eitaa logo
MajidBehestani مجید بهستانی
4.4هزار دنبال‌کننده
229 عکس
56 ویدیو
24 فایل
ارشد علوم سیاسی و دکترای روابط بین‌الملل معلم دانشگاه مؤلف و مترجم کتاب: ×روانشناسی رابطه ایران و آمریکا ×نقد نظریه های روابط بین‌الملل:... ×فقه و علوم اجتماعی ×طبقه متوسط جدید و ... و چند کتاب و مقاله دیگر ارتباط با ادمین: @MajidBehestani
مشاهده در ایتا
دانلود
تنگه هرمز را چه زمانی بگشاییم؟ مجید بهستانی ۱- تنگه هرمز رانت جغرافیایی خدا به مردم ایران است. تقریبا یک چهارم اقتصاد جهانی، به صورت مستقیم به آن وابسته است، و غیر مستقیم تقریبا تمام جهان از آن تاثیر می‌پذیرد. ۲- بدلیل همین ویژگی، ناتوانی ترامپ در بازگشایی تنگه او را به بازنده بزرگ، و ایران را، از نظر برخی اندیشمندان، به قدرت جهانی، تبدیل کرده است. سیاست محاصره دریایی طرحی گران برای رهایی از مخمصه است که هنوز جواب نداده و قطعا به همین شکل نمی‌تواند ادامه یابد. ۳- بدلیل مقدمه یک، اکثریت کشورها متضرر می‌شوند و بعضی دولتها سقوط خواهند کرد. این را در ادامه بحرانهای مالی بسیاری از کشورهای اروپایی، شرقی و غیره ببینید. غرب با سرعت بیشتری در فروپاشی گذشته خویش قرار دارد (اگر قدر بدانیم). در نتیجه، اعتراضات فعلی جداگانه کشورها به بستن تنگه هرمز، تبدیل به اجماع سخت علیه ایران خواهد شد. جایی که دیگر چین هم در صف معترضان خواهد ایستاد. (این معادله به نفع روس است). قبل از اینکه آن روز برسد باید فکری کرد. ۴- ایران باید سریعا دستاوردهای نظامی خویش را تبدیل به قدرت راهبردی بکند. باید سلاح اتمی آزمایش شود. تنگه هرمز نمی‌تواند بصورت دائمی نقش سلاح راهبردی برایمان ایفا کند. داشتن سلاح اتمی صرفا یک نگرانی شدید برای چند کشور ایجاد میکند ولی بستن تنگه حتی دوستان را مورد اذیت و آزار قرار می‌دهد. حتی ممکن است در حیثیتی ضد خودش عمل کند. برای رهایی تنگه شاید «ائتلاف جهانی علیه تروریسم دولتی» شکل بگیرد، ولی برای خلع سلاح اتمی هیچ کشوری اقدام مسلحانه نخواهد کرد، چه برسد که ائتلاف بشود. https://eitaa.com/mbehestani
برای ایران، برجام از یک انگاره غلط شروع شد: هر توافقی بهتر از عدم توافق است. برای آمریکا، برجام یعنی عدم توافق بهتر از توافق بد است. حالا انگاره ایرانی مخالفت با «جنگ بی پایان » در مقابل انگاره آمریکایی «تسلیم بی قید و شرط » قرار دارد. این انگاره‌ها اگر ماندگار باشند، طرف بازنده از هم‌اکنون روشن است که کیست! مجید بهستانی https://eitaa.com/mbehestani
مساله روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا قصه 47 ساله دارد. قصه ای که روایت کوتاه آن خود نیاز به یک یادداشت مستقل خواهد داشت. گویا نمایندگان ایران و آمریکا ملاقات دیپلماتیک طولانی در حاشیه نشست مجمع سازمان ملل داشتند. هنوز طرف ایرانی واکنشی نشان نداده است ولی رسانه های غربی خبرهای مثبت، به زغم خودشان، از نشست می دهند. فرض بگیریم این خبرها درست باشد، به این نکته اکتفا می کنم که اگر قصد فریب آمریکائیها باشد و این درون یک پازل برنامه ریزی شده باشد، حرفی نیست. ولی اگر واقعا تصور بر این است که آمریکائیها پشیمان شدند و برای نجات خود از مخمصه انتخابات و چه و چه، دست یاری به سوی ایران گشوده اند، و تفاهم نامه اسلام آباد قرار است با شوک برقی احیاء شود، زهی خیال باطل! آمریکا به دلیل ماهیت فعلی اش، ابزارهای بازی فراوانی دارد، و ایران فرصتها و ابزارهای به مراتب محدودتری دارد. روا نیست، با هپروتی گری، فرصتها و سرمایه ها را بسوزانیم. مجید بهستانی https://eitaa.com/mbehestani
در سوگ کدام: شبیری یا شهر؟ مجید بهستانی خیابان‌های تشییع جنازه آیت‌الله شبیری چندان مملو از جمعیت عزادار نشدن. مشتری قابهای بسته، و چند قابِ باز! تلویزیون که هیچ! یه روبان سیاه و دیگر هیچ! برنامه‌های طنز و شوخی برقرار! گویا جامعه و نظام نفهمیده است چه وزن و شخصیتی را به خاک سپرده است. صدا و سیما هیچ است چون از ایدئولوژی پُر، و از دین و معنا خالی شده. این هیچی ناشی از گیجی است. ص.س اینطوری شده چون بازتابی از گیجی نظام است. مدتهاست مغز ج.ا گرفتار سرگیجه شده و هنوز فلسفه و نظام معنایی جدید نتوانسته برای خود بسازد. چنگ در اصالت بقا. گیجی نظام خود برخاسته از وضع جدید جامعه حیران و سرگردان است؛ دعوای نسلها، تقلب ارزشها و هنجارها، بی تفاوتی بخشی از جامعه نسبت به وضعیت جدید، در کنار کشاکشهای مقابله با ناهنجاریها و ضدارزشها. حتی قشر حزب‌اللهی و قشر سنت‌گرا نمی‌داند در برابر امواج سهمگین لیبرالیسیون فرهنگی، موضع صحیح کدامست؟ ایران شده جامعه بی تفاوت‌ها و بلاتکلیفها! در ساختار لوپی، فعلا ، این معناگریزی مدام بازتولید میشود. شهر هنوز نفهمیده چه کسی را از دست داده! https://eitaa.com/mbehestani
دیپلماسی صندلی خالی و ماجرای نیویورک مجید بهستانی از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، دو سرفصل کلی محل بیشترین منازعات سیاسی و فکری میان جریانهای مختلف بوده است: مسائل اقتصادی و سیاست خارجی. جناح بندیهای بعدی سیاسی در جمهوری اسلامی در دهه های شصت و هفتاد هم از درون این اختلافات شکل گرفت. ریشه عمده این اختلافات در منازعات فکری بود که قبل از تاسیس نظام جمهوری اسلامی میان حلقات فکری مختلف در جریان بود؛ از چپهای مارکسیستی و مسلمان گرفته تا جریانهای مذهبی مسلح و غیرمسلح. یکی از مسائل بسیار مهم این بود که جمهوری اسلامی ایران چه رفتاری با سازمان ملل و سازمانهای مشابه داشته باشد؟ برخی از سیاستمداران رویکرد فقهی داشتند و با زبان خاص خود درباره همکاری یا خروج از این سازمانها و نهادها صحبت کردند. بخش عمده سیاستمداران، ولی زبان شان متأثر از ادبیات سیاسی روز بود که به شدت از ادبیات چپ تاثیر می پذیرفت. این نگاه آنقدر قوی بود که حتی موضوع شناسی بعضی از فقها را نیز تحت تأثیر قرار داده بود. یکی از بازتابهای آن، شکل گرفتن سیاست «دیپلماسی صندلی خالی» بود. در این تلقی، سازمان ملل دست نشانده قدرتهای امپریالیستی، به عنوان ظفرمندان جنگ جهانی دوم، و وارثان استعمار کلاسیک شناخته می شد. نه تنها خود سازمان ملل نهادی باطل و شیطانی می دانستند، بلکه حتی شرکت در فرآیندهای قانون گذاری و رویه سازی درون سازمان را غلط می دانستند چون همه بازیگران بازیچه قدرتهای شیطانی استکباری بودند که تنها به اراده بزرگان مشروعیت می بخشیدند. به عبارت دیگر، یکی از کارکردهای ذهنی این عدم مشارکت و عدم حضور در این سازمان این بود که هم از مشارکت در سازمان باطل جائر اجتناب بورزند، هم ماسک فریبکارانه قدرتهای غرب و شرق را از صورت آن بردارند. مشهورترین مثال مربوط به خروج اندونزی از عضویت سازمان ملل در سال 1965 می باشد. در آن سالها، مالزی به عنوان یک کشور جدید با حمایت انگلستان تشکیل و تأسیس گردید. روایت اندونزی این بود که مالزی دست نشانده امپریالیسم در شرق آسیاست. کشورهای دیگر چپگرایانه ای هم بودند که جلسات خاص سازمان ملل یا سازمانهای بین المللی دیگر را به صورت موردی تحریم کردند. بعد از اینکه خروج از سازمان ملل به اجماع نرسید، ولی ایران نیز در دهه شصت بارها جلسات مختلف آن را ترک و عدم مشارکت داشت زیرا و خصوصا متأثر از فضای جنگ هشت ساله علیه وطن، کارنامه سازمان را مشکوک و تاریک در توطئه جهانی مشترک معرفی می کرد. تا پیش از فتح خرمشهر، سازمان ورود مهمی به جنگ ایران و عراق نداشت در حالیکه بیش از یک سال از شروع آن می گذشت. بعد از آن نیز تا انتها به صورت مبرهنی رفتارها و خروجیها، یکجانبه و به نفع عراق، دنبال می شد. چنین تصمیم گرفته شد بسیاری از جلسات، ولو آنکه موضوع آن مربوط به ایران میشد، تحریم گردد. پس برای خواننده محترم روشن شد که سیاست دیپلماسی صندلی خالی چه تعریفی دارد. بعدها و آرام آرام این شناخت شکل گرفت که عدم حضور هیچ فایده دیپلماتیک ندارد و آن نتایج قهرمانانه و افشاگرانه به دست نمی آید. بالعکس حضور و مشارکت فعال می تواند بیشتر به احقاق حقوق و منافع ملی کمک کند. پس از جنگ تقریبا این رفتار و سیاست کنار گذاشته شد. حال با رفتن رئیس جمهور پزشکیان به مجمع عمومی سالانه سازمان ملل، مجددا از سوی برخی تحلیلگران و سیاستمداران این سفر دیپلماتیک مورد انتقاد شدید قرار گرفت. این خواسته مطرح شد که در اعتراض به جنایات آمریکا و شهادت امام جامعه، هیأت ایرانی نباید به جلسه سالانه برود. در کمی تعدیل، درخواست این بود که سطح هیأت دیپلماتیک از رئیس جمهور به وزیرخارجه یا معاون وزیر تنزل پیدا می کرد. با توجه به مجموعه شرایط و ویژگیها، چنین پیشنهادی قابل قبول به نظر می رسد که ریاست هیأت دیپلماتیک به وزیر خارجه سپرده می شد، نه بالاتر، نه پایین تر. این اقدام هم حرکتی اعتراضی محسوب می شد، هم تاثیر منفی بر منافع ملی و قابلیتهای دیپلماتیک ایجاد نمی کرد. اکنون ایران در وضعیت سختی قرار دارد که دیدارهای شخص رئیس جمهور نمی تواند، گره از کار روابط خارجی بگشاید. سطح معاون وزیر هم بسیار پایین است و مذاکرات با شخصیتهای مهم خارجی شکل نمی گیرد. حضور وزیر میتواند در این میان بالانس کند. به صورت جزئی تر، باقی ماندن هیأت ایرانی در جلسه مجمع در زمان سخنرانی دونالد ترامپ هم محل سئوال شد که چرا جلسه را ترک نکردند؟ هم این رفتار می توانست درست باشد و در صورت تصمیم به ماندن، رفتار حداقلی صحیح این بود که واکنشهای اعتراضی به او و آمریکا ابراز شود، مثلا بالا بردن یک پلاکارد خاص، یا تصویر کودکان شهید. اکنون می فهمیم که سیاست دیپلماسی صندلی خالی به طور کلی جوابگو نیست، ولی حضور غیرهوشمندانه در این جلسات هم تأمین کننده منافع ملی نخواهد بود. https://eitaa.com/mbehestani
کتاب «روایت آقا» بیان سرنوشت حجه الاسلام و المسلمین سیدجواد خامنه ای از زبان فرزندشان حضرت شهید آیت الله سید علی خامنه ای است. عنوان کتاب دوپهلو است: آقا در اینجا هم می تواند تعبیر به آسیدجواد شود، و هم آسیدعلی. چنانکه رهبر انقلاب می گویند آنها عادتا پدر خویش را «آقا» خطاب می کردند. این کتاب یک زندگی نامه عادی نیست. خواننده از دریچه لنز رهبر فکری و سیاسی ایران، خاطرات پدرشان را می خواند، ولی همزمان با فضای خانوادگی و زندگی رهبر انقلاب، پیش از انقلاب اسلامی، آشنا می شود؛ اینکه در چه فضائی تربیت شده است؛ با بخشی از تاریخ فرهنگی و اجتماعی ایران آشنا می شود؛ با سبک زندگی آخوندی خاص، یا با ارتباطات اجتماعی آن دوره روحانیون با یکدیگر و با مردم؛ و گهگاه پیوندهائی با حوادث روزگار،از مشروطه تا پس از انقلاب. این کتاب را یک کتاب خاطرات صرف نبینید؛ حال خوب دارد. با سختیهای زندگی طلبگی آسیدعلی در خانه پدری آشنا می شوید؛ خانه ای بسیار کوچک، که فضا برای خیلی کارها نبود. زندگی در رنج و فقر مطلق؛ اینکه مادر برای اینکه به فرزندان غذای بیشتر برسد، خودش چیزی نمی خورد ولی وانمود می کرد چیزی در دهان دارد، اینکه تا عنفوان جوانی از نعمت برق محروم بودند چون پول سیم کشی نداشتند. با سخت گیری های تربیتی پدرانه در عین تفقد و مهربانی، تا تجددستیزی پدر، تا گعده ها و ارتباطات علماء با یکدیگر. از شجاعت مادر در حمایت از حرکتهای سیاسی فرزندان، و بی توجهی پدر به این قضیه. از شیخ محمد خیابانی، مبارزه مشهور مشروطه تبریز، شوهر عمه رهبر انقلاب، و بسیار قصه های خرد و کلان دیگر. مجید بهستانی https://eitaa.com/mbehestani
Sep 26, 12.54 AM​_1.m4a
حجم: 5.1M
در اینجا توضیح دادم که چرا سخنرانی رییس‌جمهور پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد «بسیار بد» بود. مجید بهستانی https://eitaa.com/mbehestani
پیوند نامبارک هسته سخت، هپروتی ها و جریان نفوذ مجید بهستانی علی عبدی، کارشناس رژیم صهیونیستی به تازگی به صحبتی از شهید علی شمخانی اشاره کرده است که آن شهید پس از جنگ 12 روزه در برنامه «ماجرای جنگ» می گوید زمانی که در عصر اصلاحات وزیر دفاع بود فضای گفتگوی تمدنها بر دولت حاکم بود. بنابراین به فکر ساخت سلاح اتمی نرفتند. ولی اگر زمان به عقب برگردد حتما این تصمیم را خواهد گرفت. فکر کنم شمخانی آگاهانه یا ناآگاهانه نمی خواهد واقعیت را بگوید که چرا سراغ ساخت سلاح نرفتیم. واقعیت، صرفا فتوای حرمت از سوی رهبری نبود. واقعیت اینکه لیبرالیسم و مدارگرائی (اندیشه عادی سازی روابط ایران با جهان و قرار گرفتن در مدارهای توسعه) تا مغز استخوان حکمرانی مان نفوذ کرده است. وگرنه پس از عصر اصلاحات و شروع فشارهای هسته ای و بعد از تحریمهای همه جانبه و هوشمندانه علیه اقتدار ملت ایران، جناب شهید و بقیه فرماندهان که به خیل شهدا پیوستند و نیز بازماندگان آنها از جمله رحیم صفوی، محسن رضائی، حسنی سعدی، عطا صالحی، امیر حاتمی، یا وحیدی آنقدر وقت داشتند که دکترین دفاعی نظام را تغییر دهند. زمانی رهبری می تواند از فتوای خود عدول کند که فرماندهان نظامی و سیاستمداران ارشد تقریبا به یک اجماع برسند که این قضیه لازم است. خب در اینجا هسته سخت نظام با تفکر هپروتی و البته جریان نفوذ کاملا و به خوبی با یکدیگر پیوند خورد. این باورهای مسموم جاافتاد که آمریکا و اسرائیل هرگز به ایران حمله نخواهند کرد. و الان هم با قطعیت می گویند حمله اتمی به ایران محال است. همانطور که می گفتند حمله به تاسیسات هسته ای صلح آمیز ایران مصون هستند چون تحت حمایت سازمان انرژی اتمی قرار دارند. باید نویسندگان و مورخان بررسی کنند انگاره های باطل چگونه در مغز استخوان نظام نفوذ کردند؟ واینکه پس از این همه تهاجم و هزینه سختی که نظام متحمل شد و همچنان خواهد شد، چرا کسی و نهادی جرأت سم زدائی از اندیشه راهبردی نظام نمی کند؟ https://eitaa.com/mbehestani
6615474153743851265_1482247964461797.pdf
حجم: 783.9K
🔲⭕️ بعد از انتشار گزارش های ایران ۲۰۳۵ بازخوردهای منفی و مثبت متعددی دریافت شد. برخی از بازخوردها به صورت متن تحلیلی بود آن ها را یک جا جمع کردیم و در یک مجموعه تقدیم می کنیم. هم متشکریم از مشوقان و هم از ممنونیم از منتقدان. در اثر گفتگو و تعامل ایده های مختلف است که به حقیقت نزدیک می شویم. گفتگو، جایی است که دو صدا، دو ذهن و دو ایده به هم می رسند و درکی والاتر از آنچه هر یک به‌تنهایی می‌دانستند، زاده می‌شود. دکتر محسن طاهری؛ آینده پژوه و عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان(وبسایت شخصی: یادداشت های یک آینده پژوه) دکتر سید هادی سجادی؛ از مدیران با سابقه و متخصص فضای مجازی دکتر بهروز ملکی؛ اقتصاددان و مشاور وزیر راه و شهرسازی (صفحه در تلگرام) دکتر محمدجواد ساکت؛ دانش آموخته سیاست گذاری انرژی، خبره حوزه پتروشیمی دکتر یلدا امیری؛ سیاست پژوه، دانش‌آموخته دانشگاه نورث ایسترن آمریکا دکتر مجید بهستانی؛ دکترای روابط بین‌الملل، مدرس دانشگاه فائزه نصرالهی؛ کارشناس ارشد مدیریت، مدیریت استراتژیک دکتر امیر ذاکری؛ عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت ایران و مدیر اندیشکده توسعه صادرات https://eitaa.com/mbehestani
آدم اصلی کیه؟ مجید بهستانی سرویس‌های اطلاعاتی خارجی در کشورهای مقصد برای اهداف گوناگون «آدم» دارند. یکی به درد تخلیه اطلاعات و آمار می خورد، یکی برای آدم‌ربایی و قتل، یکی برای عادی سازی رابطه. از همه اینها مهمتر، آن کسی است که بر روی تصمیمات کلان و راهبردی نظام اثر بگذارد بطوریکه منافع قدرت خارجی حفظ شود. هم اکنون در تاریخ خاصی از ایران و جمهوری اسلامی قرار گرفته ایم. درحالیکه باند نتانیاهو بدنبال نابودی نظام و فروپاشی ایران است، آمریکا و انگلستان همچنان خواهان تغییرات با کمترین ریسک هستند. یعنی نظام بماند ولی به نفع غرب آنگلوساکسونی استحاله یا نرمال شود. ترامپ بارها گفته که خواهان اسقاط نظام نیست، بلکه باید رهبری روی کار بیاید که با هماهنگی او باشد. میدانیم که مکانیزم انتخاب رهبری از مجلس خبرگان رهبری می گذرد نه صندوقهای رأی. آمریکایی‌ها (و انگلستان) چند سال روی این مکانیزم کار کرده‌اند؟ آنها چگونه میخواستند اکثریت خبرگان را به نفع نامزد خاص تغییر جهت دهند؟ فکر میکنم داستان‌هایی که عناصر غرب درباره حسن روحانی و احمدی‌نژاد می‌سازند، هیاهوهایی برای مخفی نگه داشتن «آدم» (های) اصلی است. احتمالا با یک شبکه روبرو هستیم که در طی سالیان اعتماد سازی کردند برای بقا و اثرگذاری بر تصمیمات خاص و اصلی نظام. مثلا بگردیم کدام نفر یا جریانی به دنبال حذف سیره رهبری امام خمینی و امام خامنه‌ای بود؟ برآمدن جمهوری اسلامی غربگرا! به نظرم تمام هیاهوهای سیاسی و مطبوعاتی، پروپاگاندای سرویس‌ها برای رد گم کردن «آدم» اصلی است. https://eitaa.com/mbehestani
درباره توافق امنیتی سه جانبه آمریکا، گرینلند، و دانمارک (2026) بحث چندانی در فضای داخلی صورت نگرفت. علی رغم آنکه این یک گام بسیار مهم برای رقابت جهانی است. تا پیش از این، ترامپ در دولت‌های اول و دوم خود چند بار از تسلط با زور بر این جزیره راهبردی صحبت کرد که جنجال‌هایی به پا داشت. ولی این توافق می‌تواند پیروزی مهم راهبردی برای آنها باشد. با این حال، آنگونه که باید و شاید در محافل داخلی مورد توجه قرار نگرفته است. به زودی طی صوتی، این توافق را مرور و تحلیل خواهم کرد. https://eitaa.com/mbehestani