10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻یک غالی چگونه غالی میشود
🔻ابتدا روایتی را میخواند که وجود خارجی ندارد و در هیچ منبع و مصدر حدیثی و تاریخی، حتی با سند ضعیف نیز نقل نشده است.
🔻تا اینجای قضیه هنوز اتفاق ترسناکی نیفتاده است. چرا که استناد به روایات موهوم و خیالی، از سنتهای ثابت در میان غلاه و نواخباریان است.
🔻سپس در اقدامی محیر العقول (که عادت همیشگی غلاه است) برداشتی فضائی و غالیانه میکند از همین روایت خیالی و در آخر هم به این نتیجه میرسد که حضرت عباس، بر جمیع علوم اولین و آخرین احاطه داشت.
🔻یک جوانمردی هم پای منبرش پیدا نمیشود که بگوید دقیقاً از کجای همین عبارت موهوم «إنّ العبّاس بن علي زُقَّ العِلمُ زقاً» علم به جمیع علوم اولین و آخرین را برای حضرت عباس استنباط کردی؟!
🔻گفتی است روایت مجعول و واهی «إنّ العبّاس بن علي زُقَّ العِلمُ زقاً» عمدتاً از کتب برخی از معاصرین مانند کتاب «العباس» سید مقرم و «فرسان الهیجاء» ذبیح الله محلاتی نقل میشود و آنها نیز این مطلب خود را از کتاب متأخر و فاجعه بار «اسرار الشهاده» اخذ کردهاند.
t.me/sarabe_akhbarigari
مطرود🇮🇷
🔻یک غالی چگونه غالی میشود 🔻ابتدا روایتی را میخواند که وجود خارجی ندارد و در هیچ منبع و مصدر حدیث
اشاره به این عبارت از کتاب «أسرار الشهادة»:
ما وَرَدَ في بَعضِ الأخبَارِ مِن إِنَّهُ قَد زُقَّ مِنَ العِلمِ زُقّاً (دربندی، أسرار الشهادة، ص ۳۲۴).
در خودِ أسرار الشهادة، منبعی برای نسبت این جمله به امیر المؤمنین(ع) دیده نشده و کتابهای بعدی، به خودِ أسرار الشهادة نسب دادهن (بهعنوان نمونه: بحر العلوم، مقتل الحسین علیه السلام،ص ۳۱۲، پاورقی؛ دُخَیِّل، العبّاس بن علي، ص ۲۰-۲۱)
البته، چنین عبارتی دربارۀ اهل بیت (نه حضرت عباس) نقل شده، آن هم از زبان یزید بن معاویه:
وَ رُوِيَ: أَنَّ يَزِيدَ أَمَرَ بِمِنْبَرٍ وَ خَطِيبٍ، لِيَذْكُرَ لِلنَّاسِ مَسَاوِئَ لِلْحُسَيْنِ وَ أَبِيهِ عَلِيٍّ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ، فَصَعِدَ الْخَطِيبُ الْمِنْبَرَ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ، وَ أَكْثَرَ الْوَقِيعَةَ فِي عَلِيٍّ وَ الْحُسَيْنِ، وَ أَطْنَبَ فِي تَقْرِيظِ مُعَاوِيَةَ وَ يَزِيدَ.
فَصَاحَ بِهِ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ: وَيْلَكَ أَيُّهَا الْخَاطِبُ! اشْتَرَيْتَ رِضَا الْمَخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخَالِقِ؟ فَتَبَوَّأْ مَقْعَدَكَ مِنَ النَّارِ، ثُمَّ قَالَ: يَا يَزِيدُ! ائْذَنْ لِي حَتَّى أَصْعَدَ هَذِهِ الْأَعْوَادَ، فَأَتَكَلَّمَ بِكَلِمَاتٍ فِيهِنَّ لِلَّهِ رِضاً، وَ لِهَؤُلَاءِ الْجَالِسِينَ أَجْرٌ وَ ثَوَابٌ،
فَأَبَى يَزِيدُ، فَقَالَ النَّاسُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! ائْذَنْ لَهُ لِيَصْعَدْ، فَلَعَلَّنَا نَسْمَعُ مِنْهُ شَيْئًا.
فَقَالَ لَهُمْ: إِنْ صَعِدَ الْمِنْبَرَ هَذَا لَمْ يَنْزِلْ إِلَّا بِفَضِيحَتِي وَ فَضِيحَةِ آلِ أَبِي سُفْيَانَ.
فَقَالُوا: وَ مَا قَدْرُ مَا يُحْسِنُ هَذَا؟
فَقَالَ: إِنَّهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ قَدْ زُقُّوا الْعِلْمَ زَقًّا.
وَ لَمْ يَزَالُوا بِهِ حَتَّى أُذِنَ لَهُ بِالصُّعُودِ، فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ خَطَبَ خُطْبَةً أَبْكَى مِنْهَا الْعُيُونَ، وَ أَوْجَلَ مِنْهَا الْقُلُوبَ.
يزيد دستور داد منبرى آوردند و سخنران را دستور داد كه براى مردم از حسين و پدرش على عليهما السّلام بدگويى كند.
سخنران پس از حمد و ثناى الهى، بدگويى زيادى از على و حسين عليهما السّلام كرد و از معاويه و يزيد تجليل كرد.
على بن الحسين عليهما السّلام بر سر او فرياد كشيد كه اى سخنران! خشنودى بنده خدا را با خشم خالق او خريدى؟ جايگاهت دوزخ باد.
سپس رو به يزيد كرد و فرمود: به من اجازه بده بر اين چوبها بالا روم و مطالبى كه رضاى خدا در آن باشد و حاضران اجر و پاداشى ببرند، بگويم.
يزيد نپذيرفت، اما مردم گفتند: اى امير مؤمنان! به او اجازه بده شايد مطالبى براى ما بگويد.
يزيد گفت: اگر او بر منبر رود، پايين نخواهد آمد مگر اينكه من و خاندان ابو سفيان را رسوا كند.
گفتند: بعيد است اين بتواند خوب حرف بزند.
يزيد گفت: «إِنَّهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ قَدْ زُقُّوا الْعِلْمَ زَقًّا»؛ او از خانوادهاى است كه علم به آن تزريق شده و آن را به خوبى چشيدهاند.
مردم اصرار كردند تا آنکه يزيد اجازه داد. امام بر منبر رفت و سپاس و ستايش خدا را به جاى آورد و چنان سخنرانى كرد كه چشمها را گريان كرد و دلها را سوزاند.
شرح غم حسین(ع): ترجمۀ انتقادی کتاب مقتل الحسین(ع) خوارزمی، مصطفی صادقی کاشانی، ص ۲۲۴
هدایت شده از مطرود🇮🇷
دلیل اینکه این پیام رو نوشتم، این بود که مداحی و ذکر مصیبت بعضی از مداحها رو میدیدم که طوری میخوندن که انگار آیتالله خامنهای توی دفترشون بر اثر ایست قلبی از دنیا رفته! انگار نه انگار که ظالم و ستمگری مثل آمریکا و اسرائیل ایشون رو به قتل رسونده.
در حال حاضر، کتاب تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهداء رو کنار خودم ندارم؛ اما توی بخشی از اون کتاب، سیر شعر و شاعری دربارهٔ قیام امام حسین(ع) رو بررسی کرده بودن و جالب بود که توی دورهای، شاعرها در وصف امام حسین(ع)، از این میگفت که چرخ روزگار و دَهر و مثل اینها امام حسین(ع) رو از ما گرفت، انگار نه انگار که یزید و ابن زیاد و دیگرانی هم بودن که دستشون تا آرنج توی این جنایت دخیل بود...
خلاصه اینکه ذکر مصیبتهاتون رو صریح بگین. آقای ما رو آمریکا و اسرائیل به قتل رسوند و ما دنبال انتقام هستیم. تمام.
اوّلین بار که این حرف رو زدم، ماه رمضان قبلی توی یکی از مسجدهای شهر نیشابور بود. برای تبلیغ رفته بودم اونجا. نماز ظهر و عصر رو اونجا بودم و بین دو نماز هم مقداری صحبت داشتم.
به مردم اونجا گفتم اگه یه وقت جایی دیدین ذکر مصیبت و روضه رسیده و سخنران یا مدّاح طوری میخونه که انگار مثلاً آیتالله خامنهای توی خونهش نشسته بود و ناگهان سکتهٔ قلبی کرد، تذکر بدین! روضهخونیِ بعضیها واقعاً اینطوره! انگار نه انگار که یه دشمنی اومد، حمله کرد، به قتل رسوند...
حالا آیتالله خامنهای که هیچ، دربارهٔ آدمهای خیلی خیلی بزرگتر از ایشون هم همینطور روضه میخونن؛ مثلاً برای امام حسین(ع) طوری روضه میخونن که انگار ایشون رفته بود کربلا برای سیاحت، که یهو از بیماری از دنیا رفت!
روضهخونیِ امروز بعضیها هم برای جنوب (که خودم اهل اونجا هستم) از همین جنس روضهخونیهاست. انگار نه انگار یه دشمن حمله کردن. بعضیها خوب بلدن گریه کنن؛ اما بلد نیستن یه لگد به دشمن بزنن، یا حداقل توی حرف و سخن، به دشمن حمله کنن.
نگاه رحمتت بر ماست ، می دانم که میآیی
ز اشک دوستان پیداست، می دانم که میآیی ...
+اللهم عجل فرجه:)
پیشترها اگر میگفتند مجذوب زنی خواهم شد، از ته دل میخندیدم؛ هیچ موجودی را بیرون از خودم نمیدیدم، تا تو ذرهذره آمدی به درونم؛ با هر نبض من میتپی. انگار بزرگت کردهام.
📚خانه ادریسیها
هدایت شده از بزم قدسیان
🔹تحقیقات بدیع و دقیق و بیسابقه چندین ساله، و نسخه شناسی تحریفات نسخه چاپی کتاب «کامل بهائی» در واقعه کودک چهارساله، با بررسی بیش از 20 نسخه خطی از آن، و دستیابی و نشر نسخه خطی کهن دو کتاب «السنی فی قتل اولاد النبی» و «کنز الغرائب» و چند منبع کمترشناخته شده دیگر، و نیز نقد و بررسی و پاسخ به تمام کتب و مقالات تحقیق نما، سالهاست که در کانال تلگرام حقیر منتشر، و بحث و تنقیح و تتبع و تحقیق در این مطلب به سرانجام و نتیجه و اتمام رسیده، و دیگر انگیزهای برای طرح مجدد آن و بحث دوباره با مدعیان بخصوص در این فضا ندارم. برای تفصیل مطلب به کانال تلگرام رجوع شود. والسلام خیر ختام.
@bazmeghoodsian
هدایت شده از بزم قدسیان
🔸آنچه گذشت...
✍️رحیم قاسمی
خلاصه تحقیقی بدیع که طی چند سال به سرانجام رسید:
1. با نسخهپژوهی دقیق نسخ خطی کتابهای: «کامل بهائی» عماد طبری ، «احسن الکبار» علوی ورامینی ، «لوامع الانوار» زوارهای و کتاب «السَنیّ فی قتل أولاد النبی (ص)» مأمونی صاحب «الحاویة» نشان دادیم که: نویسندگان فوق، و تنها منبع نقل آنان - یعنی کتاب مأمونی - ، هیچ یک ، واقعه دختر شهیده شام را به عنوان بنت الحسین(ع) نقل نکردهاند.
2. علاوه بر آن، هم عماد طبری صاحب کامل بهائی ، و هم مأمونی صاحب الحاویة ، در ذیل عنوان اولاد امام حسین(ع) صراحتاً دختران حضرت را در «دو دختر» منحصر کرده، و دختر سوّمی برای حضرت قائل نبودهاند.
3. با به دستآوردن و نشر نسخه خطی کتابی به نام کنزالغرائب نشان دادیم که تنها منبع انتساب واقعه خرابه شام به دختر امام(ع) همین کتاب بیاعتبار و مملو از اکاذیب است؛ که کاشفی سبزواری صاحب روضة الشهداء با نقل حکایت مزبور از آن، باعث انتشار و اشتهار این نسبت گردیده است.
4. و برای اولین بار اثبات کردیم که در نسخه چاپ هند کتاب کامل بهائی تحریفگران در متن کتاب دست برده و با افزودن کلمه «حسین» - که در هیچ یک از نسخ خطی متعدّد کهن و متأخّر کامل بهائی وجود ندارد - کتاب کامل بهائی را به عنوان منبع انتساب آن حکایت به دختر امام (ع) قلمداد کردند ، حال آنکه صاحب کامل بهائی صراحتا دختران امام را منحصر در دودختر دانسته ، و آن حکایت را به عنوان دختر یکی از شهدای کربلا - که طبق نسخ متأخر کتاب کامل بهائی از خاندان نبوّت است - نقل کرده است.
5. پس از پژوهشهای دقیق فوق - که همه اسناد و مدارکش در کانال بزم قدسیان ارائه شد - نویسندگانی که کتابهایی با نام رقیة بنت الحسین (ع) منتشر میکنند ، زین پس نباید برای اثبات ادعایشان به دو کتاب کامل بهائی و حاویه مأمونی استناد نموده و مخاطب را به اشتباه بیندازند. تنها مستندی که برای نویسندگان فوق باقی میماند کتاب بیاعتبار روضةالشهداء کاشفی، و تنها منبع آن - یعنی کتاب بسیار بیاعتبار کنزالغرائب - است.
(منبع برخی از کتب عربی مثل کتاب منتخب طریحی ، و کتاب تظلّمالزهراء (س) - که از طریحی گرفته - نیز به همان کتاب بسیار بی اعتبار برمیگردد).
پ.ن:
1. تحقیق فوق، منکر توسّل و تکریم شهیده شام نبوده ، و فقط انتساب بیواسطه او به امام (ع) را نفی مینماید. پیش از این نظر 45 نفر از علمای بزرگ فن تاریخ و انساب و حدیث فریقین، درباره عدد اولاد حضرت سیدالشهداء(ع) و بنات الحسین(ع) [که فقط دو دختر برای ایشان قائل اند] را نقل کردیم.
2. حتی کاشفی صاحب روضة الشهداء که آن گزارش را از کتاب بیاعتبار کنزالغرائب نقل کرده، در بخش اولاد امام (ع) از کتاب روضة الشهداء فقط دودختر برای حضرت قائل است.
3. علامه مجلسی نیز با آن که از طریحی اجازه روایت داشته و کتاب منتخب او را در دست داشته و در بحار از آن نقل کرده، اما این حکایت را نه در بحار الأنوار و نه در جلاء العیون فارسی خود نیاورده و برای آن اعتبار قائل نشده ، و دو دختر برای امام ذکر نموده است.
@bazmeghoodsian