سلام علیکم.
چیزی که شما فرستادین، توی کتاب شهادتنامهٔ امام حسین بر پایهٔ منابع معتبر هم بررسی شده. من اونجا رو معرّفی کردم. متن رو میذارم براتون:
با توجّه به آنچه در اين گزارش [گزارش منتخب التواریخ] آمده كه «بزرگان و علماى شيعه و سنّى، شاهد ماجرا بودهاند»، نكتۀ قابل تأمّل، اين است كه با آنكه انگيزه براى نقل و ثبت اين گونه حوادث، فراوان است، هيچ كس جز متولّيان حرم، اين حادثۀ مهم را نقل نكرده و شخصيتى مانند سيّد محسن امين، با اين كه در منطقه [شهر دمشق] حضور داشته، در گزارش خود، اشارهاى به اين ماجرا ننموده و دربارۀ اين بارگاه، تنها نوشته است:
رقيّه، دختر حسين عليه السلام، قبرى به او منسوب است و مشهدى كه در محلّۀ العمارۀ دمشق، زيارتگاه است. خدا به درستى آن، آگاهتر است. ميرزا على اصغرخان [اتابک، امين السلطان]، وزير اعظم ايران، به سال ١٣٢٣ ق، آن را بازسازى كرده و در بالاى در، تاريخ بازسازى را حَک كردهاند كه در آن، اين اشعار آمده است:
مرتبهاى عالى است براى على/وزير اعظمِ ايران كه تجديد كننده است.
و من، تاريخ بازسازى آن را كه مىدرخشد/[به ابجد] سرودم: «بقبر رقيّة من آل أحمد».¹
ضمناً [در متن، گفته شده: «بعد، والى، تفصيل را به سلطان عبد الحميد نوشت. او هم توليت زينبيّه و مرقد شريف رقيّه و مرقد شريف ام کلثوم...»؛ ولی] در میان سلاطین عثمانی، دو نفر به این نام سلطنت داشتهاند: عبد الحمید اوّل (۱۱۸۷-۱۲۰۳ ق) و عبد الحمید دوم (۱۲۹۳-۱۳۲۷ ق) که هیچ کدام، دوران حکومتشان، با «حدود ۱۲۸۰» -که در متن منتخب التواریخ آمده- تطبیق ندارد.
۱. أعیان الشیعة، ج ۷، ص ۳۴.
شهادتنامهٔ امام حسین بر پایهٔ منابع معتبر، ج ۱، ص ۱۶۸-۱۶۹.
مطرود🇮🇷
سلام علیکم. چیزی که شما فرستادین، توی کتاب شهادتنامهٔ امام حسین بر پایهٔ منابع معتبر هم بررسی شده.
پیام قبلی، بخشی از کتاب «شهادتنامۀ امام حسین بر پایۀ منابع معتبر» بود که پیش از این هم توی کانال فرستاده بودم؛ امّا در پاسخ به استناد به کتاب «منتخب التواریخ»، نکتۀ دیگهای هم به نظر میاد، که آقای رحیم قاسمی به اون توجّه کرده بودن و توجّه و التفاتشون خیلی جالبه. اوّل از همه، متن منتخب التواریخ رو براتون نقل میکنم.
اوّل از همه، توجّه داشته باشین که این کتاب به زبان فارسی هست، نوشتۀ شیخ محمّدهاشم خراسانی، متوفّای ۱۳۵۲ ق. کتاب مربوط به نیمۀ اوّلِ قرن چهاردهم قمری هست، یعنی کمتر از یک قرن پیش؛ چون تاریخ پایان تألیف بنا به نوشتۀ محقّقین دار الحدیث، سال ۱۳۴۹ ق هست (شهادتنامۀ امام حسین بنا بر منابع معتبر، ج ۱، ص ۱۶۷، پاورقی ۲).
متن (به نقل از کتاب شهادتنامۀ امام حسین بنا بر منابع معتبر) اینطوره:
و عالم جليل، شيخ محمّدعلى شامى - كه از جملۀ علما و محصّلين نجف اشرف است -، به حقير فرمود كه جدّ امّىِ بلاواسطۀ من، جناب آقا سيّد ابراهيم دمشقى كه نسبش منتهى مىشود به سيّد مرتضى علم الهدى و سنّ شريفش علاوه بر نود بود و بسيار شريف و محترم بود، سه دختر داشتند و اولاد ذكور نداشتند. شبى دختر بزرگشان در خواب ديد جناب رقيّه بنت الحسين عليه السلام را كه فرمود: «به پدرت بگو به والى بگويد: آب افتاده ميان قبر و لحد من، و بدن من، در اذيّت است. بگو بيايد و قبر و لحد مرا تعمير كند». دخترش به سيّد، عرض كرد. سيّد، از ترس حضرات اهل تسنّن، به خواب، اثرى مترتّب ننمود. شب دوم، دختر وسطى سيّد، همين خواب را ديد. باز به پدر گفت. ترتيب اثرى نداد. شب سوم، دختر صغراى سيّد، همين خواب را ديد و به پدر گفت. ايضاً ترتيب اثرى نداد. شب چهارم، خود سيّد، مخدّره رقيّه را در خواب ديد كه به طريق عتاب فرمودند كه: «چرا والى را خبردار نكردى؟».
و بعد از این هم متن ادامه داره و کرامتی رو از قبر بیان میکنن. نکتهای که دربارۀ این نقل وجود داره، اینه که استناد به خواب و رؤیا برای اثبات مسئلۀ تاریخی و نَسَبِ افراد، وجهی نداره؛ امّا نکتۀ عمیقتری وجود داره و اون اینه که اصولاً توی نقل این کتاب، گفته نشده که دختربچه توی خواب، خودش رو دختر امام حسین(ع) معرّفی کرده! بلکه سه شب پشت سَرِ هم، تنها چیزی که گفته، درخواست تعمیر قبرش بوده. همین و بس. حتّی از خودِ سیّدابراهیم دمشقی هم نقل نشده که این دختر رو دختر امام حسین(ع) میدونسته. کسی که این دختر رو داره «دختر امام حسین» خطاب میکنه، شیخ محمّدعلی شامی هست، که معاصرِ شیخ محمّدهاشم خراسانی بوده. در نتیجه، علاوه بر اینکه در استناد به خواب و رؤیا برای اثبات مسئلۀ تاریخی اشکال هست، اصولاً توی «منتخب التواریخ»، گفته نشده که اون دختر توی خواب، خودش رو دختر امام حسین(ع) معرّفی کرده باشه.
نکتۀ گفتهشده رو ابتدائاً آقای رحیم قاسمی در کانالشون توضیح دادن، که دقّتِ نظرِ خوبیه:
https://t.me/bazmeghodsian2/8873
دلیل سوم: ذکر نام «رقیّة» در کتاب «لباب الأنساب»
کتاب «لُباب الأنساب» هم از کتابهای دیگهای هست که خیلی بهش استناد میشه برای اثبات وجود دختری به نام «رقیّة» برای امام حسین(ع).
ابتدا لازمه توضیحی دربارۀ خودِ کتاب داده بشه. نام کامل این کتاب، «لُباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب» هست. نویسندهش «علی بن ابوالقاسم بن زید بیهقی» هست (متوفّای ۵۶۵ ق) و به زبان عربی نوشته شده و در علم اَنساب تهیه شده. مطالب بیشتر دربارۀ کتاب رو میتونین اینجا بخونین:
https://B2n.ir/fg8030
دو موضع از کتاب «لباب الأنساب» محلّ بحث هست که با همدیگه تنها ۵ صفحه فاصله دارن.
موضع اوّل: ج ۱، ص ۳۵۰ (بنا به چاپ کتابخانۀ آیتالله مرعشی نجفی)
در بخش، نام دختران امام حسین(ع) اینطور ذکر شده:
أ. فاطمة: أمّها أم اسحاق بنت طلحة
ب. سكينة: أمّها الرباب بنت امرء القيس بن عدي
ج. زينب ماتت صغيرة: أمّها شهربانو بنت يزدجرد
د. أمّ كلثوم ماتت صغيرة: أمّها أيضا شهربانو بنت يزدجرد
۱. فاطمه، كه مادرش امّ اسحاق دختر طلحه بود؛
۲. سَكينه، كه مادرش رَباب، دختر امرؤ القيس بن عدى بود؛
۳. زينب، كه در كودكى درگذشت و مادرش شهربانو، دختر يزدگرد بود؛
۴. امّ كلثوم، كه در كودكى درگذشت و مادرش شهربانو دختر يزدگرد بود.
در این بخش، همونطور که میبینین، با اینکه دختران امام حسین(ع) رو چهار نفر ذکر میکنه، اسمی از «رقیّة» برده نمیشه.
موضع دوم: ج ۱، ص ۳۵۵ (بنا بر چاپ کتابخانۀ آیتالله مرعشی نجفی)
در این بخش، در ذکر کسانی که از نسل امام حسین(ع) باقی موندهن، اینطور نوشته شده:
أما الحسينية، فهم من أولاد الحسين بن علي عليهما السلام ، و لم يبق من أولاده الا زين العابدين عليه السلام و فاطمة و سكينة و رقيّة.
از فرزندان امام حسين عليه السلام، جز زين العابدين عليه السلام، فاطمه، سَكينه و رُقيّه، باقى نماند.
همونطور که میبینین، این دو بخش کتاب با همدیگه ناسازگار به نظر میرسن؛ چون توی بخش اوّل، هیچ خبری از دختری به نام رقیّه نیست، حال آنکه توی بخش دوم که فقط پنج صفحه باهاش فاصله داره، از دختری به نام «رقیّه» برای امام حسین(ع) نام برده شده.
ممکنه کسی بگه که «رقیّه» همون «امّ کلثوم» هست؛ امّا اینجا هم ناسازگاری وجود داره. دلیل این ناسازگاری اینه که برای «رقیّه» گفته شده از عبارت «و لم یبق من أولاده» استفاده شده، که اِشعار به این داره که «رقیّه» هم مثل فاطمه و سکینه و امام سجّاد، بعد از کربلا چند سال عمر کرده، حال آنکه بنا به عقیدۀ طرفدارهای وجود این دختر برای امام حسین، این دختر در پنج صفر ۶۱ ق از دنیا رفته، یعنی کمتر از حتّی یه ماه بعد از عاشورا!
ضمن اینکه برای «امّ کلثوم» گفته شده که مادرش شهربانو بوده. شهربانو هم سالها پیش از واقعۀ کربلا از دنیا رفته و طرفداران وجود دختری به نام رقیّه برای امام حسین، عقیده دارن که این دختر سه یا چهار ساله بوده. اگه واقعاً «رقیّه» دختر شهربانو باشه، نمیتونسته توی زمان واقعۀ کربلا چنین سنّی داشته باشه، بلکه باید بیشتر سنّ داشته باشه.
علاوه بر این، نکتههایی دربارۀ «لباب الأنساب» وجود داره:
۱. نسخۀ اصلی کتاب که فعلاً در دسترس هست و بنا به گفتۀ محقّق چاپ فعلی (سیّدمهدی رجایی) «امّ النُسَخ» دیگه به حساب میاد، تحریفات و اشتباهات بسیاری واقع شده (لباب الأنساب، ج ۱، ص ۱۶۲)
۲. در کتابهای اَنساب، پیش و پس از کتاب «لباب الأنساب»، هیچ خبری از دختری به این نام برای امام حسین(ع) ذکر نشده و این نسخه در ذکر چنین دختری برای امام حسین(ع)، تک و تنها به شمار میاد. با توجّه به پُر غلط بودن نسخه و تک و تنها بودن اون بین کتابهای اَنساب و ناسازوارگی توی خود کتاب، اون هم توی فاصلۀ تنها ۵ صفحه، ظنّ قوی وجود داره که ذکر «رقیّة» هم از غلطها و اشتباههایی هست که توی نسخه وارد شده.
در این زمینه هم آقای رحیم قاسمی تحقیقاتی انجام دادهن، هم دربارۀ کتاب «لباب الأنساب» و هم دربارۀ کتابهای دیگهای از علم اَنساب، که در ادامه، مقداری از اونها رو از کانالِ ایشون میفرستم.
🔸کتاب لباب الانساب تألیف ابن فندق بیهقی از عالمان و نسب شناسان قرن ششم هجری است که فقط یک نسخه کهن و بسیار مغلوط از آن در دست است. چند نسخه نیز در قرن سیزدهم و چهاردهم از روی همان نسخه مغلوط نوشته شده است. به تصریح محقق کتاب جناب آقای رجائی تحریفات و افتادگی های نسخه کتاب بی شمار و ممّا لا یحصی است.
@bazmeghodsian
🔹تحریف در لباب الانساب
این متن اصلی لباب الانساب بیهقی است و جدولی که نام دختران امام حسین ع را در آن ذکر کرده و نامی از رقیه در آن نیست. کاملا صریح و شفاف. اما چند صفحه بعد، کاتب نسخه ، ناگاه نام رقیه را به عبارتی از کتاب - که نسل باقیمانده امام را ذکر میکند - افزوده است!
این افزوده البته قبل از آن در هیچ یک از کتب انساب ذکر نشده ، و بعد از بیهقی نیز احدی از عالمان علم انساب به آن اعتنا نکرده است.
(چند نسخه از کتاب لباب بیشتر باقی نمانده که همه بسیار مغلوط و نامعتبرند. آقای سید مهدی رجائی که کتاب را تصحیح کرده در مقدمه نوشته اغلاط نسخه غیر قابل شمارش است).
پ.ن: تنبّه به تهافت بین دو موضع از کتاب بیهقی و این که نام رقیه در موضع دوّم از اضافات کاتب است را اوّلین بار از علاّمه سید محمد رضا حسینی جلالی شنیدم و بعدها در کتاب علامه سید جعفر مرتضی عاملی دیدم. سالها بعد که این مطلب را به مرحوم استاد فاطمی نیا عرض کردم فرمودند: من نیز متوجّه تناقض بین این دو موضع از کتاب بیهقی شده بودم، اما این نکته به ذهنم نرسید که موضع دوم افزوده کاتب است.
https://t.me/bazmeghodsian2
🔻برگی از نسخه خطی مغلوط «لباب الانساب» بیهقی موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی (ع). چنانچه مشاهده می شود در سطری که بر خلاف نص چند صفحه قبل - که بنات امام را منحصر در 4 دختر کرده بود- کلمه رقیه افزوده شده، عبارت «لم یبق من أولاده» نیز به صورت مغلوط «من یبق من یبق من اولاده»!! کتابت شده که نشان از بی سوادی کاتب و مغلوط بودن نسخه است.
🔹نکته مهم این که مؤلف در این قسمت از کتاب ذیل عنوان «الحسینیة» در مقام ذکر نسل امام است و کسانی را ذکر می کند که نسل از آنان باقی مانده باشد و تعبیر «بقی من أولاده» درباره کسی که به فاصله چند روز از دنیا رفته به کار نمی رود، و اگر مؤلف به آن نام قائل بود باید در جدول اسامی اولاد امام (ع) آن را ثبت می کرد و درباره اش می نوشت: ماتت صغیرة. اما او قبلا 4 دختر نام برد و دختر پنجمی برای امام قائل نیست.
پ.ن: در کتب انساب و تاریخ دو یا سه دختر برای امام (ع) ذکر شده، و ذکر دختر چهارم شاذّ است، امّا کسی دختر پنجم برای امام ذکر نکرده است.
@bazmeghodsian
دربارۀ این ادّعا که کسی پیش و پس از کتاب «لباب الأنساب» ذکری از رقیّه نکرده، آقای رحیم قاسمی زحمت کشیدهن و عکس ۲۸ کتاب مرتبط رو ذکر کردهن (قبل از لباب الأنساب و بعد از اون) که در اونها، هیچ خبری از دختری به نام «رقیّه» برای امام حسین(ع) ذکر نشده.
کنار هم گذاشتن اطّلاعات کتاب و وضعیّت نسخۀ خطّیِ کتاب «لباب الأنساب»، سبب میشه که استناد به این کتاب برای اثبات دختری به این نام برای امام حسین (مثلاً به عنوان دختر پنجم) به غایت سخت بشه ...
از اونجا که تعداد این عکسها زیاد هست، تنها لینک شروع این عکسها در کانال بزم قدسیان رو میذارم تا علاقهمندان به اونجا مراجعه کنن:
https://t.me/bazmeghodsian2/1344
دلیل چهارم: آثار مزاری که در دمشق وجود داره
آخرین دلیلی که حقیر قصد داشتم دربارهش بنویسم، آثار و برکات مزار موجود در دمشق بود. گفته میشه که این مزار، مایۀ برکات بسیاری بوده و مردم در اونجا حاجتهای زیادی گرفتهن و خوابها و رؤیاهایی دیده شده و ... .
پیش از این هم برخی از اعضای کانال دربارۀ این موضوع سؤال کرده بودن و بهشون پاسخی مفصَّل دادم؛ امّا قبل از فرستادنِ دوبارۀ اون پاسخ، به طور مختصر اشاره میکنم که آنچه تا به حال ذکر شد، تنها نکتههایی بود در «ردّ انتساب دختری به نام رقیّه به امام حسین» بود، نه اینکه دنبال این بوده باشیم که بگیم صاحب اون مزار در دمشق، انسانِ کمدرجهای بوده یا اموری مثل این.
کرامات و آثار خاصّ یه مزار، منحصر در این نیست که صاحب اون مزار، حتماً دارای نسبت با یکی از ائمّه(ع) باشه و امامزاده باشه. مکرَّر دیده شده که افراد حتّی از قبر علما و شهدایی که جزء سادات هم نبودهن، حاجت گرفتهن و برکتهایی از اون مزارها دیده شده. در نتیجه، نمیشه با استناد به کرامات و ... از یه مزار، اثبات کرد که صاحب اون مزار، حتماً امامزادهس؛ چون چنین کراماتی، به هیچ وجه منحصر در سادات و امامزادگان نیست. با توجّه به سندهایی که تا به حال بیان شد، به ویژه نسخههای خطّیِ کهن کتاب «کامل بهائی»، به نظر میرسه کسی که اونجا به خاک سپرده شده، دختری از اصحاب امام حسین(ع) یا نهایتاً فرزندِ یکی از بنی هاشم (غیر از امام حسین) بوده که در اونجا از دنیا رفته و شهادت دردناکی داشته (با دیدن سَرِ پدرش) و با چنین ماجرایی هم ظهور برکات و کرامتها از مزار، به هیچ وجه ناسازگار نیست.
در ادامه، پیام ناشناس یکی از اعضا و پاسخ به اون رو میفرستم:
#پیام_ناشناس
https://t.me/matroud77/17814
سلام وقت تون بخیر
من الان چندین شک و شبهه برام به وجود اومد.
اگر حضرت رقیه س وجود نداشتن پس قبری که الان منصوب برای حضرت رقیه است برای کیه؟
و باز اگر حضرت رقیه س وجود نداشتن پس این همه مبحث حاجت روایی از ایشون از کجا بر میاد؟
و باز اگر حضرت رقیه س وجود نداشتن پس افرادی که توی برنامه زندگی پس از زندگی ایشون رو دیدن بر چه اساسی بوده؟