"_-مِنّآ-_"
یا علــــــــــــــــــــــی ع
چه نام شیرینی
چه حلوی
چه قندی
نهفته در
هر یا علــــــــــــــــــــــی
پنیر مُفت تو تله موشه..
تو این جهان هیچ چیزی رایگان نیست!
هر چیزی یک عوضی داره..
اگر چیزی رایگان بدستت رسید،
بدون که یک چیز با ارزش تری رو از دست دادی.. گاهی مادی، گاهی معنوی...
البته بهای پنیرِ تله موش ، جانِ!
¹²/شد
همیشه باید قربانی کرد..
همیشه باید قربانی بود..
همیشه باید گذشت..
همیشه باید گذاشت..
و این رسم جبهه حق است.!
انگار همیشه باید نقطهای مانع باشد. انگار همیشه باید گوشه کاری لنگ باشد. کاری گره خورده و گره ای باز نشده.. .
انسان وقتی عظمت حرکت حضرت رسول ص را میبیند. یک دانشمند، یک جامعه شناس، یک رهبر عالی رتبه که جامعه خالی از فرهنگ عربستان را طی چندسال به مدینه فاضلهای تبدیل میکند و ارزش هایی را پایه گذاری میکند که چنین سابقه ای نداشته.. بعد از اندکی نفوذ منافقین و ناکثین بایک برنامه ریزی طولانی مدت چگونه وارد شده و مسیر ولایت را جابهجا میکنند.. .
امان از دست بسته علی ع که باید استخوان در گلو و خوار در چشم نظاره گر باشد. امان از آن یدالله و سیف الله که تکلیفش سکوت است.
اما زمانی که ید علی ع کار خدایی میکند، این فهم مردم، در جبهه حق است که دست اورا میبندد. در اوج صفین کار زمین مانده و نیمه کاره رها میشود.
امام مجتبی ع همچنین..
انسان به یاد پهلوان کربلا که می افتد، غصه میخورد. امان از آن یل عرب که برای حسین با یک لشکر سیهزار نفره برابری میکند. این چنین شخصیتی آنچنانی میشود که پس از عاشورا، از او جز قبری کوچک چیزی باقی نمیماند.. .
یا حسین ع که داستانش باهمه فرق میکند..
تا میرزا کوچکخان در آن محدودیت ها، رئیس علیدلواری با آن مجاهدت ها. امیر کبیر و حلقه حسودان و صاحبان منفعتها. یا قیام برای عدالتخانه تا قیام مشروطه مشروعه شیخ فضل الله نوری.
امان از این جبهه مظلوم
با امامانی مظلومتر
و عجب از گردش روزگار..
دلم برای این جبهه میسوزد و برایش میتپد.. که ای..
بخش۱