eitaa logo
مطرود🇮🇷
161 دنبال‌کننده
836 عکس
171 ویدیو
38 فایل
هُوَ الطَّریدُ الشَّریدُ؛ اوست آن طردشدهٔ آواره تلگرام: t.me/matroud77 بله: https://ble.ir/matroud77 صفحهٔ بهخوان: https://behkhaan.ir/profile/msalehi77?inviteCode=G24sChf8BAkY
مشاهده در ایتا
دانلود
إن‌شاءالله سعی می‌کنم در ادامه، نوشته‌هایی در نقد معرّفی تاریخ هفتم صفر به عنوان تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) هم داشته باشم. علی رغم تلاش‌هایی که داره می‌شه، تاریخ هفتم صفر به عنوان تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) صحیح نیست، بلکه تاریخ درست، همون آخرِ ماه صفر هست؛ و با تکیه بر اسانید و مدارک تاریخی، تاریخ هفتم صفر، در اصل تاریخ ولادت امام کاظم(ع) هست.
▪️حواشی درون مذهبی یک روضه ✍مهدی مسائلی یکی از روضه‌های حسینی، روضه خرابه‌ شام و دختر سه ساله‌‌ی امام حسین(ع) به نام رقیه است. بسیاری از شیعیان روضه شب سوم محرم را به این روضه اختصاص داده‌اند و در تقویم رسمی، پنجم صفر به عنوان روز شهادت رقیه بنت الحسین(ع) ثبت شده است. هرچند، نقل و گزارشی دراین‌باره برای روز پنجم صفر وجود ندارد. اما درباره وجود دختری به نام رقیه برای امام حسین(ع) نیز اختلاف نظر وجود دارد. زیرا منابع کهن و معتبر یادی از وجود دختری به نام رقیه برای امام نداشته‌اند و تنها به دو دختر به نام سکینه و فاطمه برای امام اشاره کرده‌اند. در نسخه‌های خطی کهن کتاب کامل بهایی که اولین‌بار داستان دلتنگی دختری چهارساله از پدر و روبرو کردن او با سَرِ پدرش را آورده، این دختر به امام نسبت داده نشده و از تعبیر «عورات اصحاب حسین» در حکایت فهمیده می‌شود که این دختر، دختر یکی از اصحاب ایشان بوده است. (رک: رحیم قاسمی، کانال بزم قدسیان در تلگرام) در مقابل، عده‌ای با استناد به یادکردن از دختران امام حسین(ع) در کتابی مثل لباب الانساب وجود دختری به نام رقیه را محتمل دانسته‌اند. نقد و بررسی این موضوع و مناقشات آن بحثی مفصل را اقتضا می‌کند که هم‌اکنون قصد پرداختن به آن را ندارم. اما نکته مهم‌تر از نظر من این است که آیا نفی یا اثبات دختری به نام رقیه برای امام حسین(ع)، تغییری در باورهای اعتقادی ایجاد می‌کند و می‌تواند معیار دسته‌بندی دینی باشد؟ در سال‌های اخیر، تعصب بر روی این موضوع، موجب شده تا بعضی تشکیک درباره وجود رقیه بنت الحسین(ع) را معادل انکار آموزه‌های مذهبی و دینی بدانند و به توهین و بی‌حرمتی به عالمان مخالف وجود ایشان بپردازند. مشخص است که باور به بود یا نبود رقیه‌ بنت الحسین(ع) بحث تاریخی است که نهایت تأثیر مذهبی آن در اعتقاد یا عدم اعتقاد به خواندن یک روضه و بزرگداشت یک حرم در سوریه است. این موضوع نه تنها تغییری در عقاید مذهبی ایجاد نمی‌کند بلکه در نگاه به عاشورا و مصائب امام حسین(ع) نیز تفاوت مهمی به وجود نمی‌آورد و سوگواری عاشورایی را متحول نمی‌کند. با این حال بعضی‌، این تردیدها و انکارها را درافتادن با احساسات و عواطف مردم می‌دانند و با وجود اعتراف به ماهیت غیراعتقادی این بحث، هرگونه صحبت منفی دراین‌باره را خلاف مصالح اجتماعی و مذهبی می‌دانند. در پاسخ باید گفت اگر انکار و اعتراض در این‌باره به صورت مستقیم نسبت به عزاداری و روضه‌خوانی مردم باشد می‌تواند شائبه در افتادن با احساسات مردم یا تضعیف سوگواری عمومی را به وجود آورد، ولی اظهار نظر علمی و بیان نظر در این‌باره، بدون ایجاد تقابل اجتماعی، نمی‌تواند مصداقی برای تضعیف سوگواری باشد. این‌که عالمی در کتابی یا جلسه‌ای علمی منکر وجود ایشان شود یا محققی در کانالش در فضای مجازی تحقیقات خود را دراین‌باره ارائه کند، تقابل با احساسات مردم و تضعیف سوگواری نیست، بلکه در چهارچوب محوریت حقیقت است که اسلام و به خصوص تشیع همواره مدافع آن بوده است. از این گذشته، اگر تحقیقات دینی بر اساس چهارچوب‌های علمی ارائه نشود و از ارائه آزاد اطلاعات علمی دفاع نشود، قشر تحصیل‌کرده و آگاه جامعه را از جامعه دینی و حوزوی دور می‌کند، زیرا آنها دین و مذهب را درگیر مصلحت‌گرایی و محافظه‌کاری می‌بینند و کم‌کم به تمام امور مذهبی مشکوک می‌شوند. ........ @azadpajooh
مطرود🇮🇷
📚✍📚✍📚✍📚✍ @AsnadolMasaeb
در حال حاضر، آقای رحیم قاسمی تحقیقاتشون رو دربارهٔ حضرت رقیه بنت الحسین چاپ نکرده‌ن و به نظر میاد آخرین کتاب مهم در نقد انتساب دختری با این نام به امام حسین، کتاب «زینب و رقیة في الشام» از مرحوم سیدچعفر مرتضی عاملی هست، که البته به زبان عربیه و طبعاً مخاطب فارسی‌زبانِ ناآشنا به زبان عربی، نمی‌تونه با این کتاب به نحو مستقیم ارتباط بگیره. امیدواریم در آینده، کتاب سیدجعفر مرتضی به فارسی ترجمه بشه؛ امّا چند وقت پیش دیدم که رساله‌ای توی ۱۹۷ صفحه با عنوان «تحقیقی پیرامون حضرت رقیه» توی فضای مجازی پخش شده. محتوای کتاب نقد و بررسی ۳۶ دلیل بر وجود دختری به نام رقیه بر امام حسین هست. متأسفانه اسم نویسندهٔ این فایل PDF معلوم نیست؛ امّا تتبّع جالبی داشته، هرچند روش برخوردشون با بعضی از ادله، با نوشته‌های امروز کانال حقیر، تفاوت داره (مثل نقل طبری در کتاب کامل بهائی)؛ امّا اطلاعات جالبی هم داره.
عجب مدار که شب تا به صبح بیدارم عجب بُوَد که درآید به چشم عاشق خواب
چینش جدید کتاب‌ها توی حجرهٔ جدید.
چند سالی هست که داره تلاش می‌شه تا تاریخ هفتم صفر، به عنوان تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) یا حدّاقلّ یکی از روایت‌های شهادت جا بیفته، در حالی که پیش از این، حتّی توی کتاب‌ها و منابع که نگاه کنین، می‌بینین که خیلی قاطعانه، نظریّۀ مشهور دربارۀ هفتم صفر رو این گفته‌ن که سالگرد ولادت امام کاظم(ع) هست. در تقویم فعلی، تاریخ هفتم صفر رو تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) به روایتی گفته‌ن و تاریخ ولادت امام کاظم(ع) رو هم ۲۰ ذی الحجّه؛ در حالی که هر دو طرف درست نیست. نظریّۀ درست که در خلال بحث آینده گفته می‌شه، اینه که تاریخ هفتم صفر، تاریخ ولادت امام کاظم(ع) هست و تاریخ شهادت امام حسن مجبتی(ع) هم ۲۸ صفر. برای شهادت امام حسن مجتبی(ع) در تاریخ هفتم صفر، دو دلیل عمده دیده شده: ۱. متنی الحاق شده به کتاب «تثبیت الإمامة» از علمای زیدی‌مذهب ۲. متنی در کتاب «الدروس الشرعیّة في فقه الإمامیّة» و «المزار» از شهید اوّل، یکی از فقیهان عالیقدر شیعه (۷۳۴-۷۸۶ ق)
دلیل اوّل: متنی الحاق‌شده به کتاب «تثبیت الإمامة» از علمای زیدی‌مذهب به طور خلاصه، می‌شه دربارۀ کتاب «تثبیت الإمامة» چنین گفت: این کتاب، نوشتۀ «قاسم بن ابراهیم رسّی» هست (۱۶۹-۲۴۶ ق)، از سادات حسنی. این کتاب، چند سال پیش با تقیق صالح وردانی مصری در بیروت چاپ شد. موضوعش هم امامت و برتری امیر المؤمنین(ع) بر دیگرانه. در پایان این کتاب، رساله‌ای چاپ شده به اسم «موجز تواریخ الأئمّة الإثني عشر»، که در اون، شناسنامه‌ای از امامان دوازده‌گانۀ شیعه(ع) چاپ شده. در این شناسنامه، دربارۀ تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) گفته شده: تُوُفِّيَ في‌السابِعِ مِن شَهرِ صَفَرِ سَنَةَ ۵۰ ق. دربارۀ استناد به این دلیل، به طور مختصر کلماتی رو می‌نویسم و بعد از اون، نوشته‌هایی رو از دیگران می‌فرستم: ۱. رسالۀ «موجز تواریخ الأئمّة الإثني عشر» نمی‌تونه از خودِ قاسم رسّی باشه؛ چون در پایان این رساله، حتّی تاریخ شهادت امام هادی(ع) در سال ۲۵۴ ق و ولادت امام زمان(عج) در سال ۲۵۵ ق و شهادت امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۶۰ ق هم نوشته شده؛ در حالی که مرگ قاسم رسّی در سال ۲۴۶ بوده و اون در هنگام شهادت امام هادی(ع) و تاریخ‌های بعدی، در قیدِ حیات نبوده! علاوه بر اینکه در اصلِ انتسابِ خودِ کتاب «تثبیت الإمامة» به قاسم رسّی هم مقداری شک و تردید وجود داره که مفصَّلش رو توی مقاله‌هایی که می‌فرستم، می‌تونین مشاهده کنین. ۲. قاسم رسّی از زیدیّه بوده و در میان آثارش، کتاب در ردّ شیعۀ دوازده امامی هم دیده می‌شه. در نتیجه، کمی محلّ تعجّبه که قاسم رسّی به عنوان یه عالِم زیدی، برای امامان دوازده‌گانۀ شیعه(ع) از تعبیر «الأئمّة الإثني عشر» استفاده کنه. البته، شاید بشه با توجیهاتی این اشکال رو دفع کرد؛ امّا اشکال اصلی، همون اشکال نخسته، که باعث می‌شه باور کنیم این رساله، از خودِ قاسم رسّی نیست و نمی‌شه اون رو به قاسم رسّی نسبت داد. بعد از پایان یادداشت‌ها، مقاله‌ها و یادداشت‌هایی رو از دیگران می‌فرستم که مسئلۀ قاسم رسّی رو خیلی بیشتر بررسی کرده‌ن.