#برش_کتاب «۱»
يكى از مشكلاتى كه در بسيارى از دستورات و احكام شرعى اعم از فردى و اجتماعى وجود دارد سوء برداشتها و تفسيرهاى نادرستى است كه در مورد آنها صورت مىگيرد. منشأ و علت اين تفسيرهاى نابهجا نيز عوامل مختلفى مىتواند باشد؛ عواملى از قبيل جهل، هواهاى نفسانى، عادات و رسوم و فرهنگ حاكم بر جامعه، ترس از ضررهاى احتمالى و يا اميد و طمع رسيدن به منافع مادى و دنيايى.
از آنجا كه انسانها معصوم نيستند، همانگونه كه ممكن است در مقام عمل گاهى با تكاليف الهى مخالفت نمايند و واجبى را ترک كنند يا حرامى را مرتكب شوند، در مقام تفسير و توجيه احكام نيز اين ابتلائات وجود دارد و افراط و تفريطهايى صورت مىگيرد و در اينجا نيز كسانى به علل و عوامل مختلف، تكاليف و احكام الهى را به غلط و به دلخواه خود تفسير مىكنند. يكى از اين عوامل جهل و ناآگاهى است.
از همين رو در بحث امر به معروف و نهى از منكر اشاره شده كه كسانى كه مىخواهند امر به معروف و نهى از منكر كنند، بايد احكام و تكاليف شرعى و الهى را به درستى بشناسند تا احياناً نقض غرض نشود و كسانى به انگيزه انجام تكليف، امر به منكر و نهى از معروف نكنند. براى آنکه مسئله واضحتر شود مناسب است نمونهاى از اين موارد را كه من خود شاهد بودهام در اينجا ذكر كنم.
ادامه دارد.
پیام مولا از بستر شهادت، آیتالله محمّدتقی #مصباح_یزدی
مطرود🇮🇷
#برش_کتاب «۱» يكى از مشكلاتى كه در بسيارى از دستورات و احكام شرعى اعم از فردى و اجتماعى وجود دارد س
#برش_کتاب «۲»
زمانى كه من در سنين كودكى بودم به خاطر دارم كه يكى از خويشان و بستگان ما كه شخص متدين و مقدسى هم بود، به جهت همين تدين و علاقهٔ مذهبىاش، به مسئلهٔ ريشتراشى بسيار حساس بود. از اين رو هرگاه كسى را مىديد كه ريشش را تراشيده، خيلى سخت به او حمله مىكرد و احياناً الفاظ و عبارات تندى نيز به كار مىبرد.
البته او انسانى باتقوا و نسبتاً اهل فضل بود كه نماز شبش در سفر و حضر ترک نمىشد و اتفاقاً، همانطور كه عرض كردم، بر اساس همين تدين و علايق مذهبى هم بود كه نسبت به مسائل دينى و مراعات آنها حساسيت داشت.
در هر صورت، یک بار خود من شاهد بودم كه يكى از بستگان مشتركمان به مناسبتى براى ديدن اين شخص آمده بود. از قضا آن شخص ملاقاتكننده ريشش را تراشيده بود. آن خويشاوند مذهبى و متدين ما كه اين آقا براى ديدن او آمده بود، طبق معمول با تندى و عصبانيت شروع به حمله و اعتراض كرد و ضمن حرفهايش گفت: اين چه كارى است كه صورتت را مثل شغال درست كردهاى؟! و خلاصه خيلى به آن بنده خدا بد و بيراه گفت و همين امر باعث شد كه او برخاست و رفت و بعد هم كلا رابطهٔ بين آنها قطع شد.
[ادامه دارد.]
پیام مولا از بستر شهادت، آیتالله محمّدتقی #مصباح_یزدی
مطرود🇮🇷
#برش_کتاب «۲» زمانى كه من در سنين كودكى بودم به خاطر دارم كه يكى از خويشان و بستگان ما كه شخص متدين
#برش_کتاب «۳»
چنين برخوردى قطعاً از مصاديق افراط در امر به معروف و نهى از منكر است.
اوّلاً، حرمت تراشيدن ريش از قطعيات و مسلّمات نيست و گرچه برخى فقها فتواى به حرمت دارند، امّا بسيارى از فقها نيز فتوا ندادهاند و تنها احتياط كردهاند و احياناً شايد برخى نيز فتوا به جواز اين كار داده باشند. در هر صورت، اينگونه نيست كه حرمت آن قطعى و مسلّم باشد.
ثانياً، بر فرض حرمت، در مقايسه با معاصى كبيرهاى از قبيل رباخوارى، غيبت، دروغ و برخى گناهان ديگر كه متأسفانه در جامعه ما كم و بيش رواج دارد، گناهى مانند ريشتراشى اصلا قابل ذكر نيست. آيا اين گناهان كبيره بالاتر است يا گناه صغيرهاى مثل ريشتراشى؟ كسى كه مبتلا به انواع گناهان كبيره است كه، براى مثال، يكى از آنها غيبت است كه گناه آن از هفتاد عمل فحشا بالاتر است، آيا براى اصلاح او بايد از دروغ و غيبت و رباخوارى شروع كنيم يا از ريشتراشى؟
ثالثاً، ما حق نداريم در مقام نهى از منكر به كسى فحش بدهيم و اهانت كنيم. اهانت به مؤمن خودش گناه است و گناهش نيز بسيار بدتر و بالاتر از ريشتراشى است.
و رابعاً، اين نحوه برخورد باعث مىشود كه زمينه ارشاد فرد نسبت به ساير مسائل از بين برود. انسان مىتواند با برخورد نرم و آرام و همراه با مدارا و اخلاق نيكو، فرد را تحت تأثير قرار دهد و به مرور ابتدا او را به اين مسير بكشاند كه آن گناهان بزرگتر را كنار بگذارد، تا كمكم نوبت به معاصى كوچكتر و گناهى نظير ريشتراشى برسد. با اين نحوه برخورد، شما نهتنها فرد را از ريشتراشى بازنداشتهايد، بلكه زمينه اصلاح او نسبت به ترک آن گناهان كبيره را نيز كاملا از بين بردهايد.
پنجمين اشكال اين نحوه برخورد آن شخص اين بود كه منجر به قطع رابطه و قطع رحم شد و چنان دشمنى و كينهاى بين اين دو نفر به وجود آمد كه تا آخر عمر از ديدن روى يكديگر بيزار بودند.
اين همه در حالى بود كه آن خويشاوند متدين ما قطعاً هيچ نظرى جز انجام وظيفه و عمل به تكليف شرعى نداشت، اما نحوه برخورد او درست نبود. چنين برخوردى نيز عمدتاً ريشه در آداب و رسوم و عادتهاى رفتارى گذشتگان داشت و از محيط به ارث رسيده بود؛ برخورد تند و خشن و بىجايى كه نهتنها هيچ نتيجه مثبتى نداشت، كه چندين اثر منفى نيز داشت و اگر جاى خود را به برخورد متين و مؤدبانه مىداد، به احتمال بسيار زياد مىتوانست نتيجهبخش باشد.
پیام مولا از بستر شهادت، آیتالله محمّدتقی #مصباح_یزدی
ادامهٔ مطالعهٔ اندیشهٔ سیاسی
(پژوهشی در اندیشهٔ سیاسی نائینی، سیّدجواد ورعی، ص ۱۳۰)
نویسنده دو صفحهٔ بعد (ص ۱۳۲) نوشته: امّا متأسّفانه، واقعیّت غیر از آن چیزی بود که نائینی انتظار داشت...
و نمونههایی از پیشبینیهای مشروعهخواهان (شیخ فضلالله نوری، پیروان، و همفکرانش) که به حقیقت پیوست رو ذکر میکنه.
البته به هر حال ارزش علمی و تاریخی کتاب «تنبیه الأمّة» به قلم محقّق نائینی، سر جای خودش هست.
پ.ن: یکی از رفقا این کتاب رو دست من دید و گفت به قیافهم نمیاد مطالعهٔ سیاسی داشته باشم؛ بیشتر قیافهم به مطالعات فقهی و اصولی و فلسفی میخوره.
📖✨ اولین کتاب انتشارات «صهبای حکمت» منتشر شد!
📘 کتاب ارزشمند «تفسیرپژوهی» به قلم
✍️ حجتالاسلام و المسلمین دکتر مرتضی رضازاده
✍️ حجتالاسلام و المسلمین دکتر حامد شیواپور
♦️ حاصل یک دوره آموزشی و جامع در علوم قرآن؛ اثری نظاممند، روان و کاربردی برای همه علاقهمندان به فهم عمیقتر قرآن کریم.
✅ برای تهیه این کتاب میتوانید همین حالا اقدام کنید.
🔹 در ۴ بخش اصلی:
مقدمات و کلیات تفسیر | دانشهای پیرامونی | رویکردهای تفسیری معاصر | تفسیرپژوهی در غرب
🎁 هدیه ویژه: با خرید این کتاب، تقویم و پلنر دیواری سال ۱۴۰۴ رایگان دریافت کنید!
💥 فرصت محدود: ۴۰٪ تخفیف فقط تا ۵ آبان
📦 ارسال به سراسر کشور
📲 خرید و اطلاعات بیشتر:
https://hekmat.academy/product/tafsir-studies
📲 با ما همراه باشید:
تلگرام I اینستاگرام I ایتا I آپارات
#برش_کتاب
مجتهد حكيم، مرحوم آقاى حاج ميرزا على هستهاى اصفهانى يكى از وعّاظ معروف بود. او كتاب اسفار را تدريس مىكرد. من كمتر از ۲۰ سال داشتم كه گاهى در تهران، مسجد حاج سيد عزيزالله پاى منبر ايشان مىرفتم.
یک روز همين سؤال را از ايشان پرسيدم كه اهلبيت(عليهم السلام) چه نيازى به طلب رحمت ما دارند، با اينكه خودشان از هر نوع رحمتى برخوردارند؟
ايشان ديد كه من جوان هستم و هنوز پايهٔ علمى زيادى ندارم، ابتدا مرا تشويق كرد و سپس مطابق فهم من گفت:
«باغبانى براى ارباب خود مشغول باغبانى است و گلهايى مىپروراند كه بذر و آب و كود و زمين، همه و همه مال ارباب است و خود نيز مِلک و مال ارباب مىباشد، ولى وقتى گلها بزرگ شده و منظرهٔ زيبا و فضايى معطّر بوجود آوردند و ارباب براى ديدن آن منظره وارد باغ گرديد، آن باغبان دستهاى از گلها را چيده و با ادب به حضور او تقديم كرده و خوشآمد مىگويد و پاداش مىگيرد. اين يک نوع ادب است، وگرنه خود باغبان و همه گلها متعلّق به ارباب هستند. پس ما نيز با صلوات، گلى را از باغ آنها چيده و به خودشان اهدا مىكنيم».
عين همين مطلب دربارهٔ «وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» نيز صادق است كه در حقيقت فَرَج اهل ايمان در فَرَج آنان است.
شکوه نجوه، آیتالله محمّدتقی #مصباح_یزدی، ص ۱۳.