هدایت شده از شـاید نویسنده:)
عمری به دنبال شاهد گشتی
تا رنجت را باور کنند،
اما مگر خودت آنجا نبودی؟!
شـاید نویسنده:)
تو اون روی ظریف من رو زنده میکردی.
باعث میشدی
دامن بپوشم ، کیک بپذم ، شیشه ای باشم!
درحالی که من همیشه جلو بقیه یه کوه استوار بودم که هیچکس قرار نبود ریزشم رو ببینه!
شـاید نویسنده:)
:)
تو نزاشتی خیس بشه بالشت رو تختم..
دوست دارم حتی وقتی قهرم بات:)