من بارها و بارها بخاطرت شکستم ، بارها خودم رو روی زمین در هر حالی پیدا کردم که داشتم با لبخندی که اشک های نریختهام رو درونش مخفی میکرد ، خورده های قلبم رو جمع میکردم . هر بار گذاشتم خیلی راحت من رو بشکنی .
میدونی احمق بودم .. هنوزم هستم (؟) شاید اگه بازم نور نگاه وحشیت روی قلبم بیوفته ایندفعه من این لعنتی رو بشکنم.