فِيهِنَّ لِلَّهِ رِضاً، وَ لِهَؤُلَاءِ الْجَالِسِينَ أَجْرٌ وَ ثَوَابٌ، فَأَبَى يَزِيدُ، فَقَالَ النَّاسُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! ائْذَنْ لَهُ لِيَصْعَدْ، فَلَعَلَّنَا نَسْمَعُ مِنْهُ شَيْئًا. فَقَالَ لَهُمْ: إِنْ صَعِدَ الْمِنْبَرَ هَذَا لَمْ يَنْزِلْ إِلَّا بِفَضِيحَتِي وَ فَضِيحَةِ آلِ أَبِي سُفْيَانَ. فَقَالُوا: وَ مَا قَدْرُ مَا يُحْسِنُ هَذَا؟ فَقَالَ: إِنَّهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ قَدْ زُقُّوا الْعِلْمَ زَقًّا. وَ لَمْ يَزَالُوا بِهِ حَتَّى أُذِنَ لَهُ بِالصُّعُودِ، فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ خَطَبَ خُطْبَةً أَبْكَى مِنْهَا الْعُيُونَ، وَ أَوْجَلَ مِنْهَا الْقُلُوبَ. يزيد دستور داد منبرى آوردند و سخنران را دستور داد كه براى مردم از حسين و پدرش على عليهما السّلام بدگويى كند. سخنران پس از حمد و ثناى الهى، بدگويى زيادى از على و حسين عليهما السّلام كرد و از معاويه و يزيد تجليل كرد. على بن الحسين عليهما السّلام بر سر او فرياد كشيد كه اى سخنران! خشنودى بنده خدا را با خشم خالق او خريدى‌؟ جايگاهت دوزخ باد. سپس رو به يزيد كرد و فرمود: به من اجازه بده بر اين چوب‌ها بالا روم و مطالبى كه رضاى خدا در آن باشد و حاضران اجر و پاداشى ببرند، بگويم. يزيد نپذيرفت، اما مردم گفتند: اى امير مؤمنان! به او اجازه بده شايد مطالبى براى ما بگويد. يزيد گفت: اگر او بر منبر رود، پايين نخواهد آمد مگر اين‌كه من و خاندان ابو سفيان را رسوا كند. گفتند: بعيد است اين بتواند خوب حرف بزند. يزيد گفت: «إِنَّهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ قَدْ زُقُّوا الْعِلْمَ زَقًّا»؛ او از خانواده‌اى است كه علم به آن تزريق شده و آن را به خوبى چشيده‌اند. مردم اصرار كردند تا آنکه يزيد اجازه داد. امام بر منبر رفت و سپاس و ستايش خدا را به جاى آورد و چنان سخنرانى كرد كه چشم‌ها را گريان كرد و دل‌ها را سوزاند. شرح غم حسین(ع): ترجمۀ انتقادی کتاب مقتل الحسین(ع) خوارزمی، مصطفی صادقی کاشانی، ص ۲۲۴
هنوز تموم نشده. آخر مطالعه‌س. گاهی اشتباه‌های نگارشی و ویرایشی داخلش داره، که اذیت‌کننده‌س. نمی‌دونم از دست ویراستارهای مؤسّسهٔ بوستان کتاب در رفته یا اتفاقی دیگه افتاده.
هدایت شده از مطرود🇮🇷
گریه و ذکر مصیبت و روضه‌خوانی، خوبه، بلکه لازمه؛ اما توجه داشته باشین که ذکر مصیبت‌هاتون، در راستای تبدیل غم به خشم مقدس باشه، نه روضه‌های تخدیرکننده.
هدایت شده از مطرود🇮🇷
دلیل اینکه این پیام رو نوشتم، این بود که مداحی و ذکر مصیبت بعضی از مداح‌ها رو می‌دیدم که طوری می‌خوندن که انگار آیت‌الله خامنه‌ای توی دفترشون بر اثر ایست قلبی از دنیا رفته! انگار نه انگار که ظالم و ستمگری مثل آمریکا و اسرائیل ایشون رو به قتل رسونده. در حال حاضر، کتاب تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهداء رو کنار خودم ندارم؛ اما توی بخشی از اون کتاب، سیر شعر و شاعری دربارهٔ قیام امام حسین(ع) رو بررسی کرده بودن و جالب بود که توی دوره‌ای، شاعرها در وصف امام حسین(ع)، از این می‌گفت که چرخ روزگار و دَهر و مثل این‌ها امام حسین(ع) رو از ما گرفت، انگار نه انگار که یزید و ابن زیاد و دیگرانی هم بودن که دستشون تا آرنج توی این جنایت دخیل بود... خلاصه اینکه ذکر مصیبت‌هاتون رو صریح بگین. آقای ما رو آمریکا و اسرائیل به قتل رسوند و ما دنبال انتقام هستیم. تمام.