درون سرم پرصداست ،
همیشه باهام ساز مخالف میزنه،
همیشه جنگ درونی دارم خسته ام ،
راهی هست برای رهایی؟
.
.
میفهممت عزیزکم:)
ما آنسانها گاهی بیشتر از آدمهای اطرافمون با خودمون سر جنگ داریم،
با تناقضی که درونمون رخ میده و اون شخصیتی که دلش میخواد یه کار کنه و شخصیت دیگه فرمان انجام کار دیگری رو میده..
میفهمم این بخشی از تغییره ؛
چیزی که هممون گهگاه باهاش دست و پنجه نرم میکنیم!
راهکار رهایی واسه من همیشه این بوده
انقدر خسته میشم از دستش
"درست مثل همین حالا" که اهمیت نمیدم،سعی میکنم با صدای درست همراه شم و صلح در درونم ایجاد کنم هرچند زمان ممکنه ببره:))
درکل چقدر حس و حالت الان حسه منه..
سنی نداشت،
اما فهمیده بود برخی دردها
فقط و فقط مختص به خودش است
و دانستن دیگران دردی دوا نمیکند!
شـاید نویسنده:)
سنی نداشت، اما فهمیده بود برخی دردها فقط و فقط مختص به خودش است و دانستن دیگران دردی دوا نمیکند!
حس میکرد برای آنکه
بدود و خود را در اغوش مادرش
بیاندازد و اشک بریزد
زیادی بزرگ شده است.
اگر واقعا از نزدیک نگاه کنید،
بیشتر موفقیتهای یکشبه مدت زیادی طول کشیدهاند!
-استیو جابز
شـاید نویسنده:)
اگر واقعا از نزدیک نگاه کنید، بیشتر موفقیتهای یکشبه مدت زیادی طول کشیدهاند! -استیو جابز
_ شاخه هایِ ما به آفتاب میرسند
و ما دوباره سبز میشویم .