ببار ای بارون ببار.mp3
زمان:
حجم:
5.3M
امشب بعد از مدتی بی بارونی، بارون زد بالاخره الحمدلله. اما بارون امشب روضه بود. هفتمین شب محرم، شبی که آب رو بستن به روی قهرمانان کربلا...
ببار ای بارونِ حاج محمود رو همیشه گوش میدم. مهم نیست تو چه حالیم و اصلا محرمه یا نه. در همه حال آرومم میکنه. شایدم آرامشش بخاطر ترکیب بارون و روضه اهل بیته.
بیاین درمورد پیمان بستن و توافق کردن ۳ تا آیه بخونیم ببینیم چقدر قرآنی پیش داریم میریم.
و هرگاه (با ظهور نشانههایی،) از خیانت گروهی بیم داشته باشی (که عهد خود را شکسته، حمله غافلگیرانه کنند)، مقابلهبهمثل کن و عهدشان را بینداز جلویشان! چون خدا خیانتکارها را دوست ندارد. | انفال ۵۸
اگر هم به عهدشکنی ادامه دهند و دربارۀ دینتان زبان به نیشوکنایه بگشایند، دیگر، رهبرانِ کفر بهحساب میآیند. پس با آنها بجنگید؛ زیرا به هیچ تعهدی پایبند نیستند. باشد که با این شدت عمل، دست از عهدشکنی بردارند. | توبه ۱۲
آیا نمیخواهید بجنگید با این جماعتی که عهدهایشان را شکستند و مصمّم بودند پیامبر را از مکه اخراج کنند؟! همانها بودند که اولینبار جنگ با شما را آغاز کردند! نکند از آنها میترسید؟! اگر مؤمنید، جا دارد که در درجۀ اول از خدا حساب ببرید. | توبه (١٣)
میبینید دیگه؟ مگه پایان جنگ در تمامی جبهه ها از جمله لبنان در توافق نبود؟ عهد شکنی شد که! قرآن داره میگه کل این پیمان رو بریز دور وقتی عهد شکنی کردن!
باید ترسید اگر مخالف قرآن عمل کردیم. نه تنها آخرت، که دنیامون هم به باد میره. این سنت خداست که باید در مقابل نقض پیمان لغو پیمان کنیم و اگر نکردیم حتی دنیامون هم تأمین نخواهد شد و هزینه های زیادی میدیم و بن بست محضه. این تفاهم و توافق از لحاظ قرآنی کاملا بی ارزشه.
#پیام
مأوا
و او واسطه راز و نیاز است...🌙
از بیرون خیمه، صدای خنده ریز، کودکانه و سرخوشانه رقیه را میشنوم. عباس آرامبخش دلهای بیتاب و نگران است...
«روایت طف» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/audiobook/298336
یه روایت کوتاهِ ۴۰ دقیقه ایِ دلنشین با صدای حامد عسکری مناسب این روزها (رایگانش کرده طاقچه)
بسم الله الرحمن الرحیم
سخنرانی که خدا روزیمون کرد تو این دهه محرم آقا اسماعیل جان رمضانی بود. به قول #حاج_رضا عزیزم مست فیض بودیم. یکی از سخنرانی هاشون تو این شبهارو ارسال میکنم الان ان شاءالله بعد از نوشتنی هام. خدا حفظشون کنه. موضوع اصلی منبر ایشون #اخلاص بود. چند شبی هم بخاطر شرایط، سیاسی حرف زدن و صحبت یکی از شب هاشون باعث شد این چند خط رو چند شب قبل بنویسم تو مأوا.
مأوا
بسم الله الرحمن الرحیم سخنرانی که خدا روزیمون کرد تو این دهه محرم آقا اسماعیل جان رمضانی بود. به
تو این شبها بهمون خوب تذکر هایی رو داد. یادمون آورد که اخلاص اگر نداشته باشیم اعمالمون قبول نیست. قرآن میفرماد «ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ» خدا برا ماها دوتا قلب که قرار نده. یعنی آقاجون، تو یک دل، دو تا دوستى جمع نمىشه. یا دنیارو دوست داری یا خدا. نداریم بینش و از این وسط مسط بازیا. اخلاص همینه. اینکه فقط خدارو ببینی و بس. اگر لحظه ای فکر کردی به دیگری و اون دیگری روی عمل تو تاثیر گذاشت، اونوقت داری دیگری رو اندازه خدا بزرگ و خدا رو به اندازه دیگری کوچک میکنی... مثال آقای رمضانی یه لیوان آب بود. فرمودن اگر به منِ سخنران که میخوام بیام پا منبر، قبلش بگن آقای سخنران، امشب آب نداریم بهتون بدیم موقع سخنرانی، حالا هیچ تاثیری روی من اگر نذاره این آب نبودن، یعنی اخلاص دارم. اگر روضه خون بودی سالها و یه شب هیچکس نیومد پا روضت بشینه، برات هیچ فرقی نکنه. چرا؟ چون تو فقط از خدا تاثیر میگیری و بس. نگاهِ دیگران چه باشند و چه نباشند تو کارت رو انجام میدی. اگر اینطور نباشه این یعنی تو چشمِ امام حسین و مادرشون رو کافی نمیدونی. تو که میدونی اونها میبینن. تو که میدونی امام زمانت داره میبینتت. اگر یک شنونده به تویِ سخنران نگاه نکنه نگی: ای بابا، اینا چرا نگاهم نمیکنن. اونوقت داری نگاهِ دیگری رو مؤثر قرار میدی. در حالیکه فقط نگاهِ خدا باید روی تو تاثیر بذاره. حالا این مثال آقای رمضانی رو تعمیم بدین. بگین مثلا مهم نیست اگر متنی رو که ۴ ساعت وقت گذاشتم نوشتم رو چقدر بقیه ازش خوششون میاد یا اصلا میشینن میخونن! نه! اگر اینطوری بگی ردی ها! نگی انقدر وقت گذاشتم کسی اصلا نگاهشم نکرد. اخلاص یعنی هیچِ هیچ بشه تاثیر دیگران روی تو، و فقط نگاه خدارو ببینی.
امشب که شب آخر بود، آقا اسماعیلِ عزیز گفتن که ببین رفیق، اون نمازی که حواست اصلا به هزار جا بود، اون مجلس اهل بیتی که توش حضور داشتی و اشک ریختی اما قبلش شراب خوردی، اون عملی که توش اخلاص نداشتی و ... درسته که از تو قبول نمیشه، اما ثوابش رو به تو میدن... به هر حال نمازخونی که خوب نمازش رو نخونده از بی نماز بهتره که... خدا که بی تشکر نمیذاره چیزی رو... نمازش درسته که به خاطر مثلا لقمهی حرامی که خورده قبلش قبول نمیشه، اما خدا ثوابش رو که بهش میده لااقل... به هر حال اون دستور خدارو که میفرماد نماز بخوانید رو بهش عمل کرد، تو روضه ابا عبدالله که شرکت کرد، و خب همین ثواب ها باعث میشه بره بهشت. اما چه بهشتی؟ بهشتی که اعمال تو قبول نشده در اون و فقط ثوابش بهت داده شد بخاطر انجامش... این بهشت بهشتی نیست که تو بری پیش حسین(ع)... چون تو دیگه رفیق حسین جان نیستی... و چه دردی از این بیشتر که تو رفیق حسین نباشی و نتونی کنار امام حسین باشی ...