چند تا از آثار این شهید که به شدت پیشنهاد می کنم
مخصوصاً در این ایام:
۱.نظام حقوق زن در اسلام
شامل:نظری به نظام اقتصادی اسلام
۲.نقدی بر مارکسیسم
شامل:نهضتهای اسلام صد سالهٔ اخیر
۳.آینده انقلاب اسلامی
شامل:تعلیم و تربیت در اسلام
بدون اغراق باید بگویم، استاد مطهری بزرگ ترین معلم در طول زندگی ام بود و رفتار صمیمانه و حکیمانه آن بزرگوار با افراد مختلف به ویژه خانواده و فرزندان خود، در زندگی من الگویی تمام عیار از نوع مواجهه با افراد به خصوص خویشان و نزدیکان بوده است. اساساً شهید مطهری معلمی بود که هر کس در حد فهم و درک خود، می توانست از کلام و سیره زندگانی ایشان درس های زیادی بگیرد.
✨صمیمیت در عین هوشمندی و زیرکی✨
رابطه استاد با نسل جوان بسیار صمیمانه و خودمانی بود. آن موقع خیلی از جوان ها می آمدند از ایشان سؤال می کردند. یادم هست یک باری که در قم بودیم، یک نفر به ظاهر طلبه وسط جلسه بلند شد و از استاد سؤالی کرد به این مضمون، ما برای چه طلبه می شویم؟ آیا فقط به خاطر این که صرفاً امام جماعت مسجدی شویم؟! استاد در آن جا جوابی به این فرد نداد. برای خود من جای سؤال بود که چرا استاد جوابی ندادند. بعد از جلسه، در داخل ماشین از ایشان پرسیدم که چرا جواب این جوان را ندادید؟ ایشان گفتند: این فرد اصلاً طلبه نبود. فکر کنم ایشان این احتمال را می داد که از نیروهای رژیم باشد. این گونه زیرکی ها و تیزهوشی های شهید مطهری در موارد متعددی برای خود من تکرار می شد.
از جمله خاطرات بزغاله کوهی🤌
✨صمیمیت در عین هوشمندی و زیرکی✨ رابطه استاد با نسل جوان بسیار صمیمانه و خودمانی بود. آن موقع خیلی ا
از استاد برای سخنرانی و جلسات پرسش و پاسخ در شهرهای مختلف کشور دعوت می شد. گاهی که به قزوین می رفتیم، بعضاً تا ده شب پشت سر هم در منزل آیت اللّه باریک بین (نماینده فعلی مقام معظم رهبری در استان قزوین) می ماندیم. گاهی جلسات استاد در منزل ایشان تا نیمه شب ادامه داشت و جوان ها از استاد می پرسیدند، این چه وضعیه؟! چرا اوضاع کشور این طور است؟! چرا... خاطرم هست که استاد مطهری با ملایمت از کنار بحث های داغ آن ها می گذشت و بعد که من می پرسیدم، چرا جواب آن ها را ندادید؟ می گفت: خیلی از این ها اصلاً دانشجو و طلبه نیستند؛ به این معنی که احتمال دارد در بین این ها افراد نفوذی رژیم وجود داشته باشد. ایشان دو بار در دوران قبل از انقلاب به زندان رفت، یادم هست یک بار، 41 روز به طول انجامید. عوامل رژیم هم به تناوب منزل ایشان را می گشتند، ولی استاد خیلی تیزهوش بود و مدرکی برایشان باقی نمی گذاشت. بعد از این که در سال 55 از دانشکده الهیات بازنشسته شدند، من به وساطت استاد و نیز شهید مفتح استخدام دانشکده شدم و مرد شریفی به نام آقای مدنی ـ خدایش بیامرزد- راننده ایشان شد و من دیگر در خدمت استاد نبودم.
پ.ن: منظور اینکه که نقاشی کشیدن با گچ روی آسفالت برای کسایی که این کار رو کردن یه بازی بوده
ولی چند سال بعد قراره یه خاطره بشه
شما رو نمی دونم...
ولی عشق می کنم وقتی میبینم چقدر بچه ها آزادند توی تجمعات
گاهی دعوا ها هست ولی فکرشو بکن یه منطقه فقط واسه بچه ها
آدم بزرگا بگن خوش اومدید
آفرین که اومدید
تو پناه خونه خدا بازی کنی...
دور محراب حلقه بزنید
با آدما و بقیه بچه ها شاد باشید
هرکسی با دیدنت یه آبنباتی،شکلاتی چیزی بهت بده...
نمی دونم...
شاید هم حسودی می کنم به عالم زیبای بچه هایی که شبها میبینم.
#زیبایی
#حرف_بزنیم