تحلیل وتوی قطعنامه بحرین توسط چین و روسیه
مجید بهستانی
یکی از سئوالات ذهنی ما این است که چرا در اوج درگیری چین و روسیه در کنار ایران نیستند؟ مگر ایران ۴۰ سال چوب نزدیکی به چین و روسیه را نخورد؟ این روابط نزدیک راهبردی پس چه زمانی به کار خواهد آمد؟
واقعیت در جنگ اخیر با اسرائیل و آمریکا، کمکهای آن دو کشور به ایران گسترده نبوده است. اهداف آن دو در ایران با یکدیگر تفاوتهایی دارد. هر کشوری ابتدا منافع خود را جستجو میکند.
در همین چارچوب، وتوی قطعنامه «حفظ امنیت ناوبری در تنگه هرمز» برای دوستی یا نزدیکی با ایران صورت نگرفت. ایران در سیاست عملی، نظم آمریکایی را به چالش کشیده است و مدیریت تنگه هرمز تاکنون به نفع نظم پساآمریکایی است. تصویب این قطعنامه میتوانست تلویحا اقدامات نظامی شدیدتر را مشروعیت سازمان مللی ببخشد. کار آمریکا در تنگه گیر کرده است و حفظ قدرت ایران در این نقطه به نفع منافع بلندمدت چین و روسیه خواهد بود.
https://eitaa.com/mbehestani
استثنائا این بار دم نتانیاهو گرم!
مجید بهستانی
چقدر خوشحالم که طرف مقابل خصم صهیونیستی و نتانیاهو است که کمتر نفاق دارد و در عزم خود بر جنگ و نابودی محور مقاومت روراست است. به راحتی نقض آتشبس میکند و اعلام میکند هنوز برای او جنگ تمام نشده است. وگرنه کار با بخشی از افکار عمومی، که شوربختانه گستره وسیعی از نخبگان علمی مان هم شامل میشود، دلخوش به آتشبس و فردای پس از مهلت ۱۵ روزه هستند، بسی دشوار است؛ بسی دشوار در یادآوری حافظه تاریخی نقض مکرر عهدها و توافقات دوجانبه و چندجانبه. وقتی با چراغ سبز باراک اوباما، دو رییسجمهور کشورهای ترکیه و برزیل به ایران آمدند و توافق هستهای صورت گرفت، فردای آن آمریکا در شورای امنیت قطعنامه ضدایرانی را مطرح کرد و رأی گرفت.
همچنین حزبالله لبنان بیچاره که یکسال و اندی در طول آتشبس بیش از ۷۰۰ رزمنده و فرمانده و تعدادی از هواداران خود را از دست داد ولی نقض عهد نکرد، و بعد برای دفاع از ایران به پا خواست، سخت است که به همان قشر حالی کردن ادامه حمله به لبنان یعنی ادامه حمله به ایران؛ چه آن در توافق پیشنهادی ۱۰ مادهای قرار داشته باشد، یا نداشته باشد. هم از روی مرام و معرفت، هم از روی حساب کتاب مادی، باید به دفاع از حزبالله علیه اسرائیل بجنگیم. نشود خطای سکوت و صبر و اهمال کاری پس از طوفان الاقصی.
الحمدلله اسرائیل رک و راست نقض توافق کرد و دیگر بهانه برای حفظ آتشبس وجود ندارد.
https://eitaa.com/mbehestani
درباره آتشبس ۲ هفتهای و پس از آن
مجید بهستانی
در جنگ رمضان، نظام در عین آمادگی برای جنگ، گزینه دیپلماسی را هیچگاه کنار نگذاشت. برای اسرائیل آتشبس انتخاب خوبی نیست برای همین نفراتی از نظام که قدرت چانهزنی داشتن حذف فیزیکی شدند؛ فعلا قالیباف جان سالم به در برد. ولی آمریکا بدش نمیآید موقتا از جنگ مستقیم کناره بکشد:
۱- ترامپ میخواست با یک دستاورد عینی چکشی پایان جنگ را اعلام کند. افتضاح در هلی برن نیروها در اطراف اصفهان، هفته قبل، با موفقیت در نجات جان خلبانان، ماله کشیده شد. این نمیتوانست دستاوردی باشد، ضمن آنکه پایان بندی بدی میشد.
۲- آمریکا نیاز داشت مدتی از زیر آتش ایرانیها برای ادامه برنامهریزی پایان جنگ، در امان بماند. اگر شرایط فراهم نباشد این دو هفته قابل تمدید است.
۳- ترامپ در کنگره و حتی میان موافقان خود نسبت به این جنگ تحت فشار است. برخی نمایندگان صحبت از عدم کفایت رییسجمهور زدند. حداقل پل هگست کنار گذاشته شود. اگر نیاز شد ترامپ او و وزیر خارجه را قربانی شکست در ایران خواهد کرد.
۴- انتخابات میاندورهای مجلس آمریکا نزدیک است و البته مهلت ۶۰ روزه ترامپ برای جنگ بزرگ بدون مجوز رسمی از کنگره. وضع محبوبیت جمهوریخواهان کاهشی شده، و جنگی که ترامپ تصور میکرد میتواند او را قهرمان ملی کند، به پاشنه آشیل اش تبدیل شده است. اگر کنگره را واگذار کنند، قطعا طرح کاهش اختیارات ریاستجمهوری رای خواهد آورد. ترامپ چند ساعت قبل از اعلام آتشبس صراحتا گفت متاسفانه مردم آمریکا دوست دارند زودتر جنگ به پایان برسد. ترامپ با اعلام زودرس آتشبس خواست هم شرایط داخلی را آرامتر کند، هم برای پایان قوی فرصت بیشتری پیدا کند.
به همین دلیل، بیجهت گفت که طرح ۱۰ مادهای جدید ایران مثبت ارزیابی میشود. دروغ گفت و انشالله ما هم همین برداشت را داریم. باید از خود بپرسیم کدامیک از شروط ۱۰ گانه اعلامی، مورد قبول نهایی آمریکا خواهد بود، و اصلا این موارد مگر همان هفته اول از سوی طرف ایرانی اعلام نشده بود؟ پس چرا الآن تبدیل به چارچوب مناسب برای مذاکره خوانده شدند؟
پرواضح است که به دلیل فاصله زیاد دشمن با روایت فتح بر ایران، جنگ ادامه خواهد داشت. به زبان دیگر، این شروط آتشبس لرزان است و قطعا به توافق نخواهد رسید. اگر هم توافقی شود، فقط ایران به آن پایبند خواهد ماند.
https://eitaa.com/mbehestani
بازی «شفافیت یا منفعت؟»
مجید بهستانی
حتما با بازی «شجاعت یا حقیقت» آشنا هستید. در سیاست و دیپلماسی هم بازی مشابهی وجود دارد، «منفعت یا شفافیت»؟ آیا در سیاست بهترین یا ممکن ترین منفعت باید حاصل شود، یا مردم از جزئیات اتفاقات و پشت پرده سیاست باید با خبر شوند؟ ظاهراً این دو نباید روبروی یکدیگر تعریف بشوند؛ هم مردم از همه مسائل پشت صحنه سیاست باخبر باشند (به کمک رسانهها و مجلس نمایندگان، و ...)، هم بهترین هدف اکتساب بشود. این مسأله، تحت عنوان جمهوری خواهی و دموکراسی، با حلول رنسانس شروع، و با انقلاب فرانسه وارد عرصه سیاست شد. برای کنشگران سیاسی این سئوال مطرح گردید مردم تا کجا و تا چه سطحی و در چه فرآیندی از هزارتوی سیاست و دیپلماسی میبایست آگاه شوند؟ ضمنا این آگاهی صرفا استطلاعی است یا موثر و نافذ است؟ یعنی پس از وقوع از حوادث و تصمیمات آگاه شوند، یا از ابتدا رأی مردم (افکار عمومی) موثر و اصیل باشد؟
درباره تمام سیاست چیزی نمیگویم. ولی درباره دیپلماسی، این مهم است که نظام جمهوری تا چقدر بر نظام دیپلماسی غلبه دارد؟ خوشایند عمومی است که کاملا غلبه داشته باشد. ولی رویکرد واقعگرایی از سیاست «درهای بسته» حمایت میکند. چرا؟ چون احتمالا دیپلماتها تحتتأثیر فضای جناحی و سیاسی یا هیجانات عمومی قرار میگیرد. آنها میتوانند کاملا تخصصی به قضیه نگاه کنند و بهتر امتیاز بگیرند. با ورود افکار عمومی از طریق رسانهها به این حوزه، رجزخوانی و حداکثرخواهی جای عقلانیت و تدبیر را خواهد گرفت. همچنین این شفاف سازی بدموقع و زودهنگام، دست بازیگران رقیب برای برهم زدن روند طبیعی مذاکرات را میگیرد. خصوصا اگر دولتها نگران رأی مردم در انتخابات باشند، اوضاع به مراتب سختتر خواهد شد.
ولی اگر دیپلماتها، خواسته یا ناخواسته، مسیر اشتباه طی کنند، چگونه باید کنترل شوند؟ در اینجا، در حکومتها سازوکارهای درونی برای خودکنترلی و نظارت تعبیه میشود. مثلا مجلس نمایندگان در موضوعات اساسی باید نظر بدهند، یا تصویب کنند. یا نقش شورای امنیت ملی، و ولی فقیه (در ایران).
بطور کلی، سیاست خارجی یک امر تخصصی و چندلایه است که میبایست مسیر صحیح و آرام خودش را طی بکند. وگرنه منفعت ملی فدای شفافیت خواهد شد.
https://eitaa.com/mbehestani
پس از مذاکرات ناکام اسلامآباد، ترامپ و بلافاصله سنتکام از آغاز محاصره دریایی ایران در خلیج فارس خبر دادند. البته هستند کسانیکه فکر میکنند آمریکا از فرصت آتشبس برای خروج دائمی از جنگ با ایران استفاده کرد و دیگر درگیر نخواهد شد. بگذریم!
ولی نکاتی درباره محاصره دریایی:
۱- این محاصره سیاست ایران را تکمیل میکند و بر ناامن شدن حوزه خلیجفارس میافزاید. در نتیجه شرایط برای کشورهای عربی حوزه، و اقتصاد جهانی بدتر خواهد شد.
۲- میانگین بهای جهانی نفت بالاتر خواهد رفت (حداکثر ۱۳۰ تا ۱۴۰). این به ضرر اقتصاد جهانی خصوصا قدرتهای نوظهور مثل چین و هند است. اروپا هم آسیب خواهد دید. آمریکا کمتر ضرر میکند و بیشتر از جهت بهای بنزین و گازوئیل. ولی از جهت دیگر، این برای صنعت نفت بومی آمریکا مفید خواهد بود. آمریکا به چین و هند نفت ونزوئلا را خواهد فروخت تا مخالفت آنها با محاصره ایران کاهش پیدا کند.
۳- ایران نباید اجازه دهد حلقه محاصره تنگتر شود. از همان ساعت شروع، باید آتشبازی علیه ناوها شروع شود. در دریای عمان و اقیانوس هند، و محدوده باب المندب. فرصت برای مذاکره زیاد است.
۴- ابن محاصره فقط شامل حوزه انرژی نیست و عمده کالاهای اساسی و غیر آن از بنادر جنوب میآید. کشوری به وسعت خاکی و غنای زیرخاکی ایران نباید از این محاصره ها بهراسد هر چند که موقتا اثر نامطلوب خواهد داشت.
لازم است با چین و روسیه برای فعال شدن کریدورهای جایگزین، دیپلماسی تجاری راه انداخت. بنادر جنوب برای انتقال کالاهای روسی میبایست همچنان فعال بماند و ترامپ از مواجهه با پوتین ابا دارد.
مجید بهستانی
https://eitaa.com/mbehestani
مذاکره در خدمت محاصره
مجید بهستانی
دو نگاه درباره سیاست محاصره دریایی ترامپ علیه ایران وجود دارد، فارغ از اینکه موفق خواهد شد یا خیر. یک گروه آن را صرفا جهت تهدید بیشتر ایران میشمارند تا در میز مذاکره امتیاز بیشتری بگیرند، یا درآمد ارزی کشور را مختل کنند، تا ایران خودش بستن تنگه هرمز را کنار بگذارد. از این منظر، آمریکا قصد ورود دوباره به جنگ مستقیم ندارد.
گروه دیگر، محاصره را در راستای سیاست تداوم جنگ برای تسلیم ایران تعریف میکنند. درنتیجه، آتشبس و مذاکره در خدمت محاصره قرار دارند نه بالعکس. اختلال در صادرات و واردات، و تامین مالی کشور، یک طرف، تنگتر کردن حلقه قوای نظامی در خط جنوبی، در طرف دیگر، و مهمتر از آن باید شمرده شود.
نظرم با گروه دوم است.
https://eitaa.com/mbehestani
چند کیلو دروغ اسرائیلی
مجید بهستانی
سال ۱۹۹۱ در تجاوز آمریکا به عراق (موسوم به جنگ اول خلیج فارس)، صدام حسین برای برهم زدن فضای منطقه و ایجاد وجهه برای خودش در جهان عرب و اسلام، با ۴۳ موشک بالستیک اسکاد (موسوم به الحسین) به اسرائیل حمله کرد. همان موقع اسراییل اعلام کرد که تنها ۲ شهروند او کشته شدند. تقریبا سی سال بعد، روزنامه یدیعوت آحارنوت افشا میکند که تعداد کشتهشدگان ۱۴ نفر بوده است؛ هفت برابر اختلاف!
در جنگ اخیر، اعلام شده کمتر از ۲۰ نفر کشته داشتند. مهم نیست چند برابر دروغ میگویند؛ مهم اینه که خیلی راحت چند برابر دروغ میگویند. آمریکا هم همینه!
https://eitaa.com/mbehestani
به احترام «فواد ایزدی»
مجید بهستانی
اینکه مشهور است در شرایط فراگیری بیماری، همه پزشک میشوند؛ در شرایط رونق بازار سرمایه، همه متخصص نوسانات بازار بورس؛ یا در شرایط بحرانی سیاست، همه کارشناس مسائل سیاسی و نظامی. گویا این خصلت بشری است، و فقط شاید در فرهنگ ایرانی پررنگتر باشد؛ شاید.
در وضعیت جنگی کنونی، مخاطبان با صدها شبدر و صنوبر مواجه شدند که بدون تخصص در «امنیت بینالملل»، «تاریخ جنگها»، «جامعه شناسی جنگها»، «حقوق بینالملل و رژیمهای بینالمللی امنیت»، «اقتصاد سیاسی بینالملل»، یا «مسائل نظامی» ترهاتی طرح کردند.
با این حال، هر قاعده مستثنی دارد و حتما، به نظرم، استاد فواد ایزدی یکی از آنهاست. با آنکه متخصص رسانه و ارتباطات جمعی است ولی اشراف خوبی بر جریان شناسی سیاسی در غرب و آمریکا، و فضای امنیتی بینالمللی دارد. نکتهسنجی های خوبی از سیاست آمریکایی مبتنی بر فضای رسانهای و اتاق فکرهای شان به دست میدهد. ذهن خوبی دارد و این در فرآیند رشد ۲۰ ساله ایشان, که در فضای دانشگاهی و رسانهای داخلی، شروع به طرح بحث کردند، خصوصا از نقد برجام، تاکنون، قابل شناسایی است. رشدی قابل احترام.
امروز هم در چارچوب مکتب امنیتی ایرانی که از بنیانگذاران آن مرحوم عسگرخانی بودند، از منافع ملی کشور دفاع میکند.
البته طبیعی است که تایید کلی ایشان به معنی تایید همه نظرات و سیاست های او نمیشود. برای او آرزوی موفقیت میکنم.
https://eitaa.com/mbehestani
جنگ را زودتر جمع کنید!
مجید بهستانی
۸ سال جنگیدیم ولی هیچگاه انتخابات منوط به سرنوشت جنگ نشد. ولی حالا نه تنها انتخابات شورای شهر و روستا به دو ماه پس از پایان جنگ! موکول شده، آزمون های نهایی مدارس، و امتحانات کنکور هم به پس از جنگ عقب افتادهاند. حالا این هم داشته باشید که بازار و سرمایه هم معطل سرنوشت جنگ است و دولت باید ابزارهای اطمینان بخش برای بخش اقتصادی و عمرانی داشته باشد. امنیت در تعلیق به اقتصاد در تعلیق میرسد، و بالعکس.
گویا جریانی موثر در حکمرانی برای بازگشت به زندگی عادی، زندگی را به سرنوشت جنگ گره زده است تا فشار برای زودتر *جمع و جور کردن* جنگ و آتشبس و مذاکره بالا ببرد.
قضیه فقط دولت یا گروهی در دولت نیست.
https://eitaa.com/mbehestani