شـاید نویسنده:)
و شاید اگه محبوبه منصور رو انتخاب میکرد خوشبخت هم میشد تهش همیشه تو دلش میگفت: [ اگه با رحیم ازدواج
حالا گه از زاویه منصور هم نگاه کنیم،
متوجه میشیم منصور هم کاملا یه عشق پااک معصوم و امن داشت!
حتی وقتی محبوبه بهش جواب رد میده و اینهمه اذیتش میکنه باز وقتی محبوبه برمیگرده پیشش و معذرت میخواد،
میگه:
( چرا معذرت میخوای ، مگه تو چیکار کردی در حق من؟ )
و این یعنی حتی با وجود اینکه انقدر خورد شده باز عاشقشه،
یا وقتی منصور ازدواج هم میکنه
زنش رو دوست داره
ولی نه به اندازه حسی که به محبوبه داشت (درست غلط رفتار رو نمیدونم) ولی عشق همینه:))
عشقی که محبوبه به رحیم داشت
و منصور به محبوبه:)!
و عشق محبوبه به منصور یه چیز تدریجی و به معنااا شدید دوست داشتن یه شخص هست،
که از نظرم این از عشق بالاتره ولی خب
معمولا انسان ها ترجیح میدن عشق رو انتخاب کنن نه دوست داشتن تدریجی رو!
https://eitaa.com/maybe_writer/15446 دوست داشتن تدریجی چجوریه؟
.
.
یعنی با منطقت انتخاب کنی،
خوشت بیاد از طرف
کم کم بگذره و ببینی واقعا میارزه که دوستش داشته باشی و کم کم این دوست داشتنه عمیق شه:)
پند اخلاقی: توکل کنید به خدا که آدم درستتون بیاد
و کم کم شدید عاشقش بشید
.
.
افرین فرزندمممممممم
گل فرمودییییی
از دهان شما گلل خارج شدددد
پنج دقیقه سکوت بخاطر اینکه منظورم رو گرفتییی!
بچگیم رو دیدم و بهش گفتم:
[ هرکار که تو نمیتونستی انجام بدی
رو من الان انجام میدم! ]
اونم گفت:
[ عوضش من امشب پیش خانم بزرگ میخوابم! ]
اون برد:)
هدایت شده از ترول فوتبال | Troll Futball
🚨 رسمی؛ نامزدهای بهترین بازیکن سال فرانس فوتبال زنان (توپ طلا)
@Troll_Futball | #Erfan
شـاید نویسنده:)
🚨 رسمی؛ نامزدهای بهترین بازیکن سال فرانس فوتبال زنان (توپ طلا) @Troll_Futball | #Erfan
من اعتراض دارم!
اسم من رو یادشون رفته بنویسن!!
امان از پارتی بازی😭😔
باز حقم نا حق شد..
شـاید نویسنده:)
فونت هنری بلد نیستم والا فقط با دست خط خودم اسمم رو نوشتم! روز سوم✨️
عکس از سایه ندارم هرچی گشتم ولی خب این عکس شاید کمی وایب سایه بده:)
روز چهارم✨️
(حوصله حرف زدن ندارم
ولی دلم میخواد حرف بزنم
ولی باتری اجتماعیم ته کشیده! )
*کمک
شـاید نویسنده:)
حالا گه از زاویه منصور هم نگاه کنیم، متوجه میشیم منصور هم کاملا یه عشق پااک معصوم و امن داشت! حتی وق
وای این قسمت سریال رو دیدم
چقدرر قشنگ بود:)
قشنگترین قسمت فصل دوم!
حرفهای منصور و حس امنیتی که میداد،
مراقبت رحیم و نرم صحبت کردنش!
قشنگ بود:)))✨️🤌🏽
چقدر خوشگل مینویسی وای:))))
.
.
وای شنیدن این یهو خیلی
بنده را ذوقی ساختت✨️🤌🏽💞
کدوم متن رو خوندید که یهو اینو گفتینن:)؟
نمیخواستم بازی زندگی را ببازم؛
اما باخته بودم.
باخته بودم و دگر چیزی برای از دست داشتن نداشتم!
سکوت کردیم،
دو دقیقه اندازه دوقرن سکوت گذشت..
-آبنبات لیمویی-