مگه آدم با دوتا پیام از طرف یه نفر گریه میکنه؟
نمیدونم ولی من الان واقعا میتونم براش گریه کنم.
هدایت شده از - عبدالرضای بیبصیرت -
با همه خوبی برا همه مرام میذاری ولی وقتی پای خودت میاد وسط میبینی عه هیچکی پشتت نیست
بعد صد سال تصمیم میگیری از یه دردیت برای یکی بگی بعد میبینی انقد همه تو مشکلاتشون غرقن که اصن خودت دلت نمیاد چیزی بگی
واقعا حس احمقانه ایه که انقد عوضی ام و از خودم متنفرم ولی وای من بهترینم و خیلی عاشق خودمم.
حدس بزنید چیشده؟ ساعت نزدیک دوازدهه و اگه بتونید پستای منو درک کنید یعنی از ماتریکس خارج شدید
هدایت شده از سبز نعنایی
باد میان موهایش وزید. کمی روی تاب تکان خورد و با انگشتان منجمد زنجیر های سرد را لمس کرد. پاهایش را روی برف ها کشید. سوت میزد و با خود اوازی از دل کودکی میخواند. اوازی انقدر عمیق که نمیدانست متعلق به چه دورانی ست. کسی که منتظرش بود دیر کرده بود. پس تصمیم گرفت به برنامه خودکشی اش برگردد.
To: dear brooklyn
https://eitaa.com/mbtookhalii
″میم.ب″
باد میان موهایش وزید. کمی روی تاب تکان خورد و با انگشتان منجمد زنجیر های سرد را لمس کرد. پاهایش را ر
این زیادی قشنگ بود میرم راجبش یه کتاب بنویسم بچه ها خدافظ
هدایت شده از Dreams
تمام دلبستگی هام به نحوی منجر به پشیمونی شده، اما چی میشه که به این کار ادامه میدم؟