شـاید نویسنده:)
من وقف تو هستم..
هرگاه که تورا میبینم
قلاب قلبم از صفر برایت خاطره میبافد.. !
شـاید نویسنده:)
هرگاه که تورا میبینم قلاب قلبم از صفر برایت خاطره میبافد.. !
و هرگاه که میروی
رشته های بافته شده قلبم
به تو و چشمانت گیر میکند
به دنبال تو میدود و نخ کش میشود.
دلم واسه وقتایی که پاییز میشد میرفتم تو بهارخواب میشستم و کتاب میخوندم خیلی تنگ شده!
از وقتی خواهرم ازدواج کرد خیلی کمتر رفتم بهار خواب .
بعد از اون هم
تو این یک سال انقدر درگیر خودم شدم که یادم رفت عاشق این بودم
که بشینم توی بهار خواب ،
اسمون رو ببینم و پادکست گوش کنم:)
امروز یکی بهم گفت:
کاملا به استایلت میخوره
فوتسالیست باشی
من شدید ذوقی شدمممممم!