Matina:)
ـــــــــ
یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم...(:
-
Matina:)
ــــــــــــ
دکترباناباوربیگفت«بهاوناغذادادهمیشه؟چطور؟»
-بیشتربابچههادخترایدوازدهسیزدهساله...دختراییکهتازهبهسنبلوغرسیدن...بعضیوقتاهماطفال:)
-