هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
کپریکورن ، آدما کی باشن که ارزشِ تورو تعیین کنن ؟
شب دومی بود که اخیرا راجع بهت خواب دیدم و حتی وقتی هنوز هوشیار هم نبودم، دلم میخواست بدونم چیشد که به خوابم سر زدی. اولین احتمالی که به ذهنم رسید زیاد شروع خوبی نداشت. دلتنگی تو برای من خیلی وقته ِغیرمنطقی به نظر میاد. ترک کردن این عادت وقتی هنوز هر از گاهی توی خوابم پیدات میشه، دیگه نباید برام سخت باشه. با این سر خودمو گرم میکنم که شاید زیادی بهت فکر کردم، شاید هر بار که اسم دانشگاهت رو میشنوم ناخودآگاه به این فکر میکنم که الان در چه حالی. توی ذهنم از این مطمئن میشم که از من موفق تری، دوستای جدیدی پیدا کردی و کارای جدیدی رو شروع کردی، اما بازم نمیتونم بفهمم حالت خوبه یا نه. هنوزم هر شب تا دیر وقت بیداری و فیلم میبینی ، نودلت رو پر از فلفل میکنی یا پوستر جدید به اتاقت میزنی ... اصلا دارم چیکار میکنم نباید بهت فکر میکردم تا به این نتیجه برسم که دلم برات تنگ شده و حالا بازم توی سیاهچالِ خشمی که خودم با دستای خودم ساختم تنها گیر میوفتم.