واقعا یه طور از سر تا پا درد دارم
صورتم کبوده
پام لنگ میزنم راه میرم
و کمرم درد داره
که هرکی منو ببینه حق داره فکر کنه کتک خوردم😂!
شـاید نویسنده:)
واقعا یه طور از سر تا پا درد دارم صورتم کبوده پام لنگ میزنم راه میرم و کمرم درد داره که هرکی منو ببی
اقا بیاین صلوات بفرستین زودتر خوب شمممم❤️😂
هدایت شده از جانان :)
کانال نویسنده نقلی رو خیلی دوست داشتم یا مثلاً
کانال شاید نویسنده از وقتی که ۲۰تا عضو نمیدونم یا شاید کمتر توش بودن منم عضو بودم ..
کاش مارو پاک نمیکردن..
اکانتتو بده بهم بدم رقیه عضوت کنه البته الان نیست..یکم دیکه که اومد مطمعنم بفهمه دوسش داشتی عضوت میکنه...
واقعا نمیدونم الان بشینم یک سریال شروع کنم، کتابای نخونده رو بخونم،
تابستونم رو یه هفته دیگه تمدید کنم
یا درس بخونم!
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تورا نه تنها برای ایام جوانی ام بلکم برای دوران پیریام میخواهمت:)
شـاید نویسنده:)
تورا نه تنها برای ایام جوانی ام بلکم برای دوران پیریام میخواهمت:)
#پاراگراف
۷۰_ تویی برای من!
به بیرون تاکسی مینگرم،
تو در خیالاتم غرقی مانند ماهی در اقیانوس آرام ،
سرشاری مانند بوی ترنج در بهارِ مازندران،
راه میروی شبه نسیمی در دمِ صبح و
پرسه میزنی در کوچه پس کوچه های ذهنم!
نمیدانم چه شد و از کی
نمیدانم!
تو مانند بذری از ابتدا کودکیم آمدی و کاشته شدی در رگی از گوشه های قلبم و کم کم جوانه زدی و حال تو در قلبم نهالی شدی از جنس
عشق،لطافت،نرمی،زیبایی و تمامیت چیزی که من میخواهمش!
کاشته شدی و حال پس از این همه سال متمادین
از خاک، سبز شدی؛
معیار نبودی و معیار شدی؛
زیبا نبودی و زیبا شدی درنظرم!
من مردی میپسندیدم
چهارشانه،قد بلند، بسان ماه،
لاغراندام و خاص؛
اما هیبت تو هیچ چهارشانه نبود،
قامت تو برای من بلند به نظر نمیامد،
چهره ات را دیگران بسان ماه نمیپنداشتند،
اندامت لاغر نبود و خاص نبودی!
معمولی بودی،
لباس تنت معمولی تر از همسن سالهایت بود،
چهره و هیبتت متفاوت تر از مردان اطرافم و
تو ساده تر از پسران شهرمان بودی!
خودت بودی و خودت شدی معیار،
ساختی چهارچوب دیواره قلبم را در اندازه خودت!
معمولی بودن تو بسان من بود و شاید همین بندی بود که میتوانست مرا به تو وصل نگه دارد چون تو
من بودی، منی برای من!
_سیده زهرا موسوی:)