eitaa logo
رزنـارنـجـی🫰
1.5هزار دنبال‌کننده
12هزار عکس
7.4هزار ویدیو
63 فایل
تولد‌کانال -۱۴۰۰/۱۰/۱۳- فن‌پیج«امیر‌مقاره‌و‌پردیس‌پور‌عابدینی» مـو‌کـه‌طـاقـتـش‌نــداروم تـورو‌پــیشـوم‌نـبـینــوم🫆 جآنم؟ @ap_maghare کپی‌ممنوع🫨
مشاهده در ایتا
دانلود
راستی‌بچه‌ها‌بهتون‌فک‌کنم‌نگفته‌بود جریان‌عکس‌گرفتنم‌با‌بازیگرای‌بچه‌مهدسُ😉😂
رزنـارنـجـی🫰
راستی‌بچه‌ها‌بهتون‌فک‌کنم‌نگفته‌بود جریان‌عکس‌گرفتنم‌با‌بازیگرای‌بچه‌مهدسُ😉😂
تو‌بچه‌مهدس‌۳‌‌اگه‌یادتون‌باشه‌‌رفتن‌تو‌یه کارخونه‌که‌اون‌کارخونه‌جایی‌بود‌که‌بابام‌‌توش کار‌میکنه‌بعد‌ما‌‌هم‌رفتیم‌عکس‌گرفتیم البته‌خیلی‌دیر‌وگرنه‌با‌خیلیای‌دیگه‌هم‌میشد عکس‌بگیریم😞
وای‌چند‌روز‌پیش‌بابام‌میگه حسین‌رفیعی‌اومده‌بوده‌شرکتشون ولی‌بابام‌روش‌نشده‌بره‌عکس‌بگیره😐😂 چند‌بار‌هم‌رامبد‌جوان‌رو‌دیده‌‌‌با‌نگار‌جواهریان یکیش‌دیروز‌که‌میگه‌‌رامبد‌اومد‌رفت‌کافه‌روبه‌رو ولی‌رفته‌دیگه‌نیومده😂نشد‌عکس‌بگیره
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جررررر🤣🤣 تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
رزنـارنـجـی🫰
-تلخ‌مثل‌من- #پارت‌‌دوم‌فصل‌دوم🍃🤍 _‌قبلا‌بهت‌گفته‌بودم‌من‌اعتیاد‌داشتم.. نکیسا‌به‌همه‌گفت‌خودش‌منو‌
-تلخ‌مثل‌من- 🍃🤍 _نازنین‌چرا‌تو‌این‌همه‌سال‌بهش‌زنگ‌نزدی؟ _شمارش‌تو‌گوشی‌قدیمیمه‌‌همون‌۸‌سال پیش‌ازم‌گرفت‌‌نمیدونم‌‌چیکارش‌کرد _من‌تو‌اتاقش‌زیاد‌میرم‌راحت‌میتونم‌ رفت‌و‌آمد‌کنم‌بگو‌چه‌شکلیه‌سر‌وقتش میگردم‌شاید‌تو‌اتاقش‌باشه.. _بعید‌میدونم‌ولی‌‌اگه‌بتونی‌تا‌عمر‌دارم‌ مدیونت‌ام‌؛یه‌گوشی‌کوچیک‌قرمز‌رنگِ‌ _باشه‌امیدوارم‌بتونم‌پیداش‌کنم *تو‌همین‌لحظه‌نکیسا‌صدام‌زد‌‌و‌اومد‌سمتم _بله.. _خوبی؟گریه‌کردی _آره‌خوبم‌چیزی‌نیست‌ _الان‌یه‌جلسه‌داشتم‌‌یه‌‌آقایی‌اومده از‌‌اون‌تابلو‌خوشش‌اومده..! حاضره‌براش‌خرج‌زیادی‌کنه _قبلا‌گفتم‌بهت‌این‌تابلو‌جاش‌خوبه.. قصد‌فروش‌ندارم _۶‌سال‌ِاون‌تابلو‌اونجاست‌‌‌هر‌روز‌قیافه‌ی نحس‌اون‌پسره‌جلو‌چشمه اخرش‌که‌جاش‌تو‌اشغالاس‌و‌سودی‌نداره ولی‌حالا‌یه‌نفر‌پیدا‌شده‌میخواد‌‌بخرش _بهش‌بگو‌قصد‌فروش‌ندارم‌‌این‌بار‌آخره‌که بهت‌میگم!بفهم‌نکیسا _احمق‌! *حرصی‌و‌عصبی‌از‌راهی‌که‌اومده‌بود‌برگشت سالی‌۲‌بار‌باید‌سرش‌باهم‌بحث‌کنیم.. به‌قلم‌:هستی ادامه‌دارد..
-تلخ‌مثل‌من- 🍃🤍 <یک‌هفته‌بعد> بلاخره‌اون‌موقعیتی‌‌که‌منتظرش‌بودم‌رسید. نکیسا‌‌داشت‌با‌چنتا‌کله‌گنده‌قرار‌داد‌کار‌ میبست‌و‌بهترین‌فرصت‌بود‌برای‌گشتن‌ اتاقش! اولین‌‌قدم‌سراغ‌میز‌کارش‌رفتم‌ رفتم‌سراغ‌کشو‌سمت‌راستی‌ پایینی‌پر‌از‌برگه‌و‌چک بالایی‌‌‌چایی‌‌نپتون‌و‌خوراکی‌های‌مونده رفتم‌سراغ‌کشو‌های‌سمت‌چپ پایینی‌‌به‌جز‌منگنه‌‌و‌یه‌کلید‌چیزی‌نبود ولی‌بالایی‌قفل‌بود.. لعنت‌بهش‌‌لعنت‌بهششش یادم‌افتاد‌توی‌کشو‌ی‌پایینی‌یه‌کلید دیدم‌‌دوباره‌برگشتم‌سمتش‌و‌کلید‌و‌برداشتم چرخوندم‌..خودش‌بود‌باز‌شد کشو‌رو‌باز‌کردم‌‌دو‌بسته‌پول‌بایه‌جعبه‌دیده‌ میشد‌جعبه‌رو‌باز‌کردم‌‌که‌چشمم‌به‌همون گوشی‌قرمز‌افتاد‌ گوشی‌رو‌برداشتم‌و‌جعبه‌رو‌مثل‌روز‌اول گزاشتم‌سر‌جاش‌بعد‌کشو‌رو‌قفل‌کردم و‌کلید‌گزاشتم‌توی‌کشو‌پایینی.. سریع‌خارج‌شدم‌تا‌برم‌خبر‌خوب‌و‌به نازنین‌بدم‌که‌همون‌لحظه.. به‌قلم‌:هستی ادامه‌دارد..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا