به ذهنم اومد متن اوّلیّۀ مقالۀ جدید رو به هوش مصنوعی بدم و چند تا سؤال بنویسم؛ مثل اینکه ارزیابی علمی-محتواییش دربارۀ مقاله چیه، یا اینکه حدسش دربارۀ اینکه نویسنده توی چه سنّی هست. قبلاً چنین کاری رو دربارۀ مقالههای قبلی نکرده بودم. ارزیابی علمیش جالب بود؛ هرچند جای مناقشه هم داشت. حدسهاش دربارهم خیلی دقیق نبود. به نظرش، نویسنده شخصی هست بین ۳۰ تا ۴۰ سال، و از طلبههای درس خارج و سطح ۴. هیچکدوم از حدسها درست نبودن. یه مقدار دستِ بالا گرفته بود.
﴿أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّٰهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاٰفاً کَثِیراً﴾ (نساء، ۸۲)
آیا دربارهٔ قرآن نمیاندیشند که اگر از ناحیه غیر خدا بود، اختلافات فراوانی در آن مییافتند.
تدبر در اصل از مادهٔ «دبر»(بر وزن ابر) به معنای پشت سر و عاقبت چیزی است، بنا بر این، تدبر یعنی بررسی نتائج و عواقب و پشت و روی چیزی، و تفاوت آن با «تفکر»، این است که تفکر مربوط به بررسی علل و خصوصیات یک موجود است، اما «تدبر» مربوط به بررسی عواقب و نتائج آن است.
از آیهٔ فوق چند مطلب استفاده میشود:
۱- مردم موظفاند که دربارهٔ اصول دین و مسائلی همانند صدق دعوی پیامبر(ص) و حقانیت قرآن مطالعه و بررسی کنند و از تقلید و قضاوتهای کور کورانه بپرهیزند.
۲- قرآن -بر خلاف آنچه بعضی میپندارند- برای همه قابل درک و فهم است؛ زیرا اگر قابل درک و فهم نبود دستور به"تدبر"در آن داده نمیشد.
تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۲۶-۲۸
#برش_کتاب
#قرآن
﴿وَ إِذٰا جٰاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ اَلْأَمْنِ أَوِ اَلْخَوْفِ أَذٰاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی اَلرَّسُولِ وَ إِلیٰ أُولِی اَلْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ اَلَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اَللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ اَلشَّیْطٰانَ إِلاّٰ قَلِیلاً﴾ (نساء، ۸۳)
ترجمه: و هنگامی که خبری از پیروزی و شکست به آنها برسد، (بدون تحقیق) آن را شایع میسازند، و اگر آن را به پیامبر و پیشوایان (که قدرت تشخیص کافی دارند) ارجاع کنند، از ریشههای مسائل آگاه خواهند شد و اگر فضل و رحمت خدا نبود همگی، جز عده کمی، از شیطان پیروی میکردید.
در این آیه به یکی دیگر از اعمال نادرست منافقان و یا افراد ضعیف الایمان اشاره کرده میفرماید: «آنها کسانی هستند که هنگامی که اخباری مربوط به پیروزی و یا شکست مسلمانان به آنان برسد، بدون تحقیق، آن را همه جا پخش میکنند» و بسیار میشود که این اخبار، بی اساس بوده و از طرف دشمنان به منظورهای خاصی جعل شده و اشاعه آن به زیان مسلمانان تمام میگردد. (وَ إِذٰا جٰاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذٰاعُوا بِهِ)
«در حالی که وظیفه دارند اینگونه اخبار را قبل از هر کس با رهبران و پیشوایانشان در میان بگذارند و از اطلاعات وسیع و فکر عمیق آنها استفاده کنند» و بدون جهت نه مسلمانان را گرفتار عواقب غرور ناشی از پیروزیهایی خیالی کنند، و نه روحیه آنها را به خاطر شایعات دروغین مربوط به شکست تضعیف نمایند. (وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلیٰ أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ).
«یستنبطونه» در اصل از مادهٔ «نبط» (بر وزن فقط) است و به معنی نخستین آبی است که از چاه میکشند و از ریشههای زمین استخراج میگردد، و به همین جهت استفاده کردن هر حقیقتی از دلائل و شواهد مختلف و استخراج کردن آن از مدارک موجود، «استنباط» نامیده میشود، خواه در مسائل فقهی باشد یا در مسائل فلسفی و سیاسی و علمی.
منظور از أُولِی الْأَمْرِ (صاحبان فرمان) در اینجا کسانی هستند که قدرت تشخیص و احاطهٔ کافی به مسائل مختلف دارند، و میتوانند «حقایق» را از «شایعات بی اساس» و مطالب راستین را از نادرست برای مردم روشن سازند، که در درجه اول پیغمبر ص و ائمه اهل بیت(ع) جانشینان او و در درجه بعد دانشمندانی هستند که در این گونه مسائل صاحبنظرند.
تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۲۹-۳۱
#برش_کتاب
#قرآن
زیانهای شایعه سازی و نشر شایعات
از بلاهای بزرگی که دامنگیر جوامع مختلف میشود و روح اجتماعی و تفاهم و همکاری را در میان آنها میکشد، مسئلهٔ شایعهسازی و نشر شایعات است، بطوری که گاه یک نفر منافق مطلب نادرستی جعل میکند و آن را به چند نفر میگوید، و افرادی بدون تحقیق در نشر آن میکوشند، و شاید شاخ و برگهایی هم از خودشان به آن میافزایند، و بر اثر آن مقدار قابل توجهی از نیرو و فکر و وقت مردم را مشغول ساخته و اضطراب و نگرانی در مردم ایجاد میکنند، بسیار میشود که شایعات اعتماد عمومی را متزلزل میسازد و افراد جامعه را در انجام کارهای لازم سست و مردد مینماید.
گرچه اجتماعاتی که در فشار و خفقان قرار دارند گاهی شایعهسازی و نشر شایعات را به عنوان یک نوع مبارزه و یا انتقام جویی تعقیب میکنند، ولی برای اجتماعات سالم نشر شایعات زیانهای فراوانی به بار میآورد و اگر این شایعات پیرامون افراد لایق و مثبت و مفید باشد، آنها را در خدمات خود دلسرد مینماید، و گاهی حیثیت چندین ساله آنها را بر باد میدهد و مردم را از فوائد وجود آنان محروم میسازد.
به همین دلیل اسلام صریحا هم با «شایعه سازی» مبارزه کرده و جعل و دروغ و تهمت را ممنوع میشمارد و هم با نشر شایعات.
تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۳۱-۳۲
#برش_کتاب
بررسی تاریخی اصل عدم تکلّف در سیرۀ نبی مکرّم اسلام(ص).pdf
حجم:
475.2K
#مقاله
بررسی تاریخی اصل عدم تکلّف در سیرۀ نبی مکرّم اسلام(ص)
نویسنده: علیرضا حیدرزاده
مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، دورۀ ۲۷، شمارۀ ۲ (پیاپی ۹۵)، تابستان ۱۴۰۲، ص ۲۰۱-۲۱۶
چکیده
هدف: هدف از انجام این پژوهش, واکاوی سیره و روش نبی مکرم اسلام(ص) در خصوص شخص متکلّف که دارای شخصیت دوگانه در مراودات اجتماعی است, بود. روش: روش تحقیق در این مقاله, روش تحلیل داده ها و بررسی آیات و روایات به صورت تطبیقی است؛ زیرا تحقیقات موجود در این زمینه بیشتر به جنبۀ فردی این خصیصه توجه داشته اند, در حالی که توجه به اثرات اجتماعی این موضوع در منظر روایات بیشتر مورد توجه واقع شده است. یافته ها: در این پژوهش, ویژگی های شخص متکلّف که موجب نابهنجاری اجتماعی می شوند, شناسایی و در بیانات معصومین(ع) تبیین شد و راهکارهای مواجهه با آنها ارائه شد تا راهنمایی برای بهتر زیستن در جامعۀ مدنی اسلامی باشد. نتیجه گیری: ویژگی هایی که برای شخص متکلّف در روایات ذکر شده است, نشان از آن دارد که بعد اجتماعی این صفت رذیله, از بعد فردی آن, با اهمیت تر است. همچنین روشن شد که نبی مکرم اسلام(ص) این نوع رفتار نابهنجار را ناپسند دانسته وکاملاً طرد فرموده اند.
با خوندن این بخش از مقاله، یاد این افتادم که پارسال مؤسّسه برنامۀ بازدید از کتابخونۀ آیتالله مرعشی نجفی رو گذاشته بود. من هم رفتم. بخشهای مختلف کتابخونه رو بهمون نشون دادن. تعداد زیادی نسخههای خطّی چند صد ساله و بلکه هزار ساله دیدیم.
یکی از جاهای جالب این بود که یه جا داشتن به اسم«بیمارستان»! فکر کردم شاید جایی هست برای درمانِ کسایی که مثلاً به علّت سنّ بالا، از گازهایی که اونجا برای حفاظت از نسخههای خطّی استفاده میکنن، اذیت میشن؛ امّا درستش این بود که اونجا، جایی بود برای تعمیر نسخههایی که خرابی داشتن. از نزدیک، نسخههایی رو دیدم که موریانه بهشون آسیب زده بود. در صورتی که بخشی از متن از دست رفته باشه و کلماتش به هیچ وجه فهمیدنی نباشه، به شکل خیلی حرفهای، جاهایی که خراب شده رو با همون جنس کاغذ، پر میکنن؛ امّا بدون اینکه چیزی به متن اضافه کنن. خیلی جای جالبی بود.
یه زمان هم ارجاع و استناد دادن توی نوشتن کتاب، مُد نبود؛ یعنی رسم نبود که بعد از نقل قول از کتابی دیگه، بنویسی: فلان کتاب، جلد چند، صفحۀ چند.
شیخ مفید و کتاب اختصاص-قسمت اول.pdf
حجم:
4.4M
#مقاله
شیخ مفید و کتاب اختصاص، قسمت اوّل
نویسنده: سیّدمحمّدجواد شبیری زنجانی
منبع: مجلّۀ نور علم، شمارۀ ۴، شهریور ۱۳۷۰ ش.
پژوهشی دربارۀ انتساب کتاب «الاختصاص» به شیخ مفید
مطرود🇮🇷
#مقاله شیخ مفید و کتاب اختصاص، قسمت اوّل نویسنده: سیّدمحمّدجواد شبیری زنجانی منبع: مجلّۀ نور علم، شم
قسمت دومش رو نیافتم متأسفانه.