در حال حاضر، توی مسافرت به سر میبرم؛ امّا برام سؤال شده که چطور بعضی از هیئتها، برای مراسم سالگرد درگذشت حضرت سکینه، از واژهٔ «شهادت» استفاده کردهن.
اگه کسی از دوستان، سند و منبعی دربارهٔ این زمینه رؤیت کرده، خوشحال میشم ذکر کنن.
این سه جلد رو توی #قم پیدا نکردم (البتّه ادّعای فَحص و جستوجوی کامل هم ندارم)؛ امّا توی مشهد پیدا کردم، اون هم توی پردیس کتاب، که لابد دوستان میدونن گرایش به افکار و نگرش حاکم بر اونجا ندارم. اگه به بخش مذهبی اونجا سر بزنین، میبینین که گرایش به روشنفکری دینی و اموری از این دست و بعضی نویسندههای خاصّ دارن، که در حال حاضر مَجالِ بازکردنش نیست.
بخش ادبیات فارسی پردیس کتاب #مشهد هم خوب و دیدنی بود.
🔹نُهمربیع مناسبتی برگرفته از فرهنگ غالیان
✍مهدی مسائلی
روز نهمربیعالاوّل نزد بعضی از شیعیان به روز کشته شدن خلیفهٔ دوم شهرت یافته است. اما با رجوع به کتابهای تاریخی به این مطلب میرسیم که تمامی آنها به اتفاق اواخر ماه ذیالحجه را بهعنوان ایام کشتهشدن خلیفه دوم معرفی نمودهاند و هیچ منبع تاریخی ماه دیگری را برای این واقعه ثبت نکرده است.
افزون بر این بسیاری از بزرگان و علمای شیعه نیز هنگام بحث از قتل خلیفهٔ دوم، تاریخ آن را در ماه ذیالحجه دانستهاند و حتی بعضی با صراحت قتل او در روز نهمربیع نادرست دانستهاند. (برای مطالعه بیشتر به کتاب نهمربیع جهالتها خسارتها مراجعه شود)
اعتقاد به کشتهشدن خلیفه دوم در روز نهمربیع مستندی جز روایتی معروف به «رُفعالقلم» ندارد. این روایت به یکی از اصحاب امام هادی(ع) به نام احمد بن اسحاق نسبت داده شده است و از طریق او و از قول امام فضیلتهایی را برای این روز بر میشمرد.
در ارزیابی این روایت باید گفت منبع نقل آن، کتابهای متأخر شیعه مربوط به بعد از قرن هفتم و هشتم قمری هستند که اتقان و اعتبار روایی ندارند. سند این روایت نیز از جهات مختلفی ضعیف و غیرقابل اعتماد است و افزون بر وجود راویان ناشناختهای که منحصر به این روایت هستند، افتادگی تعدادی از راویان نیز بر ضعف آن میافزاید.(رک: نهمربیع جهالتها خسارتها، ص۲۲-۳۷)
اما نکته مهم اینکه طبق تحقیقات انجام شده، روایت نهمربیع برگرفته از کتابهای غالیان نُصیریه است که امروزه به اسم علویون در سوریه شناخته میشوند. شواهدی در متنِ آن نیز این مطلب را تأیید میکنند. یادکرد از نهمربیع در منابع نُصَیریه مربوط به قرن سوم قمری و اوایل پیدایش این فرقه است. یکی از منابع متقدم نُصَیریه که به تفصیل به این موضوع پرداخته است، کتابی معروف به «مجموع الاعیاد» نوشته ابیسعید میمون بن قاسم طبرانی نُصیری( 358-426هـ / 970-1035م) است. وی در ابتدای این کتاب نهمربیع را در کنار نوروز و مِهرگان (جشنی باستانی در شانزدهم مهرماه) از اعیاد فارسی برمیشمارد و سپس در یک فصل مُجزا دو روایت و دو دعا درباره این روز میآورد. یکی از این دو روایت تقریباً همان روایتِ مشهورِ رُفِعَالقَلَم است که به کتب شیعه راه یافته است. روایت دیگر که اعتقاداتی همچون تناسخ در آن وجود دارد، نیز با اين روايت از جهت گزارشگری همسنخ است و از یک منشأ داستانپردازی برخوردار است. (طبرانی، مجموعالاعیاد، برلین: ۱۹۴۶، ص۱۳۱-۱۴۸)
به نظر میرسد کمرنگ بودن گزارههای غالیانه مربوط به خداباوری امامان یا اموری همچون تناسخ علت راهیابی روایت رُفِعَالقَلم از منابع نُصیریه به کتب شیعه بوده است. همچنین ناشناخته بودن اکثر راویان آن، و وجود یک راوی اهلسنت و یک راوی شیعه (احمد بن اسحاق)، نیز احتمالا در حساسیتزدایی از آن و راهیابیاش به منابع متأخر شیعه بیتاثیر نبوده است.
البته با دقت در متن این روایت، خصوصیات مربوط به غُلات نُصَیریه در آن مشهود است. زیرا در نقلی از آن آمده است که راویانش درباره ابوخطاب که یکی از بزرگان و اصحابِ سِرِ غُلات است، با هم اختلاف داشتند و از این جهت به احمد بن اسحاق مراجعه کردند. افزون بر این، میدانیم که غلات در کنار ترویج اعتقاد به خداباوری امامان، به ترویج فرهنگ گذر از شریعت و لااُبالیگری نیز میپرداختند. در فرازی از این روایت که نامگذاریاش به رفعالقلم نیز بدینخاطر است، به نقل از پیامبر(ص) به خدای متعال چنین نسبت میهد:
«به فرشتگان نویسندهٔ اعمال دستور دادم به مدت سه روز قلم را از همهٔ مردم(خَلق کُلُّهُم) بردارند و هیچ چیزی از گناهان آنان را ننویسند، به کرامت تو و وصیت.»
بر اساس این فرازِ غالیانه قلم تکلیف از تمام خلق، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، سه روز برداشته میشود و هیچ کدام از گناهان و خطایای آنها ثبت نمیشود.
متأسفانه بعضی که به مناسبت پایهگذاری شده توسط این روایت دلبستهاند، تلاش زیادی در توجیه این تعبیر غالیانه دارند، و بدون توجه به منبعِ اصلی آن، گاهی آن را با عنوان مهلت در توبه توجیه میکنند و گاهی آن را با شفاعت تطبیق میدهند. مواردی که نه با ظاهر این فراز همخوانی دارد و نه با سایر نصوص قرآنی و روایی موافقت دارد.
در مجموع باید گفت از همان ابتدای پیدایش جریان غالیانهی نُصیریه، نهمربیع در میان آنها به عنوان یک عید معروف بوده است و سپس به مرور به کتب شیعه وارد شد. در زمان صفویه، با بالاگرفتن منازعات مذهبی شیعه و سنی، ترویج این مناسبت قُوّت بیشتری در شیعه پیدا کرد و با حمایت پادشاهی صفوی، بعضی از عالمان نیز به دفاع از آن پرداختند، به گونهای کمکم مناسبتی با عناوینی همچون عیدالزهراء،عُمرکشون و... در فرهنگ مذهبی شیعه نفوذ پیدا کرد. البته در سالیان اخیر آگاهی و هوشمندی جامعه شیعه جلوی تبلیغ بیشتر آن را گرفته است.
@azadpajooh
📋معجونی از جعل، جهل، عناد و تکفیر!
#مناسبات
این پروسهٔ تکراری و تأسفبار اینگونه کلید میخورد:
-اول با جعل یک سالروزِ رحلت، وفات و بزرگداشت( با انتساب به تاریخ) شروع میشود!
-بعد، کمکم و نهایتاً، همان «رحلت» به «شهادت» تحریف میشود!!
-و وقتی این اعتقاد (شهادت) در بین برخی کمسوادِ هیأتی جا افتاد، کار به آنجا میکشد که:
بر «منکر شهادت»... لعنت...!
👈 حال آنکه:
1⃣در متون متقدم و قابل اعتناء، نه تنها هیچ تاریخ معینی برای روز درگذشت حضرت نرجس (سلام الله علیها) وجود ندارد! بلکه میان متقدمین از مکتب تشیع اختلاف است که اصلا ایشان قبل از حضرت عسکری (ع) از دنیا رفته یا بعد؟!
(مثلا شیخ صدوق(قرن۴)، طبق روایتی، رحلت ایشان را در زمان حیات حضرت عسکری علیه السلام دانسته اما در مقابل، شیخ طوسی (قرن ۵) قائل است که ایشان پس از امام، مدت زیادی زنده بوده و سپس رحلت نموده اند!)
2⃣ در کتب و میراث شیعی، از متقدمین تا متأخرین ( تا علامه مجلسی/قرن ۱۱) هیچ گزارشی مبنی بر شهادت ایشان وجود ندارد! بلکه بالاتفاق معتقدند ایشان مقتول نبوده و به مرگ طبیعی از دنیا رفتهاند!
فأین یذهبون...!
https://t.me/makzoubat
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِيجَةَ
سلام بر تو ای دختر رسول خدا، سلام بر تو ای دختر فاطمۀ زهرا و خدیجۀ کبری
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ
سلام بر تو ای دختر امیر المؤمنین(ع)، سلام بر تو ای فرزند معنوی و حقیقی حسن و حسین
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ وَلِيِّ اللهِ، السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُخْتَ وَلِيِّ اللهِ، السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا عَمَّةَ وَلِيِّ اللهِ
سلام بر تو ای دختر ولیّ خدا، سلام بر تو ای خواهر ولیّ خدا، سلام بر تو ای عمّۀ ولیّ خدا
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ
سلام بر تو ای دختر عزیز موسی بن جعفر سلام و رحمت و برکات خدا بر جان پاک تو باد
#قم، حرم مطهّر حضرت معصومه(س)، ۱۴۰۴/۶/۹
هدایت شده از مهدی مسائلی، مطالعات و یادداشتها
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺در کلیپ بالا جناب دارستانی میگوید:
"اگر کسی بگوید رقیه دختر امام حسین نیست توی دهنش میزنیم، حذفش میکنیم، لعنش اصلا میکنیم مگه ما تعارف داریم حالا اون کسی که این را میزند میخواهد فقیه باشد میخواهد عالم باشد میخواهد تاریخنگار باشد"
ارادت به امام حسین(ع) و اهتمام به عزاداری حسین(ع) نمیتواند زشتی تکفیرگرایی این صحبتها را بپوشاند. این موضعگیری تکفیری ناشی از جهالت نسبت به ماهیت دین و تعصب به افکار و وابستگیهای خویشتن است.
گویا این اندیشه حتی به ظاهر نیز علم و آگاهی را دراین موضوعات به رسمیت نمیشناسد وگرنه حق صحبت کردن دراینباره را از عالم و فقیه و تاریخ نگار نمیگرفت.
همانگونه که در یادداشت پیشین گفتم باور به بود یا نبود رقیه بنت الحسین(ع) بحث تاریخی است که نهایت تأثیر مذهبی آن در اعتقاد یا عدم اعتقاد به خواندن یک روضه و بزرگداشت یک حرم در سوریه است. این موضوع نه تنها تغییری در عقاید مذهبی ایجاد نمیکند بلکه در نگاه به عاشورا و مصائب امام حسین(ع) نیز تفاوت مهمی به وجود نمیآورد و سوگواری عاشورایی را متحول نمیکند.
.....
@azadpajooh
#غلط_ننویسیم
ناترازی در «خط»
از صفحهٔ اینستاگرام ویرایش
https://www.instagram.com/viraayesh
📜روایتی با قدمتِ حدودا چهل و شش سال
🔹️جدای از درستى يا نادرستی مضمون متن متداول "نحن حجج الله وفاطمة حجة الله علينا"، این متن در منابع حدیثی و تاریخی موجود نیامده است، جز آنکه سید عبدالحسین طیّب، که در سال 1370 شمسی از دنیا رفته، در کتاب تفسیری خود، شبیه متن عربی یادشده را به عنوان حدیثی منسوب به امام عسکری معرفی کرده است.
🏷وشاهد بر این معنی، حدیث شریف منسوب به حضرت عسکری است که فرمود: نحن حجج الله علی خلقه وجدّتنا فاطمة حجة الله علينا.
📚 أطيب البيان في تفسيرالقرآن: 13، 226.
🔺️مرحوم طیّب در مصاحبه اش با مجله حوزه، شروع نگارش تفسیرش را سال ۱۳۴۱ شمسی گفته که سال به سال، این تفسیر چاپ می شده و در سال ۱۳۵۹ آخرین جلد آن به اتمام رسیده و چاپ شده است. بنابر این، می توان احتمال داد، جلد سیزدهم این کتاب حدودا در سال ۱۳۵۷ به اتمام رسیده و از این رو، نتیجه گرفت که متن عربی فوق، قدمتی حدودا چهل و شش ساله دارد.
🏷نگارش تفسیر را تقریبا از سال 1341 به صورت مداوم شروع کردم. علت نگارش هم سفارش حضرت حجت بود که در عالم رویا به حقیر داشتند و به بنده امر فرمودند که این تفسیر را بنگارم. که آن زمان من بدون وقفه به نگارش آن مشغول شدم با پایان گرفتن هر یک از جلدها همان را منتشر مى ساختم. به این ترتیب کار تالیف وانتشار تقریبا همزمان به پیش مى رفت. آخرین جلد کتاب یعنى جلد چهاردهم آن در سال 1359 منتشر گردید که به این ترتیب تالیف این دوره تفسیر 18 سال به طول انجامید.
📚 مجله حوزه، شماره ۳۳.
🏠 @chsiqs
جهاد بزرگ
امام حسن عسكری(ع) مىفرمايد:
اَشَدُّ النّاسِ اجْتِهاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ (بحار الأنوار، ج ۷۸، ص ۳۷۳).
ترجمه
از همۀ مردم مجاهدتر كسى است كه گناهان را ترک گويد.
شرح كوتاه
مىدانيم مبارزه با هوا و هوسهاى سركش كه سرچشمۀ اصلى گناهان است؛ در اسلام به نام «جهاد اكبر» ناميده شده است كه از مبارزه با دشمنان مهمتر و پرارجتر است. چرا كه اين جهاد وسيلۀ خودسازى است و تا خودسازى انجام نگردد پيروزى نيست؛ زيرا شكستها غالباً نتيجۀ نقطه ضعفهاست.
در محيطهاى آلوده به گناه، ارزش اين جهاد آشكارتر و اهميّت آن در پيشبرد اهداف اجتماعى روشنتر است.
پيروزىهاى پيامبر(ص) در «مدينه» در حقيقت نتيجۀ مستقيم خودسازىها و مجاهدات اصحاب در «مكه» بود.
یکصد و پنجاه درس زندگی، آیتالله مکارم شیرازی، ص ۱۴۳.
#برش_کتاب
در اینکه روایت معروف مرتبط با نهم ربیع از ساخته های بی شرمانه غلات شیعی از اسلاف نصیریه است تردیدی نیست. اینکه برخی برای امکان صحت این دست روایات دست به توجیهات مختلف می زنند باید گفت بهتر است به هر چه می خواهند باور کنند و یا عمل کنند، اما لطفاً با پژوهش تاریخی شوخی نکنند... اینجا در این مورد نوشته ام.
http://ansari.kateban.com/post/1867
@barrasihayetarikhi