eitaa logo
شـاید‌ نویسنده:)
535 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
408 ویدیو
9 فایل
[این منم بخشی از خودم که اینجا نشونش میدم☁️⚽️] _شیعه علی ابن ابیطالب:) کپی متون؟ از دل برآمده را کجایش میبرید؟ جوانه زدن؟دوم سومین ماه پاییز هزار چهارصد دو ناشناس:https://abzarek.ir/service-p/msg/4038341
مشاهده در ایتا
دانلود
ننجونِ درونِ عزیزم؛ [تو این مدت اتفاق های زیادی افتاده اتفاقاتی که باعث شده قلبم تو دست آدمها فشرده بشه، انگار بعضی از رگاش حتی پاره بشه! البته جا نندازم میون این پارگی رگ ها گاهی امید و لبخند جوونه زده، مثل جوونه زدن گیاهی از میون گلدون شکسته! درسته گاهی حالم خوب نبود ولی مهم اینه خیلی وقتا از ته دل خندیدم و من این از ته دل خندیدن هام رو یادم نمیره! بگذریم؛ عید اومده، خوشحالم یه سال دیگه کنار خودم دارمت و سال نو رو بهت تبریک میگم؛ بهار که امروز وارد خونه هامون شد اولش ذوق خاصی نداشتم ولی الان دارم با عمق جونم حسش میکنم شما چطور؟! راستی میشه وقتی اومدم خونت به جای عیدی برام کلوچه گردو با مارمالات هویج بپذی؟!] - چهل و سومین نامه من به مادر بزرگِ درونم:)-
«پهلوان»رسول خادم‌ کجاست؟«اسطوره» علی‌آقادایی چطور؟ نوید محمدزاده، ترانه علیدوستی و کتایون ریاحی کجایند؟ آن‌ها که از کم‌آبی زاینده‌رود تا گرسنگی لک‌لک‌های مهاجر و گم‌شدن سپهربابا بیانیه‌های اعتراضی و دلنوشته‌های پرگداز منتشر می‌کردند. شهاب‌حسینی با سابقه شصت‌بار خداحافظی از دنیای سینما در اعتراض به کشته‌شدن ایرانیان کجاست؟ آن‌ها که دی‌ماه را با استوری‌های غمگین سیاه‌وسفید و موسیقی حماسی انتظامی سرکردند کجایند؟ می‌دانند که ۱۶٠ کودک دبستانی ایران با بمب‌های چند تنی آمریکا تکه‌تکه شده‌اند؟ می‌دانند که دیروز جمجمه دونیم شده نوزادی ایرانی را از کف آوار جمع کردیم؟ صدای انفجارها را می‌شنوند؟ می‌دانند که از جوانی صدونود سانتی فقط یک دست کوچک دفن می‌شود؟ چرا لال‌اند؟ چرا کورند؟ چرا فریادی برنمیکشند؟ بیانیه‌ای نمیدهند. تماس‌ها را قطع می‌کنند. مگر نه اینکه عمری با قراردادهای میلیاردی زیر پرچم جمهوری‌اسلامی ارتزاق کردند. مگر نه اینکه از نگاه‌ها و تشویق این مردمی که امروز زیر بمباران‌اند به نان‌ونوایی رسیدند؟ مگر تا یک‌ماه پیش خونخواه جوان‌های ایرانی نبودند؟ حالا در کدام پستو زبان‌به‌کام گرفته‌اند؟ بگویید بچه‌گربه‌ای تب‌کرده. بگویید سگ‌های ولگرد حوالی تهران ترسیده‌اند. بگویید ما را جمهوری‌اسلامی می‌کشد. بلکه به رگ غیرتشان برخورد و چیزکی گفتند. اف بر شما و حساب‌های بانکی‌ و گرین‌کارت‌های کثیف‌تان! «مهدی مولایی» @m_molaie110
میگفــت معیار خدا با ما فرق میکنه راست می‌گفت خیلیا شهید شدن که فکــرش و نمیــکردیم 💔
وقتایی که مامانم با چادر یکمی از صورتش رو میگیره، احساس میکنم ماه گرفتگی پیش میااد:)
شـاید‌ نویسنده:)
وقتایی که مامانم با چادر یکمی از صورتش رو میگیره، احساس میکنم ماه گرفتگی پیش میااد:)
مامانم فکر میکنه قشنگ نیست در حالی که تعریف مورد علاقه من اینه که همه بهم میگن چقدر شبیه مامانتی و چقدر شبیهش میخندی:)))
هدایت شده از 
یه دخترِ پرتلاش، از اون‌هایی که معمولا دیگران بهش افتخار می‌کنن! از اون‌هایی که داره تلاش می‌کنه برای آدم خوب بودن، به معنای واقعی کلمه.. ایشون خیلی هم به دیگران کمک‌ می‌کنه و هوای دیگران رو داره، مثل یه مادر.. و قطعا هم فوتبالیسته! ☀️@maybe_writer
شـاید‌ نویسنده:)
یه دخترِ پرتلاش، از اون‌هایی که معمولا دیگران بهش افتخار می‌کنن! از اون‌هایی که داره تلاش می‌کنه برا
تلاش میکنه برای ادم خوب بودن:) مثل یه مادر فوتبالیسته دیگرون افتخار میکنن:) بسی ذوق کردم..
شـاید‌ نویسنده:)
من واسه تو مینویسم و تو واسه اون میخونی!
وهه چقدر دل پاره گر[یعنی سبب پاره شدن دل میشود*] چه غم انگیز نوشتم..
هدایت شده از شـاید‌ نویسنده:)
ننجونِ درونِ عزیزم؛ [دلم میخواد برم ناپدید بشم، دلم میخواد با لباس گشاد و بلند گلگلی، برم خونه خانم بزرگم بمونم و هیچکس سراغم رو نگیره، دلم میخواد تو اونجا با خانم بزرگ، باهم چای گل محمدی اتیشی بخوریم و بعدش یه برنج دودی دست بخت خانم بزرگ رو برای ناهار ، توی ظرف های قدیمی بخوریم؛ بعد ناهار هم بریم توی باغ باهم سبزی بکاریم و بعدش الوچه بکنیم.. شب هم مامان بابا و ابجیام بیان تا یه شام مشتی دور هم بزنیم و من بعد شام بگم که این الوچه هایی که واستون اوردیم رو با خانم بزرگ کندمشون.. بعدش خانوادم من رو پیش خانم بزرگ بزارن و برن و ما شب با صدای جیر جیرک ، زیر لهاف سه برابر وزن خودمون ، خوابمون ببره و صبح با صدای خروس پاشیم.. و این چرخه تا زمانی که من دلتنگیم رفع بشه ادامه پیدا کنه.. از نظرم اگه گوشی و مدرسه نبود و خانم بزرگ زنده بود و فراموشی نداشت و صاف راه میرفت، خیلی زندگیم قشنگ تر از الانم بود.] _چهارمین نامه به ننجونِ درونم:)_
کمی پیرم!