خیلی دلم میخواد به مامانم بگم باشه ولی تو نمیدونی من چه چیزایی رو بهت نگفتم همونطور که تو خیلی چیزارو بهم نگفته بودی.
امروز فقط نودل داغی که تو مدرسه با هوای سرد خوردم بهم چسبید
بیا از بقیش حرف نزنیم
به همون اندازه که بلدم به آدما نزدیک بشم به همون اندازه هم میتونم کاری کنم که ازم دور بشن و این شاید تنها چیزیه که همیشه بابتش از خودم ممنون بودم
بعد از آنارا سومانارای آجوشی تو صدای جادو، قراره ویوا لا ویدا گفتن بند واترملون شوگر تو هندوانه ی درخشان مغز منو مورد عنایت قرار بده🥲
هدایت شده از زرزریجات سابق 🫠
از دلایل اصلی اینکه اسنپ چت ندارم اینه که ترجیح میدم یه زشتِ واقعی باشم تا یه خوشگلِ فیک
کیه که امروز به جایی رسید که این بندو پاره کرد و قراره تا سال ها به خودش سرکوفت بزنه؟ معلومه منِ همیشه احمق.
روز به روز دارم عوضی تر میشم و شاید دوسش نداشته باشم اما نمیتونم جلوشو بگیرم چون زیادی به فکر خودمم بچه ها زیادی.