هدایت شده از ؛کاتوره
لوازم آرایشی فاطمه دست من جا مونده بود دیروز نشد بیارمش و کل راه من و هستی داشتیم متقاعدش میکردیم که فاطمه تو خوشگلی وا بدههههه
شاید زیبا ~
لوازم آرایشی فاطمه دست من جا مونده بود دیروز نشد بیارمش و کل راه من و هستی داشتیم متقاعدش میکردیم ک
بخدا خیلی خوشگله فاطمه نمیدونم چرا همش میگفت نهه😫
هدایت شده از ؛کاتوره
هستی هم داشت کمک یکی از خادما میکرد و دختر کوچیکشو آروم میکرد ، نینی در بغل نینی 🤏🏻
شاید زیبا ~
هستی هم داشت کمک یکی از خادما میکرد و دختر کوچیکشو آروم میکرد ، نینی در بغل نینی 🤏🏻
حالا انقدر عسل داره خوب میگه
دختره جیغ میزد =))))
اون روز دیگه از هرچی بچه بود بدم امد😔
هدایت شده از ؛کاتوره
یکی از دخترامون میخواست عکس بگیره بعد فاطمه گفت فقط هستی قلق قیافه های ما رو داره بزار اون بگیره :)))
[طوری که عکاس تمام لحظاتمون هستیه >> ]