eitaa logo
رزنـارنـجـی🫰
1.5هزار دنبال‌کننده
12هزار عکس
7.4هزار ویدیو
63 فایل
تولد‌کانال -۱۴۰۰/۱۰/۱۳- فن‌پیج«امیر‌مقاره‌و‌پردیس‌پور‌عابدینی» مـو‌کـه‌طـاقـتـش‌نــداروم تـورو‌پــیشـوم‌نـبـینــوم🫆 جآنم؟ @ap_maghare کپی‌ممنوع🫨
مشاهده در ایتا
دانلود
<به‌نام‌یاد‌او> رمانِ‌تلخ‌مثل‌من‌به‌قلم‌هستی تعداد‌ورق:مشخص‌نیست هنرپیشگان: <امیر‌مقاره>‌در‌نقش<کاوه‌رسام> <پردیس‌پور‌عابدینی>‌در‌نقش<نازنین‌رسا> <رهام‌هادیان>در‌نقش<نکیسا‌رسا> <ادرینا‌صادقی>در‌نقش<رها‌اعتمادی> <ویدا‌جوان>در‌نقش<سارا‌صوفی> خلاصه؛ پرواز‌دویستُ‌نود‌و‌چهاربه‌مقصد‌برلین‌ نشست.ولی‌من‌هنوز‌م‌رو‌آسمونا‌پرواز‌ میکردم،پروازی‌که‌همسفرم‌‌یاد‌او‌بود! 🩷✨️
-تلخ‌مثل‌من- 🍃🤍 دیگه‌‌تلخی‌روزای‌اولُ‌نداشت تلخ! طعمی‌بود‌که‌‌دوست‌نداشتم‌با‌هیچی‌ عوضش‌کنم‌.‌یه‌جورایی‌به‌تلخی‌عادت‌کردم از‌همون‌بچگی‌‌که‌چاشنی‌تند‌و‌تیزش‌‌با زندگی‌کوفتی‌مون‌مخلوط‌شده‌بود الانم‌‌‌تلخی‌تر/یا/ک! تلخی‌ای‌که‌وقتی‌میزاشتم‌زیر‌زبونم‌انگار‌ تموم‌دردامو‌فراموش‌میکردم‌ فقط‌اون‌لحظه‌لذ/تی‌نصیبم‌میشد‌که هیچوقت‌‌توی‌زندگیم‌تجربش‌نکردم . دیگه‌خسته‌شدم خسته‌شدم‌از‌این‌خرابه‌های‌اواره‌کوچه‌های‌ تنگ‌‌که‌روزی‌صد‌نفرآرزو‌شون‌این‌بود فقط‌بتونن‌یه‌شب‌کپه‌ی‌مرگشونُ‌بزارن‌توش نفس‌عقیقی‌کشیدم‌ولی‌سرفه‌هام‌نزاشت ادامش‌بدم سرفه‌هایی‌‌که‌وقت‌و‌بی‌وقت‌مهمونم‌میشد مهمونی‌که‌هیچوقت‌‌دوست‌نداشتم‌‌ ببینمش. لعنت‌بهش‌که‌خلاصم‌نمیکرد! مثل‌هرشب‌رفتم‌پشت‌دیوار‌‌ی‌که‌دنج‌ترین جای‌اون‌‌خرابه‌بحساب‌میومد‌ خودمو‌‌مثل‌یه‌جن/ین‌جمع‌کردم‌و‌چشمامو بستم. هر‌چند‌که‌خوابم‌نمیبرد‌‌ولی‌امتحانش‌ضرر‌ نداشت.. به‌قلم‌هستی ادامه‌دارد..
-تلخ‌مثل‌من- 🍃🤍 مثل‌هر‌صبح‌‌و‌طبق‌قانون‌اون‌‌خرابه راس‌ساعت‌۹‌میزدم‌بیرون طبق‌معمول‌میرفتم‌پارک‌همیشکی‌ که‌شده‌بود‌پاتوقم‌ بعد‌گشت‌کوتاهی‌که‌تو‌پارک‌زدم خودمو‌بین‌چمنا‌پهن‌کردم دستامو‌گرفتم‌روی‌صورتم‌‌ولی‌از‌بین‌انگشتام نور‌آفتاب‌پیشی‌میگرفت‌. عاشق‌این‌لحظه‌بودم‌‌‌شاید‌تنها‌چیزی‌که دلمو‌بهش‌خوش‌کرده‌بودم.. تو‌همین‌فکر‌بودم‌که‌صدای‌خش‌خش‌برگای زمین‌افتاده‌‌حواسمو‌بهش‌پرت‌کرد میتونستم‌حدس‌بزنم‌طبق‌روال‌همیشگی الان‌<رها‌>میپرید‌جلوم‌تا‌به‌خیال‌خودش‌منو بترسونه.. بله!‌حدسم‌درست‌بود.. _پخخخخخ _وای‌وای‌ترسیدمم‌اصن‌زهر‌ترک‌شدم حاجی‌اصن‌پش/مام‌ریخت _ایشش‌بازم‌نشد _دیوونه‌ای‌بخدا‌این‌وسط‌چی‌گیرت‌میاد من‌بترسم؟هان؟ _تو‌فک‌‌کن‌دلم‌خوش‌میشه‌توی‌این‌اوضای بیریخت‌خط‌خطیم *با‌پوزخند‌تلخی‌که‌زدم‌‌بحث‌و‌جمع‌کردم.. حقیقتا‌جوابی‌نداشتم‌بدم‌ _چیه؟جواب‌نمیدی‌‌زبون‌دراز؟ ‌_چی‌بگم‌تو‌فک‌کن‌‌کم‌آوردم _حق‌داری‌جواب‌ندی‌ خوشبحالت‌نازنین‌تو‌حداقلش‌یه‌داداش داری‌‌.ته‌تهش‌میدونی‌بی‌کس‌نیستی خیالت‌تخته‌یکیو‌داری‌‌همین‌که‌میدونی وجود‌خارجی‌داره‌خودش‌یه‌دنیاست ولی‌من‌چی؟ تو‌کل‌دنیام‌یه‌خواهر‌کوچیک‌داشتم‌که‌همه‌ زندگیم‌بود ولی..خودک//شی‌کرد *اشک‌می‌ریخت.‌سعی‌میکرد‌بغضشو‌ نشکنه‌ولی‌نمیتونست‌انگار‌از‌کنترلش‌خارج شده‌بود _رها..گریه‌نکن‌ الان‌اگه‌بهار‌پیشمون‌نیست‌چون‌خودش اینجور‌انتخاب‌کرده.. اگه‌بود‌چی‌میشد؟‌جز‌این‌بود‌که‌فقط‌عذاب میکشید؟‌اون‌راحت‌شد! _آره‌‌تو‌راس‌میگی‌‌‌اصن‌بیخیال‌حال‌توام‌ بد‌کردم _حال‌من‌‌بد‌هست‌!‌‌تو‌اتفاقا‌باعث‌شدی چند‌دیقه‌از‌افکارمنفی‌دور‌شم _نازی‌پاشو‌بریم‌آب‌بخوریم‌تشنمه‌ گلوم‌کویر‌لوت‌شده _باشه‌تو‌برو‌منم‌میام به‌قلم‌:هستی ادامه‌دارد..
-تلخ‌مثل‌من- 🍃🤍 نام:نازنین‌‌رسا‌‌ سن:۲۴ ماهِ:شهريور نام‌مادر‌:نسا نام‌پدر:عابد علت‌مرگ:بی‌پولی‌،بدبختی،شرمندگی.. هر‌روز‌تو‌ذهنم‌مرور‌میشد‌‌خاطراتی‌که فقط‌‌برام‌مایه‌ی‌شرمساری‌شدن هیچوقت‌یادم‌نمیره‌اون‌روز‌کزایی‌رو.. روزی‌‌که‌تو‌اون‌اوضای‌خیط‌زندگی‌مون بابام‌دست‌زن‌جدیدشو‌گرفت‌اورد‌خونه‌ و‌بدون‌ذره‌ای‌خجالت‌‌معرفیش‌کرد‌به‌همه چهره‌ی‌مامانم‌از‌ذهنم‌نمیره.. شوکه‌شده‌بود‌زبونش‌بند‌اومده‌بود منم‌اگه‌جاش‌بودم‌سکته‌میکردم... ولی‌حق‌نداشت‌تنهام‌بزاره‌من‌فقط‌۱۴‌سالم بود‌‌منو‌زیر‌دست‌نامادری‌تنها‌گزاشت‌و‌رفت بابام‌۴‌سال‌بعد‌تصادف‌کرد‌اونم‌رفت.. ‌یه‌جورایی‌تاوان‌‌مرگ‌مامانمو‌داد.. دلم‌نسوخت‌براش‌‌! من‌موندم‌و‌یه‌داداش‌کوچیک‌تر‌و‌نامادری.. از‌بچگی‌بابام‌میگفت‌<نکیسا‌‌>نابغس‌ صداش‌میزد‌مهندس‌بابا‌ از‌‌حقوق‌دوزاری‌دکه‌حاج‌رمضون‌شروع‌کرد تو‌شرکت‌‌چند‌صد‌میلیاردی‌خودش‌تموم‌.. بعد‌فوت‌بابا‌هر‌چی‌داشت‌و‌نداشت‌برداشت رفت‌آلمان‌‌ حالا‌دیگه‌من‌موندم‌و‌نامادری‌که‌محل‌سگ‌ بهم‌نمی‌داد گذشت‌ُ گذشتُ گذشت بازم‌گذشت‌ تا‌اینکه‌رسیدیم‌به‌الان‌ من‌بودم‌‌و‌چند‌تا‌‌سیخ‌با‌یه‌پیک‌نیک‌ که‌دنیامو‌‌میساختن.. به‌قلم:‌هستی ادامه‌دارد..
-تلخ‌مثل‌من- 🍃🤍 بدن‌درد‌نمیزاشت‌لحظه‌‌ای‌آروم‌بشینم‌ رفتم‌سراغ‌اختر‌‌‌بلکه‌‌دلش‌بسوزه‌یه‌تیکه بندازه‌کف‌دستم _اختر‌جون‌دستم‌به‌دامنت‌بد‌گیرم‌ خدا‌شاهده‌پول‌ندارم‌یه‌تیکه‌بده‌جبران‌میکنم _تو‌‌که‌باز‌پیدات‌شد‌دختر‌‌چند‌بار‌بگم‌ بدون‌پول‌جنس‌نمیدم‌‌پاشو‌برو‌تا‌ننداختمت بیرون‌اعصاب‌ندارم _باشه‌بابا‌‌حالا‌چرا‌میزنی _پاشو‌برو‌نبینمت *کفری‌تر‌از‌قبل‌پاشدم‌‌برم‌یه‌خاکی‌سرم‌بکنم که‌صدای‌پیس‌پیس‌کسی‌مانعم‌شد _چیه؟با‌منی؟ _آره‌بیا‌بشین‌بینم‌چی‌میخوای؟ _یه‌ذره‌تر//یاک _اونو‌که‌ندارم‌ولی‌بهترشو‌دارم‌برات _چی؟ _شیشه‌‌دارم‌اولین‌بار‌مهمون‌خودم‌ امروز‌کیفم‌کوکه _نه!‌نمیخوام‌‌اهلش‌نیستم _بابا‌از‌درد‌داری‌میمیری‌‌یه‌بار‌امتحان‌کن ببین‌چیه‌.با‌یه‌بار‌چیزی‌نمیشه‌به‌جون‌خودم *دستشو‌دراز‌کرد‌‌سمتم‌مثل‌اینکه‌چاره‌ای‌ نداشتم‌درد‌وجودمو‌گرفته‌بود‌‌‌ گرفتم‌از‌دستش‌و‌رفتم‌‌پاتوق‌همیشگیم به‌قلم:هستی ادامه‌دارد..
تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
وای‌ماهواره‌داشت‌حالا‌که‌اومدی‌ماکانُ‌میداد😂
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هم ادیتِ خیلی قشنگ و تاثیر گزار بود هم کامنتاش که فوق‌العاده دید مردم زو عوض کرده بود🫠 ادیت زدنو یاد بگیرید🙂😂 تازه از طرف هردو هم لایک شده
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا