eitaa logo
رزنـارنـجـی🫰
1.5هزار دنبال‌کننده
12هزار عکس
7.4هزار ویدیو
63 فایل
تولد‌کانال -۱۴۰۰/۱۰/۱۳- فن‌پیج«امیر‌مقاره‌و‌پردیس‌پور‌عابدینی» مـو‌کـه‌طـاقـتـش‌نــداروم تـورو‌پــیشـوم‌نـبـینــوم🫆 جآنم؟ @ap_maghare کپی‌ممنوع🫨
مشاهده در ایتا
دانلود
تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
استایل😐 تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
گویا امشب سپیده حیدری دو تا سانس کنسرت هست.. پ.ن:عزیز دلمون معلول جسمی هستن روی ویلچر نشسته:)و امیر هم جلوش زانو زد و حیف و اجرا کرد.....
تعداد دانلود موزیک قشنگ قشنگ در یک ساعت اول امیدواریم در ۲۴ ساعت اول به یک ملیون برسه و یک رکورد زده بشه 🌹🫶
هم اکنونننن🤩🤩
استوری♥️ تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
کنسرت تهران (جشنواره فجر) جمعه 27 بهمن ماه ساعت 22:00 سالن نمایشگاه میلاد ⭕کنسرت فقط یک سانس داره⭕ فردا ساعت ۱۹ بلیت فروشی از سایت هنر تیکت شروع میشه https://www.honarticket.com/macan109
رزنـارنـجـی🫰
#part20 اسـیــــــر عـــشــــــق🦋❤️‍🩹 وقتی وارد آشپزخانه شدم خاتون روبهم گفت: خب حالا یه قرمه سبزیه
اسـیــــــر عـــشــــــق🦋❤️‍🩹 نیما توی اتاقش بود، از پله ها بالا رفتم و پشت در ایستادم. میخواستم وارد بشم که صداهایی که شنیدم باعث شد سرجام میخکوب وایستم. نیما داشت با تلفن حرف میزد: باشه عشق من، باشه قربونت بشم، چشم، هرچی شما بگی عزیز دلم... بدون اینکه در بزنم وارد شدم، _ هووووو چته بزغاله.! _ حرف نزن، بزغاله هم خودتی، گاو میش هم خودتی. _ من کی گفتم گاو میش؟ _ تو نگفتی خودم اضافه کردم. خواست چیزی بگه که با لحن لوس گفتم: کی بود!! نیما با تته پته جواب داد: توروسننه؟ _ بگو دیگه جون دلارا. _ به تو مربوط نمیشه، الانم برو کلی کار دارم. _ باشه نگو منم الان میرم به داریوش و خاتون میگم که تو عاشق شدی و دوست دختر داری!! نیما با لحنی بی حس گفت: خب برو بگو. من خواستم به طرف در برم که نیما گفت: باشه بابا بهت میگم. نیما گفت که یه چند وقتیه عاشق یه دختری به اسم سوگند شده و اونم دوستش داره و قصدشون هم جدیه. منم کلی ذوق کردم. اصلا یادم رفته بود که براچی اومدم سراغ نیما، پس بهش گفتم و سوئیچ رو ازش گرفتم تا با استاد بریم خونه نلین...