رزنـارنـجـی🫰
"جدالعشقوغرور" _پارتِ101_ اومد جلو و دستامو گرفت تو دستش..نمیدونم چرا اما میخواستم دستمو عقب بک
"جدالعشقوغرور"
_پارتِ102_
بهاصرار مامانمرضیه اومدیم خونهش..
خونهکوچیکیوقشنگیداشت..
آراد و بابا و عمو محمد رو مبل نشسته بودند و مشغول حرف زدن بودن..
از حرفاشون چیزی متوجه نمیشدم..
بیشتر درباره کار و شرکت صحبت میکردند..
بیخیالشون شدم و تا خواستم به سمت آشپزخونه برم با صدای آراد برگشتم سمتش..
_عه..چرا اومدی؟برو استراحت کن عزیزم..
_نهنهخوبم..حوصلهم سر رفته دیگه نمیتونم بخوابم
چیزی نگفت و فقط سری تکون داد
باباگفت:بیا دخترم..بیا بشین
به سمت بابا رفتم و کنارش نشستم
مامانمرضیه با سینی چای وارد سالن شد..اول از دیدن من تعجب کرد ولی بعد لبخند کمرنگی زد و چای رو به همه تعارف کرد
...
رژ صورتی رنگی رو روی ل*بام زدم و بعد شروع کردم به بافت موهام که در اتاق باز شد
به قلم:نازنین
چنل"هیژا"
"جدالعشقوغرور"
_پارتِ103_
آراد وارد اتاق شد..
برگشتم سمتش و لبخندی بهم زد.
به سمتم اومد و موهامو آروم نوازش کرد
سرشو نزدیک تر اورد و موهامو عمیق بو میکشید..
_عطر موهاتو خیلی دوست دارم..
هیچوقت موهاتو کوتاه نکن..باشه؟
لبخندی زدم و دستمو دور گردنش حلقه کردم
با اینکه حالا من از تموم مردا متنفرم و میترسم اما چرا از آراد هیچ ترسی ندارم؟
خب معلومه من عاشقشم..دوستش دارم..اون با تموم آدما فرق داره..
دستشو دور کمرم حلقه کرد و محکم بغ*لم گرفت..
...
وایوایوای
هوفففف..
دیگه دارم از دست آراد دیوونه میشم
فردا سالگرد ازدواج خالهلیلا و عمومحمد هست و خب چون هم مختلط و هم بیشتر شبیه پارتیِ آقا آراد به من دستور دادند حتما لباس پوشیده باشه و آرایش هم بهشدت کم
منم بدون توجه به اون هر لباسی رو که دلم میخواست رو انتخاب میکردم..البته چند بار هم چون لباسش خیلی باز بود با چشمغره و اخم های آراد خفه خون میگرفتم
با ماهلین به سمت مغازهای رفتیم و آراد و آرتا هم پشتسرمون وارد مغازه شدند..
به قلم:نازنین
چنل"هیژا"
آموزش این ادیت جذاب🌿
در آمار 956🌈
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫
ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫..
💓⃤ 𝕀𝕟 𝕤𝕙𝕠𝕣𝕥, 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝔹𝕦𝕥 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕟𝕠𝕥 𝕤𝕥𝕠𝕡 𝕝𝕠𝕧𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦
#کپی؟فورقشنگتره!
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
<پردیس پور عابدینی>
<نازنین بیاتی>
<هیژا>
کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫
ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫..
💓⃤ 𝕀𝕟 𝕤𝕙𝕠𝕣𝕥, 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝔹𝕦𝕥 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕟𝕠𝕥 𝕤𝕥𝕠𝕡 𝕝𝕠𝕧𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦
#کپی؟فورقشنگتره!
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
<پردیس پور عابدینی>
<نازنین بیاتی>
<هیژا>
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیش نمایش رمان جدال عشق و غرور😅
کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫
ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫..
💓⃤ 𝕀𝕟 𝕤𝕙𝕠𝕣𝕥, 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝔹𝕦𝕥 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕟𝕠𝕥 𝕤𝕥𝕠𝕡 𝕝𝕠𝕧𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦
#کپی؟فورقشنگتره!
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
<پردیس پور عابدینی>
<نازنین بیاتی>
<هیژا>
33.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این چقدر قشنگ بود واقعا👍🥲
منبع روشه👌
کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫
ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫..
💓⃤ 𝕀𝕟 𝕤𝕙𝕠𝕣𝕥, 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝔹𝕦𝕥 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕟𝕠𝕥 𝕤𝕥𝕠𝕡 𝕝𝕠𝕧𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦
#کپی؟فورقشنگتره!
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
<پردیس پور عابدینی>
<نازنین بیاتی>
<هیژا>
کمتر دیده شده
کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫
ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫..
💓⃤ 𝕀𝕟 𝕤𝕙𝕠𝕣𝕥, 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝔹𝕦𝕥 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕟𝕠𝕥 𝕤𝕥𝕠𝕡 𝕝𝕠𝕧𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦
#کپی؟فورقشنگتره!
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
<پردیس پور عابدینی>
<نازنین بیاتی>
<هیژا>