چایت را بنوش ، نگران فردا هم نباش،
از گندم زارِ من و تو،
مُشتی کاه میماند برای بادها!
شـاید نویسنده:)
چایت را بنوش ، نگران فردا هم نباش، از گندم زارِ من و تو، مُشتی کاه میماند برای بادها!
https://t.me/maybi_a_writer
تو این کانال تلگرام بود!
شاید یک نویسنده..واسم جالبه همین:))))
#پاراگراف
۶۴_روزی که من نیستم.
یه روز میرسه که دیگه من نیستم؛
دیگه اتاقم عطر منو نداره،
دیگه مامان از اینکه هرروز خدا اتاقم ولو بهم ریخته است ناراحت نمیشه،
دیگه بابا همش نمیگه
" تو اصلا نگران آینده ات نیستی"
یا آبجی بزرگه نمیگه
" دختر یکم چیزی بخور چرا انقدر لاغری"
و آبجی کوچیکه لازم نیست هردفعه مشکلات من رو حل کنه یا بگه
" بسه دیگه چقدر کش مو گم میکنی"!
یا داداش علی دیگه نیاز نیست هرروز از اینکه تو باشگاه چه کار خفنی کردم رو بشنوه و از دستم راحت میشه،
رفیقام دیگه همش حرص نمیخورن که چقدر چپیدی تو خونه بسه دیگه یکم از اتاقت دل بکن!
یا رفیقهای مجازیم دیگه راحت میشن از اینکه کسی نیست باهاشون شوخی کنه و اذیتشون کنه،
مربیم دیگه نیاز نداره ۴ روز هفته راس ساعت ۲ سر میدون وایسته
که داره میره سر تمرین غصه منم بخوره و منم ببره،
دیگه تختم از اینکه هرروز همه کارام رو روش انجام میدم فریادش درنمیاد،
کلاس های مختلف
دیگه قرار نیست بخاطر سرصدا ها و خنده های من، صدای خنده های بچه های دیگه معلم هم توش بپیچه،
آینه اتاقم دیگه قرار نیست با چیزای مختلف روش نوشته بشه؛
دیگه تو هیئت منی نیستم که
اینور اونور بدوعم و بقیه ازم بپرسن:
"خب ما چه کمکی کنیم؟
زهرا جون انقدر ماست بسته؟
آقایون میگن چند تا غذا بدیم زنونه"
وقتی عزیزام کادو تولد اونی رو نگیرن که دلشون میخواست داشته باشن،
شاید دلشون برام تنگ شه:)
اون روز من نیستم،
ولی همه این اشخاص هستن
و دلشون شاید ذره ای تنگ شه برای اینکارام، شاید اون روز اونها با دیدن
ستاره ای تو آسمون، دختری که آبنبات دستشه، با عدد 1، با خنده های بلند یادم بیوفتن یا شاید ادمهای اطرافم وقتی یکی جزئیاتی ازشون یادشون نمونه، ،وقتی کسی مراقبشون نباشه، وقتی توی زمان و مکان اشتباه یکی نخندونتشون، وقتی خونه دیگه سرصدا نباشه ،
وقتی کسی نیست که تو موقعیت های مختلف بگه: "مهمونی رو جابه جا کنید من کلااااس داارم، بااید برم باشگاه من نمیااام! "
وقتی دیگه کسی نیست
راه بره از مربیش و فوتبال بگه؛
وقتی کتاب های تو کمد دیگه دست بهشون نخوره، و کسی طبق حال هرروز ننویسه یه چیز رو آینه..
قطعا دلشون برام تنگ میشه:)
اون روز جای من بخندین،
جای نشد های زندگی من گریه کنید
و یادتون باشه که زیاد گریه نکنید
چرا؟! چون پیش میاد، بخندین:))
_سیده زهرا موسوی
شـاید نویسنده:)
#پاراگراف ۶۴_روزی که من نیستم. یه روز میرسه که دیگه من نیستم؛ دیگه اتاقم عطر منو نداره، دیگه مامان ا
https://abzarek.ir/service-p/msg/2980891
دلیه؛ ولی دلم میخواد بگید چطور شده:)؟
یا بگید شمارو با چی یاد میکنن:)؟
شـاید نویسنده:)
#پاراگراف ۵۹_پایان من! تنم دیگر روحی ندارد؛ جانی نیست که آن را به حرکت دراورد! یخ کرده مثل سرمای یخ
آرزوهایم؟
آنها نیز به مراسم تدفین من آمده اند.
شـاید نویسنده:)
#پاراگراف ۵۱_تدفین مُردن چیز عجیبی است، فرض کن در یک آن، در اندکی از ثانیه، در واپسین چند دقیقه، دگ
پس از آن خاموش میشوی
و هرچند گاهی یک فاتحه نثار روحت میکنند.
هدایت شده از سدخارجی
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترامپ: نذاشتیم ایرانیها بهش بگن خلیج فارس!
دنیا:
@sedkhareji✔️
هدایت شده از - اِمیــلی .
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچ چیزی ندارد🐞⚡️
<< @emilushef 🐈⬛️ >>
بچه ها باهام خوبن،
آدما تو اولین دیدار
ازم انرژی مثبت دریافت میکنن،
حیوونا ازم فرار نمیکنن،
آدم غریبه ها بهم اعتماد میکنن،
خانواده رفیقام قبولم دارن؛
به نظرت این چیزا نشون دهنده چی میتونه باشه؟!