شـاید نویسنده:)
مثلا فرض کنید با یه حس ادبی دارم تقدیمی هارو مینویسم بعد یادم میاد قرار نیست پاراگراف بنویسم این نام
مثلااز لحن چاووشی توی ذهنم
یهو پاک میکنم
میرم با لحن انشرلی مینویسم:)
شـاید نویسنده:)
مثلااز لحن چاووشی توی ذهنم یهو پاک میکنم میرم با لحن انشرلی مینویسم:)
ولی ننجون درونم رو اگه با صدای خودم و لحن خوندنم بشنوید
از نظرم خیلی بیشتر به دلتون میشینه!
چون اصلا حسش خیلی متفاوته
واقعا لحنش خیلی قشنگ تره:)
زمانی که جایی در خودم فرو ریختم؛
هیچ کس برای آبادیِ من نیامد
من تنها بر ویرانه ام آجر شدم:)
شـاید نویسنده:)
امیدوارم از دست خودتون به هیچکس پناه نبرید!
چون اون شخص اگه یه روز نباشه
دیگه حتی حالتون با خودتون هم خوب نیست چه برسه بقیه!
شـاید نویسنده:)
با این حرف خیلی موافقم:)
تو یه نفر رو حتی تو خودش دوبار پیدا نمیکنی..
یعنی با پوست گوشت و استخونم حسش کردما!
هدایت شده از شـاید نویسنده:)
تکه هایی از وجود کتاب قهوهی سرد اقای نویسنده:)