من و دوستانم قراره یک سری بسته هایی رو آماده کنیم و بدیم به دختر ها و پسر کوچولوهای مشایه.
اگه دوست داشتید شماهم شریک ما بشید:
5047061672851751
قاسمی-بانک شهر
https://t.me/moqlq
هدایت شده از کانال | علی محمدی هوشیار
پیامی با این عنوان👆 در کانال ها در حال انتشار است.
اولا راوی کتاب شنود چه تحصیلات یا جایگاهی دارد که برای مردم نسخه پیچی معنوی نماید و برخی کانال داران نیز بدون توجه به عقبه و حواشی مسأله، آن نسخه را منتشر کنند؟!
ثانیا گذشته از اینکه سند دعای نادعلی محل خدشه علماء قرار گرفته، راوی شنود نفرمودند نادعای صغیر را بخوانیم یا نادعلی کبیر را؟!
ثالثا ایشان از کجا گفته است که دعای نادعلی برای تغییر قضاء و قدر است؟!
از افراد متوهم «بُت معنوی» نسازید تا هر روز بر ادعای خود اضافه نکند!
تمام تلاش دشمن بر این است که جای وهم را با عقل عوض کند و افراد #متوهم را جایگزین افراد #متفکر کند.
#صادق
#بیات
#یعقوبی
@ali_m_hoshyar
چهارشنبهٔ همین هفته، توی هیئت مؤسّسه، یکی از طلبههای تازهوارد اومد سمتم. گفته بود که فامیلی من رو موقعی که بقیه صدام میکردن شنیده.
حالا چرا اومده بود؟ چون بختیاریه و از نام خونوادگی من حدس زده بود من هم بختیاری هستم. حدس درستی هم زد.
اهل استان چهارمحال و بختیاری بوده و توی حوزهٔ نجف آباد اصفهان درس خونده. من هم بهش گفتم متولد و بزرگشدهٔ اهوازم؛ ولی خب اصالتاً بختیاری هستم و رفتوآمدم به اصفهان (عموماً) و نجفآباد (خصوصاً) زیاد بوده.
دربارهٔ مؤسسه گفت که انگار بیشتر اعضای مؤسسه، تُرک هستن. من هم که آمار نداشتم؛ ولی بهش گفتم آره، لُرها و بختیاریهای مؤسسه خیلی کم هستن. خوزستانی هم زیاد نداریم. جمعیتهایی مثل مشهدیها هم هستن؛ ولی تعدادشون باز هم به تُرکهای اینجا نمیرسه.
پیدا کردن یه بختیاری توی مؤسسه هم خاطرهٔ جالبی بود. شاید در آینده زیاد شدیم. شاید هم نه.
مطرود🇮🇷
چهارشنبهٔ همین هفته، توی هیئت مؤسّسه، یکی از طلبههای تازهوارد اومد سمتم. گفته بود که فامیلی من رو
برای تشییع رهبری که رفته بودیم تهران، یکی از طلبههای مشهدی همراهمون بود و از اول تا آخر سفر، من همش داشتم یه طوری از مشهد با این بندهٔ خدا صحبت میکردم که انگار همشهریش بودم؛ از حوزهٔ مشهد، از بعضی محلّهها، و چیزهای دیگه.
حتی یه جاهای حوزوی توی مشهد میشناختم که خودِ این بندهٔ خدا ازشون خبر نداشت؛ با اینکه ۵-۶ سال طلبهٔ مشهد بوده!
شهید مطهری حدود ۶۰ سال پیش متوجّه این خطا توی روضهٔ حضرت قاسم شده بود؛ امّا خب هنوز توی مجالس روضه، این مطلب خطا رو میخونن.
«آن کسی که میگویند در عاشورا زیر سم اسبها پایمال شد در حالی که زنده بود، یکی از دشمنان بود، نه حضرت قاسم»
#نقد_مشهورات
این مقاله رو همین الآن دیدم. هنوز مطالعه نکردهم. سه تا نکته برام جالب بود:
۱. روایتی که این مقاله در حال بررسیش هست رو توی تبلیغ ماه رمضان دو سال قبل (اسفند ۱۴۰۳) خوندم؛ زمانی که توی یکی از روستاهای سبزوار، مشغول تبلیغ بودم. خیلی روایت عجیبی بود. یادمه حتی توی متن روایت اومده بود که از مشتِ حضرت موسی(ع) به جناب عزرائیل، چشم ایشون از جا کَنده شد!
۲. ظاهراً همهٔ نویسندههای مقاله، همشهری ما هستن؛ شاید هم البته بعضیهاشون اهل شهری غیر از اهواژ باشن و صِرفاً برای تحصیل توی اهواز باشن.
۳. اسم «نانسی» جالب بود. نمیدونستم توی ایران هم استفاده میشه. شاید هم البته ریشهای غیر از اسم انگلیسی «نانسی» داشته باشه (چون با توجه به نام خونوادگیِ ساکی، حدس میزنم عربزبان باشن).
یادمه زمانی که دربارهٔ عبارت «و السر المستودع فیها» پیام گذاشتم و گفتم که ظاهراً این عبارت اصلاً در منابع روایی و حدیثی به معصومان نسبت داده نشده و از کلمات عالمان هست، یه نفر توی ربات ناشناس پیام داده بود به عنوان نقد یا اعتراض که شما روش اعتبارسنجیای که برای احادیث دارین، روش نجفی هست که سختگیرانهس، نه روش قمی که این سختگیری رو نداره.
اون موقع جواب ایشون رو دادم. الآن هم یادآوری میکنم که اولین گام در اعتبارسنجی، اینه که ببینی متنی که باهاش روبهرو هستی، اصلاً حدیث هست یا نه! یعنی اصلاً به معصوم نسبت داده شده یا نه. چه ضربالمثلها و جملات معروفی که به معصوم نسبت داده میشه بین مردم یا حتی بعضی علما، در حالی یا اصلاً حدیث نیستن و بی ریشه هستن، یا عبارتی هستن ساختهٔ غیرمعصوم، که برگرفته از احادیثه (پس لفظ به معصوم نسبت داده نشده، بلکه معنا از احادیث گرفته شده).
منصرف شدن از اولین گام اعتبارسنجی، تساهل و تسامح بیجاست، نه روش اعتبارسنجی قمی!
این مقاله رو هم تازه نگاه کردم و چون دربارهٔ عبارت «السر المسودع فیها» هست، خواستم به اشتراک بذارم:
https://mfh.journals.ikiu.ac.ir/article_3717.html
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قم، حرم حضرت معصومه(س)، صحن امام هادی(ع)، ایوان طلا
۱۴۰۵/۰۵/۰۳