📖✨ اولین کتاب انتشارات «صهبای حکمت» منتشر شد!
📘 کتاب ارزشمند «تفسیرپژوهی» به قلم
✍️ حجتالاسلام و المسلمین دکتر مرتضی رضازاده
✍️ حجتالاسلام و المسلمین دکتر حامد شیواپور
♦️ حاصل یک دوره آموزشی و جامع در علوم قرآن؛ اثری نظاممند، روان و کاربردی برای همه علاقهمندان به فهم عمیقتر قرآن کریم.
✅ برای تهیه این کتاب میتوانید همین حالا اقدام کنید.
🔹 در ۴ بخش اصلی:
مقدمات و کلیات تفسیر | دانشهای پیرامونی | رویکردهای تفسیری معاصر | تفسیرپژوهی در غرب
🎁 هدیه ویژه: با خرید این کتاب، تقویم و پلنر دیواری سال ۱۴۰۴ رایگان دریافت کنید!
💥 فرصت محدود: ۴۰٪ تخفیف فقط تا ۵ آبان
📦 ارسال به سراسر کشور
📲 خرید و اطلاعات بیشتر:
https://hekmat.academy/product/tafsir-studies
📲 با ما همراه باشید:
تلگرام I اینستاگرام I ایتا I آپارات
#برش_کتاب
مجتهد حكيم، مرحوم آقاى حاج ميرزا على هستهاى اصفهانى يكى از وعّاظ معروف بود. او كتاب اسفار را تدريس مىكرد. من كمتر از ۲۰ سال داشتم كه گاهى در تهران، مسجد حاج سيد عزيزالله پاى منبر ايشان مىرفتم.
یک روز همين سؤال را از ايشان پرسيدم كه اهلبيت(عليهم السلام) چه نيازى به طلب رحمت ما دارند، با اينكه خودشان از هر نوع رحمتى برخوردارند؟
ايشان ديد كه من جوان هستم و هنوز پايهٔ علمى زيادى ندارم، ابتدا مرا تشويق كرد و سپس مطابق فهم من گفت:
«باغبانى براى ارباب خود مشغول باغبانى است و گلهايى مىپروراند كه بذر و آب و كود و زمين، همه و همه مال ارباب است و خود نيز مِلک و مال ارباب مىباشد، ولى وقتى گلها بزرگ شده و منظرهٔ زيبا و فضايى معطّر بوجود آوردند و ارباب براى ديدن آن منظره وارد باغ گرديد، آن باغبان دستهاى از گلها را چيده و با ادب به حضور او تقديم كرده و خوشآمد مىگويد و پاداش مىگيرد. اين يک نوع ادب است، وگرنه خود باغبان و همه گلها متعلّق به ارباب هستند. پس ما نيز با صلوات، گلى را از باغ آنها چيده و به خودشان اهدا مىكنيم».
عين همين مطلب دربارهٔ «وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» نيز صادق است كه در حقيقت فَرَج اهل ايمان در فَرَج آنان است.
شکوه نجوه، آیتالله محمّدتقی #مصباح_یزدی، ص ۱۳.
#برش_کتاب
متأسفانه در ميان شيعيان هم كسانى با شنيدن و يا مشاهده رواياتى كه در شأن و منزلت ائمه اطهار(عليهم السلام) و در امان بودن محبّان ايشان از عذاب آخرت بيان شده است، به چنين توهمات و اعتقادات افراطى دچار شدهاند؛ يعنى فكر مىكنند چون دوستدار اهل بيت(عليهم السلام)هستند، حتى اگر مرتكب بزرگترين گناهان كبيره نيز شوند! آمرزيده مىشوند.
چنين عقايدى حتى در زمان امام باقر و امام صادق(عليهما السلام)نيز در بين شيعيان شايع شده بود. از جمله كارهايى كه امامان ما ـ خصوصاً از زمان امام باقر(عليه السلام) به بعد ـ براى مقابله با اينگونه افكار انحرافى انجام دادند، تلاش براى زدودن اين اعتقادات غلط از ميان شيعيان بود. امام رضا(عليه السلام) در ضمنِ روايتى به اين موضوع اشاره نموده و مىفرمايند:
اِنَّه لَيس بين اللهِ و بين اَحَد قَرابَة؛خداوند با كسى خويشاوندى ندارد (بحارالانوار، ج ۷، باب ۹، روايت ۱۱).
امام باقر(عليه السلام) نيز در روايتى مىفرمايند:
مَن كانَ للهِ مُطيعاً فَهوَ لَنا وَلىٌّ وَ مَن كانَ للهِ عاصياً فَهوَ لنا عَدوٌّ؛ هر كس مطيع فرمان الهى باشد، دوست ما و هر كه از فرمان خداوند سرپيچى نمايد دشمن ما است (همان، ج ۷۰، باب ۴۷، روايت ۴).
فلسفه دعوت به محبت اهل بيت(عليهم السلام) اين نيست كه مردم نسبت به انجام گناه جرىتر شده و گستاخانه به معصيت خدا بپردازند، بلكه اين دعوت، دعوتى است در راستاى انجام آنچه مرضى خدا است؛ چرا كه راه اهل بيت(عليهم السلام) جز راه خدا نيست.
بنابراين كسانى كه ادعاى محبت اهل بيت(عليهم السلام) را دارند، نبايد مرتكب اعمالى شوند كه رضاى الهى در آنها نيست.
امام باقر(عليه السلام) در همين روايتى كه در سطر بالا به آن اشاره كرديم بر اين مطلب تأكيد مىورزند كه محبت اهل بيت(عليهم السلام) بايد داراى ريشه و عمق باشد تا در عمل و رفتار انسان اثر بگذارد.
اگر صِرف گفتن «اُحِبُّ علياً» بتواند نجات دهنده انسان از عذاب آخرت باشد، به طريق اولى گفتن «اُحِبُّ محمداً» براى اين منظور مؤثر است؛ چرا كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) افضل از حضرت على(عليه السلام) است!
امام صادق(عليه السلام) خطاب به عبدالله بن جندب مىفرمايند: اين مطلب را به همه شيعيان ما برسان كه بىجهت اين سو و آن سو نروند و راه را گم نكنند؛ زيرا دسترسى به ولايت ما جز در پرهيز از گناه و جديت در انجام وظايف ميسر نخواهد شد (یا ابْنَ جُندب بَلِّغْ مَعاشِرَ شيعَتِنا و قُل لَهُم لا تَذهَبَنَّ بِكُمُ المَذاهِبُ فَواللّهِ لا تُنالُ وِلايَتُنا اِلّا بِالوَرَعِ وَ الاِجتِهاد فى الدّنيا).
پندهای امام صادق(ع) به رهجویان صادق، آیتالله #مصباح_یزدی
درین زندان، برای خود هوای دیگری دارم
جهان، گو بی صفا شو، من صفای دیگری دارم
اسیرانیم و با خوف و رجا درگیر، اما باز
درین خوف و رجا من دل به جای دیگری دارم
درین شهرِ پر از جنجال و غوغایی، از آن شادم
که با خیلّ غمش خلوتسرای دیگری دارم
پسندم مرغّ حق را، لیک با حقگویی و عزلت
من اندر انزوای خود، نوای دیگری دارم
شنیدم ماجرای هر کسی، نازم به عشق خود
که شیرینتر ز هر کس، ماجرای دیگری دارم
اگر روزم پریشان شد، فدای تاری از زلفش
که هر شب با خیالش خوابهای دیگری دارم
#اخوان_ثالث