AudioTrimجناب آقای دکتر بهستانی. AEFmtConversion1775118709862.mp3
زمان:
حجم:
37.9M
💠سلسله وبینارهای جنگ تحمیلی، دفاع مقدس و همبستگی ملی ایرانیان(نشست پنجم)
📌موضوع: تجاوز آمریکایی صهیونی: امکانسنجی تهدید هستهای (بایدها و نبایدها)
❇️صوت سوم:
🔶دکتر مجید بهستانی
🔷عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین علیهالسلام
🎤اجبار به سلاح اتمی
🔶دکتر مهدی نادری (دبیر علمی)
🔷عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز
📅 زمان: چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ ساعت: ۱۶:۳۰ - ۱۴:۳۰
🔰ستاد همبستگی ملی دانشگاهیان شیراز
🕊بسیج اساتید دانشگاه شیراز
🔅با ما همراه باشید:
ایتا
https://eitaa.com/BA_Shirazuni
بله
https://ble.ir/BA_Shirazuni
مروری بر تجربه جنگ آمریکا در ویتنام
مجید بهستانی
سئوال شده بود که آمریکا نزدیک به ۲۰ سال با جنگ ویتنام درگیر بود و در نهایت شکست خورد، ولی به سراغ بمب اتم نرفت، چرا احتمال میدهید در قبال ایران آنها به سراغ گزینه هستهای بروند؟ سئوال عالی👍
مروری بر جنگ ویتنام. کشوری کوچک در آسیای جنوبی، در نزدیکی چین و شوروی، و روابط نزدیک با آنها. برای کسب استقلال از فرانسه، جبهه مقاومت کمونیستی شکل میگیرد که بعد از شکست فرانسویها، آمریکا از پشت پرده جلو میآید تا کمونیسم گسترش پیدا نکند. تقریبا ۱۰ سال غیرمستقیم و ۱۰ سال مستقیماً آمریکا در ویتنام جنگید. میلیونها نفر از ویتنامیها و خودشان کشته و زخمی شدند و در نهایت مجبور شدند با کمونیستها معاهده صلح ببندند. بغیر از سلاح اتمی، همه نوع تسلیحات مجاز و ممنوعه بر سر ویتنامیها ریخته شد. خب اگر پیروزی در این جنگ آنقدر مهم بود چرا استفاده نکردند؟
بعضی نویسندگان دلایلی آوردند که نمیپسندم یا چندان موثر ندیدم؛ مثلا اینکه الگوی جنگ ویتنامیها براساس جنگ چریکی بود و مشخص نبود چند بمب اتم باید بر سرشان ریخته شود. یا اینکه فشارهای سیاسی داخلی و خارجی ممانعت ایجاد کرد، یا ملاحظات اخلاقی!
ولی احتمالا اینها درستتر باشد:
۱- ویتنام (شمالی) به نوعی متحد چین و شوروی بود و آنجا حیات خلوت کمونیسم به حساب میآمد. این نگرانی بود که آمریکا در صورت بکارگیری بمب اتم، مورد حمله متقابل از سوی پکن و مسکو واقع بشوند.
۲- با این حال، دوبار گزینه اتمی جدی شد. نخست در دوره آیزنهاور و به حمایت از فرانسه، که آن دوره با دخالت کنگره، و شخص لیندون جانسون، رهبر اقلیت دموکرات مجلس، این طرح ملغی شد. بعدها، در دوره ریاستجمهوری جانسون، فرمانده ارتش تلاش کرد به نوعی بر فرآیند تصمیمگیری در این باره اثر بگذارد، و رأی مثبت رییسجمهور را بگیرد. او بدون اجازه، سلاح اتمی را تا نزدیک خاک ویتنام مستقر کرد. در هنگامه گره خوردن جبهه، او به اطلاع رییسجمهور رساند که فقط کافیست اوکی بدهد، چون بمب آماده است. ولی جانسون آن را با اصول خود، یا شاید پیشینه مخالفت خویش با این امر، موافق ندید و دستور بازگشت داد.
۳- ژاپن به خاک آمریکا حمله مستقیم کرد و جواب اتمی در افکار عمومی آمریکا و جناح مخالف توجیه پذیر شد. بیشتر جنبه حیثیتی داشت تا جنبه مادی امنیت ملی. ضمنا پیروز قطعی نبرد باید در میدان تعیین میشد نه در مذاکرات دیپلماتیک. همچنین، جهان باید به چشم خویش قدرت تخریب این سلاح راهبردی را امتحان میکرد تا حساب کار دستشان بیاید. یکبار برای همیشه!
اما جواب سئوال:
۱- موقعیت جغراسیایی ایران با ویتنام قابل مقایسه نیست. شاید بشود از ویتنام چشمپوشی کرد ولی هیچگاه نباید بازیگر قدرتمند مستقلی اینجا در غرب آسیا حضور داشته باشد.
۲- جمهوری اسلامی ثابت کرده است که بازیگر مستقل و سرسختی است.
۳- برخلاف ویتنام، آمریکا مطمئن است که هیچ بازیگری حتی کره شمالی و پاکستان بمب اتم خویش را در دفاع از ایران خرج نخواهد کرد.
ولی برای رسیدن به آن نقطه، ترامپ نیاز به جریحهدار شدن افکار عمومی خودش دارد تا فشار جناح مخالف کاسته شود و توجیه اخلاقی و روانی تراشیده گردد.
https://eitaa.com/mbehestani
هدایت شده از انجمن اسلامی دانشجویان
#اعلام_برنامه
🏷انجمن اسلامی دانشجویان برگزار میکند:
#نشست_مجازی
📌«تنگه هرمز، اهرم فشار و بازتعریف نظم جهانی»
👤مهمان نشست: دکتر مجید بهستانی
🔹عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین
🔹دکترای روابط بینالملل
🗓دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
⏰ساعت ۱۰ صبح
💻در بستر اسکای روم
📎لینک شرکت در جلسه:
Room.nahad.ir/ch/tahkim
🔻انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
💠@anjoman_eslami_ikiu
تحلیل وتوی قطعنامه بحرین توسط چین و روسیه
مجید بهستانی
یکی از سئوالات ذهنی ما این است که چرا در اوج درگیری چین و روسیه در کنار ایران نیستند؟ مگر ایران ۴۰ سال چوب نزدیکی به چین و روسیه را نخورد؟ این روابط نزدیک راهبردی پس چه زمانی به کار خواهد آمد؟
واقعیت در جنگ اخیر با اسرائیل و آمریکا، کمکهای آن دو کشور به ایران گسترده نبوده است. اهداف آن دو در ایران با یکدیگر تفاوتهایی دارد. هر کشوری ابتدا منافع خود را جستجو میکند.
در همین چارچوب، وتوی قطعنامه «حفظ امنیت ناوبری در تنگه هرمز» برای دوستی یا نزدیکی با ایران صورت نگرفت. ایران در سیاست عملی، نظم آمریکایی را به چالش کشیده است و مدیریت تنگه هرمز تاکنون به نفع نظم پساآمریکایی است. تصویب این قطعنامه میتوانست تلویحا اقدامات نظامی شدیدتر را مشروعیت سازمان مللی ببخشد. کار آمریکا در تنگه گیر کرده است و حفظ قدرت ایران در این نقطه به نفع منافع بلندمدت چین و روسیه خواهد بود.
https://eitaa.com/mbehestani
استثنائا این بار دم نتانیاهو گرم!
مجید بهستانی
چقدر خوشحالم که طرف مقابل خصم صهیونیستی و نتانیاهو است که کمتر نفاق دارد و در عزم خود بر جنگ و نابودی محور مقاومت روراست است. به راحتی نقض آتشبس میکند و اعلام میکند هنوز برای او جنگ تمام نشده است. وگرنه کار با بخشی از افکار عمومی، که شوربختانه گستره وسیعی از نخبگان علمی مان هم شامل میشود، دلخوش به آتشبس و فردای پس از مهلت ۱۵ روزه هستند، بسی دشوار است؛ بسی دشوار در یادآوری حافظه تاریخی نقض مکرر عهدها و توافقات دوجانبه و چندجانبه. وقتی با چراغ سبز باراک اوباما، دو رییسجمهور کشورهای ترکیه و برزیل به ایران آمدند و توافق هستهای صورت گرفت، فردای آن آمریکا در شورای امنیت قطعنامه ضدایرانی را مطرح کرد و رأی گرفت.
همچنین حزبالله لبنان بیچاره که یکسال و اندی در طول آتشبس بیش از ۷۰۰ رزمنده و فرمانده و تعدادی از هواداران خود را از دست داد ولی نقض عهد نکرد، و بعد برای دفاع از ایران به پا خواست، سخت است که به همان قشر حالی کردن ادامه حمله به لبنان یعنی ادامه حمله به ایران؛ چه آن در توافق پیشنهادی ۱۰ مادهای قرار داشته باشد، یا نداشته باشد. هم از روی مرام و معرفت، هم از روی حساب کتاب مادی، باید به دفاع از حزبالله علیه اسرائیل بجنگیم. نشود خطای سکوت و صبر و اهمال کاری پس از طوفان الاقصی.
الحمدلله اسرائیل رک و راست نقض توافق کرد و دیگر بهانه برای حفظ آتشبس وجود ندارد.
https://eitaa.com/mbehestani
درباره آتشبس ۲ هفتهای و پس از آن
مجید بهستانی
در جنگ رمضان، نظام در عین آمادگی برای جنگ، گزینه دیپلماسی را هیچگاه کنار نگذاشت. برای اسرائیل آتشبس انتخاب خوبی نیست برای همین نفراتی از نظام که قدرت چانهزنی داشتن حذف فیزیکی شدند؛ فعلا قالیباف جان سالم به در برد. ولی آمریکا بدش نمیآید موقتا از جنگ مستقیم کناره بکشد:
۱- ترامپ میخواست با یک دستاورد عینی چکشی پایان جنگ را اعلام کند. افتضاح در هلی برن نیروها در اطراف اصفهان، هفته قبل، با موفقیت در نجات جان خلبانان، ماله کشیده شد. این نمیتوانست دستاوردی باشد، ضمن آنکه پایان بندی بدی میشد.
۲- آمریکا نیاز داشت مدتی از زیر آتش ایرانیها برای ادامه برنامهریزی پایان جنگ، در امان بماند. اگر شرایط فراهم نباشد این دو هفته قابل تمدید است.
۳- ترامپ در کنگره و حتی میان موافقان خود نسبت به این جنگ تحت فشار است. برخی نمایندگان صحبت از عدم کفایت رییسجمهور زدند. حداقل پل هگست کنار گذاشته شود. اگر نیاز شد ترامپ او و وزیر خارجه را قربانی شکست در ایران خواهد کرد.
۴- انتخابات میاندورهای مجلس آمریکا نزدیک است و البته مهلت ۶۰ روزه ترامپ برای جنگ بزرگ بدون مجوز رسمی از کنگره. وضع محبوبیت جمهوریخواهان کاهشی شده، و جنگی که ترامپ تصور میکرد میتواند او را قهرمان ملی کند، به پاشنه آشیل اش تبدیل شده است. اگر کنگره را واگذار کنند، قطعا طرح کاهش اختیارات ریاستجمهوری رای خواهد آورد. ترامپ چند ساعت قبل از اعلام آتشبس صراحتا گفت متاسفانه مردم آمریکا دوست دارند زودتر جنگ به پایان برسد. ترامپ با اعلام زودرس آتشبس خواست هم شرایط داخلی را آرامتر کند، هم برای پایان قوی فرصت بیشتری پیدا کند.
به همین دلیل، بیجهت گفت که طرح ۱۰ مادهای جدید ایران مثبت ارزیابی میشود. دروغ گفت و انشالله ما هم همین برداشت را داریم. باید از خود بپرسیم کدامیک از شروط ۱۰ گانه اعلامی، مورد قبول نهایی آمریکا خواهد بود، و اصلا این موارد مگر همان هفته اول از سوی طرف ایرانی اعلام نشده بود؟ پس چرا الآن تبدیل به چارچوب مناسب برای مذاکره خوانده شدند؟
پرواضح است که به دلیل فاصله زیاد دشمن با روایت فتح بر ایران، جنگ ادامه خواهد داشت. به زبان دیگر، این شروط آتشبس لرزان است و قطعا به توافق نخواهد رسید. اگر هم توافقی شود، فقط ایران به آن پایبند خواهد ماند.
https://eitaa.com/mbehestani
بازی «شفافیت یا منفعت؟»
مجید بهستانی
حتما با بازی «شجاعت یا حقیقت» آشنا هستید. در سیاست و دیپلماسی هم بازی مشابهی وجود دارد، «منفعت یا شفافیت»؟ آیا در سیاست بهترین یا ممکن ترین منفعت باید حاصل شود، یا مردم از جزئیات اتفاقات و پشت پرده سیاست باید با خبر شوند؟ ظاهراً این دو نباید روبروی یکدیگر تعریف بشوند؛ هم مردم از همه مسائل پشت صحنه سیاست باخبر باشند (به کمک رسانهها و مجلس نمایندگان، و ...)، هم بهترین هدف اکتساب بشود. این مسأله، تحت عنوان جمهوری خواهی و دموکراسی، با حلول رنسانس شروع، و با انقلاب فرانسه وارد عرصه سیاست شد. برای کنشگران سیاسی این سئوال مطرح گردید مردم تا کجا و تا چه سطحی و در چه فرآیندی از هزارتوی سیاست و دیپلماسی میبایست آگاه شوند؟ ضمنا این آگاهی صرفا استطلاعی است یا موثر و نافذ است؟ یعنی پس از وقوع از حوادث و تصمیمات آگاه شوند، یا از ابتدا رأی مردم (افکار عمومی) موثر و اصیل باشد؟
درباره تمام سیاست چیزی نمیگویم. ولی درباره دیپلماسی، این مهم است که نظام جمهوری تا چقدر بر نظام دیپلماسی غلبه دارد؟ خوشایند عمومی است که کاملا غلبه داشته باشد. ولی رویکرد واقعگرایی از سیاست «درهای بسته» حمایت میکند. چرا؟ چون احتمالا دیپلماتها تحتتأثیر فضای جناحی و سیاسی یا هیجانات عمومی قرار میگیرد. آنها میتوانند کاملا تخصصی به قضیه نگاه کنند و بهتر امتیاز بگیرند. با ورود افکار عمومی از طریق رسانهها به این حوزه، رجزخوانی و حداکثرخواهی جای عقلانیت و تدبیر را خواهد گرفت. همچنین این شفاف سازی بدموقع و زودهنگام، دست بازیگران رقیب برای برهم زدن روند طبیعی مذاکرات را میگیرد. خصوصا اگر دولتها نگران رأی مردم در انتخابات باشند، اوضاع به مراتب سختتر خواهد شد.
ولی اگر دیپلماتها، خواسته یا ناخواسته، مسیر اشتباه طی کنند، چگونه باید کنترل شوند؟ در اینجا، در حکومتها سازوکارهای درونی برای خودکنترلی و نظارت تعبیه میشود. مثلا مجلس نمایندگان در موضوعات اساسی باید نظر بدهند، یا تصویب کنند. یا نقش شورای امنیت ملی، و ولی فقیه (در ایران).
بطور کلی، سیاست خارجی یک امر تخصصی و چندلایه است که میبایست مسیر صحیح و آرام خودش را طی بکند. وگرنه منفعت ملی فدای شفافیت خواهد شد.
https://eitaa.com/mbehestani
پس از مذاکرات ناکام اسلامآباد، ترامپ و بلافاصله سنتکام از آغاز محاصره دریایی ایران در خلیج فارس خبر دادند. البته هستند کسانیکه فکر میکنند آمریکا از فرصت آتشبس برای خروج دائمی از جنگ با ایران استفاده کرد و دیگر درگیر نخواهد شد. بگذریم!
ولی نکاتی درباره محاصره دریایی:
۱- این محاصره سیاست ایران را تکمیل میکند و بر ناامن شدن حوزه خلیجفارس میافزاید. در نتیجه شرایط برای کشورهای عربی حوزه، و اقتصاد جهانی بدتر خواهد شد.
۲- میانگین بهای جهانی نفت بالاتر خواهد رفت (حداکثر ۱۳۰ تا ۱۴۰). این به ضرر اقتصاد جهانی خصوصا قدرتهای نوظهور مثل چین و هند است. اروپا هم آسیب خواهد دید. آمریکا کمتر ضرر میکند و بیشتر از جهت بهای بنزین و گازوئیل. ولی از جهت دیگر، این برای صنعت نفت بومی آمریکا مفید خواهد بود. آمریکا به چین و هند نفت ونزوئلا را خواهد فروخت تا مخالفت آنها با محاصره ایران کاهش پیدا کند.
۳- ایران نباید اجازه دهد حلقه محاصره تنگتر شود. از همان ساعت شروع، باید آتشبازی علیه ناوها شروع شود. در دریای عمان و اقیانوس هند، و محدوده باب المندب. فرصت برای مذاکره زیاد است.
۴- ابن محاصره فقط شامل حوزه انرژی نیست و عمده کالاهای اساسی و غیر آن از بنادر جنوب میآید. کشوری به وسعت خاکی و غنای زیرخاکی ایران نباید از این محاصره ها بهراسد هر چند که موقتا اثر نامطلوب خواهد داشت.
لازم است با چین و روسیه برای فعال شدن کریدورهای جایگزین، دیپلماسی تجاری راه انداخت. بنادر جنوب برای انتقال کالاهای روسی میبایست همچنان فعال بماند و ترامپ از مواجهه با پوتین ابا دارد.
مجید بهستانی
https://eitaa.com/mbehestani