🔻اصلاح یک توهّم
سیّد قاسم رسّی یک زیدی متعصب است که ائمه اثناعشر را به رسمیت نمی شناخته و دو کتاب با عنوان «الرد علی الرافضة» و «الرد علی الروافض» دارد.
یکی از آثار او «تثبیت الامامة» است. اول و آخر این رساله که دارای نسخه های خطی متعدد است کاملا مشخص است و در آن هیچ مطلبی در تعیین تاریخ ولادت و وفات دوازده امام وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد؛ چون او زیدی است نه دوازده امامی، و در زمان امامت امام دهم شیعیان از دنیا رفته و نمی توانسته تاریخ همه امامان (تا امام دوازدهم) را بیاورد.
حدود 20سال قبل آقای صالح وردانی یک نسخه خطی از تثبیت الامامة رسّی را تحقیق و منتشر، و در پایان کتاب خلاصه ای از زندگی امامان شیعه را در سه صفحه ضمیمه کرد، البته با یک برگ فاصله که معلوم شود این سه صفحه جزئی از کتاب رسّی نیست.
این چاپ به دست جریان مصرّ بر تکثیر روزهای عزاداری و اختصاص هفتم صفر به امام حسن (ع) افتاد، و آن سه صفحه ضمیمه کتاب را بخشی از کتاب پنداشته! و وقتی دیدند در آن ضمیمه، تاریخ وفات امام حسن روز هفتم صفر ذکر شده، آن را یک کشف مهم علمی و تاریخی پنداشته، و شایعه ای بی اساس به سید قاسم رسی نسبت دادند.
🔻سلخ صفر
(تصحیف در کتاب الدروس شهید اول)
🔸الدروس الشرعیة شهید اول از فقهای قرن هشتم - که کتابی فقهی است نه تاریخی - شهادت امام حسن مجتبی (ع) را هفتم صفر ذکر کرده که با تمام منابع متقدم 700 ساله مخالف است.
🔹سرّ این اختلاف هم در این است که کاتب «سلخ صفر» یعنی آخر صفر را به اشتباه «سابع صفر» کتابت کرده است. همین اشتباه ساده کاتب موجب اشتباه آیندگان شد که شهادت امام را بدون توجه به تمام منابع اصیل تاریخی و حدیثی، روز هفتم صفر بدانند!
🔸فرق الشیعه نوبختی، المقالات والفرق سعد بن عبدالله اشعری، اصول کافی کلینی و کفایةالاثر خزّاز قمی: وفات امام حسن (ع) را در آخر صفر ذکر کردهاند.
🔹مسارالشیعة شیخ مفید، مصباح المتهجد شیخ طوسی، اعلام الوری طبرسی، مناقب ابن شهرآشوب و المستجاد علامه حلی: وفات امام (ع) را 28 صفر دانستهاند.
پ.ن: شهید اول در همان کتاب «دروس»، ولادت امام کاظم (ع) را در هفتم صفر ذکر کرده. اگر بناست قول فقیه مبنای تاریخ قرار بگیرد، چرا فقط در یک مورد - شهادت امام حسن (ع) - که بر خلاف تمام منابع معتبر تاریخی است؟! این یک بام و دو هوا شایسته نیست و لازم است محققان از همرنگی با جریانسازها بپرهیزند .
من و دوستانم قراره یک سری بسته هایی رو آماده کنیم و بدیم به دختر ها و پسر کوچولوهای مشایه.
اگه دوست داشتید شماهم شریک ما بشید:
5047061672851751
قاسمی-بانک شهر
https://t.me/moqlq
هدایت شده از کانال | علی محمدی هوشیار
پیامی با این عنوان👆 در کانال ها در حال انتشار است.
اولا راوی کتاب شنود چه تحصیلات یا جایگاهی دارد که برای مردم نسخه پیچی معنوی نماید و برخی کانال داران نیز بدون توجه به عقبه و حواشی مسأله، آن نسخه را منتشر کنند؟!
ثانیا گذشته از اینکه سند دعای نادعلی محل خدشه علماء قرار گرفته، راوی شنود نفرمودند نادعای صغیر را بخوانیم یا نادعلی کبیر را؟!
ثالثا ایشان از کجا گفته است که دعای نادعلی برای تغییر قضاء و قدر است؟!
از افراد متوهم «بُت معنوی» نسازید تا هر روز بر ادعای خود اضافه نکند!
تمام تلاش دشمن بر این است که جای وهم را با عقل عوض کند و افراد #متوهم را جایگزین افراد #متفکر کند.
#صادق
#بیات
#یعقوبی
@ali_m_hoshyar
چهارشنبهٔ همین هفته، توی هیئت مؤسّسه، یکی از طلبههای تازهوارد اومد سمتم. گفته بود که فامیلی من رو موقعی که بقیه صدام میکردن شنیده.
حالا چرا اومده بود؟ چون بختیاریه و از نام خونوادگی من حدس زده بود من هم بختیاری هستم. حدس درستی هم زد.
اهل استان چهارمحال و بختیاری بوده و توی حوزهٔ نجف آباد اصفهان درس خونده. من هم بهش گفتم متولد و بزرگشدهٔ اهوازم؛ ولی خب اصالتاً بختیاری هستم و رفتوآمدم به اصفهان (عموماً) و نجفآباد (خصوصاً) زیاد بوده.
دربارهٔ مؤسسه گفت که انگار بیشتر اعضای مؤسسه، تُرک هستن. من هم که آمار نداشتم؛ ولی بهش گفتم آره، لُرها و بختیاریهای مؤسسه خیلی کم هستن. خوزستانی هم زیاد نداریم. جمعیتهایی مثل مشهدیها هم هستن؛ ولی تعدادشون باز هم به تُرکهای اینجا نمیرسه.
پیدا کردن یه بختیاری توی مؤسسه هم خاطرهٔ جالبی بود. شاید در آینده زیاد شدیم. شاید هم نه.
مطرود🇮🇷
چهارشنبهٔ همین هفته، توی هیئت مؤسّسه، یکی از طلبههای تازهوارد اومد سمتم. گفته بود که فامیلی من رو
برای تشییع رهبری که رفته بودیم تهران، یکی از طلبههای مشهدی همراهمون بود و از اول تا آخر سفر، من همش داشتم یه طوری از مشهد با این بندهٔ خدا صحبت میکردم که انگار همشهریش بودم؛ از حوزهٔ مشهد، از بعضی محلّهها، و چیزهای دیگه.
حتی یه جاهای حوزوی توی مشهد میشناختم که خودِ این بندهٔ خدا ازشون خبر نداشت؛ با اینکه ۵-۶ سال طلبهٔ مشهد بوده!