2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بانو در کنار دوستشون کیانا احمدی🥺
کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫
ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫..
💓⃤ 𝕀𝕟 𝕤𝕙𝕠𝕣𝕥, 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝔹𝕦𝕥 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕟𝕠𝕥 𝕤𝕥𝕠𝕡 𝕝𝕠𝕧𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦
#کپی؟فورقشنگتره!
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
<پردیس پور عابدینی>
<نازنین بیاتی>
<هیژا>
647.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بانو در کنار دوستشون کیانا احمدی
کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫
ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫..
💓⃤ 𝕀𝕟 𝕤𝕙𝕠𝕣𝕥, 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝔹𝕦𝕥 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕟𝕠𝕥 𝕤𝕥𝕠𝕡 𝕝𝕠𝕧𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦
#کپی؟فورقشنگتره!
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
<پردیس پور عابدینی>
<نازنین بیاتی>
<هیژا>
کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫
ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫..
💓⃤ 𝕀𝕟 𝕤𝕙𝕠𝕣𝕥, 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝔹𝕦𝕥 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕟𝕠𝕥 𝕤𝕥𝕠𝕡 𝕝𝕠𝕧𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦
#کپی؟فورقشنگتره!
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
<پردیس پور عابدینی>
<نازنین بیاتی>
<هیژا>
رزنـارنـجـی🫰
کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫ ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫..
مربوط به خیلی وقت پیش
متاسفانه فیلم کاملش رو به دلیل طولانی بودن نتونستم دانلود کنم❤️
خانواده پورعابدینی☝️🏼🤍
پردیس پورعابدینی متولد ۲۲ فروردین ۱۳۷۹ در تهران هستن، در حدودا ۱۸ سالگی از کلاسهای آموزشگاه آقای مسعود کیمیایی بازیگری رو شروع کردن. در جشنواره تئاتر دانشجوییِ ثمر روی صحنه رفتن و از این طریق خانم نسیم ادبی برای بازی در تئاتر "قصه ظهر جمعه" در نقش آزاده ایشون رو انتخاب کردن؛ در یک شب که مهمانان ویژهای برای تماشای این تئاتر دعوت میشدن آقای بهرنگ توفیقی بازی ایشون رو دیدن، پردیسجان چند ماه بعد تست دادن و برای نقش "راضیه/مانلی" انتخاب شدن! پس از بازی در سریال آقازاده برای چندین فیلم سینمایی و سریال نمایشخانگی به او پیشنهاداتی داده شد که به گفتهی خودشون در این راه عجلهای نداشتن و بیشتر از شهرت به ارزش آنها فکر میکردن و ترجیح میدادن آهسته و خوب این راه رو طی کنن؛ از انتخابات ایشون تا این لحظه فیلمهای سینمایی "خائنکشی به کارگردانی مسعود کیمیایی، غریزه به کارگردانی سیاوش اسعدی، بیمادر به کارگردانی سید مرتضی فاطمی" بوده که به زودی در چهلمین جشنواره فجر پخش میشن! در آخر به گفتهی "sinema_ladies@" اشاره میکنم: پس از درخشش پردیس پورعابدینی در سریال آقازاده جسارت تهیهکنندگان و سرمایهگذاران پلتفرمها برای استفاده از چهره ناشناخته افرایش پیدا کرده است.
مادرشون خانم ندا پاسار آرایشگر و گریمور عروس؛
پدرشون بابک پورعابدینی مهندس الکترونیک و مدیرعامل شرکت سوفار؛
خواهر بزرگشون نسیم پورعابدینی دانشجوی پزشکی قزوین و مهمان دانشگاه ایران بودن (فارغالتحصیل شدن) که درحال حاضر مطب دارن و خدمات زیبایی انجام میدن، وَ نامزدشون آقای سینا فتحی که ایشون هم پزشک هستن؛
خواهر کوچیکشون نفس پورعابدینی محصل هستن که البته این عکس برای کودکی ایشون هست، عکس جدیدی ازشون نداشتم!
اکران «جوجه تیغی» از نیمه دوم مهر..
اولین فیلم مستانه مهاجر در راه سینما ها🤩
فیلم کمدی «جوجه تیغی» به کارگردانی مستانه مهاجر از نیمه دوم مهر اکرانش را در سینماها آغاز میکند. این فیلم ماجرایی طنز از زندگی ناخواسته یک جوان متعصب را روایت میکند که پیشنهادی عجیب،گذشته و آینده او را تحت تاثیر قرار میدهد و از سوی دیگر ماجرای زنی که میخواهد اولین رئیس جمهور زن ایران شود.
«جوجه تیغی» با بازی پانتهآ پناهی، حامد کمیلی، هادی کاظمی، آناهیتا درگاهی، نازنین بیاتی، پژمان بازغی، هومن برق نورد، نگار فروزنده، مهراب قاسم خانی، مهتاب ثروتی، آیدا ماهیانی، صحر اسدالهی و... از پر بازیگر ترین فیلم های امسال سینما هاست و پیش بینی میشود در جمع پر فروش های گیشه قرار بگیرد..
«جوجه تیغی» اولین فیلم مستانه مهاجر در مقام کارگردان است که توسط فیلیران در سینماهای کشور اکران میشود.
#جوجه_تیغی
#خبر
رزنـارنـجـی🫰
"جدالعشقوغرور" _پارتِ108_ کمی بهش نگاه کردم که خالهلیلا به سمتمون اومد کنارم نشست و دستامو گر
"جدالعشقوغرور"
_پارتِ109_
همونلحظهعمومحمدبهسمتماومد
روبهمگفت:دخترممیشهباهمصحبتکنیم؟
_باشهحتما
_ام..راستش..خب..نسرین مسلمو ول کرده و رفته..ازدواج کرده درواقع..الانم مسلمو دختروپسرش اومدن ایران..درواقع دختر و پسرش ماجرا مرضیه و تورو فهمیدن و مسلمُ راضی کردن تا بیان ایران و تورو ببینن..
پوزخندیزدموگفتم:
_دختر و پسرش؟!مامانم میدونه نسرین طلاق گرفته و رفته؟بنظرم حقشه..قدر مامانمو ندونست..
با ناراحتی سری تکون داد و گفت:
_آره درواقع خواهر و برادرت..اهوم مسلم نتونست از شماها محافظت کنه و الانم که برگشته مرضیه هیچجوره نمیبخشهاونو..الانم لیلا بهش گفت حالش بدجور خراب شد..
ادامهداد:برادرت کناره آرادِ..خواهرت هم اونجا نشسته...
به جایی که اشاره کرده بود نگاهی انداختم..
ی دختر خوشگل و البته خیلی شیک رو مبل نشسته بود و سرش تو گوشیش بود
الان فهمیدم اون پسره همون برادرم بوده..
برادر و خواهری که هنوز اسمشونو نمیدونم..!
عمو از سالن خارج شد و تصمیم گرفتم برم پیشش تا باهم آشنا بشیم..
بلاخره خواهرمه دیگه..به دیدار من اومده.
به سمتش رفتم..
به قلم:نازنین
چنل"هیژا"