شانزدهمین شمارهٔ لوح پژوهشی مؤسّسهٔ عالی فقه و علوم اسلامی (تحت اشراف مقام معظّم رهبری) منتشر شد.
ماهنامهٔ معاونت پژوهش مؤسّسهٔ عالی فقه و علوم اسلامی
شمارهٔ ۱۶، سال ۲، آبان ۱۴۰۴ ش
مدیر مسئول: مصطفی غیبی
سردبیر: محمدرضا آریان
ویراستار: محمد صالحی بابادی
هیئت تحریریه: علی تقیزاده، حسن مهاجر، سیّدحمیدرضا عقیلی، محمّدرضا آریان، حسین مهرانفر
یادداشتها
📎 بررسی کاشفیّت ادلّهٔ لُبّی
✍ علی تقیزاده
📎 ادلّهٔ مُفسدیّت شرط فاسد
✍ سیّدحمیدرضا عقیلی
📎 حلقهٔ ثالثه یا کفایة الأصول؟؛ ضرورت محوریت کتب آموزشی بهعنوان متن درسی
✍ حسین مهرانفر
📎 امکانسنجی دلالت آیهٔ نفی سبیل بر حکم تکلیفی «۱»
✍ حسن مهاجر
📎 خطاهای اصول فقه موجود در استنباط حکم شرعی مسائل نوپدید از نظر استاد علیدوست
✍ محمدرضا آریان
https://eitaa.com/wallmagazine_Oloomeslami
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز ۱۲ آذر در مدرسه میرزا جعفر در حرم رضوی مراسمی با عنوان "مراسم بزرگداشت روز تحویل پیراهن امام حسین (ع) به حضرت زینب کبری(س)" برگزار میشود که گفته شده "٢٥٠ نفر از محققين، شعرا و مادحين اهل بيت(ع)" در آن حضور دارند.
این مراسم بر پایه داستانی با این مضمون برپا میشود که: پیراهنی بهشتی برای حضرت ابراهیم فرستاده شده بود که او را از آتش نمرود حفظ نمود، این پیراهن همان پیراهن یوسف است که یعقوب را بینا ساخت و دست به دست به پیامبر اکرم(ص) رسید. حضرت زهرا سه روز قبل از وفاتشان آن را به زینب دادند و فرمودند هر وقت حسین آنرا مطالبه کند ساعتی بعد به شهادت میرسد.
اما این داستان اصل و ریشه تاریخی و روایی ندارد و اولین بار حدود ۱۰۰ سال پیش توسط بعضی از روضهخوانها به کتابی راه یافته و منبع روضهخوانی شده است. آنچه در منابع تاریخی آمده است این است که امام حسین قبل از نَبَرد شلواری کهنه طلب کردند که بعد از شهادتشان غارت نشود، چند شلوار آوردند حضرت یکی را پسندید، آن را نیز پاره کردند تا چشم طمع از آن برداشته شود.
ظاهرا آنقدر مناسبت کم داریم که عدهای به فکر مناسبتسازی بر اساس روضههای جعلی افتادهاند.
@azadpajooh
امروز دیدم که قراره فردا مراسم بزرگداشت روز تحویل پیراهن امام حسین(ع) به حضرت زینب(س) برگزار بشه. قبلاً دربارهٔ ضعف و بیاعتباری مستند چنین مراسمی، حرفها زده شده. دفتر امور نخبگان و استعدادهای برتر حوزه هم سهمیه برای شرکت توی این مراسم گذاشته. به مدیر دفتر پیام دادم و اعتراضم رو بهشون گفتم.
دین و مذهب ما بر اساس ادلّهٔ قوی و معتبر جلو رفته و پیشرفت کرده. حالا گمان ما بر اینه که مثلاً دین و مذهب بدون مراسمهای خالی از مستند قوی و معتبر، پیشرفت نمیکنه؟
گذشته از این، فرض کنین کسانی دلیل و مستند از ما درخواست کنن؛ افرادی که خودی نیستن یا ذهنی پر از شبهه دارن. وقتی نتونیم مستند قوی و معتبر عرضه کنیم، اگه کسی ذهنش دربارهٔ تاریخ و ریشهٔ شیعه و تاریخ شیعه و مناسک معتبر دچار شبهه و تزلزل بشه، کی پاسخگوئه؟
و این داستان ادامه داره...
⚡️مناسک سازی بر اساس یک روضه نامعتبر و بیاساس
چند روز پیش جناب آقای داود منافیپور دبیر مجمع جهانی حضرت علی اصغر در کنفرانسی خبری گفته بود:
پیراهن حضرت سیدالشهدا بهعنوان «نماد تام عاشورا» در میان نخبگان منابع شیعه به رسمیت شناخته شده و آیین جهانی «پیراهنخوانی» همزمان با اول محرم برگزار خواهد شد.
جناب آقای منافی پور چند سالی است که دنبال مناسکسازی بر اساس داستان پیراهن امام حسین(ع) است و مراسمها و اجلاسیههای مختلفی نیز در ایران و عراق برای ترویج این موضوع برگزار کرده است. چند ماه پیش نیز ایشان مراسمی در مشهد و حرم رضوی با عنوان «مراسم بزرگداشت روز تحویل پیراهن امام حسین (ع) به حضرت زینب کبری(س)» برگزار کرد که آن زمان بنده به نقد آن پرداختم و متذکر شدم که:
داستانی که ایشان بر پایهاش میخواهد برای عاشورا نماد سازی کند، اصل و ریشه تاریخی ندارد و اولین بار حدود ۱۰۰ سال پیش توسط بعضی از روضهخوانها به کتابی راه یافته و منبع روضهخوانی شده است. خلاصهی این داستان نیز این است که: پیراهنی بهشتی برای حضرت ابراهیم فرستاده شده بود که او را از آتش نمرود حفظ نمود، این پیراهن همان پیراهن یوسف است که به یعقوب بینایی داد و دست به دست توسط پیامبران الهی به پیامبر اکرم(ص) رسید. حضرت زهرا سه روز قبل از وفاتشان آن را به زینب دادند و فرمودند هر وقت حسین آنرا مطالبه کند ساعتی بعد به شهادت میرسد.
اما آنچه در منابع تاریخی متقدم و متأخر درباره لباس امام حسین(ع) آمده، فقط این است که امام حسین قبل از نَبَرد شلواری کهنه طلب کردند که بعد از شهادتشان غارت نشود، چند شلوار آوردند حضرت یکی را پسندید، آن را نیز پاره کردند تا چشم طمع از آن برداشته شود. با این حال، آن شلوار نیز غارت شد. پس در هیچیک از منابع تاریخی سخنی از واگذاری پیراهن مقدس انبیای الهی به امام حسین(ع) توسط حضرت زینب مطرح نشده است و وصیت حضرت زهرا دراینباره از جعلیات روضهخوانان عصر قاجار است.
اما جناب آقای منافیپور با آن که چندین نفر از محققان عاشورایی با ایشان به بحث نشستهاند و بیریشه و اساس بودن این داستان و روضه را متذکر شدهاند، از راههای مختلف به دنبال ترویج این داستان و نماد و مناسکسازی برپایه آن است و مدعی است که این موضوع «نماد تام عاشورا» است. ایشان با مذاکره با بعضی از مسئولین حوزههای علمیه آنها را متقاعد کرده است که با ایشان در این موضوع همکاری کنند و ضمن تأیید و ترویج این داستان، از توان علمی و تبلیغی حوزه نیز در این زمینه بهره گیرند. جای تعجب است که مسئولین حوزههای علمیه وقایع معتبر عاشورایی را رها کردهاند، و بدون تحقیق و بررسی، براساس داستانی بیریشه دنبال نمادسازی برای عاشورا هستند. آیا واقعا چنین رویکردی با مجاهدتهای شهید مطهری برای تحریفزدایی از عاشورا و مستندسازی تاریخی آن همراستا است؟ اگر ایشان امروز زنده بود چه موضعگیری در قبال آن داشت؟ ان شاء الله مسئولین حوزه دقتی دوباره نموده و با بررسی منابع، شأنیت علمی حوزههای علمیه را از مناسکسازی بر پایه این امور حفظ کنند.
.....
@azadpajooh
18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جناب میرباقری در اجلاس نخبگان شیعه که برای نمادسازی پیراهن امام حسین(ع) برپا شده، میگوید: "پیراهنی که بر تن سیدالشهداء در عاشورا بوده بزرگترین نماد ماست"
ایشان با فرض و کمی مکث بر وجود تاریخی این لباس صحه میگذارد، گویا میداند که چنین پیراهنی اصل و اساس تاریخی و روایی ندارد.
به هرحال، پیرو یادداشت قبلی تأکید میکنم روضه پیراهن امام حسین(ع) که از طرف حضرت زهرا(ع) رسیده است، از روضههای جعلی قاجاریه است.
در این همایش جناب منافیپور بانی این نمادسازی، با ذکر نمادهایی مثل صلیب و ستاره داود، نمادسازی از این پیراهن برای شیعه را نمادی در مقابل پیراهن عثمان میداند.
چند سؤال:
- چرا شیعه باید از نماد بنیامیه اقتباس کند، آیا یک نماد باطل میتواند الگوی نمادسازی برای شیعه باشد؟ چرا قیامهای علویون از این نماد بهره نگرفتند؟
- لباسهای امام غارت شد، چه دلیلی داریم پیراهن خاصی دوباره به اهلبیت بازگشته؟
- برای نمادسازی از یک پیراهن باید صورتی خارجی از آن داشته باشیم، تصویرسازی برای آن چگونه صورت میگیرد؟
- ارزش تحقیقات علمی بر اساس مطابقت باخواستهها و امیال ما نیست، دستوری تحقیق و پژوهش نکنید.
......
@azadpajooh
مطرود🇮🇷
امروز ۱۲ آذر در مدرسه میرزا جعفر در حرم رضوی مراسمی با عنوان "مراسم بزرگداشت روز تحویل پیراهن امام ح
در ادامه، متن منبعهای تاریخی دربارهٔ لباس کهنهٔ امام حسین(ع) آورده میشه، تا ببینین که در اونها اشارهای به پیراهن حضرت ابراهیم(ع) نشده:
الإِمامُ(ع) يَطلُبُ ثَوباً لا يُرغَبُ فيهِ: امام(ع)، لباسى را مىطلبد كه كسى بدان، رغبت نكند
بخش نخست
الملهوف: قالَ الحُسَينُ عليه السلام: اِيتوني بِثَوبٍ لا يُرغَبُ فيهِ؛ أجعَلهُ تَحتَ ثِيابي لِئَلّا اُجَرَّدَ مِنهُ، فَاُتِيَ بِتُبّانٍ، فَقالَ: لا، ذاكَ لِباسُ مَن ضُرِبَت عَلَيهِ الذِّلَّةُ. فَأَخَذَ ثَوباً خَلَقاً فَخَرَقَهُ وجَعَلَهُ تَحتَ ثِيابِهِ. فَلَمّا قُتِلَ جَرَّدوهُ مِنهُ عليه السلام.
ثُمَّ استَدعى عليه السلام بِسَراويلَ مِن حِبَرَةٍ فَفَرَزَها و لَبِسَها، و إنَّما فَرَزَها لِئَلّا يُسلَبَها، فَلَمّا قُتِلَ سَلَبَها بَحرُ بنُ كَعبٍ لَعَنَهُ اللهُ وتَرَكَ الحُسَينَ عليه السلام مُجَرَّداً.
فَكانَت يَدا بَحرٍ بَعدَ ذلِكَ تَيبَسانِ فِي الصَّيفِ كَأَنَّهُما عودانِ يابِسانِ، و تَتَرَطَّبانِ فِي الشِّتاءِ فَتَنضَحانِ قَيحاً و دَماً، إلى أن أهلَكَهُ اللهُ تَعالى.
الملهوف (سیّد بن طاووس): امام حسين عليه السلام فرمود: «برايم لباسى بياوريد كه كسى به آن، رغبت نكند تا زيرِ لباسهايم بپوشم و مرا برهنه نكنند».
براى امام عليه السلام، شلواركى آوردند. امام عليه السلام نپذيرفت و فرمود: «اين، لباس خوارى است».
سپس، خود امام عليه السلام لباس كهنهاى را برداشت و آن را پاره كرد و زير لباسش پوشيد؛ امّا هنگامى كه شهيد شد، آن را نيز بردند و امام عليه السلام را برهنه، رها كردند.
آن گاه امام عليه السلام، شلوارهايى پنبهاى را -كه بافتِ يمن بود-، خواست و آن را پاره كرد و پوشيد و از آن رو پاره كرد تا آن را نبرَند؛ امّا هنگامى كه كشته شد، بحر بن كعب -كه خداوند، لعنتش كند-، آن را هم بُرد و حسين عليه السلام را برهنه، رها كرد.
دستان بحر، پس از اين كار، در تابستان، مانند چوبِ خشک مىشد و در زمستان، از آنها چرک و خون، تراوش مىكرد تا آن كه خداى متعال، او را هلاک كرد.
الملهوف، ص ۱۷۴؛ بحار الأنوار، ج ۴۵، ص ۵۴.
المناقب لابن شهر آشوب: ثُمَّ قالَ [الإِمامُ الحُسَينُ عليه السلام]: اِيتوني بِثَوبٍ لا يُرغَبُ فيهِ، ألبَسهُ غَيرَ ثِيابي؛ لا اُجَرَّدُ، فَإِنّي مَقتولٌ مَسلوبٌ. فَأَتَوهُ بِتُبّانٍ فَأَبى أن يَلبَسَهُ وقالَ: هذا لِباسُ أهلِ الذِّمَّةِ، ثُمَّ أتَوهُ بِشَيءٍ أوسَعَ مِنهُ - دونَ السَّراويلِ وفَوقَ التُّبّانِ - فَلَبِسَهُ.
المناقب، ابن شهرآشوب: آن گاه امام حسين عليه السلام فرمود: «لباسى برايم بياوريد كه كسى به آن رغبت نكند و زيرِ لباسهايم بپوشم تا برهنهام نكنند؛ چرا كه من كشته مىشوم و لباس و سلاحم را مىبَرند».
براى امام عليه السلام، شلواركى آوردند؛ امّا نپذيرفت و فرمود: «اين، لباس اهل ذِمّه است».
سپس، لباسى بلندتر را كه از شلوار، كوتاهتر و از شلوارک، بلندتر بود، آوردند و امام عليه السلام، آن را پوشيد.
المناقب (ابن شهرآشوب)، ج ۴، ص ۱۰۹.
الصحیح من مقتل سید الشهداء، ج ۲، ص ۲۲۹-۲۳٠؛ شهادتنامهٔ امام حسین(ع) بر پایهٔ منابع معتبر، ج ۲، ص ۲۴۳-۲۴۴.
الإِمامُ(ع) يَطلُبُ ثَوباً لا يُرغَبُ فيهِ: امام(ع)، لباسى را مىطلبد كه كسى بدان، رغبت نكند
بخش دوم
تاريخ الطبري عن أبي مخنف عن سليمان بن أبي راشد عن حميد بن مسلم: لَمّا بَقِيَ الحُسَينُ عليه السلام في ثَلاثَةِ رَهطٍ أو أربَعَةٍ، دَعا بِسَراويلَ مُحَقَّقَةٍ يُلمَعُ فيهَا البَصَرُ، يَمانِيٍّ مُحَقَّقٍ، فَفَزَرَهُ و نَكَثَهُ لِكَيلا يُسلَبَهُ، فَقالَ لَهُ بَعضُ أصحابِهِ: لَو لَبِستَ تَحتَهُ تُبّاناً.
قالَ: ذلِكَ ثَوبُ مَذَلَّةٍ و لا يَنبَغي لي أن ألبَسَهُ.
قالَ: فَلَمّا قُتِلَ، أقبَلَ بَحرُ بنُ كَعبٍ فَسَلَبَهُ إيّاهُ، فَتَرَكَهُ مُجَرَّداً.
قالَ أبو مِخنَفٍ: حَدَّثَني عَمرُو بنُ شُعَيبٍ، عَن مُحَمَّدِ بنِ عَبدِ الرَّحمنِ، أنَّ يَدَي بَحرِ بنِ كَعبٍ كانَتا فِي الشِّتاءِ تَنضَحانِ الماءَ، و فِي الصَّيفِ تَيبَسانِ كَأَنَّهُما عودٌ.
تاريخ الطبرى -به نقل از ابو مِخنَف-: سليمان بن ابى راشد، از حُمَيد بن مسلم برايم نقل كرد كه:
چون حسين عليه السلام با سه يا چهار نفرستادی، تنها مانْد، شلوار يَمانى محكمش را -كه چشم را خيره مىكرد-،خواست تا آن را زيرِ لباسش بپوشد. آن را پاره پاره و رشته رشته كرد كه پس از شهادتش به غارت نبرند.
يكى از ياران او گفت: كاش زير آن، شلوارک مىپوشيدى!
فرمود:«شلوارک، لباسِ خوارى است و براى من،شايسته نيست كه آن را بپوشم».
امّا هنگامى كه حسين عليه السلام به شهادت رسيد، بحر بن كعب، آن را نيز از [تن] ايشان در آورد و ايشان را برهنه، رها كرد.
نيز عمرو بن شعيب، از محمّد بن عبد الرحمان برايم نقل كرد كه: هر دو دستِ بحر بن كعب، در زمستان، آبْ ترشّح مىكرد و در تابستان، مانند چوبِ خشک مىشد.
تاریخ الطبري، ج ۵، ص ۴۵۱؛ أنساب الأشراف، ج ۳، ص ۴۰۸.
الإرشاد: حَمَلَتِ الرَّجّالَةُ يَميناً وشِمالاً عَلى مَن كانَ بَقِيَ مَعَ الحُسَينِ عليه السلام فَقَتَلوهُم، حَتّى لَم يَبقَ مَعَهُ إلّاثَلاثَةُ نَفَرٍ أو أربَعَةٌ، فَلَمّا رَأى ذلِكَ الحُسَينُ عليه السلام دَعا بِسَراويلَ يَمانِيَّةٍ يُلمَعُ فيهَا البَصَرُ، فَفَزَرَها ثُمَّ لَبِسَها، وإنَّما فَزَرَها لِكَي لا يُسلَبَها بَعدَ قَتلِهِ.
فَلَمّا قُتِلَ، عَمَدَ أبجَرُ بنُ كَعبٍ إلَيهِ فَسَلَبَهُ السَّراويلَ وتَرَكَهُ مُجَرَّداً. فَكانَت يَدا أبجَرَ بنِ كَعبٍ بَعدَ ذلِكَ تَيبَسانِ فِي الصَّيفِ حَتّى كَأَنَّهُما عودانِ، وتَتَرَطَّبانِ فِي الشِّتاءِ فَتَنضَحانِ دَماً وقَيحاً، إلى أن أهلَكَهُ اللهُ.
الإرشاد (شیخ مفید): پيادگان لشكر ابن سعد، از چپ و راست، به باقىماندگان همراه حسين عليه السلام حمله كردند و آنان را كُشتند تا آن كه جز سه يا چهار نفر، با آنان نمانْد. هنگامى كه حسين عليه السلام چنين ديد، شلوارِ يَمانى محكمش را -كه چشم را خيره مىكرد-، خواست تا زير لباسش بپوشد. همچنين، آن را پاره پاره كرد كه پس از شهادتش به غارت نبرند؛ امّا هنگامى كه به شهادت رسيد، بحر بن كعب، آن را نيز از [تن] امام عليه السلام در آورد و ايشان را بىلباس، رها كرد.
به همين خاطر، هر دو دست بحر بن كعب در تابستان، مانند چوبِ خشک مىشد و در زمستان، مرطوب مىشد و خون و چرک، از آنها ترشّح مىكرد تا آن كه خداوند متعال، او را هلاک كرد.
الإرشاد، ج ۲، ص ۱۱۱؛ مُثیر الأحزان، ص ۷۴.
الصحیح من مقتل سید الشهداء، ج ۲، ص ۲۳۰؛ شهادتنامهٔ امام حسین(ع) بر پایهٔ منابع معتبر، ج ۲، ص ۲۴۴
با دیدهٔ پر اشک، ولی دستِ تُهی
آیم به زیارت تو با رو سیَهی
#محمدرضا_سهرابی_نژاد
قم، حرم حضرت معصومه(س)، ۱۴۰۴/۸/۲۷
هدایت شده از مُستَبین
▪️
عنایت حضرت زهرا(س) به فرمانده
🔨 عبدالحسین برونسی کارگر ساده اهل تربت بود که مقامات معنوی را به سرعت درنوردید و در عملیات بدر (اسفند ۱۳۶۳) به شهادت رسید؛
⭐️ رهبری از او به بنّای عارف تعبیر کرده است؛
🎯 برونسی در دوران پهلوی محکوم به اعدام شده بود و پس از انقلاب از فرماندهان جنگ به شمار میرفت؛
🖤 ارادت او به #فاطمه زهرا(س) سبب شد در شبی که تیپ تحت فرمانش زمینگیر شده بود، پیروزی را به ارمغان آوَرَد؛
🚀 وقتی دشمن بعثی متوجه حرکت رزمندگان شد و آتش سنگینی ریخت، شهید برونسی فرمانده تیپ جوادالائمه با توسل به صدیقه طاهره راهی را یافت که جز امداد غیبی نبود؛
@Mostabin
👂 در آن اوضاع، صدای ملکوتی خانمی به گوشم رسید...
🚶♂️ ۲۵ قدم به راست و ۴۰ قدم به سمت دشمن، دستور انجام شد و عملیات با موفقیت به پایان رسید؛ اما کسی متوجه ماجرا نشد؛
💡 فردا که از منطقه دیدن کردم، آن مسیر شب گذشته دقیقاً همان معبری بود که عراقیها برای رفت و آمد خودشان قرار داده بودند؛
◼️ آن شب تاریک، رزمندگان به عنایت فاطمی معجزآسا از میان موانع فراوان به آن مسیر دست یافتند و از آن عبور کردند.
برگرفته از کتاب خاکهای نرم کوشک؛ شرح حال و خاطرات دوستان شهید.
#مستبین
در ایتا
https://eitaa.com/Mostabin
در تلگرام
https://t.me/AlMostabin