♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
eitaa-6.2(2440).apk
حجم:
41.3M
نسخه جدید ایتا منتشر شد😍
نسخه ۶.۲
🔗 هم اکنون از مایکت بروزرسانی کنید: https://myket.ir/app/ir.eitaa.messenger
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منبع روبیکا
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منبع روبیکا
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
رمان دوراهی
هر چی زنگ زدم بهش دیگه جواب نداد
بهش پیام دادم :
)تروخدا جواب بدید من میخوام بدونم با کی دارم زندگی میکنم خواهش میکنم قول میدم هیچ اسمی از شما نبرم التماست میکنم
=یه ۲ روزی گذشت اما جواب نداد
با امیر نشسته بودم تلویزیون نگاه میکردیم که یهو پیامک برام اومد
بعد ۲ روز جواب داد نوشته بود:
چون دلم برات میسوزه میخوام کمکت کنم اگه میخوای بیشتر بدونی فردا ساعت ۹ صبح بیا به این آدرسی که بهت میدم
جواب دادم باشه
به امیر گفتم
آوا: من فردا میرم بیرون احتمالا صبح زود برم به یکی از دوستام یه سری بزنم
امیر: باشه
صبح زود پاشدم رفتم به ادرسی که بهم داده بود
یه کارواش قدیمی بود یکم رفتم جلو دیدم یه خانم نشسته رو صندلی رفتم جلو سلام کردم
ناشناس: به به خوش اومدی خانم کوچولو
بیا بشین یه چایی بخور
آوا: من نیومدم اینجا مهمونی لطفا سریع تر بریم سر اصل مطلب
ناشناس : باشه
بیا این اینو بگیر ببین
آوا: این چیه؟
ناشناس: مگه نمیبینی شناسنامه اس مال خودمه اسم همسر و ببین...
=شناسنامه رو باز کردم و رفتم صفحه بعد اسم همسر امیر اسماعیل پور
باورم نمیشه یعنی امیر یه زن دیگه داره؟
ناشناس : اره خوب تونسته سرت شیره بماله
امیر عاشقم بود اما خیلی غیرتیه
اومد عاشقم کرد و انقدر غیرتی بازی دراورد که دیگه از دستش فرار کردم
بخدا دوسش داشتم
ولی دیگه نتونستم هرشب کتکم میزد به بهونه های الکی
ببینم تو هم مجبور کرده چادر سرت کنی؟
آوا: ب..بله اما امیر اینطوری نیست خیلی خوبه زیاد گیر نمیده چادر سر کنم
ناشناس: اره اولاش خوبه ولی..
خب دیگه بسه تا اینجاشم زیادی گفتم بیا برو بیرون
آوا: تروخدا اگه چیز دیگه ای از امیر میدونید بگید
ناشناس: نه دیگه هیچی نیست برو
در ضمن شتر دیدی ندیدی؟!
آوا: باشه ....قول میدم
ناشناس:ولی اینو بدون که امیر فقط با من و تو نبوده قبل من و تو با چند نفر دیگه هم بوده
آوا: یعنی چی؟
ناشناس: هیچی بروو تا همین جاش هم چون خوب ات رو میخواستم بهت گفتم
=اینو که گفت حالم خیلی بد شد انگار دنیا رو سرم خراب شد
پارت7
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
رمان دو راهی
بدجور حالم بد بود فقط اشک میریختم تا برسم خونه سریع زنگ زدم با گریه و عصبانیت به امیر
آوا: امیر سریع بیا خونه منتظرتم
سریع قطع کردم و رفتم خونه منتظر موندم
.
.
.
یهو امیرکلید انداخت و اومد تو
با عصبانیت رفتم سمتش
امیر:چی شده آوا خوبی؟
آوا: نه خوب نیستم اصلا خوب نیستم
تو ..تو زن داری!
امیر:این چه حرفیه معلومه که نه
آوا: من همه چیو میدونم وضع و بدتر نکن اینم میددنم که با چندین نفر دیگه بودی!!!
حالا دیگه مهم نیست
فردا میریم توافقی جدا میشیم
امیر: جدا میشیم؟؟
من طلاقت نمیدم من دوست دارم
آوا : ولی الان دیگه من دوست ندارم
تو زن داری میفهمی
امیر: کی بهت گفته!!
آوا: مگه فرقی هم میکنه ؟ واقعا که برات متاسفم
امیر: اون که با تو کاری نداره اون سر دنیا داره زندگیشو میکنه منم اصلا نمیدونم کجاست
آوا: نه بابا دیگه چی ؟! اصلا میخوای بیارش همینجا دور هم باشیم
من یه بار حرف و زدم من طلاق میخوام
یهو دویید سمت اتاق شناسنامه من و برداشت کرد تو جیبش
امیر:نمیزارم ما تازه با هم ازدواج کردیم
من زن دارم اما دوسش ندارم
آوا: همین؟ به همین راحتی
همین فردا!!!
امیر: یه بار گفتم من طلاقت نمیدیمممم
آوا: مگه دست توعه
امیر:باشه،،،،،فقط یه شرط داره
فردا یه مهمونیه که یکی از همکارام همه رو دعوت کرده که همه هستن منم گفتم که با تو میام
باید بیای با من بریم مهمونی
حالا بعدا راجبش حرف میزنیم
آوا: من نمیام هیچ حرفی هم با تو ندارم
الان تازه معنی عشق آدم و کور و کر میکنه رو فهمیدم
خاک تو سر من که عاشق توی بی لیاقت شدم
شناسنامه منو بده
امیر: فردا با من بیا بعدش میشینیم سنگا مون رو وا میکنیم ، فقط فردا !
آوا: فقط...فقط فرداا
امیر: باشه
شب بعدی من حاضر شدم و دوباره مجبور بودم چادر سر کنم
رفتیم مهمونی
از اول تا آخر سرم پایین بود تو فکر پارسا بودم که چقد بد کردم بهش میدونم خیلی دیره اون دیگه منو نمیبخشه
یهو سرمو گرفتم بالا چشمم خورد تو چشم پارسا اونم منو دید..
پارت8