eitaa logo
رزنـارنـجـی🫰
1.5هزار دنبال‌کننده
12هزار عکس
7.4هزار ویدیو
63 فایل
تولد‌کانال -۱۴۰۰/۱۰/۱۳- فن‌پیج«امیر‌مقاره‌و‌پردیس‌پور‌عابدینی» مـو‌کـه‌طـاقـتـش‌نــداروم تـورو‌پــیشـوم‌نـبـینــوم🫆 جآنم؟ @ap_maghare کپی‌ممنوع🫨
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از گسترده «شش ساعته»
+چن ماهته!! -من ب‌ا.ر.د.ا.ر نیستم!! +منو عصبی نکن من میدونم بچه من تو شکمته!! -ب.ا.ر.د.ا.ر نیستم!! مشتی به دیوار پشت سرم کوبید و غرید: +یک کیلو زعفرونی خوردی فیل رو از پا میندازه..! زیر لب غریدم: -بچتم مثل خودته چسبیده بهم نزدیکم شدو...🥵🚷 https://eitaa.com/joinchat/2679767714C16875419ec
هدایت شده از گسترده «شش ساعته»
+شغلت چیه؟ خشن جواب داد - رئیس مافیای روس! ابرو هام بالا پرید. به صورت خشنش نگاه کردم. + داری دروغ میگی. چشمای سیاهش برق زد و به سمتم اومد. نیشخندی زد و با اشاره انگشتش باردیگاراش تنهامون گذاشتن، جلو اومد - اگه بِهت ثابت کنم چی خانوم کوچولو‌...؟🥵📵❌️ https://eitaa.com/joinchat/2679767714C16875419ec
هدایت شده از تبهبحیتی
❌دختره یکاری می‌کنه جناب سروان اخمو و جدیمون که با همه خانوما سر لج داره از خود بی خود بشه... از اون روز به بعد تمام فکر و ذکر جناب سروان حتی تو ماموریت هم میشه یه دختر شرور و تخس به اسم اِلا؟🔥❌🙊 https://eitaa.com/joinchat/3463708997C347085b604
هدایت شده از تبهبحیتی
- ببین اینجا چقد خوشگل شدم؟ نگاهش به صفحه گوشیم انداخت که عکسم نشون میدادم و همزمان که رانندگی میکرد گفت: - پاکش کن! اخم کرده گفتم: - چرا؟ من دوسش دارم! پیراهنت تو تنم قشنگ شده، رژ قرمزمم بهم میاد، خط چشمم قشنگ شده، موهای بازم منو دلبر کرده. نفس عمیقی کشید: - حواسمو‌ پرت نکن پشته فرمونم. نچی کردم و عکس بعدی نشونش دادم که یهو دستمو‌پس زد و طدری برگشت سمتم که فرمون از دستش در رفت و با خروج ماشین از جاده جیغی زدم که.... https://eitaa.com/joinchat/3463708997C347085b604
هدایت شده از تبهبحیتی
ساعت ¹⁴:³⁰ پاک شه. نیم ساعت پست اخر. زودتر پاک بشه اخطار^^
هدایت شده از تبهبحیتی
- یک ماه از خدمتم مونده؛ نوچی کردم: - نه دیگه، اشتباه میکنی هفت ماه مونده! بدون اینکه نگاهم کنه پرسید: - چرا اونوقت؟ سریع جواب دادم: - چونکه قراره بابام شیش ماه اضافه خدمت بزنه واست! اینبار مستقیم تو چشم هام نگاهم کرد که ضربان قلبم بالا رفت و اون پرسید: - به چه دلیل؟ لپام گل انداخت و هول شده گفتم: - چونکه من مثل سگ روت کراشم و لازمه بیشتر سرباز بابام بمونی تا بتونم دلتو ببرم! فکر میکردم الان میزنه تو برجکم اما رنگ نگاهش تغییر کرد و یهو🔥... https://eitaa.com/joinchat/3463708997C347085b604
هدایت شده از تبهبحیتی
- یه خاطره از سربازیت بگو! فاطمه خندید: - الان میگه یه چک زدم تو گوش فرمانده... همه خندیدن که مهراد گفت: - یه شب تو پادگان نشسته بودم داشتم به دخترِ فرماندمون فکر می‌کردم که یهو تلفن اونجا زنگ خورد؛ جواب دادم دیدم یه دخترِ با صدایِ نازدارش شروع کرد دل بردن ازم... نگاهش رو به من دوخت و ادامه داد: - همون دخترِ فرماندمون بود، و الانم خانومِ منه...🙊🔥😍💫 https://eitaa.com/joinchat/3463708997C347085b604
هدایت شده از تبهبحیتی
ساعت ¹⁶:⁰⁰ پاک شه. نیم ساعت پست اخر. زودتر پاک بشه اخطار^^
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دوستان‌من‌تا‌شب‌نیستم‌ببخشید الان‌۲‌پارت‌از‌رمان‌میدم
رزنـارنـجـی🫰
PART48 #حصار‌آغوش‌تو ________"مگا‌استار"____________ همش‌آشغاله‌.. اخه‌چرا‌باید‌پوست‌شکلات‌تو‌کیفش‌
PART49 _________"مگا‌استار"___________ رفتم‌بالا‌در‌زدم.. بعد‌گذشت‌۱۵‌ثانیه‌در‌وباز‌کرد با‌دیدنم‌جوری‌شکه‌شد‌که‌حتی‌نمیتونست حرکتی‌کنه _چیه..‌انتظار‌نداشتی؟ فوری‌با‌هول‌و‌ولا‌خواست‌درو‌ببنده‌که نزاشتم‌هولش‌دادم‌و‌رفتم‌تو _م..من _نمیخوام‌هیچی‌بگی‌ارغوان‌فقط‌گوش‌کن! چیکار‌باید‌میکردم‌که‌نکردم‌براتت نمک‌نشناس‌حقوق‌اضافی‌برات‌نمیریختم؟ خرجی‌دارو‌های‌مادرتو‌نمیدادم؟ کرایه‌خونه‌ات‌و‌نمیدادم؟ منو‌باش!میخواستم‌برات‌خونه‌بخرم‌بری زندگیتو‌بکنی‌فکر‌اجاره‌خونه‌نباشی! ولی‌تو‌... _ببخشید‌امیر‌من‌غلط‌کردم‌ _الان؟‌الان‌که‌زندگی‌منونابود‌کردی؟ الان‌که‌گو/ه‌زدی‌به‌زندگیم‌لعنتیییی! رفتی‌بادشمنن‌من‌بستی‌رو‌هم؟ _بخدا‌من‌نمیخواستم _ولی‌خواستی!کردی! ببینمم‌!اصلاداستان‌بچه‌‌از‌من‌چیه! هان؟ _من‌حامله‌ام _ارغوان‌چی‌میگی‌مضخرف‌نگوو -🌚🫀✍🏼- ____________اِدامه‌دارَد____________